![]() |
پرندگان مهاجر ديگر به ايران نخواهند آمدسالهاست كه پرواز دستهجمعي و كوچ پرندگان در فصول مختلف، توجه بسياري از افراد ازجمله دوستداران طبيعت را به خود جلب كرده است؛ مهاجرتي كه شايد چند هفته و گاهي چند ماه به طول انجامد تا پرندگان پس از طي مسافتي طولاني به مقصد خود برسند.
موقعيت جغرافيايي خاص ايران و آب و هواي چند فصل آن باعث شده كه اين سرزمين مكاني براي استراحت يا مقصد خوش آب و هوايي براي اين پرندگان فراهم كند؛ به طوري كه ما هر ساله شاهد مهاجرت دستهجمعي انواع گونههاي پرنده به كشورمان باشيم.
اهميت موضوع، مهاجرت پرندگان و نقشي كه اين رويداد فصلي ميتواند در جذب گردشگر، اقتصاد و سلامت جامعه داشته باشد، باعث شده تا 18 ارديبهشت به نام روز پرندگان مهاجر نامگذاري شود.
در آستانه فرا رسيدن اين روز، گفتوگويي با دكتر اسماعيل كهرم پرندهشناس برجسته و استاد حيات وحش انجام داديم تا از وضعيت پرندگان كشور مطلع شويم.
اصولا چرا پرندهها مهاجرت ميكنند. علت اصلي مهاجرت پرندگان چيست؟
مهمترين و اصليترين علت مهاجرت پرندگان با تغيير آب و هوا، تامين غذاست. مثلا پرندگان مهاجر مناطق سيبري معمولا در فصل سرما به اين علت مهاجرت ميكنند زيرا با آغاز فصل سرد، علاوه بر يخ زدن آب، يافتن غذا نيز دشوار و كمياب خواهد بود بنابراين پرندگان اين مناطق قبل از فصل سرد تا آنجا كه ميتوانند اقدام به ذخيره كردن غذا در بدنشان ميكنند. اين ذخيره غذايي موسوم به چربي مهاجرتي در زير پوست اين پرندگان جمع و ذخيره ميشود كه پس از آغاز حركت و مهاجرت، از اين منبع انرژي ذخيره شده استفاده ميكنند. طبق محاسباتي كه انجام شده است، هر گرم چربي ذخيره شده 30 كيلومتر سوخت پرنده را تامين ميكند، مانند اين كه بگوييم ماشين در هر 100 كيلومتر 3 ليتر بنزين ميسوزاند.
پرندگان مهاجر از چه زماني وارد خاك ايران ميشوند؟
معمولا در فصلهاي مختلف، گونههاي مختلفي وارد كشورمان ميشوند، مثلا گونه پرندههاي آبزي مانند اردك و غاز در فصل زمستان به كشور ما مهاجرت ميكنند؛ زيرا اين پرندگان با آغاز فصل سرد از صفحات شمالي سيبري به صفحات گرمتر زمين سفر ميكنند و با آغاز فصل بهار مجددا براي زاد و ولد به سرزمين خود برميگردند. يك دسته از پرندگان نيز با آغاز فصل بهار براي زاد و ولد به درياچه اروميه ميآيند و با شروع فصل پاييز به مناطق آفريقايي ميروند. برخي گونهها نيز با آغاز فصل پاييز وارد ايران ميشوند و فصل زمستان را در مناطق گرمسيرتر و جنوبيتر به سر ميبرند.
اين پرندگان بيشتر به كدام نواحي مهاجرت ميكنند؟
مهاجرت اين پرندگان به نواحي مختلف به نوع پرنده بستگي دارد. به عنوان مثال اگر پرنده از نوع جنگلي باشد، هنگامي كه از مناطق سيبري وارد ايران ميشود، به سمت جنگل فندقلو يا جنگلهاي گيلان، مازندران و گلستان ميرود. پرندگان بياباني نيز به مناطق بياباني ايران ميروند. انواع چكها، پري شاهرخها و پرندگان آبزي نيز بايد به سمت تالابها بروند، در غير اين صورت تلف ميشوند.
مثلا يك نوع پرنده آبزي كه از تالاب روسيه (به نام آب) ميآيد، بايد وارد تالاب انزلي، ميانكاله يا تالاب بينالمللي اروميه شود يا پرندگان آب چر (پرندگان فاقد پاي پردهدار كه بيشتر در كنار دريا و عمق 10 سانتيمتري روي آب هستند) مانند لكلكها كه پاهايي درازتر از جثه خود دارند، نميتوانند در آب شنا كنند، اما بايد در كنار آبها به سر ببرند.
