رفتم، مرا ببخشسروده ای از ترانه سرای نامدار کشورمان، شادروان فروغ فرخزاد

رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را - با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود - رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو که چرا رفت، ننگ بود - عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح - بیرون فتاده بود به یک باره راز ما
رفتم که گم شوم چون یکی قطره اشک گرم - در لابه لای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان - فارغ شوم ز کشمکش و جَنگ زندگی
من از دو چشم روشن و گریان گریختم - از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر - آزرده از ملامت وجدان گریختم
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز - دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم - مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش - در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها - دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
فروغ فروخ زاد ۸۶/۷/۱۶
گوری تازه برای فريدون فرخزاد ۸۶/۶/۱۸
پرواز را بخاطر بسپار ۸۶/۶/۱۷
پرواز را بخاطر بسپار - فروغ فرخزاد ۸۶/۵/۲۹
گل ها را بو کن!
گريه کردم