ساعت و گاوداری- اولی: چرا سرت را بستی؟
دومی: از یك قهرمان بوكس پرسیدم ساعت چنده، اونم 5 بار با مشت زد تو سرم.
اولی: خوب تو چیكار كردی؟
دومی: خدا رو شكر كردم كه ساعت 12نبود!
- غضنفر گاوداری داشت، مامور بهداشت میاد و میپرسه: به گاوات چی میدی؟
میگه: آشغال، كاغذ پاره!
ماموره جریمش میكنه و بعد از چند وقت دوباره میاد و میپرسه: حالا چی بهشون میدی؟
غضنفر میگه: با ترس میگه چلوكباب، جوجه کباب با نوشابه!
ماموره دوباره جریمش میکنه و بعد از چند وقت برای بار سوم میاد و میپرسه حالا چی بهشون میدی؟
غضنفر میگه: آقا من دیگه حوصله ندارم، بهشون پول میدم خودشون هر چی خواستن بخرن و بخورند!
اشتباه در سرمایه گذاری
مهاجران، یک پنجم جمعيت کانادا