شيطونی در قطاريه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن.
قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد!
قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون.
پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش!
دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه.
پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيه ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي خوريم!
پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!!!
زن و شوهر اصفهانی در چین ناپدید شدند
اعتياد به اينترنت را جدی بگيريد