معمولا مهاجرت پرندگان چه مدت طول ميكشد؟
مهاجرت آنان به مسير و مسافت طي شده بستگي دارد. مثلا بيشترين مهاجرت 27 هزار كيلومتر است كه از قطب شمال به قطب جنوب منتهي ميشود. در ايران هم مهاجرتهاي هزار كيلومتري داريم كه مقصد پرندگان از آفريقا شروع ميشود كه مدتي را در درياي خزر به استراحت ميپردازند و پس از آن به نواحي سيبري مهاجرت ميكنند. سالانه حدود چهار ميليون پرنده وارد ايران ميشود كه به دليل قرار گرفتن ايران در چهارراهي مسيرهاي اروپايي و آسيايي است.
با توجه به وضع نامناسب و خشكسالي تالابها و آبگيرها و درياچههاي ايران از جمله درياچه اروميه و ميانكاله، آيا اين وضعيت بر ميزان مهاجرت پرندهها تاثيرگذار نبوده است؟
صد درصد اين وضع نابسامان روي مهاجرت پرندگان تاثير گذاشته است. زماني ما هنگام بهار 40 هزار بال فلامينگو و 20 هزار بال پليكان داشتيم كه براي لانهگذاري و تخمگذاري به درياچه اروميه مهاجرت ميكردند. در كنار اين پرندگان 28 ـ 27 نوع مرغابي، غاز، حواصيلهاي مختلف و حاجيلكلكهاي سفيد و سياه داشتيم كه در فصل زمستان زماني كه آنجا استراحتگاه 3.5 ميليون پرنده بود، مهاجرت ميكردند.
برخي از اين پرندگان مانند فلامينگوها و پليكانها عادت دارند تا دو سال جوجه خودشان را با خود همراه كنند تا مسير مهاجرت را به آنان ياد بدهند.
حال فرض كنيد اين نوع پرندهها پس از طي مسافت طولاني به درياچه اروميه ميرسند و با درياچهاي خشك مواجه ميشوند بنابراين بايد به ناچار مسير خود را تغيير دهند چون بايد به آب برسند به همين دليل به سمت تالابهاي شادگان، خورخوران، هندروابي (يكي از جزاير خليجفارس) يا كنارههاي قشم ميروند. گاهي اوقات اين پرندگان به دليل اتمام ذخيره غذايي دوام نميآورند و در راه رسيدن به مقصد تلف ميشوند. به همين دليل گاهي در مكانهايي كه حتي تالاب نيست نيز ما شاهد مرگ چند نوع از اين پرندگان هستيم.مجموع اين عوامل باعث شد كه ما طي چند سال اخير شاهد كاهش مهاجرت اين پرندگان به كشورمان باشيم.
پرندههاي بومي ايران هم مهاجرت ميكنند؟
ما اصولا دو نوع مهاجرت داخلي و بينالمللي داريم. به عنوان مثال در يك نوع پرنده به نام «فيش مرغ» ميتوان اين دو نوع مهاجرت را ديد. يك نوع از اين پرندهها از روسيه به سمت خاف (اطراف مشهد) و افغانستان حركت ميكنند و زمستان را در ايران ميگذرانند، اما نوع ديگر آن در غرب ايران است و مهاجرت داخلي انجام ميدهند. مهاجرت داخلي يا بومي اغلب به صورت عمودي صورت ميگيرد. مهاجرت عمودي از اين نظر كه مسافتي يا عرضي را طي نميكنند، بلكه از ارتفاعات مثلا هزار متري به ارتفاعات 20- متري ميروند. به عنوان مثال پرندههاي كوهي كه در ارتفاعات دماوند به سر ميبرند، زماني كه در آن ارتفاعها برف بيايد به دامنه كوه كه گرمتر است و غذا بهتر يافت ميشود؛ مهاجرت ميكنند. همچنين ميتوان به پرندگان دو درياچه ارژن و پريشان اشاره كرد.
اين دو درياچه حدود 12 كيلومتر با يكديگر فاصله دارند، اما درياچه پريشان 1200 متر پايينتر از درياچه ارژن است، بنابراين هنگامي كه هوا سرد ميشود پرندگان به سمت درياچه پريشان مهاجرت ميكنند.
