چهار روز اسارت در دستشويیهيچ کس نمي توانست تصور کند چه عاملي باعث شده است ديويد لگات 55 ساله چهار روز در دستشويي زنداني شود.
او که در اثر سرما در حال يخ زدن بود در اين چهار روز چيزي جز آب دستشويي براي خوردن نداشت زيرا در توالت گير کرده بود. او که تمام اين چند روز را در تاريکي گذرانده بود شب ها تنها سه ساعت مي خوابيد و براي اينکه پاهايش را از يخ زدن حفظ کند آن را در داخل لگن توالت مي گذاشت تا با آب گرمي که از آن مي آمد گرم شود.
از آنجا که اين دستشويي در خارج از سالن بولينگ مورد علاقه آقاي لگات قرار داشت ندرتاً کسي در زمستان به آن سر مي زد. لگات در اين چهار روز نه غذايي براي خوردن و نه تلفن همراهي براي گرفتن کمک داشت. اوج فاجعه اينجا بود که اين دستشويي به هيچ پنجره يي که او بتواند با شکستن آن خود را از اين وضعيت نجات دهد مجهز نبود.
باب اوينگ منشي اين کلوپ دو روز تمام را به دنبال دوست خود گشت اما نتوانست او را پيدا کند. آقاي لگات معلم بازنشسته تنها زماني نجات يافت که فردي براي تميز کردن دستشويي آمد و صداي فرياد او را براي کمک گرفتن شنيد. اين بلا زماني بر سر لگات آمد که او در دستشويي را بست و دستگيره آن از پشت در افتاد و در نتيجه دستگيره داخل دستشويي هم از کار افتاد.
او گفت؛ «من با خود هيچ چيز همراه نداشتم، بنابراين خود را با آب دستشويي زنده نگه مي داشتم. باور کنيد من در اين چند روز مرگ را به چشم خودم ديدم زيرا از سرما در شرف منجمد شدن بودم و جز شلوار و کتم چيزي براي پوشيدن نداشتم.» زماني که آقاي لگات بالاخره توسط فردي که براي تميز کردن دستشويي آمده بود پيدا شد، توانست به کمک پيچ گوشتي از زندان چهار روزه خود بيرون بيايد.
يکي از دوستان او گفت؛ «اگر ديويد ازدواج کرده بود بالاخره کسي به دنبال او مي آمد. او چون مجرد است کسي را ندارد که نگرانش شده يا به غيبت طولاني مدت او مشکوک شود.»
حق وکالت، علت مرگ و سکوت
آجر مقاوم به زلزله ساخته شد