یکی از خوانندگان سایت
امروز ساعت 17:10 سوار قطار مترو صادقیه کرج شدم قطار بعد از چند دقیقه از حرکت ایستاد و این در حالی بود که قطار مملو از مسافر بود که همگی خسته و کوفته از سر کار بر می گشتند. شلوغی جمعیت مسافر به حدی بود که مثل همیشه جا برای سوزن انداختن نبود و دالن هایی که در طبقات بالا و پایین 350 نفر بطور نشسته ظرفیت داشت، بیش از هزار نفر بصورت فشرده و طبق معمول هر روز سوار شده بودند و حتی به این قطعی برق قطار و ایستادن ها و ..عادت داشتیم ولی این بار بیش از نیم ساعت قطار بطور خاموش ایستاد و بالاخره فریاد مردم بلند شد و مسئولین ؛ همه ما را در میان راه پیاده کردند و مردم بیچاره پیاده در میان ریلهای قطار به سمت کرج و بعضی ها که پول کرایه داشتند از طریق اتوبان کرج به سمت کرج حرکت کردند ولی عده ای غیور مرد و شیر زن هم بودند که دلیرانه ایستادند و در ایستگاه چیتگر غوغا بپا کردند و با شکستن شیشه ها اعتراض خود را نشان دادند و در این میان از پیرمرد 60 ساله تا دانش آموز دیده می شد.مسئولین مترو می گفتند که پیاده شوید و با قطار تهران برگردید!! ولی ما مردم هشیار فریاد زدیم که بلیط ما را به ما برگردانید و تا وقتی که قطار کرج درست نشود یا برای ما بتعداد لازم اتوبوس به سمت کرج نفرستید ما از جایمان تکان نمیخوریم.جمعیت معترض بیش از 2 هزار مسافر بود و ای کاش مسافران همه دالن ها میماندند و حق خود را طلب می کردند. مسئولین قطار از ترس در اطاقک خود پنهان شده بودند اطاقکی که ضد ضربه بود حتی ضربه های من که قادر بود یک بلوک سیمانی را بشکند نتوانست آن حصار شیشه ای را بشکند! ولی آخر کار مامورین انتظامی وارد ایستگاه شدند که تا بن دندان مسلح بودند. در این میان پلیس های لباس شخصی بودند که در میان ما مردم را به گمراهی می کشاندند تا جمعیت ما را متفرق کنند و با صدای بلند داد می زدند که اتوبوس کرج بیرون منتظر شماست !!! و یا فریاد می زدند: شلوغ نکنید ما ها لیسانس داریم!!!بعد از یکساعت معطلی برق قطار به راه افتاد و همگی سوار شدیم و به کرج رسیدیم در حالیکه در داخل قطار به تحسین یکدیگر می پرداختیم. یکی می گفت که من بودم که فلان شیشه را شکستم و دیگری می گفت من بودم که تابلو مترو را از جا در آوردم و ... و همه خوشحال بودیم.کاش همه مردم اینگونه با هم متحد باشند.