حمام و لنگرغضنفر تو حمام برای خودش زده بود زیر آواز و میرقصید.
زنش میگه: چه خبره خونه رو گذاشتی رو سرت؟
میگه: آخه خودم رو دارم با صابون عروس میشورم، حس تو عروسی بودن بهم دست داده!
غضنفر پاش لنگ بود، یه سفر دریایی براش پیش میاد با كشتی میره سفر، وقتی برمیگرده ازش میپرسن سفرت خوب بود؟
میگه: آره فقط خیلی میترسیدم!
میگن: چرا؟
میگه: آخه، همش میگفتن: لنگرو بندازید پایین، لنگرو بندازید پایین!
اميرقلی - G3
توليد مكمل روغن موتور بر پايه نانوالماس