نبض گياهان را بگيريمشايد تاکنون ملخ، سوسک يا موجوداتي کرمي شکل (نوزاد حشراتي مثل پروانه ها) را روي گياهان مختلفي در باغچه يا گلدان هاي خانه تان يا در پارک ها ديده باشيد شايد هم پودر سفيد گچ مانندي روي برگ هاي گل سرخ يا شمشاد يا هر گياه ديگري توجه تان را جلب کرده باشد، اينها مجموعاً آفات و عوامل بيماري زاي گياهي هستند که اينچنين خسارت مي زنند.
البته تا وقتي تعداد اين حشرات يا علائم بيماري ها کم باشد و قابل تحمل، مشکلي نيست، اما مساله اين است که مثلاً ملخ، وقتي گياه را رها مي کند که همه آن را خورده باشد و در واقع آن موقع گياهي وجود ندارد که آن را ترک کند، و همين طور اين پودر گچ مانند که در واقع ريسه هاي قارچ عامل بيماري سفيدک پودري است، وقتي از بين مي رود که سلول هاي برگ مرده و کارخانه هاي فتوسنتز گياه تعطيل شده باشند.
اما چرا گياهان اين گونه از آفت ها خسارت مي بينند؟
حقيقت اين است که تا قبل از روي آوردن بشر به زندگي بر محور کشاورزي، مساله يي به نام آفت (به مفهوم کلي آن شامل حشرات، عوامل بيماري زا و علف هاي هرز) مطرح نبوده است. اما درست از زماني که انسان، صحراگردي را به کناري نهاد و در کنار رودها تمدن برپا کرد و ناگزير شد براي نجات جانش از گرسنگي، استراتژي دخالت در طبيعت را با هدف اهلي کردن گياهان براي کشت برگزيند، آفت نيز موجوديت پيدا کرد. با کشت گياهان اهلي شده در زمين هاي بزرگ زراعي، تعادل زيستي اکوسيستم هاي طبيعي به هم خورد، به طوري که به عنوان مثال، حشرات توانستند غذاي فراوان خود را در مزارع يکدست کشت شده بيابند و بي هيچ مزاحمي جمعيت خود را افزايش دهند. بنابراين آنچه ما امروزه به عنوان ظهور و در موارد بسياري، طغيان آفت ها شاهديم، حاصل تغيير در شيوه زندگي انسان ها است.
به هر روي، آنچه اکنون دسترنج زارعان را تهديد و در مسير حرکت به سمت توسعه پايدار و امنيت غذايي مانع ايجاد مي کند و نيز دشمن طبيعت سبز محدود ولي با ارزش شهرهاست، حشرات و عوامل بيماري زاي گياهي هستند. هر چند بايد بپذيريم که حشرات نيز به عنوان عضوي زنده از طبيعت و حلقه يي از زنجيره هاي غذايي، حق زندگي و استفاده از غذا را دارند، اما در عين حال نمي توان به آنها اجازه داد باعث محدود شدن منابع غذايي انسان شوند يا چهره سبز شهرمان را بخراشند. درست در همين نقطه است که علم گياه پزشکي وارد عرصه مي شود.
«گياه پزشکي» علم حفظ نباتات است؛ دانش حفاظت از گياهان در برابر عوامل زنده و حتي غيرزنده تهديدکننده زندگي آنها و از جمله حشرات. در گذشته کارشناسان حفظ نباتات، اصل را بر مبارزه قاطع و بي چون و چرا با آفات مي گذاشتند و نتيجه مناسب اقدامات خود را حذف کامل آنها مي دانستند. اما به تدريج، زيست محيطي شدن نگاه گياه پزشکان به مقوله حفظ نباتات (که تحت تاثير کتاب «بهار خاموش» اثر دکتر راشل کارسون صورت گرفت) انديشه ها را به سمت تفکر گياه پزشکي مدرن سوق داده است. در اين تفکر، هدف از مبارزه با عواملي مانند حشرات، قتل عام آنها با سلاح شيميايي نيست، بلکه هدف، کنترل جمعيت آنها تا رسيدن به زيرآستانه اقتصادي خسارت است. در نتيجه، حشرات به عنوان عضوي زنده در اکوسيستم، در حوزه عمل و محيط زندگي خود (نيچ اکولوژيک) فعال باقي مي مانند و از طرفي محيط زيست نيز کمتر آلوده آفت کش ها مي شود.
آفت ها و بيماري هاي گياهي، گاهي اثرهاي بسيار وخيمي برجاي مي گذارند. نابودي جنگل هاي شاه بلوط در شرق ايالات متحده در اثر بيماري بلايت (خشکيدگي سرشاخه)، آسيب به صنعت قندسازي در امريکا به خاطر اپيدمي يک نوع بيماري ويروسي در مزارع چغندرقند در دهه 1920 و قحطي گسترده در ايرلند به دليل بيماري بلايت سيب زميني در سال هايي که سيب زميني غذاي اصلي مردم ايرلند بود، تنها نمونه هاي کوچکي از اين اثرهاي ناگوار است.
با اين اوصاف و از آنجا که جمله حکيمانه يي که در مورد بيماري هاي انسان مي گويد «پيشگيري بهتر از درمان است» در مورد بيماري هاي گياهي هم صدق مي کند، گرفتن نبض گياهان و کنترل سلامتي آنها، براي در امان ماندن از اين آسيب ها به ما بسيار کمک مي کند.
گياه خواران بخوانند! ۸۶/۹/۷
گياهان و سلامت خانواده ۸۶/۹/۳
شبکه اطلاعاتی گياهان ۸۶/۷/۲۲
عسل، تسکين دهنده سرفه کودکان
رقص چينيها در استاديوم