خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی | پيامک به سران رژيم










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

برای لغو عضويت از خبرنامه لطفا به آدرس زير ايميل بفرستيد
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



سه شنبه، 20 تیر ماه 1385 برابر با 2006 Tuesday 11 July

سرنگونی طلبان، ظهور رهبر مقاومتتان مبارک* - بصیر نصیبی

...بله هرکسی که درمقابل ظلم وبی عدالتی وجنایت سکوت می کند به همان اندازه در آن ظلم شریک است ...جداشده از سخنرانی های اکبرگنجی)

آقای اکبر گنجی به گفته خود مقامات بعد از شرکت در کنفرانس جمهوری اسلامی در برلین در زمانی که هنوز مانیفست جمهوری خواهی اش را منتشر نکرده بود و مدافع مجلس ششم بود( یعنی مجلسی که با نظارت استصوابی با التزام به وفاداری به ولایت فقیه شکل گرفته بود) بعد از برگشت به جمهوری اسلامی دستگیر شد-زندان رفت- شکنجه شد، وبا اعتصاب غذای 60 و چند روزه دنیای پزشگی را حیرت زده کرد- نتنها خوشبختانه به جسمش آسیبی جبران ناپذیر نرسید بلکه روح و روانش چنان صیقل داده شد که با کانت و هانا آرنت همطراز گردید، حالا دیگر خواست او، از نور تاباندن به تاریکخانه خاکستری پوشان فراتر رفته و رهبر را نشانه گرفته و می گوید: رهبر باید برود. که البته این گفته وی اینجا چنین تعبیر شد، که رهبر باید برو د یعنی رژیم باید برود. آنگاه که گنجی می گفت رژیم فقط اصلاح شود. جریمه اش، زندان انفرادی، زجر وشکنجه بود .حالا که می گوید رژیم باید برود؛ خیلی با او مهربانتر شده اند* هم در تهران انجمن صنفی مطبوعات حکومتی به او قلم طلایی می دهد و هم اجازه خروج به او می دهند تا برود علیه نظام ولایتی تبلیغ کند و آغاز برنامه هم از مسکوست و آقای پوتین که بهترین ارتباط را با ج. اسلامی دارد و سهم چاپیدنش از سرزمین اسیر ایران از حساب و کتاب خارج است میزبان اوست بی آنکه این رفتار مسکو کوچکترین عکس العمل منفی در رژیم برانگیزد. سایت امنیتی/ حکومتی رضایی هم سخنان گنحی در مسکو را بازتاب می دهد یعنی نظام هم تشخیص می دهد که باید سخنان کسی که قرار است سرنگونش کند را منعکس کرد. آنهم رژیمی که یک تظاهرات ساده که در آن خواست هایی بمراتب بسته تر و محدود تر از بیانات جناب گنجی مطرح می شود را این چنین بی رحمانه سرکوب می کند (گرد هم آیی زنان در میدان هفت تیر)اما ما به این کارها کاری نداریم ما اموراتمان بدون یک رهبر که از دل این حکومت برخواسته باشد نمی گذرد. بعد از اینکه پروژه شیرین عبادی دیگر جاذبه ای نمی آفریند. حالا همه مان شیفته گنجی شده ایم- اگر به شیرین عبادی گرایان بگویم که خوب شما که تا چند ماه پیش به آن خانم دخیل بسته بودید وآ ن خانم هم که صریحا می گفت که همه ذکر و فکرش نجات حکومت است و اعتقاد داشت که باید گام به گام، قوانین مترقی اسلامی را با حکومت آخوندها تطبیق داد. اما چرا یک دفعه پشت خانم نوبلی -اصلاح طلب و صبور را خالی کردید و چسبیدید به اکبر گنجی سرنگونی طلب ؟ عجب! همان احزاب استحاله چی خارج از کشور حالا سرنگونی طلب از نوع گنجی شده اند ؟

آقای گنجی در گفتگو های خارج از کشوری اش تمکین به فرامین ولایت فقیه را به گوسفند صفتی تشبیه می کند. البته این شباهت را آقای گنجی کشف نفرموده اند. سالهاست و همان زمان که آقای خمینی رژِیم ولایت فقیه را بنیان گذاشت- بودند کسانی که با چشمان باز آینده رامی دیدند و در مقالات و حرفها و صحبت هایشان هوشدار دادند که ولایت فقیه شخصیت مریدان را در حد گو سفندانی تنزل میدهد که فقط وظیفه بع بع بعهده شان گذاشته شده است.

