خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی | پيامک به سران رژيم










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

برای لغو عضويت از خبرنامه لطفا به آدرس زير ايميل بفرستيد
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



پنجشنبه، 1 اردیبهشت ماه 1384 برابر با 2005 Thursday 21 April

برنامه ای برای پیروزی - حشمت الله طبرزدی

21/فروردین/1384


برنامه ای برای پیروزی

تلاش من در چند ماه اخیر بر این بوده است تا با پرهیز از تحلیل شرایط به ارائه ی برنامه ها و پیشنهادهای عملی جهت پیشبرد مبارزه مبادرت کنم. زیرا براین باور هستم، نیاز ضروری مبارزه در شرایط کنونی، نه به لحاظ کمبود در ناحیه نرم افزاری و تحلیل و تفسیر وضعیت کشور و بحرانهای پیش روی مردم، بلکه به دلیل عدم یک برنامه مبارزاتی منطقی و عقلانی و نیز بی عملی اپوزسیون است.

البته تنها اپوزسیون و آزادیخواهان نیستند که از ناحیه ی بی برنامگی و بی عملی رنج میبرند، بلکه جناحهای حکومت اعم از اقتدار گرا و اصلاح طلب نیز به روزمرگی و ضعف اصولی دچار شده اند. براستی وقتی جناح اقتدارگرا که تا چند ماه پیش گمان بر این بود که در یک مشارکت حداقلی، قادر خواهد بود نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری رژیم را به نفع خود سازد، به وضعیتی از تشتت و اختلاف رسیده است که قادر نیست یک کاندیدای واحد معرفی نماید، حاکی از اضمحلال درونی آن نیست؟ یا مثلا در شرایطی که همگان بر این گمان بودند که آقای \"معین\" ممکن است رد صلاحیت شود، ولی شاهدیم که صدا و سیمای انحصاری، حتی از او برای ارایه ی دیدگاههای انتخاباتیش دعوت به عمل می آورد (و همگان میدانند که این دعوت بدون اجازه ی رهبر نخواهد بود و به همین دلیل این دعوت به مثابه ی ایجاد اطمینان در اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات تلقی گردیده) از چه موضوعی حکایت میکند؟ جز اینکه رژیم برای کشاندن مردم در پای صندوقهای رای، حاضر شده است به اصلاح طلبان امتیاز بدهد؟! بنا بر این همه ی پیش فرض های ما در باره ی انتخابات آینده ی رژیم به هم میخورد. یعنی نه \"معین\" رد صلاحیت خواهد شد، ونه کاندیدای جناح اقتدارگرا رای خواهد آورد. عدم توافقاقتدارگرایان بر روی یک نفر، نوید دهنده ی شکست آنها، حتی در یک مشارکت حداقلی است. ضمن اینکه حتی حضور \"معین\" نتوانسته تنور انتخابات فرمایشی، غیر عادلانه و غیر آزاد رژیم را گرم کند و به همین دلیل اصلاح طلبان نیز به دلیل فروریختگی درونی و یاس مطلق ناشی از عدم توانایی استفاده از فرصت طلایی 8 سال گذشته، هیچ امیدی به پیروزی ندارند. از همه ی اینها برای رژیم بدتر، رو آوری مجدد به فردی مثل \"رفسنجانی\" است. \"رفسنجانی\" بارها اعلام کرده است که در صورتی وارد مبارزات انتخاباتی خواهد شد که کشور را در وضعیت بحرانی بداند. به نظر می رسد وضعیت هر دوجناح حاکمیت برای کشاندن مردم در پای صندوقهای رای و ایجاد نشاط ، تا کنون به اندازه ای شکست آمیز است که گویا مجبورند \"پدر خوانده\" را وارد کارزار کنند! ورود \"پدر خوانده\" به معنای برگشت به 8 سال پیش. برگشت به دوران باند قدرت، برگشت به دوران \"علی فلاحیان\"، \"شیخ محمد یزدی\"، و امثال \"حسینیان\". برگشت به فضای بسته ی