غضنفر قصاب بود. وقتی میره خواستگاری، ازش میپرسند: چه كارهای؟ میگه: لوازم یدكی گوسفند میفروشم!
از خسیسه میپرسند: چه آرزویی داری؟ میگه: آرزو می كنم كچل بشم، تا دیگه پول سلمانی ندهم!