در مجموع چه عواملي حيات اين جانداران را تهديد ميكند؟
اولين عامل تهديد، تخريب زيستگاه است. زيستگاه جايي است كه تمامي نيازهاي جانور را برآورده ميسازد كه متاسفانه توسط عوامل انساني اين زيستگاهها رو به نابودي است.دومين عامل شكار است، متاسفانه سالانه سه ميليون پرنده به علت داشتن حدود دو تا سه كيلو گوشت سفيد و سرشار بودن منبع غني پروتئين، توسط صيادان شكار ميشوند كه اغلب اين شكارها در فصل سرد سال انجام ميشود.
مهاجرت نكردن اين پرندگان چه تاثيري بر اكوسيستم ميگذارد؟
مجموعه عوامل زنده (جانوران و گياهان) و غير زنده (هوا، خاك و آب) يك اكوسيستم را تشكيل ميدهند. بنابراين وقتي عوامل زنده يك محيط حذف شود، اكوسيستمي باقي نخواهد ماند. به عنوان مثال وقتي درياچه اروميه را از حيات تهي كرديم يعني پرندهها مهاجرت نكردند، چگنها خشك شدند و آريتميها به خاطر شوري آب مردند، ديگر اكوسيستمي نداريم، بلكه شورهزاري خواهيم داشت. متاسفانه اين وضعيت اكنون در ديگر تالابها مانند نيريز و بختگان و خليج ميانكاله نيز وجود دارد.
سال 1350 شمسي، كنوانسيون رامسر تحت عنوان كنوانسيون تالابها و پرندههاي مهاجر با تلاش متفكران، جانورشناسان و بيولوژيستهاي آن دوران با شركت 20 الي 30 كشور با ميزباني ايران تشكيل شد. در اين كنوانسيون هر كشور حداقل يك و حداكثر 170 تالاب خود را تالاب رامسر ناميدهاند يعني اينكه حق هيچگونه دستدرازي و تخريب به اين تالابها را نخواهند داشت تا آنها را براي نسل آينده حفظ كنند. اينك مركز اين كنوانسيون در كشور ايتالياست كه با ارسال ماهوارههاي سنجش از دوري به فضا و كسب اطلاعات و پردازش دادهها در اين زمينه به فعاليت ميپردازد و اخطار ميدهد كه بر فرض تالاب انزلي يا ميانكاله خشك يا كمعمق شده است. اين ماهوارهها مسير مهاجرت پرندگان را مشخص نميكنند، اما از آنجا كه رابطه مستقيمي بين مهاجرت پرندگان و خشك شدن تالابها و آبگيرهاست، اين ماهوارهها هنگام رصد علائم هشدار، اطلاعرساني ميكنند.
پرندگان مسير خود را چگونه انتخاب ميكنند؟
در حال حاضر علم قادر به پاسخگويي به اين سوال نيست كه پرندگان چگونه مسير مهاجرتشان را تعيين ميكنند، اما بيش از 50 سال است كه در اين زمينه مطالعاتي به انجام رسيده است.
برخي از محققان اظهار ميكنند كه پرندگان مسير خود را از روي موقعيت خورشيد تعيين ميكنند، برخي ديگر نيز معتقدند كه آنان مسير خود را از روي موقعيت ماه و ستارهها تعيين ميكنند.
بعضي از آنان نيز ميگويند اين پرندگان مسير خود را از روي عوارض زميني و موقعيتهاي درياچهها و رشتهكوهها انتخاب ميكنند اما سوال پيش ميآيد زماني كه آنان از روي اقيانوسها عبور ميكنند چگونه مسير خود را تعيين ميكنند؟ زماني كه هوا ابري است و ماه و ستارهها ديده نميشود مسير خود را چگونه پيدا ميكنند؟ در اين هنگام است كه علم عاجز از پاسخگويي به اين مسائل است و موضوع غريزه مطرح ميشود، اما حقيقت اين است كه غريزه چيزي را تعيين نميكند و طرح اين موضوع، يعني سرپوش گذاشتن روي ناآگاهيهاي ما، در صورتي كه علم بايد چرايي اين مساله را بيان كند.
اگر بر فرض غريزهاي ذاتي هم در جوجه وجود داشته باشد، اما با پدر و مادرش مهاجرت نكند و از چم و خم راهها آگاهي پيدا نكند، قادر به ادامه مسير و شناسايي راه نخواهد بود. اين مساله مانند اين ميماند كه استعداد ذاتي نقاشي در فردي نهفته باشد، اما بدون تعليم و آموزش او هرگز نقاش خوبي نخواهد شد.