تمکین به فرمایشات ولی فقیه که از اولین روز استقرار جمهوری اسلامی اعمال شد اصلاح طلبان کنونی به حاشیه رانده شده را هم شامل می شود. همه نمایندگان ادوار مختلف مجلس، و نمایندگان رد صلاحیت شده ، کاندیدهای مردود شده برای کسب مقام ریاست جمهوری-آقای خاتمی ریاست جمهوراسبق و البته مترقی! و همینطور باورمندان کنونی حکومت و ملی/ مذهبی ها که هنوز هم مطیع فرمان رهبر هستند هم بدان گردن نهادند. اما خوب اپوزیسیون فقط گوش به فرمان کسانیست که در بافت این حکومت بوده اند یعنی تا کسی از دل ولایت فقیه زائیده نشده باشد در سپاه پاسداران در کمیته ها دربسیج در واواک ودیگر نهاد های این حکومت خدمت نکرده باشند اپوزیسیون خارج نشین حرفش را نمی پذیرد. این چنین است که بعد از گذشت 27 سال از عمر رژیم اسلامی برای رهایی مان از چنگال آخوندها باید اتکایمان به آغاجری باشد یا محسن سازگارا، شمس الواعظین و یا معصومه ابتکار و یا مهاجرانی و یا ...یعنی یک نفر نیست که آلوده به گنداب جمهوری اسلامی نباشد ، وحرفش و نظرش در اجتماع اثر بگذارد. وای برما.

حالا ما که گنجی را بابت بت شکنی اش می ستاییم چرا خود از او بت می سازیم و چرا دهانمان از گفته هایش ازتعجب بازمیماند؟ (1) -گنجی چه میگوید که ما و شما نمی دانیم . میزان افشاگری های گنجی در مورد جنایت های آخوند ها به مانند قطره ایست از دریا ( 2). البته باید خوشحال بوداگر کسی در عمق وجودش از هر حکومت سرکوبگر ببرد. اما چرا باید حتما او رهبر و مراد هم بشود و ما آنچه او می گوید را بدون چون چرا و تامل پذیرا شویم؟ خوب خود این آقا هم که می شود ولی فقیه ما- امروز اگر سخنی در مخالفت با رفتار گنجی داشته باشی نه رادیو فردا، نه بی .بی. سی، نه رادیو آلمان ،نه سایت های دوم خردادی ،نه صدای امریکا ونه روز اون لاین و... امکان انعکاسش را نمی دهند. یعنی اینجا هم تو را و تفکر تو را می بندند تنها راه بی درد سرشرکت در برنامه هائیست که برایت تدارک می بینند. اگر ورزش دوست هستی باید تی شرت منقوش به پرچم شیر خورشید دار به تن کنی فریاددایی ، دایی ات استودیوم را بلرزاند و اگر سینما دوست هستی هم چندتایی از خانمها وآقایان شرفیاب به حضور رهبر را انتخاب کنی و برای فرستادگان هنری رژیم دست بزنی و هورا بکشی و اگر هم گرایش سیاسی دارید بفرمائید- رهبر جمهوری خواه و آماده مصرف -سفرهای زنجیره ای اش را آغاز کرده است.

