ژاپنی، بمب و تاکسیيه روز راننده تاكسي به مسافرش كه شبيه ژاپني ها بوده ميگه آقا ببخشيد شما ژاپني هستيد؟ مسافر ميگه نه. بار دوم ازش ميپرسه شما ژاپني هستيد؟ بازم ميگه نه.
بار سوم بازم ميپرسه، مسافره ديگه از كوره در ميره ميگه آره هستم.
راننده تاكسي ميگه: به قيافت نمياد.
غضنفر و رفيقش داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن. دوستش به غضنفر ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ غضنفر ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم.
يه روز غضنفر سوار تاکسي ميشه، زنشو ميشونه رو صندلي جلو که راننده تو آينه نبينتش.
موساکا
پيتون پنج متری خانگی