پیش از اصلاحات و برگشت به چپاولگری های نو کیسه ها و آقازاده ها. پشت پا زدن رژیم به همه ی شعارهای خود در حوزه ی توسعه ی سیاسی که شعار جناح اصلاح طلب رژیم است و عدالت اجتماعی که شعار جناح محافظه کار رژیم است. برگشت به دوران رفسنجانی، یاد آورخاطره ی تلخ فساد مالی و دزدی و گرانی و عمیق شدن شکافهای طبقاتی برای عموم مردم و دوران استقراض بیش از 50 میلیارد دلاری برای کشور است. دوران رفسنجانی یعنی برگشت به دوران قتلهای زنجیره ای و شکنجه های قرون وسطایی توسط وزارت اطلاعات و اعدامها توسط دادگاههای انقلاب و سرکوب مطبوعات است. آیا براستی مردم و آزادیخواهان چه خاطره ی خوشی از دوران رفسنجانی و دوران پیش از اصلاحات دارند که اینک رژیم می خواهد با آوردن مجدد او، برای خودش کسب اعتبار کند؟ وضعیت جناحهای قدرت به جایی رسیده است که حتی گروهی از روشنفکران، برای نجات رژیم ناگزیر به بازسازی رفسنجانی و بزرگ نمودن این چهره ی زشت سیاسی، شده اند؟ غیر از این است که جناحهای حکومت به بن بست رسیده اند؟ در کدام کشور غیر از کشورهای تک حزبی و استبدادی، دیده یا شنیده شده است که یکی از سران پیر حزب، و از بنیانگذاران آن رژیم، پس از اینکه 8 سال در مصدر قدرت مطلق بوده، بار دیگر و لابد برای 8 سال بعد (تا سن 79 سالگی اگر زنده بماند!؟) به مصدر قدرت بازگردد؟ آیا مضحک نیست؟ آیا قحط الرجال است؟ نه مضحک است و نه قحط الرجال، بلکه حاکی ار بن بست رژیم و جناحهای حاکم است. رفسنجانی مجبور است همچون سایر کشورهایی که به صورت تک حزبی اداره می شوند، تا لحظه ی مرگ در مصدر قدرت قرار داشته باشد. مگر نه این است که در 25 سال گذشته، او و یکی دوتن از دوستانش همواره نگه دار رژیم بوده اند. آیا اگر افرادی چون \"فیدل کاسترو\" یا \"قذافی\" از دنیا بروند، حکومت تک حزبی آنها بر قرار خواهد ماند؟ بنا بر این مجبور هستند تا پایان عمر در پست رهبری یا ریاست جمهوری باشند و یا همچون \"حافظ اسد\" پیش از مرگ، وصیت کنند تا \"فرزند\" آنها در مصدر قدرت قرار بگیرد. همچنانکه \"آیه الله خمینی\" پیش از مرگ خود به نحوی جانشین بعدی را مشخص کرد تا مجلس خبرگان دچار تفرقه و اشتباه نشود! همه ی حکومتهای تک حزبی و تک صدایی مجبور هستند بر محور شخصیتهای اولیه و بنیانگذاران تداوم حیات بدهند و شکلی از حکومت \"موروثی\" را تجدید نمایند. \"جمهوری اسلامی\" نیز از این قاعده مثتثنی نیست. بنابراین، معلوم است که رژیم بیش از پیش با بحران روبروست. این بحرانها البته به دلیل بحران \"عدم مشروعیت\" است. وقتی مردم رژیمی را نپذیرفته و خود را کنار بکشند، عملا رژیم را با بحرانهای گوناگون از جمله بحران \"ناکارآمدی\" مواجه میسازند. \"رژیم جمهوری اسلامی\" از طریق نظرسنجی های گوناگون دریافته است که مردم فهیم ایران به هیچ یک از کاندیداهای مطرح شده، اقبالی ندارند و هیچ گرایشی به مشارکت، نشان نمی دهند، بنابراین در صدد است تا با آوردن \"پدر معنوی\" خود، به نحوی وضعیت را تغییر دهد. این ترفند رژیم، بیش از هر چیز، مردم را به عدم شرکت سوق خواهد داد، برای اینکه مردم از رفسنجانی و دوران او متنفرند. البته تنها راه پیش روی آنها، برگزاری انتخابات پر تغلب به شیوه ی انتخابات
\"مجلس هفتم\" به قصد حفظ آبروی خود و \"پدر معنوی\" است!