نه فقط گنجی بلکه بخشی از اپوزیسیون که ادعای سیاست شناسی هم دارند بدون اینکه برای گفته خویش دلیلی داشته باشند. بعد از نزول خاتمی یک شعار بی محتوا را تکرار می کنند . رژیم را با اعتراضات مدنی، مسالمت آمیز می شود وادار به تن دادن به خواست مردم کرد. البته خواست واقعی بخشی ازاینان حفظ حکومت ملا هاست اما بسته بندیشان را در زرورق پرهیز از خشونت عرضه می کنند. اما آیا در این 27 سال یک مورد را سراغ دارند که آخوندها به یک خواست کوچک که از طریق رفتار مدنی تقاضا شده تن داده باشند؟ یکی از اعتراضات مدنی ظاهرا تظا هرات است . شما می روید تقاضای مجوز می کنید، مجوز نمی دهند- یااز برگذاری برنامه تان صرفنظر می کنید که کاری نکرده اید .اگر هم علیرغم میل رژیم تظاهرات را میخواهید برگذار کنید . خوب سرکوب می کنند. بهانه شان هم اینست که بدون اجازه تظاهرات کرده اید. پس بازهم تاثیرمهم نمی گذارد ( نمونه تظاهرات اخیر زنان تهران) شما میخواهید برای رسیدن به خواست صنفی خود از یکی دیگر از ابزار جامعه مدنی بهره ببرید( کارگران شرکت واحد) اعلام اعتصاب می کنید- رژیم باز هم اجازه نمی دهد. یا برمی گردید به خانه که هیچ / یا پافشاری می کنید تا گردهم آیی شکل می گیردکه (البته چون ترس به جامعه تزریق شده خوب هیچ گاه نمی توانید جمعیت واقعی معترض را گرد آورید) مامورین امنیتی و پلیس با ضرب وشتم اعتصاب کنندگان را سرکوب می کنند وزبان مسئولینشان را میبرند. سندیکایی که نیست تا لااقل مشکلات مادی دوران اعتصابشان را تامین کند. پس بیکار شده گان چه کنند؟به ناچار تعهد می دهند که دیگر نافرمانی مدنی نکنند - در دوران خاتمی هم معلمان همین راه مسا لمت آمیز را رفتند -سرکوب شدند- یک امتیاز هم نگرفتند- گرسنه وخسته وناامیدتر از گذشته به مدارس برگشت داده شدند. چند بار وچند سال دیگر باید همین شیوه بی حاصل را تجربه کرد؟ خوب حالا یک نمونه ای مربوط به سال 2006 وازکشوری اروپایی که انقلابی دگر گون کننده را هم پشت سرگذاشته نقل کنیم . دولت فرانسه -و سرمایه داری اروپا برای حفظ خودش یک سری از قواعد دمکراسی را پذیرفته است- سندیکا ها شکل گرفته، حق اعتصاب به رسمیت شناخته شده، فعالیت احزاب چپ وراست مجاز است، اداره ای برای کنترل مطبوعات و دیگر وسایل ارتباط جمعی فعال نیست، مجازات اعدام منسوخ شده. حق وحقوق دوران اعتصاب تضمین شده است. اما دولت همین کشور وقتی قانونی نادرست برای کار تصویب می کند -خوب اول به این قانون اعتراض می شود، دولت توجه نمی کند- بعد سندیکا تهدید به اعتصاب می کند/ بازهم دولت اهمیت نمی دهد- بعد اعتصابات آغاز می شود- دولت مقاومت می کند- اعتصاب گسترش می یابد. دولت زیر بار نمی رود - اعتراض ادامه می یابد- خشنونت به تدریج با اعتراض آمیخته می شود،معترضین جاده ها را می بندند- وسایل رفت وآمد پاریس مختل می شود، پرواز ها به تاخیر می افتد، وسایل نقلیه به آ تش کشیده می شود، برای مقابله با خشنونت پلیس تظاهر کنندگان به خشونت متوصل می شوند. تظاهرات خشونت آمیز به شهر ها ی دیگرسرایت می کند ، هنوز دولت تن به پذیرش خواست ها نمی دهد . اما مردم که زندگییشان مختل شده -مطبوعات، و رادیو تلویزیون ها هیچگاه معترضین را ملامت نمی کنند که چرا برای تحقق خواستهایشان به خشونت متوصل شده اند - بلکه همگان دولت راسرزنش می کنند و نتیجه چه می شود؟ دولت زیر با ر فشار افکار عمومی و ترس از گسترش خشونت و تخریب به خواست معترصین تن در می دهد. ایا آنان با ملایمت ونامه نگاری وتذکر و رفتار مدنی می توانستند به خواستهایشان برسند؟ خوب وقتی در فرانسه نمی شود با مسالمت به خواست ها ی منطقی رسید. چرا تصور می کنید در جمهوری اسلامی این امکان وجود دارد؟ این رژیم زبانی جز زبان زور را نمی فهمد. نگویید که نشسته ام جای امن دارم بیانیه صادر می کنم – من خوشبختانه نه رهبرم نه معلم ونه ناصح همانگونه که شما حق دارید روش مسالمت آمیز را برای بدست آوردن امتیاز از این حکومت موثر بدانید من هم حق دارم این شیوه را عبث ،بی اثر وحتا مضر بدانم من نظرم را با دلیلی آمیخته ام/ مخالفان نظر من هم لطفا اگردلایلی در رد این ادعای من دارند اعلام کنند/ من فقط این را با قاطعیت می گویم با آرامش با ملایمت با برخورد مدنی نمیشود از این حکومت فاشیستی / امنیتی/ طالبانی کوچکترین امکانی گرفت . زنان در گردهم آیی خود در پلاکات هم نوشته بودند که با مسالمت با مهربانی گرد هم جمع می شوند- تنها خواستشان تغییر برخی قوانین ضد زن ناهاهنگ با دنیای امروز است. اما نتیجه چه شد؟ پلیسهای هم جنس خودشان، وحشیانه به جمع حمله کردند. زدند - مجروح و مصدوم کردند؛ توقیف کردند. ودیگر هیچ.

