![]() |
36 استراتژی برای جنبش سبز، بخش اول
بخش اول: حال هر ایرانی آزاداندیشی با خبر اعدام احسان فتاحیان که بیگناه به قتل رسید، گرفته شد، اما ناامیدی سم مهلکی برای مبارزه است. دشمن می خواهد ما ناامید شویم. مبارزه ی ما بر امید و بیشماری ما استوار است. نباید جنایتهای رژیم ما را بازیچه ی احساساتمان کند و تصمیم گیری را بر عهده ی اسب چموش عواطف بگذاریم و نیروی عقل و خرد را در مبارزه از دست دهیم. مبارزه ی ما تا پیروزی ادامه دارد و باید در تمام مراحل این نبرد، راه را در پرتوی نور خرد و آگاهی روشن کنیم.
آنچه حکومت سپاه و خامنه ای پس از کودتای ۲۲ خرداد بر مردم ایران تحمیل کرد، فقط جنگ فیزیکی و کشتار دسته جمعی نبود، بلکه جنگ روانی بی سابقه را نیز از بلندگوهای خود سازمان داد، تا جنبش سبز را منفعل، ناامید و یا گمراه کند. دروغهای برنامه ۲۰:۳۰ صدا و سیما تنها بخش بسیار کوچکی از سناریوهای امنیتی پی در پی کودتاچیان بود. از ماجرای سعیده آقایی تا اعزام افراد بدسابقه ای چون صفارهرندی به دانشگاهها برای دروغ پردازی و شستشوی ذهن دانشجویان بسیجی. با اینهمه مردم به خوبی از پس این جنگ روانی بی سابقه برآمدند. جنگ روانی بر اساس یک تعریف بازمانده از جنگ دوم جهانی عبارتست از «استفاده برنامه ریزی شده از تبلیغات و سایر روشهای روانی که مقصود نخستین آن تاثیرگذاری بر دیدگاهها، احساسات، نگرشها و رفتار نیروهای متخاصم در جهت برآورده شدن اهداف خودی است.»
گرچه جنبش سبز به دلیل تکیه گاه مردمی گسترده از راههای مبارزات آشکار مدنی سود می جوید، اما حضور قوی آن در شبکه مجازی و عالم رسانه ای و کامپیوتر، ناخودآگاه هجوم روانی سنگینی را هم بر کودتاچیان تحمیل کرده است. استفاده از شبکه های اجتماعی فیس بوک، توییتر و نیز دنیای وبلاگ فارسی و نیز وبسایتهایی چون بالاترین، کنترل کامل فضای مجازی را در اختیار جنبش سبز قرار داده است. گرچه حضور اکثریت مردم در جنبش به آن این وزنه ی سنگین را بخشیده است اما برتری دیگر آن کثرت نیروی انسانی باسواد، نخبه و متخصص در این سوی جبهه است، چیزی که کودتاچیان با صرف هزینه و استفاده از مستشارهای روسی و خرید سخت افزار سعی در جبران آن دارند. به هر روی هدف در این نوشته، زمینه سازی برای تهیه ی برنامه های مدونِ آغاز جنگ روانی گسترده علیه کودتاچیان است تا با گمراه و مایوس شدن آنها بتوان شاهد پیروزی را هرچه زودتر در آغوش کشید.
مبارزان جنبش در داخل از این نوشته تنها ممکن است ایده هایی را بصورت خام دریافت کنند و خود باید با توجه به شرایط مبارزه، آن را با امکانات و حرکت های خود تطبیق دهند و مطالعات خود در این حوزه را با منابع نوین تقویت کنند. «۳۶ استراتژی» مجموعه ی بی نظیری از ۳۶ ضرب المثل چین باستان است، که کارپایه ی استراتژیها و نیز تاکتیکهای نبرد است که به ویژه برای «جنگ روانی» هم کاربرد دارد و هدف از آن تضعیف اراده نیروی متخاصم برای ادامه نبرد و نیز تحلیل بردن قوای تفکر اوست. بدیهی است که ترویج به خشونت ورزی در جنبش مردمی جایی ندارد و همه جا در این متن منظور از جنگ، جنگ روانی خواهد بود. البته برخی از تاکتیکهای مطرح شده می تواند برای تجمعات مسالمت آمیز مردمی و دفاع در برابر نیروهای سرکوبگر مفید باشد. مبدا اصلی و نویسندگان این ۳۶ استراتژی نامعلوم مانده اند و نخستین بار بین اواخر قرن پنج و اوایل قرن ششم میلادی در برخی منابع چینی آورده شده اند.
نکته ی دیگر آنست که باب کار بر روی این موضوع بسیار گسترده است و از همه دوستان دعوت می کنم در تهیه منابع و راهکارهای جدید همت نمایند و این متنها باید پرینت و کپی و تکثیر شود و به مبارزان داخل برسد. برای پرهیز از اطاله کلام، به سراغ این استراتژیها می رویم.
شش استراتژی برای بردن
۱- آسمان را فریب بده تا از اقیانوس بگذری.
