ملارو داشتن به جرم قتل زنش محاکمه ميکردن، دادستان ميگه: سنگدل، تو وقتي داشتي زنت رو ميکشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟ ملا ميگه: نه والله! بس که اين زن جيغ و داد ميکرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