توصيه هايي به نويسندگان جوان
نامه زير که به تاريخ 17 سپتامبر 1935 نوشته شده است، به تازگي پيدا شده و در يکي از نشريه هاي ادبي معتبر امريکايي به چاپ رسيده است.
دوست عزيز، جناب آقاي دين
دست نوشته ها را امروز با پست فوري برايتان مي فرستم. به گمانم دلايل پذيرفته نشدن داستان ها از اين قرار باشد؛ داستان «فوتس»؛ زيادي طولاني است. داستان کوتاهي است که کش داده شده است و چه بسا همه آن را بتوان به صورت اقامه دعوايي در يک دادگاه نقل کرد.
داستان «ارکيده سياه»؛ زيادي تکه تکه و پراکنده است؛ رشته اپيزودهايي است به هم پيوسته و ادامه دار که بعضي از آنها لازم به نظر نمي رسند و آنها که وجودشان لازم نيست به تنهايي آنقدر جالب نيستند که بتوان براي چاپ شان هزينه يي صرف کرد.
داستان به اندازه کافي قرص و محکم نيست. با در نظر گرفتن يک صحنه واحد که ارزش دراماتيک داشته باشد ساخته نشده است.
مي توانم همين جا صحبت را تمام کنم و دست از رنجاندن شما بردارم، اما اين کار را نمي کنم. من حرفه نويسندگي را انتخاب کرده ام و اين حرفه برايم آن قدر محترم است که اين کار را نکنم. از «ارکيده سياه» مايوس شدم. داستاني که درباره آن خانواده برايم تعريف کرده بوديد انصافاً خوب بود.
اما آن را به آن شکل نوشته ايد. چيزي نوشته ايد که مشابه اش فراوان نوشته شده و ديگر اصالت اش را از دست داده است؛ آدم دورگه يي که از صحنه جنگ مي گريزد. خيال مي کردم مي خواهيد درباره آن دورگه يي يا خانواده يي از دورگه هايي بنويسيد که آنقدر اراده و منش از جانب طرف سفيدپوست به ارث برده اند و در جنگ بين ايالت ها جنگيده اند که ديگر حاضر نشوند پا به فرار بگذارند، اما به عکس تاب مي آورند و به جان آدم هايي مي افتند که خون شان از ديگران رنگين تر نيست. داستان از اين قرار است. اگر نمي خواهيد داستان را بنويسيد چطور است به خودم واگذارش کنيد؟
گمان نکنم به اندازه کافي کتاب خوانده باشيد. منظورم تحقيق و جمع آوري اطلاعات نيست؛ چه کسي در بند اطلاعات است. به اندازه کافي داستان هايي نخوانده ايد از آدم هايي که داستان هايشان را خوب نقل کرده اند. کتاب هاي زير را بخوانيد و بعد دوباره «ارکيده سياه» را باز سر تا ته بنويسيد؛
برادران کارامازوف اثر داستايوفسکي، بودنبروکس اثر توماس مان، تس از دï اوربل ويل اثر توماس هاردي و هر اثر ديگري از هاردي که به دستتان افتاد.
اين حرف ها چه بسا شما را برنجاند. اگر رنجيده شويد ديگر حق نداريد اصلاً دست به نوشتن بزنيد. اگر نشويد شايد روزي به جايي برسيد. نمي توانم بگويم کي يا چقدر طول مي کشد، چون در مورد خودم هم همين طور است. اما هيچ نوشته يي که ارزش نوشته شدن داشته باشد هيچ گاه در همان بار اول نوشته نشده، يا در عرض يک روز يا يک سال يا گاهي در عرض يک دهه.
ارادتمند، ويليام فالکنر
از مسابقات فرمول يک تا نويسندگی ۸۶/۸/۲۹
سس تند بخوريد، راي بدهيد!
معامله يي به قيمت پرسپوليسي شدن پروين