ورزشکارانی که در پارک می خوابندبدترين وضعيتي که مي توانيد براي يک ورزشکار تصور کنيد، چه وضعي است؟ «اينکه در يک سالن سرد تمرين کند؟» نه، اين وضع براي ملي پوشان تکواندو در سالن تکواندوي مجموعه ورزشي پيش آمده بود و کک کسي هم نگزيد.»
«اينکه نايب قهرمان پرتاب وزنه اروپا را به ايران بياورند و جايي را براي تمرين به او بدهند که زباله داني است؟» نه اين اتفاق براي ليلا رجبي افتاده که در ماه اول حضورش در ايران با تابعيت ايراني او را به يکي از زباله داني هاي بوشهر فرستاده بودند.
«اينکه قهرمان مشت زني آسيا در بازي هاي آسيايي دوحه 2006 باشي و حتي نتواني زندگي خانواده خودت را بچرخاني؟» نه، اين وضع هم براي علي مظاهري پيش آمده بود که پس از طلاي بازي هاي آسيايي دوحه 2006 فاش کرد که ماهيانه کمتر از دويست هزار تومان درآمد دارد. براي کشف کردن اين «وضعيت» بايد برويد بنشيند پاي حرف هاي مرتضي صفري مديرکل تربيت بدني ايلام تا بفهميد ورزشکاران استان غربي کشور چه مي کشند.
صفري مي گويد؛ «ورزشکاران ما در هر سفري که براي مسابقات مي روند، با ميني بوس مسافرت مي کنند. البته اين بزرگ ترين مشکل ما براي اعزام ورزشکاران مان نيست. مشکل ما جايي است که ورزشکاران ما به شهر مقصد مي رسند. ما وقتي به آنجا مي رسيم اصلاً بودجه نداريم که براي ورزشکاران هتل يا مسافرخانه رزرو کنيم و براي همين آنها در پارک و پياده رو مي خوابند. من به چشم خودم ديدم که اين اتفاقات افتاده.
نمي دانم چطور بايد اين اتفاقات را به مديران ورزش ايران انتقال بدهيم. نمي دانم آنها چطور اين چيزها را تحمل مي کنند، در حالي که مي توانند از محل بند (ب) ماده 117 اعتبارات سازمان تربيت بدني به ما کمک کنند. ما قطعاً نيازمند کمک هستيم در حالي که قرارداد يک بازيکن فوتبال در تيم شهرستاني چهارصد ميليون تومان است، ما ساليانه تنها 150 ميليون تومان براي تمام هيات هاي ورزشي بودجه داريم.
به جرات مي توانم بگويم که اگر ما در تربيت بدني استان تنها يک سوم اعتبارات ورزشي استان هاي ديگر را داشته باشيم، در چند رشته حرف اول را مي زنيم.» استان ايلام در کشتي و بوکس هميشه در تيم ملي ستارگان خود را داشته است.
آبحياتیتر از غذا برای ورزشکاران است ۸۷/۳/۱۸
اتومبيل های محبوب ورزشکاران ۸۷/۱/۱۱
نامه 15 ساله در شکم ماهی
باد در علفزار می پيچد