برای آنکه دشمن را از لاک دفاعی بیرون بیاوری، جوری عمل کن که از نیات درونی تو آگاه نباشد. پس ضمن تظاهر به کارهای روزانه معمولی، نقشه ات را پیش ببر. این تاکتیک در طراحی برنامه های نافرمانی مدنی قابل اهمیت است. مثلن اگر در اداره ی کار می کنید، می توانید ضمن تظاهر به انجام امور اداری، از امکانات دولت برای مقاصد جنبش بهره بگیرید. پوستر طراحی کنید، اعلامیه پرینت بگیرید و …
۲- حسن را محاصره کن تا حسین را نجات دهی (ضرب المثل اصلی از نامهای Wei و Zhao استفاده می کند)
یعنی زمانیکه دشمن آنقدر قویست که نمی توانی به او مستقیم حمله کنی، به چیزی حمله کن که عزیز اوست، نقاط ضعفش را بیاب. جنبش سبز این کار را با حمله به مراسم دولتی روز قدس و ۱۳آبان انجام داده است. هیات های مذهبی و روضه خوانی هم عزیز حکومت هستند. می توان با حضور گسترده در این مکانها، آنها را تصاحب کرد و در جهت جنبش هدایت کرد.
۳- با دشنه ی قرضی بکش.
از قدرت کس دیگری برای حمله استفاده کن. مثلن می توان از حملات درونی خود گروه اصولگراها علیه یکدیگر استفاده کرد.
۴- زمان استراحت و کار را عوض کن.
انتخاب زمان و مکان مبارزه یک مزیت است، چون شما می دانید نبرد بعدی کجا و چه زمان است اما حریف نمی داند. کاری کنید که وقتی شما در حال بازیابی نیرو و تدارکات هستید، طرف به دنبال حضور نیروهایش در صحنه و آمادگی برای نبرد باشد و وقتی خسته و سرگردان شد، شما بتوانید با انرژی و نقشه حمله را شروع کنید. شعارنویسی در شب ها از جمله این کارهاست.
۵- خانه ای که دارد می سوزد را غارت کن.
وقتی جنگ بین نیروهای درونی خود حکومت بالا گرفت، زمان یورش و پیشروی است.
۶- در شرق صدایی دربیار و به غرب حمله کن.
در هر نبردی انجام عمل غیرمنتظره بسیار مهم است. حتا زمانی که با دشمن در حال نبرد رو در رو هستید، غافلگیرکردن او بسیار مزیت بزرگی ایجاد می کند.
شش استراتژی برای رویارویی
۷- از هیچ چیز، چیزی بساز.
اگر دوبار حمله ی گمراه کننده را تکرار کنید، حریف که به اولی و شاید دومی واکنش نشان داده اما انتظار سومی را نخواهد داشت، پس حمله ی اصلی همان سومی باشد.
۸- در ظاهر راه عادی رو طی کن اما در خفا از راه مخفی گذر کن
۹- آتش سوزی را بر روی رودخانه تماشا کن
کنار بایست تا زمان نبرد خودشان را در میدان خسته کنند، سپس تازه نفس وارد میدان شو. باید تا می توان در آتش اختلافات داخلی نیروهای کودتاچی دمید. این نیروها چون فاسدند، خائن به یکدیگر هم خواهند شد. آنها از مردم می ترسند و همین
۱۰- دشنه را پشت لبخند مخفی کن.
در ظاهر مطابق دلخواه حریف خودت را نشان بده، سپس در خفا بر علیه او اقدام کن.
۱۱- درخت شلیل را فدای حفظ درخت هلو کن
گاهی در حین مبارزه ضروریست که اهداف کوتاه مدت را فدای اهداف عالی و اصلیت کنی. متاسفانه باید در این موارد قبول کرد که یکی باید برای منافع بقیه فداکاری کند.
۱۲- از فرصت استفاده کن و خرده خرده یک بز بدزد
باید از هر فرصت کوچکی برای مقابله با حریف سود جست و انعطاف داشت. هر گام کوچک بسوی پیروزی مهم است.
شش استراتژی برای حمله
۱۳- مار رو با تکون دادن علفهای دور و برش هشیار نکن
یورش را باید ناگهانی انجام داد و نباید دشمن را هشیار کرد.
۱۴- یک جسد قرض کن تا روح رو زنده کنی
منظور استفاده از روشهای منسوخ شده و غیر معمول و یا نهادهای بلااستفاده برای پیشبرد جنبش است.
۱۵- ببر را تحریک کن تا آشیانه ی کوهستانی اش را ترک کند.
هرگز به حریفی که مزیت او، موقعیتش است، حمله نکن. ابتدا او را از موضع قدرتش دور کن و سپس به او حمله کن.
۱۶- برای فتح دشمن باید راهی را برایش باز گذاشت.
اگر حریف احساس کند که در گوشه افتاده و هیچ راهی برای فرار ندارد، به سیم آخر می زند و از همه توانش استفاده می کند. برای همین باید کاری کرد که وی فکر کند هنوز راهی برای آزادی هست.
۱۷- یک آجر بیانداز تا یک زمرد بگیری
باید دامی برای دشمن پهن کرد تا او را به چنگ انداخت. در جنگ دام را می توان فرصتی برای غنیمت گرفتن دانست حال آنکه در زندگی دام می تواند قدرت، سکس یا ثروت باشد. مثلن پخش فیلم های مخفی از روابط جنسی یا فساد کودتاچیان، ضربه ی بزرگی بر حیثیت نداشته ی آنان است. انتشار عکسها و اطلاعات مزدوران و سرکوبگران و افتادن آنها در تور نیروهای جنبش و افشای هویت آنها تاثیر زیادی در ترسیدن و عقیم شدن آنها دارد.
۱۸- دشمن را با گرفتن فرمانده شان زمینگیر کن
باید ولی فقیه و فرمانده های گروه مقابل را هدف گرفت تا سست و تسلیم شوند.
پايان بخش اول
برگرفته از luna4freedom.wordpress.com
برای داشتن شکمی صاف چه کنيم؟
با تلويزيون خود حرف بزنيد