«روز قدس» همواره در حکومت دینی ایران با پرت و پلاگوئی های سیاسی که ایرانی ها سال هاست به آن عادت کرده اند همراه است. همیشه سران حکومت دینی موضوع اورشلیم را دستآویزو بهانه ای برای ادامه نفاق افکنی در منطقه و تداوم حمایت از عملیات چریکی تشکل های ترور فلسطینی علیه مردم اسرائیل قرار می داده اند.
ولی در همآیشی که به مناسبت «روز قدس» هفته گذشته در تهران تشکیل شده بود رئیس جمهوری جدید، احمدی نژاد از نابودی اسرائیل سخن گفت و موجب شد که دولتش دچار یک درد سر بین المللی شود و کشورهای غیراسلامی که تا پیش از آن حاضر بودند از برنامه اتمی اش دفاع کنند از حمایت از او روی بر گردانند.
احمدی نژاد برای آنکه سخنان خود را رفع و رجوع کرده باشد بعدا گفت: او چیز تازه ای نگفته و آنچه بیان کرده طی 26 سال گذشته بارها تکرار شده و او نمی داند دلیل خشم جهانی که علیه او برانگیخته شده چیست؟!
همگام با احمدی نژاد، سفیران حکومتی دینی ایران در روسیه و فرانسه نیز- قبل از اینکه به تهران احضار شده و اخراج شوند- کوشیدند از اهمیت سخنان وی بکاهند.
اما پشت گفته های سیاسی مقامات ایران، حقایق بارزی نیز برای جهانیان روشن است. برجسته ترین این حقایق آنست که بسیاری از مردم ایران به سخنان ابراز شده از سوی دولتمردان خود اعتماد ندارند و همواره با سوظن زیاد همه چیز را حلاجی می کنند.
حکومت دینی ایران در گذشته تائید کرده که در جنگ با صدام حسین از اسرائیل، دشمن خودش و عراق اسلحه خریده و امروز نیز با حضور آمریکا در کشور مجاور خود (عراق) کنار آمده است.
هدف رژیم ایران آنست که از قفس تحریم های آمریکا خارج شود و برای این منظور حاضر به انجام هر کارست: از تولید بمب اتم گرفته تا ترسانیدن آمریکائی ها از طریق براه انداختن جنگ های چریکی در عراق، حتی تسلیم حزب الله لبنان، رقابت با فلسطینی ها در مورد حقوق آنها و داعیه اسلامیت داشتن بیش از کشورهای دیگر مسلمان.
رقابت و مسابقه مقامات حکومت دینی ایران در همآیش های سیاسی آنها شناخته شده است. ولی آنچه که این بار نگران کننده است آن که احمدی نژاد ازسوی چند فرد ملتهب به جنگ و درگیری احاطه شده و این موضوعی است که در بین سران پیشین رژیم ایران چون رئیس جمهوری قبلی «محمد خاتمی» یا «هاشمی رفسنجانی» سابقه نداشته و آنها زبان خود را نگه میداشتند و از هر گونه تهدید مستقیم خودداری میکردند.
حقیقت اینست که ایران خواهان جنگ با اسرائیل نیست و قصد آزاد سازی فلسطین را ندارد و همانند دیگر کشورهای عرب در آرزوی چنین امری است. آنچه که رژیم تهران میخواهد، رفع محاصره مداوم واشنگتن است که از نظر سیاسی و اقتصادی به رژیم ایران زیان بسیاری وارد کرده و دور کردن این محاصره تنها از دو راه ممکن است.
نخست: فریفتن واشنگتن که رژیم ایران خواهان چنین کاری نیست،
دوم: ترسانیدن واشنگتن. اما هردوی این راهها تا کنون در دولتهای آمریکا اثر نداشته است.