اپوزسیون باید شرایط بحرانی رژیم را مغتنم شمرده و برای پیروزی برنامه ریزی کند. پیش شرط هر برنامه ریزی، ائتلاف در بین گروههای مبارز و جناحهای گوناگون اپوزسیون است. در واقع جنبش نیازمند رهبری است. جنبش بدون رهبری مثل پیکر بدون سر است. اگر اپوزسیون بخواهد از تلاشهای خود نتیجه ی عملی بگیرد میبایست با \"ائتلاف\" زمینه ی به وجود آمدن \"آلترناتیو\" یا رهبری دسته جمعی را فراهم سازد.

\"جبهه دمکراتیک ایران\" حمایت خود از تلاش های اخیر گروههای اپوزسیون اعم از طرفداران مشروطه ی پادشاهی یا جمهوری با گرایش های ملی، سوسیالیستی، روشنفکری، لیبرالیستی و قومی برای تشکیل \"آلترناتیو\" را اعلام می دارد. این اقدام، امیدهای فراوانی در بین مبارزین و مردم به وجود آورده است.

\"ائتلاف اخیر\" می بایست تلاش کند، حمایتهای سیاسی، مالی و تبلیغی کشورهای متمدن و دمکراسی خواه را به نفع مبارزات آزادیخواهانه ی ملت ایران جذب نماید. هرگاه دولت های متمدن، حاضر به حمایت عملی و علنی از \"اپوزسیون\" و \"ائتلاف آنها\" باشند، نشانگر آن است که آنها در پی حمایت از ملت ایران هستند. \"ائتلاف\" می بایست این مساله را در برنامه ی خود قرار بدهد.

بدون تشکیل \"ائتلاف\" و جذب حمایت های همه جانبه ی بین المللی، به عنوان یک نیروی پشتیبانی کننده، اپوزسیون درون مرز و مبارزین کاری از پیش نخواهند برد.

نتیجه ی اقدامات اصلاح طلبان در 8 سال گذشته و حمایت های همه جانبه ی دوستان ملی—مذهبی، از آنها این است که اینک بخشی از همین اصلاح طلبان برای جلوگیری از پیروزی اقتدارگرایان، دست به دامان \"عالیجناب سرخپوش\" -- به تعبیر خودشان-- شده اند!؟

در دوران جدید که حکومتها از ابزارهای گوناگون اقتصادی، امنیتی، انتظامی و نظامی، برای سرکوب جنبشهای دمکراسی خواه بهره می برند، این جنبشها ناگزیر به استفاده از حمایتهای قدرتهای بین المللی هستند. حتی \"جنبش خمینی\" نیز بدون حمایت فرانسه و انگلستان و اقدامات بازدارنده ی آمریکا برای خنثی نمودن برنامه های سران ارتش برای کودتا و مقابله با انقلابیون، ممکن نبود به پیروزی برسد. همانگونه که دولتهای سرکوبگر از امکانات مدرن برای سرکوب جنبشها بهره می برند، جنبشها نیز باید از حمایت دولتهای مدرن برخوردار باشند. نظر قاطع من این است که برخی دولتهای مدرن هنوز تصمیم جدی برای حمایت از اپوزسیون ایران، اتخاذ نکرده و دل در گرو سازش با جمهوری اسلامی دارند، بنا براین تا زمانیکه \"ائتلاف\" نتواند حمایتهای بین المللی را به نفع جنبش آزادیخواهی ملت ایران جلب کند، نمی توان برای پیروزی انتظار جدی داشت. یکی دیگر از دامهای مهمی که \"ائتلاف\" می تواند بردارد این است که دول متمدن را برای تحریم همه جانبه ی رژیم، مجاب نماید. اگر رژیم حتی برای یک هفته نتواند، نفت این ملت تحت ستم را بفروشد، فروپاشی آن حتمی است. نمی توان از کارگران صنعت نفت انتظار داشت که در وضعیت فقر و بی کاری و تورم، دست به چنین ریسکی زده و با اعتصابات همه جانبه، رژیم را فلج کنند، اما این کار از عهده ی مجامع بین المللی ساخته است.

