داستانهای ملانصرالدين (۲)داستان خویشاوند الاغ:
روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد.
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست، اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟
داستانهای ملانصرالدين (۶) ۸۶/۱۱/۸
داستانهای ملانصرالدين (۵) ۸۶/۱۱/۵
داستانهای ملانصرالدين (۴) ۸۶/۱۱/۴
داستانهای ملانصرالدين (۳) ۸۶/۱۱/۲
داستانهای ملانصرالدين (۱) ۸۶/۱۰/۳۰
گلوکز پايين، بهترين رژيم غذايی
نماد ملی اتريش در يک قدمی نابودی