یک مورد دیگر بخشش جنایت کاران است که در سخنرانی های آقای گنجی دایم تکرار می شود. ایشان میفرمایند که یک کمیته حقیقت یاب تشکیل شود و جنایتکاران شناسایی و بعد بخشوده شوند/ایشان مدام هم مارا توجه میدهند به وضعیت افریقای جنوبی و تصمیمی که ماندلا برای بخشش جانیان گرفت. من نمیدانم دقیقا در افریقای جنوبی چه رفتاری با جانیان شد؟ اما قاعدتا باید این تصمیمات مربوط به وقتی باشد که تغیرات در دولت داده شده بود وماندلا قدرت را بدست گرفته بود. اما ایا رژیم جمهوری اسلامی ساقط شده وماندلای وطنی رئیس دولت جانشین شده است؟ دوم اینکه ایا ماندلا مانند آقای گنجی خود در بافت حکومت افریقای جنوبی بود ؟ حالا اگر قرار است یک مدل خارجی را معیار قرار دهیم چرا از تصمیمی که کشورهای متحد علیه هیتلر اتخاد کردند- کپی نکنیم ؟می دانیم که در نورنبرگ آلمان دادگاهی تشکیل شد و کسانی را که در جنایت های دوران هیتلر سهیم بودند محاکمه کرد به خصوص که همکاران هنرمند هیتلر هم از حضور در دادگاه معاف نشدند ( میدانید تمکین به فرمایشات رهبر که آقای گنجی آنرا گوسفند صفتی می نامد در جامعه هنری ما به شدت رایج است همزمان با آغاز سخنرانی آفای گنجی در مسکو 120نفر از سینماگران ار آن جمله رخشان بنی اعتماد، تهمینه میلانی، مجید مجیدی ، محمد رضا اصلانی به حضور رهبری که باید برود شرفیاب شدند تا از وی برای پیشبرد کارشان رهنمود بگیرند) خلاق ترین کارگردان دوران هیتلر خانم لنی ریفنشتال هم به دادگاه فرا خوانده شد. البته این دادگاه یک نفر را هم محکوم به اعدام نکرد.ا کثر هنرمندان همراه هیتلر حتا به زندان هم نرفتند. اما موقعیت اجتماعیشان چنان آسیب دید که دیگر احترامی در اجتماع نداشتند. البته این دادگاه هم با انتقاد جامعه مواجه شد چرا که خیلی از هنرمندان همراه هیتلر وبسیاری از جانیان توانستندبا بهره از ضعف دادگاه از محاکمه بگریزند.

اما اگر نخواهیم از این کشور یا آن کشور مدل اقتباس کنیم باید یک اصل منطقی را مد نظر داشته باشیم.

