آداب تماشای فيلم در يک جشنوارهاگرچه حالا که شما داريد اين يادداشت را مي خوانيد، اولين روز جشنواره سپري شده و دومين روز آن در حال برگزاري است، اما من در زماني دارم اين مطلب را مي نويسم که هنوز پا به سالن نمايش فيلم هاي جشنواره نگذاشته ايم و عملاً جشنواره را افتتاح نکرده ايم. بنابراين هنوز «کنعان» و «به همين سادگي» را نديده ايم و طبعاً نظري هم درباره شان نداريم.
به اين ترتيب اگر اجازه دهيد، از اين مجال استفاده کنيم و درباره يک معضل اساسي صحبت کنيم که هر سال در ايام جشنواره جلب توجه مي کند.
احتمالاً مي دانيد که جشنواره فجر از حيث تنوع مخاطبانش در ميان جشنواره هاي سراسر جهان بي رقيب است؛ طيف مخاطبين اين جشنواره را جماعتي از مردم عادي کوچه و بازار تا مسوولان دولتي و نمايندگان مجلس شکل مي دهند. توضيح دقيق تر ماجرا اين است که هر کدام از مردم ساکن کشور ايران که در ايام برگزاري جشنواره هوس کنند در اين جشنواره شرکت کنند، در صورت داشتن دوست و آشنا و به دست آوردن کارت و بليت مي توانند وارد سالن نمايش شوند و فرقي نمي کند که اهل سينما باشند يا قصاب يا راننده تاکسي يا فروشنده دوره گرد يا سياستمدار.
گرچه اين يک وضعيت غيرعادي و غيرمنطقي است، اما بحث ما فعلاً چيز ديگري است؛ تنها سالن نمايش جشنواره فجر که قرار است شباهتي به وضعيت سالن نمايش ديگر جشنواره هاي دنيا داشته باشد، سالن مطبوعات است. قرار است حاضرين در اين سالن، جماعت منتقد و نويسنده و خلاصه مطبوعاتي هاي اهل سينما باشند، يعني همان ترکيبي که در جشنواره هاي جهاني بخش عمده ميهمانان يک جشنواره را تشکيل مي دهند. اما در عمل اين اتفاق نمي افتد و برگزارکنندگان جشنواره اين سالن را تبديل مي کنند به ترکيب درهم جوشي از کساني که به هر دليلي مي خواهند کارت داشته باشند و با خيال راحت همه فيلم هاي جشنواره را ببينند.
وقتي اولين بار اين تفکيک انجام شد و در جشنواره يازدهم همه مطبوعاتي ها را فرستادند سينما شهرقصه، به رغم ظرفيت سيصد، چهارصد نفري آن سالن نازنين و از دست رفته، همه يکديگر را مي شناختند و غريبه يي در آنجا مشاهده نمي شد و مشکل پيدا کردن صندلي خالي هم وجود نداشت و کسي آن يکي را هل نمي داد و بر سر گرفتن چاي و نسکافه دعوا راه نمي افتاد. حالا نمي دانم چه اتفاقي افتاده که با وجود ظرفيت هزار نفري سينما صحرا نمي شود با آرامش به تماشاي فيلم ها نشست. اما از اين بحث هم بگذريم؛ چيزي که مي خواستم بگويم اين است که در همان سال که همه ما در سينما شهرقصه فيلم ها را مي ديديم، فضاي عمومي سالن نمايش در زمان پخش فيلم ها کاملاً يکدست بود و خنده هاي دسته جمعي يا کف زدن ها و سوت زدن ها معياري بود براي تشخيص اينکه منتقدان سينماي ايران چه نظري نسبت به فيلم يا يک سکانس معين يا حتي يکي از ديالوگ هاي آن دارند.
يادم هست خيلي ها از ابتداي نمايش فيلم ترسناک مردي در آينه بلند بلند مي خنديدند و در زمان پخش فيلم افعي هم به شکل اغراق آميزي دست مي زدند و سوت مي زدند و مي خنديدند. خب، البته اين واکنش ها فيلمسازان را عصباني مي کرد و همين رفتارهاي ما باعث شد محمدرضا اعلامي هنگام برگزاري نشست مطبوعاتي فيلمش حسابي از کوره در برود. اما خب، قاعده اين بازي همين است.
يعني کسي که يک فيلم اکشن تجاري با سر و شکل افعي را به ميان منتقدان مي آورد و مي خواهد واکنش آنها را ببيند بايد تحمل عواقب عملش را داشته باشد. همان طور که فيلم هاي خوب و مهم آن سال مثل سارا و از کرخه تا راين و... واکنش تاييدآميز جمعي دريافت کردند.
فضاي يکدست و حرفه يي آن سال در سينما شهرقصه، باعث شد اميدوار شويم نمايش فيلم ها در سالني با اين ترکيب جمعيتي، شايد فضاي جشنواره فجر را به فضاي واقعي يک جشنواره فيلم در سطح جهاني نزديک کند. اما بعد از تبديل شدن ترکيب حاضر در سالن مطبوعات به چيزي که الان شاهدش هستيم، در سال هاي اخير بارها خوانده ام و شنيده ام که بعضي ها از سر و صداهاي جمعي در طول نمايش بعضي فيلم هاي جشنواره ابراز نارضايتي مي کنند و با لحن دلسوزانه يي ما را نصيحت مي کنند که آدم بايد در طول نمايش يک فيلم، ساکت و مودب سرجايش بنشيند و به سازندگان فيلم احترام بگذارد.
حتي يکي دو سال قبل، روابط عمومي جشنواره اعلام کرد که از اين به بعد با اين تماشاگرنماها برخورد خواهد شد، البته در فضايي که حتي تحمل اعطاي ساليانه زرشک زرين هم وجود ندارد و بعد از يک دوره، ديگر نگذاشتند اين آيين جذاب ادامه پيدا کند، نمي دانم چه طور بايد توضيح داد که ما به عنوان منتقدان اين سينما و آدم هاي به اصطلاح حرفه يي اين عرصه، اصلاً قرار نيست بياييم همه فيلم ها را مودبانه از ابتدا تا انتها تماشا کنيم.
در هيچ کدام از جشنواره هاي دنيا هم چنين اتفاقي نمي افتد. جشنواره فيلم، سالن نمايش خصوصي يا نمايش افتتاحيه فيلم ها نيست که عده يي را دعوت کرده باشند تا در جشن اکران اول يک فيلم حضور داشته باشند؛ بلکه يک فراخوان جمعي است که از متخصصين اين عرصه تقاضا مي کنند مجموعه فيلم هاي برجسته يي را تماشا کنند.
اگر در ميان اين مجموعه، چند فيلم بنجل و پيش پاافتاده بخواهند اداي فيلم هاي خوب و مهم را دربياورند، بايد واکنش نشان داد. چون در واقع دارند به ما توهين مي کنند و به رغم ساختار ضعيف شان آمده اند خودشان را به يک جشنواره تحميل کنند و دارند وقت ما را تلف مي کنند. ساکت نشستن در برابر فيلم هاي بد و ضعيف است که تعجب دارد، نه خنديدن و سوت زدن در زمان پخش اين فيلم ها.
به همين سادگی، بهترين فيلم دوره بيست و ششم ۸۶/۱۱/۲۳
پيش فروش بليتهای جشنواره فجر ۸۶/۱۰/۳۰
ميلان و اينتر تبرئه شدند
کلاغ پر