گزارش دریافتی: شركت صانع (هاكسيران ديزل) واقع در شهر تبريز سازنده موتورهاي ديزلي در سال1377 از سازمان گسترش و نوسازي منفک شد و زير نظر پارس خودرو با سهام صدرصد درآمد مديريت وقت (سيد حسين كاظمي) كه زير نظر مدير عامل وقت پارس خودرو مرتضي فضيلي كار مي كرد اقدام به خريد ماشين آلات فرسوده و از رده خارج نمود و براي شركت حدود 40 ميليارد ريال بدهي گذاشت و از اين طريق خودش را به نان و نوايي رساند و به خاطر همين مسئله با اطرافيان خود قرارداد بست كه آنها را در اين كار سهم ناچيزي بدهد و براي حق سكوت به مدير حراست شركت حسين دشن با حفظ سمت حكم مدير ارشد بازرگاني داد.
عليرغم اينكه منزل و خودرو از سهميه شركت گرفته بود خانه سازماني و خودرو ديگر و پاداشهاي زير ميزي داد و براي منشي خود خانم دانش دوست حكم مديريت و به ماموريتهاي خارج از كشور فرستاد و به خانم چهره كارمند سفارشات خارجي مديريت تداركات خارجي و وام خودرو و پاداشهاي بيكلاني داد و تعدادي از كاركنان شركت را كه از اين قضيه خبر داشتند به ماموريت خارج از كشور فرستاد .
به آقاي ميرخاني كه فاميل فضيلي مي باشد حكم مديريت خدمات فني داد كه قبلا هيچگونه مسئوليتي و سوابق فني نداشت و به كاركنان دفتر تهران وام و پاداش و حتي به منشي خود در دفتر تهران وام ميليوني و حكم دائمي زد و پول كلاني از طريق قراردادها از طرف آقايان رنجبر و مقدم بالا كشيدند. به عنوان مثال قرارداد بازرگاني حق وردي . و در سال 1380 مديريت شركت به شركت مگا موتور واگذار شد و باعث تغيير مدير عامل و هيئت مديره شركت گرديد و آقاي مسلم پور به نام مدير عامل به شركت معرفي و آقاي خوش فهم به عنوان معاونت برگزيده شدند و با توجه به ريخت و پاشهائي كه در شركت شده بود مديريت جديد اقدام به گزارش بازرسي كل كشور و در نتيجه احضار مديريت قبلي به دادگاه گرديد و باتوجه به اينكه مدير حراست و مدير تداركات و خدمات فني و مالي از ايشان (كاظمي ) حمايت مي كردند باعث شد مدير حراست توسط مدير وقت اخراج شود.
بعد از اينكه كشمكش در اداره كار قرار بر اين شد كه سنوات ايشان را پرداخت كنند. مدير حراست براي هر سال خدمت خود هشت ماه حقوق و مزايا درخواست كرد و با توجه به اينكه مبلغ هنگفتي مي شد مديريت وقت به علت اينكه حق كارگران را به ايشان ندهد موافقت ننمود و ايشان بعد از سه ماه به كار قبلي خود از طريق اداره كار برگشت و همين عامل باعث شد كه باند حراست ( دشن ) دست به يكي كنند و جلوي خط توليد را گرفتند و حتي مسئولين استان هم در اين امر كوتاهي كردند و مديريت وقت به ناچار بعد از تحمل نه ماه استعفا داد و در يكي از شركت هاي مگا موتور با سمت مديريت به كار خود ادامه داد.
لازم به ذكر است كه مدير عامل آقاي مسلم پور در خصوص كارگران اولين اقدامي كه كرد افزايش حقوق كارگران قراردادي در حد كارگران دائمي .
بعد از آن از طريق مگاموتور آقاي رمضاني به عنوان مديرعامل معرفي شد و الان متجاوز از دو سال مي باشد كه با تلاش خود و ايجاد انگيزه در ميان كارگران توانسته شركت را از ضرردهي به سود دهي برساند و آمار توليد را از 30 عدد بلوك سيلندر به 250 عدد بلوك در روز برساند و به همين منظور همان باند حراست با مديريت فعلي درگير است و چون به آنها باجي نمي دهد آنها هم اقدام به تحريك در چند مرحله كارگران را براي درگير شدن با مدير عامل و تهديد آن نموده اند.
از جمله در طول اين سال سه مورد درگيري لفظي و فيزيكي شده آن هم توسط عوامل حراست: 1- مدير مالي در مورخه 8 / 1 / 84 2- مدير خدمات فني 15 / 1 / 84 و شب هان روز مجددا در منزل مدير عامل ساعت 11 3- آقاي عبدي 11 / 7 / 84 . تحريك كارگران به اعتصاب . كم كاري . خراب كاري از كارهاي اين باند مي باشد تا بلكه مدير عامل استعفا بدهد و به جاي آن آقاي سلامت كه از دوستان ايشان ( دشن ) مدير عامل انتخاب شود.
لازم به ذكر است كه آقاي سلامت فردي است ضد كارگر كه سوابق آن در شركت هاي نساجي و چرخشگر محرز مي باشد و 100 نفر از كارگران نساجي را در آستانه تحويل سال نو اخراج كرده است.
در مرد آب شرب شركت كه از آب چاه تصويه مي شود لازم به توضيح است كه چاه آب در كنار فاضلاب مي باشد و خود تصويه نمي شود و آلوده است و خودشان ( مجموعه حراست – تداركات – بهداشت و مديريت ) از بيرون آب شرب مي آورند و كارگران بدبخت به ناچار از آب آلوده استفاده كرده و براي سلامتي مضر مي باشد چون تصويه خانه توسط آقاي ميرخاني خريداري و ايجاد شده و پول كلاني هم بابت خريد و ايجاد آن براي شركت تحميل شده و آقاي ميرخاني و دوستش آقاي دشن از اين طريق پول كلاني را بالا كشيدند.