وقتی که احمدی نژاد اشتیاق خود را برای نابودی اسرائیل بیان داشت، سخنان او هرچند جنبه تبلیغاتی در "روز قدس" را داشت - چرا که در این روز سران حکومت دینی مردم را به چنین سخنرانی هائی عادت داده اند- ولی او با سخنانش عملا یک جبهه بین المللی را علیه فعالیت های اتمی حکومت دینی ایران گشود.
کشورهای مخالف جمهوری اسلامی در پی سخنان احمدی نژاد تاکید کردند که گفته های او این موضوع را اثبات می کند که در ایران اشخاص بدور از خرد حکومت می کنند و قرار دادن اسلحه اتمی در دستان آنها خطرناک است.
احمدی نژاد مسلما آگاه نیست که تعهدات او در پست ریاست جمهوری با وظائفی که به هنگام تصدی پست شهرداری تهران داشته تفاوت دارد. او در مقام شهرداری می توانست هر چه میخواهد از زبانش خارج کند.
اگر یک روزنامه نگار طرفدار حکومت تهدید علیه اسرائیل را در روزنامه «کیهان» می نوشت مردم می گفتند: آنچه نوشته شده دیدگاه یک روزنامه نگارافراطی است. ولی وقتی همین تهدید از دهان رئیس جمهور ایران شنیده شود، بسیاری آن را جدی خواهند گرفت.
به راستی انسان اگر کردار و گفتار بسیاری از رهبران عربی و اسلامی را دنبال کند حالت جنون پیدا می نماید چرا که این گفته ها و عملکردها در مسیر منافع کشورهای این رهبران نیست و موجب زیان و بهره برداری دشمنان میشود.
سخنان احمدی نژاد نیز از این قبیل است و به راستی ایران تنها در این موقعیت حساس تهدیدهای نسنجیده او را کم داشت و وی بی دلیل و بدون علت حربه ای رایگان در اختیار ایالات متحده قرار داد تا از آن برای جنگ و محاصره طولانی ایران بهره گیری کند.
احمدی نژاد به اسرائیل نیز بهانه ای منطقی داد که خواهان نابودی تاسیسات اتمی حکومت دینی ایران شود چرا که رژیم تهران به گفته رئیس جمهوری آن خواهان نابودی اسرائیل است. اسرائیل اگر جدی خواهان نابودی پایگاههای اتمی رژیم ایران شود، همین انگیزه جدی را لازم داشت، که احمدی نژاد به دولت اسرائیل داد.
آنچه مسلم است این که احمدی نژاد بی تجربه در امور خارجی، فکر نکرده که سخنانش چه عواقبی خواهد داشت - گرچه جوانان ملتهب برای احمدی نژاد کف زدند و برایش هورا کشیدند.
همچنین مسلم است، ایالات متحده که از این هدیه رایگان احمدی نژاد غافلگیر شده، از این هدیه به بهترین وجه برای تنگ تر کردن حلقه محاصره علیه حکومت دینی بهره خواهد گرفت و خواهان تحریم های بین المللی درقبال ایران خواهد شد.
دو رئیس جمهوری پیشین حکومتی دینی ، «هاشمی رفسنجانی» و «خاتمی» توانستند با زیرکی و تجربه ای که داشتند مبارزه سیاسی با آمریکا را پیش برند و بر بحران های زیادی غلبه کنند و از اثرات محاصره آمریکا تا حد زیادی بکاهند. شگفت انگیزاست که احمدی نژاد از تجارب روسای جمهوری پیشین رژیم درس نگرفته و حتی از دیوانگی های آن دسته از رهبران عرب که به ملل خود قول می دادند یهودیان را در دریا خواهند انداخت عبرت نیاموخت و درس نگرفت که چگونه اسرائیل از این افکار و افعال جنون آمیز بهره برداری کرد. اما اکنون که بنظر میرسد اعراب سرعقل آمده و بالغ شده باشند و پیچیدگیهای دنیای سیاست را درک کرده اند، احمدی نژاد داوطلب شده به اسرائیل مجانا خدمت کند.