افتخارات و اشتباهات دايیعلي دايي اين روزها از 2 منظر مورد توجه قرار گرفته است: يکي پايدار بودن فتوحات قبلي او در جداول جهاني گلزني و دستاوردهاي فوتبال و دعوت وي به مراسم مختلف به همين علت است و دوم نتايج رو به نزول و تحليل رونده سايپا با مربيگري اوست که نمي توان مرتبط بودن دومي را با اولي رد کرد و آن را منتج از عامل نخست ندانست.
پس از انتخاب کاپيتان سابق تيم ملي ايران به عنوان بيست و ششمين فوتباليست برتر تاريخ (که البته عنواني اغراق شده براي او و سزاواري وي کمتر از اين بود) خبر قرار داشتن دايي در صدر جدول برترين گلزن در تاريخ برگزاري دور مقدماتي جام هاي جهاني رسيده که يک موفقيت براي کل ورزش ايران است.
پيش از تمام اينها نيز مهاجم سابق باشگاه هاي پرسپوليس، بايرن مونيخ، هرتابرلين و صبا باتري عنوان برترين گلزن تاريخ ديدارهاي ملي را تصاحب و در حالي از رقم 100 گل عبور کرده بود که پيش از وي هيچ مهاجمي در سطح ملي از رقم 85 گل فراتر نرفته بود، با اين حال اعلام و انعکاس موفقيت هاي زمان بازيگري دايي و دعوت از وي به اينجا و آنجا به قصد ارج گذاشتن بر آن توفيق، وقت و توجه دايي را چنان کم کرده که سايپا ميزان زيادي از کارايي اش را از دست داده و سقوط شديد در جدول رده بندي ليگ برتر ايران و سپس حذف شدن به دست فولاد اهواز در مسابقه هاي جام حذفي کشور محصول مستقيم همين کم توجهي ها به کار تيمداري از سوي دايي 38 ساله بوده است.
دايي به عنوان نماد بزرگ فوتبال ايران طي 15 سال اخير، به بيشتر مراسمي که از سوي نهادهاي مختلف ترتيب داده شده ، دعوت شده و جديدترين نمونه آن قرعه کشي دور مقدماتي جام جهاني 2010 بوده است که يکشنبه 4 آذر در دوربان آفريقاي جنوبي صورت پذيرفت و دايي را نيز به آن فراخواندند.
کاملا محسوس
با اين که حضور دايي در اين گونه مراسم و گردهمايي ها هميشه نوعي افتخار براي کشور ما بوده، اما به نظر مي رسد اين مسائل از تمرکز او روي کار اصلي اش که هدايت سايپاست، کاسته باشد و اين مساله در نتايجي که اين تيم گرفته (قبول 6 باخت در 13 مسابقه اش در ليگ) کاملا محسوس بوده است. تنزل تيمي که قهرمان فصل پيش ليگ کشور بوده، به رده هاي چهاردهم و پانزدهم اين فصل نمي تواند رويدادي عادي تلقي شود و ارتباطي با کادر فني اش نداشته باشد.
موضوع وقتي حادتر مي شود که در نظر بگيريم سايپا نماينده اول ايران در دوره بعدي جام قهرمانان باشگاه هاي آسيا به حساب مي آيد و بايد حضورش را در اين پيکارها از اسفند ماه شروع کند و فرصتي کمتر از 3 ماه براي آن مهم، بر دشواري هاي کار سايپا در آن مسابقه ها مي افزايد.
تعدد نتايج بد سايپا در صحنه رقابت هاي ليگ که دايي مکرر کوشيده است به مسائل جنبي مثل داوري و بداقبالي ها و شرايط نامساعد جنبي ارتباط دهد، شايعه برکناري او را نيز طي هفته هاي اخير قوت بخشيده و حتي يکي دو جانشين عمده نيز براي او رديف شده اند، اما اگر او ماندني باشد بايد فکري اساسي به حال کمبودهاي فني تيمش که کم نيز نيستند، بکند؛ زيرا با اين بساط سايپا نه تنها راهي به جمع 6 تيم بالانشين ليگ داخلي ندارد، بلکه همانند جام حذفي ايران ناکام قطعي جام قهرمانان آسيا هم خواهد بود.
برآورد اشتباه
کم توجهي و اشتباهات دايي فقط به نوع و ميزان رسيدگي وي به تيمش طي اين فصل منحصر و منتهي نمي شود و او در برآورد نيروها و نفرات تيمش در تابستان امسال نيز مرتکب قصورهايي شد. وقتي امثال يزداني، خليلي، مومن زاده و فرزانه سايپا را ترک گفتند، هرچند دايي جانشيناني را براي آنها جور کرد، اما وقايع و نتايج اين فصل بوضوح به ما مي گويند که اين جايگزيني ها ناموفق بوده اند و آمده ها، اصلا جاي رفته ها را پر نکرده اند.
روشن ترين نمونه در اين زمينه به پست سانتر فوروارد مربوط مي شود که هرچند ادريانو الوز برزيلي به سايپا آمد و او از بهترين مهاجمان ليگ ايران در چهار پنج سال اخير بوده و ابتدا در استقلال اهواز و سپس مس کرمان کارنامه قبولي گرفته بود، اما پر کردن جاي خليلي کوچ کرده به پرسپوليس و دايي بازنشسته شده (به عنوان بازيگر) را غيرممکن يافته و به اين ترتيب ضعف در کار گلزني عيب عمده سايپا در اين فصل جلوه کرده است.
اين تيم به اين سبب گلهاي پرشماري را در طول فصل از دست داده و از برتري هاي ميداني خود به حد کفايت سود نجسته است. اصولا از مرکز خط مياني هم توپ سازي موثري براي حمله وران تيم صورت نمي پذيرد، زيرا کيانوش رحمتي هم در اين پست جانشين موفقي براي يزداني جلوه نکرده است.
سرسختي
اينها فضاي تيمي را به دست مي دهد که نه مهره گيري مناسبي داشته، نه فني و ظريف بازي مي کند و نه مربي اي دارد که وقت و ظرافت حل تمام اين مشکلات فني را داشته باشد. شايد اگر علي دايي، دايي نبود، خودش در تابستان به پست مديريت فني ارتقاء مي يافت و مربي بهتري را براي اداره فني تيم خود برمي گزيد؛ اما سرسختي او که سلاح اصلي وي طي سال ها حضور مختلف اش در ميدان بوده ، به او چنين اجازه اي را نمي دهد و فقط مي توان اميد بست که همين خصلت از مشکلات سايپا در نيم فصل دوم ليگ بکاهد و ضايعات پرشمار نيم فصل اول را جبران کند؛ هرچند در آن صورت نيز آينده نارنجي و سفيدها در جام نخست باشگاهي قاره مبهم نشان مي دهد.
عنايتی: به خاطر دايی هر كاری میكنم ۸۷/۳/۷
افتتاح ورزشگاه دايی ۸۷/۲/۲۶
استعفای احمدزاده را قبول نمیكنم ۸۷/۲/۱۸
حرف های عجيب دايی ۸۷/۲/۸
سفر دايی به اروپا ۸۷/۲/۴
مايلیكهن به دادگاه احضار شد ۸۷/۱/۲۹
سرمربی روی جلد ۸۶/۱۲/۲۳
علی دايی، سرمربی جديد تيم ملی فوتبال ۸۶/۱۲/۱۴
سايپا و دايي در بن بست ۸۶/۸/۷
دختران نوجوان مواظب باشيد!
مرگهای شگفت انگيز در تاريخ