![]() |
![]() |
خداحافظی مهدوی كيا و كريمی از تيم ملی
سایت گل: هر چند محتمل ترين دليل بازنشستگي ناگهاني دو ستاره تيم ملي ايران را به مچ بند سبز رنگي كه در بازي حساس با كره جنوبي بسته بودند ربط داد ولي چه كسي ست كه نداند در طول سالهاي اخير همواره يكي از بزرگترين دغدغه هاي مربياني كه قصد دميدن روح جواني به كالبد تيم ملي داشتند همين كنار گذاشتن ستاره هاي پا به سن گذاشته بوده كه معمولا قسمت اعظم انرژي آنها را حواشي بي پايان پديدي آمده حول اين خداحافظي نابهنگام -به زعم ستارگان- تلف كرد.
شايد بعد از محمد پنجعلي كاپيتان تيم قهرمان بازيهاي آسيايي پكن كه يك سال بعد در بازي با تيم ملي الجزاير در ورزشگاه پر از تماشاگر آزادي چهار گوشه زمين را بوسيد و كفشهايش را آويخت ديگر كسي پيدا نشد كه با همان سلام وصلوات مرسوم در دنيا با دنياي توپ گرد وداع كند و هر كس روزگاري چند در برابر قواعد روزگار مقاومت كرد و خودش را به زور در تركيب چپاند تا زمين و زمان به شكوه در آيند و آن نيمچه افتخار و محبوبيتي هم كه از صدقه سر حضور متمادي ساليان كسب بود هم در پي لجاجت هاي ميانسالي بر باد داده و به زور كنج نشين خانه اش گردد و كمي بعد جماعت با ياد آوري نامش فقط آهي توام با يادآوري آن خاطرات تلخ بر ذهن متبادر كنند.
مثال ها از اين دست فراوانند. حكايت وداع ستاره هاي تيم ملي از زمين چمن حكايتي ست پر آب چشم. يك نگاه به تركيب تيم ملي در بيست سال اخير و مرور اسامي يي چون جواد زرينچه،علي دايي و .....قصه هايي تلخ از پشت پرده اردوها و تنشها يش به اذهان مي آورد.
حالا نوبت مهدي مهدوي كيا و علي كريمي ست لابد. دو ستاره يي كه يكي در چهارده سالگي به گونه يي خوش آتيه جلوه كرده بود كه مجله كيهان ورزشي در اوايل دهه هفتاد عكس اش را چاپ كرده بود و نوشته بود كه از اين بچه چهارده ساله در آينده زياد خواهيد شنيد و درست هم از آب در آمد پيش بيني يي كه هيچ رمال و فال بيني هم نمي تواند ذره يي آن را تضمين كند بخصوص در اين فوتبال استعداد سوز ايران. يكي دو سال بعد او در حاليكه در رده هاي مختلف سني اعم از نوجوانان –جوانان و اميد بازي مي كرد براي بانك ملي گل مي زد و در هر سه رده آقاي گل مسابقات تهران بود كم كم نويد تولد يك ستاره را مي داد. ستاره يي كه در سال76 و مسابقات مقدماتي جام جهاني98 در داليان چين با دو گل رعد آسا خودش را به آسيا تحميل كرد و به عنوان ديرپا ترين لژيونر ايران در بوندس ليگا خودش را تثبيت كرد.
و آن دومي كه به صورت معجزه آسايي از مسابقات داخل سالن جام رمضان آن زمان و از تيمي بي نام و نشان به اسم "فتح" خودش را مطرح كرد و به تيم چمني اميد ملحق شد ولي آن هنگام كه در خلال بازي هاي اميد داور مسابقه را كتك زد كسي در سوختن و تلف شدن اش شك به دل راه نداد ولي او آنقدر محكم بود بعد از يك سال محروميت خودش را بازسازي كرده و با آن دريبل هاي جادويي يك ملت را محصور تكنيك نابش بكند و حتي سر از بايرن مونيخ در بياورد.
حالا آن دو در سكوت سرد خبري قصد وداع دارند وداعي كه نمي توان در مورد به موقع بودنش به ضرس قاطع اظهار نظر كرد. ولي فقط اين را مي توان براي هزار و چندمين بار استنتاج كرد كه نبايد بر روي افكار عمومي فوتبال ايران چندان حساب باز كرد. چه همين سه ماه پيش بزرگترين گناه علي دايي خصومت شخصي اش با كريمي و مهدوي كيا عنوان مي شد و حضور نيافتن اين دو در تركيب تيم ملي همچون چماقي بر فرق دايي كوبيده مي شد و اين امر پروسه بركناري اش را سرعتي دو چندان بخشيد و امروز در حاليكه همگان دليل خداحافظي اجباري اين دو را در خارج ازچهار چوب قواعد ميدان مسابقه مي دانند كسي چندان بر روي اصل قضيه حساس نيست و انگار اين سرنوشت محتوم ستارگان فوتبال ايران است كه چنين غريبانه وداعي تلخ با فوتبال ملي داشته باشند. مورد علي دايي و فضاي بعد از جام جهاني 2006 را كه يادتان هست؟!
کريمی را رسانهها دعوت کردند ۸۷/۱۲/۲۵
فيلم آشتی كنان علی كريمی و علی دايی ۸۷/۸/۸
علی کريمی از تيم ملی کناره گرفت ۸۷/۷/۲۰
علی كريمی استقلال را ناكام گذاشت ۸۷/۷/۱۳
شيرين عبادی در بروکسل، بلژيک
سخنرانی باراک اوباما با زيرنويس فارسی