سرنوشت همکاران- معماران و رشد دهندگان رژیم ولایت فقیه را نمی توان الان تعیین و ابلاغ کرد وقتی این جانیان شر شان کنده شد در یک شورایی که نمایندگان واقعی مردم عضوش هستند می باید این مسئله مهم که در سازندگی ایران فردا نقش مهمی دارد مطرح شود.

ممکن است خانواده ای از حق خود صرفنظر کند اما کسانیکه در قتل و جنایت وشکنجه دست داشته اند حتا اگر مورد عفو خانواده مقتولین قرار بگیرند. نمیتوانند از چنگال عدالت بگریزند.

کسانی مثل آقای گنجی،آقای حجاریان،آقای سازگارا،آقای امیر فرشاد ابراهیمی...سروش، کدیور ویا هنرمندانی مثل،محسن مخملباف، احمد رضا درویش. بهروز افخمی... که در بافت این حکومت بوده اند، متهم هستند- توجه کنید گفتم متهم هستند/ نه محکومند و نه تبریه / همانگونه که من حق ندارم رای به محکومیتشان بدهم کسی هم حق ندارد تبرئه شان کند- اینان باید به دادگاهی صالح- بدور از خشم و نفرت که اجازه نداشته باشد برای هیچ متهمی حکم اعدام صادرکند- با بهره از وکلای مبزر و با رعایت قوانین بین المللی فراخوانده شوند ( برخلاف نظر آقای باقر پرهام نمی شود با مدد از واژه انشاالله کسی را تبرئه کرد3 ) مشخص است کسانیکه از درون متحول شده اند و رفتار و اعمالشان در افشای چهره رژیم موثر بوده از تخفیف دادگاه بهره خواهند گرفت. وقتی آقای گنجی خود اعلام می کند حتا سکوت در برابرظلم شرکت درظلم است. پس کسانی که در بافت یک حکومت سرکوبگر - بیرحم – خونخوار و خشن و مرتجع بوده اند، و در ساخت پایه های حکومت دخالت مستقیم داشته اند مجرمند نه حتا شریک جرم- اما ما نه وکیلیم نه دادستان ونه تا کنون از دادگا هی مستقل رایی صادر شده است.اما تصور نمی کنم یک مجرم تا رفع اتهام بتواند در فعالیت های سیاسی فعال باشد .می بینیم که بعد از اظهارات آقای گنجی در مورد عفو جانیان در جمهوری اسلامی. زندانیان سیاسی در تبعید ، نسبت به این اظهارات واکنش فوری نشان می دهند. خانم منیر برادران در مقاله ای مستدل ومنطقی این پیشنهاد را مردود می داندو ایرج مصداقی که ده سال در زندان های جمهوری اسلامی به سر برده و معنای شکنجه در زندان های ج. اسلامی را در عمق وجودش درک می کند نیز در نوشتاری محکم وموثر با این طرح خام واحساساتی آقای گنجی برخورد می کند. وسایه سیرجانی دخترسعیدی سیرجانی که خود حقوق دان است واگر مثل آقای گنجی نماد سازی بکنیم نماد خانواده قربانیان رژیم ج اسلامی است با گنجی وطرح وبرنامه هایش به تندی برخورد می کند. اما ایا این طرح وپیشنهاد آقای گنجی فقط بی اثر و خنثی است؟ نه این نوع طرح وبرنامه ها درنهایت برای مانتیجه منفی و خطرناک دارد / چرا که دست رژیم را باز میگذارد که با شقاوت بیشترآدم بکشد وعوامل و وابستگان کنونی رژیم وقتی بدانند نتنها عقوبتی نمی بینند بلکه وقتی صلاح دانستند از حکومت جد ا شوندبا چند ناسزا به رژیم وافشای جنایات افشا شده حکومت می توانند محبوبیت هم پیداکنند وشاید هم افتخاررهبری مقاومت آینده را هم برایشان رزور کرده باشند- پس چرا سرکوب نکنند، چرا از موقعیت امروزشان بهره نبرند؟چرا از عاقبت فردایشان بترسند؟

