![]() |
اصطلاحات کوچه بازاری در تهرانداشته باش: متوجه باش متوجه طرف و موضوع باش.
چایی نخورده پسر خاله شد: فورا صمیمی شد.
تیریپ هم زدن: با کسی دعوا راه انداختن.
تهران-۵۱: آدم دولتی کارمند دولت. (یارو تهران- پنجاه و یکه)
نمره شهرستان: داهاتی٬ روستایی.
جوات: پیکان.
جوات مخفی: پژو آر دی.
مال دوران گروهبان یکیه هیتلره: قدیمیه ٬ دارای افکار کهنه است.
حال پخش کرد: وقتی کسی وارد جمعی میشود و لطفی میکند می گویند (یارو حال پخش کرد)
ملی شد: همه در جریان قرار گرفتند.
فراجناحیه: با همه رفیقه.
انده مرام بازیه: کسی که نهایت با معرفت است.
رفت رو آنتن: همه باخبر شدند.
تیغی زدن: شرط بندی کردن.
ارائه داد: ضایع کرد، خراب کرد.
آدم تو آفتابه به پیسی بخوره ولی خیط نشه: وقتی کسی خیط و ضایع میشود.
اومد راه بره تک چرخ زد: وقتی کسی کاری را اشتباه می کند.
اذ کردن: گرفتن (حال طرف رو اخذ کردیم)
لایی کشید: با ماشین با سرعت از وسط دو ماشین دیگر رد شد.
درایوری رانندگی میکنه: با مهارت رانندگی میکنه.
خفن: باحال٬ خیلی جالب.
اوپ دیس بازی میکنه: صدای ضبط ماشین رو زیاد میکنه.
اوبس: خوب.
اوبسه اوبسه: خیلی خوبه.
جان کوچولو: به آدم های درشت هیکل میگن.
آرنولده فشرده: به آدم های کوچک که پرورش اندام کار می کنند میگن.
اصغر آرنولدینا: به کسی که زیاد قپی میاد و خودش رو قوی معرفی میکنه.
بخواب تو جوب بابا: ساکت باش، شلوغ نکن
سريال پنجمين خورشيد - پايان
آموزش تند خوانی