![]() |
طنز ادبیمردها کاين گريه در فقدان همسـر می كنند
بعد مرگ همسـر خود، خاك بر سر می كنند
خاك گورش را به كيسه، سوی منزل می برند
دشت داغ سينه ی خود، لاله پرور می كنند
چون مجانين خيره بر ديوار و بر در می شوند
خاك زير پای خود، از گريه، هی تر می كنند
روز و شب با عکس او، پيوسته صحبت می كنند
ديده را از خون دل، دريای احمر می كنند
در ميان گريه هاشان، يك نظر با قصد خير
بر رخ ناهيد و مهسا و منور می كنند
بعدٍ چندی كز وفات جانگداز او گذشت
بابت تسليّت خود آن فکر ديگر می كنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و كم سن و سال
جانشین بی بديل يار و همسـر می كنند
كج نينديشيد فكر همسر ديگر نی اند
از برای بچه هاشان، فكر مادر می كنند
داروی سرطان خون برای درمان ام اس
درمان بيمار ايدزی با انجام پيوند استخوان