![]() |
مزاحمت برای آقای بی غيرتآقای بی غيرت میخواسته یک چرت بخوابه، هی تلفن زنگ میزده و دوست و آشنا باهاش احوال پرسی میکردن و نمیگذاشتن به خوابش برسه.
خلاصه آخر شاکی میشه، به زنش میگه: خانم جان، من دارم میرم بخوابم. اگه تلفن زنگ زد، با من کار داشت، بگو آقا خونه نیست.
خلاصه میره تو اتاق و هنوز رو تخت ولو نشده بوده که تلفن زنگ میزنه و زنش گوشی رو بر میداره، و بعد چند لحظه میگه: نخیر آقا خونه هستن! آقای بی غيرت شاکی میشه، داد میزنه: خانم جان، مگه من به شوما نگفتم هرکی با من کار داشت، بگو خونه نیست!؟
زنش میگه: کسی با تو کار نداشت، با من کار داشتن!
جريمه برای سگ های ايتاليا
متصدی وسايل شهربازی، مقصر اصلی