![]() |
نگاهی به فيلم جديد كمال تبريزیكمال تبريزي كارگردان طنزپرداز ايراني كه با فيلم هاي "ليلي با من است" و "مارمولك" مخاطبان سينماي ايران را به سينماهاي خلوت كشاند، اين بار با فيلمي با نام "هميشه پاي يك زن در ميان است" باز هم فروش اول سينماها را در اختيار گرفته است.
فيلم تازه كمال تبريزي به مسائل زنان مي پردازد. مرد روشنفكر و ناشري كه با بي اعتنايي همسرش روبرو است، نمايشنامه اي را از زني به نام پري طلعت پور در موسسه انتشاراتي اش رد مي كند و از روزي كه اين نمايشنامه را رد مي كند با مشكلات و مصايب بي شماري رو به رو مي شود، قطع آب و برق و زنداني شدن و خراب شدن ساختمان انتشاراتي بخشي از اين مصايب بود كه همه به رد شدن همان كتاب بر مي گردد.
فيلم با پيگيري دو مشكل پيش مي رود؛ مشكل اختلاف زن و شوهر و مشكل پري طلعت پور. اختلاف زن و شوهر مسئله دو شخصيت اصلي فيلم است و وكيل مرد كه در ابتداي فيلم معتقد است در هر بدبختي و مصيبتي پاي يك زن در ميان است و پري طلعت پور مسئله مرد است. گره اصلي فيلم نيز در همين جاست و در پايان وقتي اين گره گشوده مي شود، همه چيز حل مي شود و شخصيت انعطاف ناپذيري مثل وكيل هم كه در فيلم نقشي كليدي دارد، به اين اعتقاد رسيده است كه زن براي مرد مثل اكسيژن است.
با اين كه در داستان فيلم موضوع محوري اختلاف زن و شوهر است، اما شخصيت وكيل در فيلم به گونه اي پرورانده شده است كه اين دو را تحت الشعاع قرار مي دهد و ضعف فيلم از همين جا ناشي مي شود.
كارگردان با استفاده از ظرفيت هاي گيشه اي مهران مديري، او را در نقش وكيلي ضد زن كه نقشش در داستان فيلم فرعي است، به شخصيتي اصلي تبديل كرده است. تماشاگر فيلم نيز بيش از اين كه دنبال داستان فيلم باشد، پيگير بازي مهران مديري است و ديالوگ هايي كه او مي گويد.
به عبارت ديگر كارگردان برجسته اي مثل كمال تبريزي هم كه فيلم ها و مجموعه هاي تلويزيوني موفقي چون "ليلي با من است"، "مارمولك" و "دوران سركشي" در كارنامه اش دارد، گرفتار سينمايي شده است كه همه چيز را در بازيگر خلاصه كرده است و همه فيلمش قرباني بازيگر شده است.
با اين همه نبايد از برخي از نماهاي درخشان فيلم ياد نكرد. اين نماها با اين كه در فيلم ارزش ساختاري ندارند، اما به طور مستقل با ارزش اند. اين نماها با حضور دو بازيگر برجسته سينما و تئاتر جان گرفته اند.
كمال تبريزي در اين فيلم با آفريدن شخصيتي كم مانند در سينماي ايران با بازي درخشان رضا كيانيان به نقد دو چهره بودن مديران مذهبي مي پردازد.
رضا كيانيان مدير متشرع و ويلچر نشين يك شركت است كه زن در آنجا كار مي كند. او پس از اين كه مي فهمد زن از همسرش جدا شده است، او را به اتاقش فرا مي خواند. در اتاق موسيقي رمانتيكي در حال پخش است. رييس متشرع، كراوات مي زند و از روي ويلچر بلند مي شود و برايش انگليسي صحبت مي كند و به او پيشنهاد مي دهد.
نكته جالب تر هنگامي رخ مي دهد كه زن عصباني به اتاقش بر مي گردد و منشي اش كه مردي است با نشانه هاي كمرنگي از مردان هم جنس گرا، وقتي عصبانيت او را مي بيند، مي گويد "پس بالاخره به تو هم پيشنهاد داد."
تقريبا مي شود گفت اين تنها فيلمي است در سينماي روز ايران كه نگاهي بدون قضاوت و در معرض آسيب به چنين شخصيتي انداخته است، در حالي كه حتي تهمينه ميلاني هم در فيلم قبلي اش "آتش بس" وقتي در نماي كوتاهي چنين مردي را نشان مي دهد، او را بيمار معرفي مي كند.
نماي ديگر با بازي كوتاه اما درخشان حسن معجوني بازيگر تئاتر اتفاق افتاده است. معجوني در نقش رييس كلانتري سه بار با شخصيت اصلي (كه جبيب رضايي نقشش را بازي مي كند) رو به رو مي شود، دو بار دربازداشتگاه و يك بار در رستوران.
او يك بار پيش از بازداشت با شخصيت اصلي حرف مي زند و بي عدالتي در جامعه و فساد و حتي مسايل پيش آمده در داوري جشنواره فيلم فجر را به گردن او مي اندازد.
اگر بخواهيم درباره فيلم تازه كمال تبريزي قضاوتي جامع داشته باشيم، بايد بگوييم كه فيلم ازپاره هاي درخشان و مستقلي تشكيل شده است كه انسجام لازم را براي هم نشيني ندارند، يا به عبارت ديگر يك كارگرداني خوب قرباني فيلمنامه اي بد شده است.
پركارترين سينماگر اين روزها ۸۶/۸/۱۹
گاهي به آسمان نگاه کن ۸۶/۶/۳۱
جسد ايستاده در مراسم عزاداری
هشت دليل ناكامی ايران در المپيك پكن اعلام شد