بصیر نصیبی8 یولی 2006. زاربروکن / آلمان
www.cinemayeazad.blogspot.com cinema-ye-azad@t-online.de

یک یاد آوری. آقای گنجی گفته اندکه انتقادهای مربوط به نظرهایشان را پذیرا می شوند. اما چون سایت ها ورادیو هایی که سخنان ایشان را منعکس می کنند. نظر های مرا بازتاب نمی دهند. اطرافیان! ایشان هم فقط نوشتار های موافق را به سمع می رسانند. کسانی که امکان تماس با ایشان را دارند این نظر را هم برایشان بفرستند. شاید جوابی داشته باشند.

زیر نویس
..............
*بصیری: (می خندد) می شود گفت شما رهبر "مقاومت" هستید و در حقیقت "رهبر" هستید در یکی کردن مردم ایران. چون فکر نمی کنم غیر از شما فعلا کسی در این وضعیت باشد که مخالفان رادیکال و مخالفان غیررادیکال را بتواند در یکجا جمع کند.
(گفتگوی نسرین بصیری با اکبرگنجی سایت اخبار روز)

* من با نظر آقای گنجی موافق نیستم که رژیم از ترس کنگره نویسندگان مسکو به ایشان اجازه خروج داده است. من فکرمی کنم برخلاف تصور ایشان برای رژیم مسایلی که در اینجا مطرح می کنند باید مهم باشد وگرنه دستگیری مجدد ایشان بعداز برگشت جز درد سر هیچ بهره ای برای ملاها ندارد. به گمان من قصد رژیم از موافقت با خروج ایشان این بوده که بتواند بمانند دهها مورددیگر از این حضورهم به نفع خودش بهره بگیرد ، دخالت بخش فارسی رادیو آلمان . برنامه ریزی کانون سخن لندن، وحمایت جمهوری خواهان از نوع فرخ نگهدار ازسفرهای زنجیره ای آقای گنجی، راهی به سوی امید واری نمی گشاید.

1/ شهره بدیعی همسر نوری دهکری که در رستوران میکونوس به دست عوامل رژیم ترور شده، در نشستی که در خانهء دموکراسی برگزار شد از میان جمعیت برخواست و به گنجی گفت حرف هایی که زدید زیاد جدید نبود، لطفا بگوئید چکار می شود کرد. وگرنه ما سالهاست داریم می گوئیم آزادی می خواهیم و چه و چه می خواهیم، اما همچنان درجا می زنیم. چکار باید بکنیم. این را بگوئید!

2/البته توجه داشته باشید که آقای گنجی در گفتکوهایش هر جا که صرف نکند طفره می رود وجواب سربالا می دهد مثلا وقتی نسرین بصیری از وی در باره بهائیت می پرسد ببینید چگونه جواب می دهد؟

نسرین بصیری: سوال دیگری در محل ویسن شافتز کالج برلین از ایشان کردم... در مورد بهائیت چگونه فکر می کنید؟ گنجی تاکید کرد روشنفکران دین دار آنقدر خودشان مشگل و مساله دارند که به این موضوع نمی پردازند.
(هرسه سند ازگفتگوی نسرین بصیری با اکبرگنجی سایت اخبار روز)

3/من، به گنجی پیش از زندان اوین کاری ندارم. یعنی فرض را بر این می‌گذارم که اکبر گنجی – بر خلاف بسیاری از کارگزاران نظام اسلامی – حسابی به جامعه‌ی ما ندارد که پس بدهد: انشاءالله که دست‌اش به خون و تجاوزی آلوده نیست، ... تا پایان خط اعتقادی خویش پیش رفته، ... «قانون اساسی ِ رهبر فرموده‌اش» در قالب «اسلامی» «نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر»‌اش رأی داده، و شروع کرده است به کار کردن در دستگاه نظامی و اداری، زیر رهبری همان رهبر و جانشین او؛ به جنبش «اصلاحات» رئیس جمهور مورد قبول همان نظام رهبری ایمان آورده و حرف‌هایش را جدی تلقی کرده ...
( باقر پرهام سایت ایران امروز )




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved