داستانهای ملانصرالدين (۷)داستان ملا در جنگ:
روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟!
داستانهای ملانصرالدين (۶) ۸۶/۱۱/۸
داستانهای ملانصرالدين (۵) ۸۶/۱۱/۵
داستانهای ملانصرالدين (۴) ۸۶/۱۱/۴
داستانهای ملانصرالدين (۳) ۸۶/۱۱/۲
داستانهای ملانصرالدين (۲) ۸۶/۱۱/۱
داستانهای ملانصرالدين (۱) ۸۶/۱۰/۳۰
فوائد كافئين برای پوست
کد IMEI در موبایل چیست؟