آواز خواندن پرندگان نيز امري غريزي است، اما جوجه مانند يك نوار كاست است كه هيچ صدايي درون آن نيست، او به محض شنيدن آواز پدر، آن آواز را ضبط ميكند و خود نيز مانند پدر آوازخوان ميشود بنابراين غريزه با اين تعريف جايگاه و مفهوم پيدا ميكند، پس اگر پرندهاي مسيري را طي نكرده باشد، از كجا بايد بداند در فلان مكان درياچهاي وجود دارد، اما اگر پدر و مادرش، او را در فصل مهاجرت با خود همراهي كنند، آن وقت است كه اگر غريزه در او نهفته باشد، تقويت خواهد شد.
کهرم: ما مقصريم
متاسفانه تصميمات نسنجيده اين تالابها را از بين برده است. مثلا بيش از ظرفيت درياچه اروميه به آن سد تحميل كردهاند.
روزي قرار بود 72 سد روي اين درياچه ساخته شود كه تنها با ساخت 36 سد اين فاجعه رخ داد و پس از آن وزير نيرو ساخت سد را متوقف كرد.
درياچهاي كه سالانه هفت ميليارد و هفت هزار ميليون مترمكعب آب دريافت ميكرد.
يك ميليارد مترمكعب آب آن از باران، تگرگ و برف و نيمميليارد مترمكعب آن از چشمهها و آبهاي سطحي كوچك و 5.5 ميليارد مترمكعب آن از رودخانهها تامين ميشد كه متاسفانه با زدن گاهي دو سد روي اين رودخانهها، اين درياچهها را از 5.5 ميليارد مترمكعب آب محروم كرديم و از سوي ديگر با افزايش تبخير عمق 13 متري آن را به 1.5 يا دو متر رسانديم. فاجعهاي كه طي 15 سال به انجام رسيده و موجب قطع يكمرتبه مهاجرت پرندگان شد.
پرندگان در حال انقراض
در حال حاضر 552 گونه پرنده در ايران به ثبت رسيده است كه متاسفانه برخي از اين گونهها در حال انقراض يا در معرض خطر قرار دارند.
طبق تقسيمبندي اتحاديه جهاني حفاظت، پرندگان بر حسب تعداد و سلامت زيستگاهشان به هشت درجه عادي، نادر، خيلي نادر، آسيبپذير، تهديد شده، تقريبا تهديد شده، در معرض خطر و منقرض شده تقسيم ميشوند.
مثلا درناي سيبري، گيلانشاه و دالسفيد در وضعيت بحراني به سر ميبرند.
دال سفيد؛ پرندهاي است كه به اعتقاد زرتشتيان پس از مرگشان براي رفتن به بهشت بايد از پوست و گوشت آنها تناول كنند.
اين پرنده بيشتر در نواحي سيستان و بلوچستان يافت ميشد كه ناگاه با شيوع ويروسي از بين رفتهاند و هماكنون براساس آمار تخميني حدود 25 تا 30 درصد از اين پرندگان در ايران يافت ميشود، اما وضع اين پرندگان در هندوستان و پاكستان بد نيست و در وضعيت بحراني به سر نميبرند.
ديگر پرندگان نيز مانند اردك سرسفيد ممكن است فقط در ايران كم يافت شوند، اما در تركيه و اروپا كمياب نباشند. درناي سيبري نيز كه در نواحي سيبري يافت ميشود، در ايران پيدا نيست و ممكن است سالي يك يا دو مورد از آنان در فريدونكنار ديده شود، اما در كشور چين جمعيت 40 هزار تايي آنان پيدا شده است.
همچنين غاز پيشوني سفيد، عقاب ماهيخوار و عقاب شاهي هم جزو طبقهبندي آسيبپذيرها هستند و زاغ بور نيز كه تنها در كشور ايران يافت ميشود و در هيچ كجاي جهان يافت نميشود، در طبقهبندي آسيبپذيرها قرار دارد، اما به دليل اينكه در كوير خارتوران يافت ميشود و منطقه بياباني است، در اين ناحيه جمعيت خوبي دارد و زيستگاهش در معرض خطر نيست.
خبرهای ضدونقیض از توقیف فیلم تلفن همراه رئیس جمهور
نوبرانههای بهاری را با احتياط مصرف كنيد