موارد فوق، سه گام مهم برای تشکیل \"رهبری دسته جمعی\"، \"جلب حمایتهای بین المللی\" و \"تحریم همه جانبه ی رژیم\" است. این موارد سه گانه، بیش از هر چیز برای \"پشتیبانی عملی\" از جنبش موثر خواهد بود. زیرا بیش از هر چیز مردم را به پیروزی امیدوار خواهد ساخت. امروز ملت ایران بیش از هر چیز به امید واقعی نیازمند است. این امید، جنبشهای دانشجویی، کارگری، فرهنگی، دانش آموزی، رسانه ای و صنوف گوناگون را فعال خواهد کرد.

\"ائتلاف\" می بایست درباره ی \"تحریم همه جانبه ی انتخابات\" گامهای جدی تری بردارد. اگر چه \"رفراندوم تعیین ساختار\" پس از انتقال قدرت، عملی خواهد بود، اما طرح رفراندوم \"آری یا نه\" برای جمهوری اسلامی به عنوان یک شعار سیاسی و راهکاری \"دنیاپسند\" و مشروع، در کنار \"تحریم انتخابات\" سودمند خواهد بود. این طرح ضمن اینکه مارا وارد فرایند \"تحریم فعال\" خواهد کرد، در روند یک انقلاب دمکراتیک، جایگاه خوبی دارد.

همانگونه که انقلابهای رنگارنگ در کشورهای آسیای میانه، به اثبات رسانید، حضور مردم در خیابانها، پایان بخش حکومت های غیر دمکراتیک خواهد بود. در یک \"انقلاب دمکراتیک\"، حضور همه جانبه و مسالمت آمیز مردم در مناسبت هایی مثل 18 تیر، بسیار کارساز خواهد بود. حکومتهای مطلقه و دیکتاتوری با تقاضا و درخواست، قدرت را رها نخواهند کرد. باید قدرت را از آنها پس گرفت. همچنانکه مردم \"قرقیزستان\" به صورت مسالمت آمیز و با در دست داشتن \"گل های صورتی\" پارلمان به عنوان مظهر قدرت را اشغال کردند، ما نیز باید بدانیم که حضور میلیونی مردم در خیابانها، کارسازتر از هر راهکاری خواهد بود.

اگر چه تشکیل \"آلترناتیو\" و جلب حمایت های بین المللی از پیش زمینه های پیروزی است، اما بدون حضور مردم در \"تحریم\" ، \"تحصن\"، \"اعتصابات عمومی\" و به ویژه \"تظاهرات خیابانی\" به راهی خواهیم رفت که اصلاح طلبان حکومتی رفتند. در شرایطی که مبارزین درون مرز، در زندان یا زیر تیغ دادگاه انقلاب و نهادهای امنیتی و سرکوبگر هستند، این وظیفه ی \"ائتلاف\" است تا با تدوین و عملی ساختن برنامه های مبارزاتی، به ملت امید بدهند.

زنده باد آزادی—بر قرار باد دمکراسی—گسسته باد زنجیر استبداد

ایران/ تهران/ زندان اوین/ زندانی مهندس حشمت الله طبرزدی دبیرکل جبهه ی دمکراتیک ایران (IDF)




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved