ad@balochfront.org
بعد از نوشتن مقاله انتقادي من از آقاي اكبر گنجي، سايت خبري بازتاب به شيطنت پرداخت و سپس يك سايت خبري با انحصار گري خاص خودش تبديل به كانالي شد براي بازتاب ناگفتني ها و ناشايسته ها. اين سايت كه ادعا مي كند هرگز مطالب خلاف حرمت و عفت را چاپ نمي كند، ظاهرا در اين اصل خود يك استثناء دارد. اگر مطالب حاوي توهين و بي حرمتي بر عليه مخالفان اصلاحات و بخصوص مشروطه خواهان باشند، از اين قائده سانسوري مستثني خواهند بود. و بدينگونه بود كه مقاله نوشته شده توسط هموطن عزيزي بنام "م چشمه " تحت عنوان "پيشنهادي به آقاي اكبر گنجي" را در اين سايت خواندم. البته اكنون اين مقاله در سايت هاي ديگر نيز چاپ شده است. ديروز پاسخ زير را براي مدير محترم سايت اصلاح طلب فرستادم. ولي نه اصول ايشان و نه اخلاقش حكم مي كرد كه به من جوابي بدهد، چه برسد به چاپ مطلب. از مسئول محترم سايت تقاضا كرده بودم كه نوشته "من به اصطلاح غير خودي" را در جواب م چشمه "خودي" چاپ كند. اما باز هم مايوس و مستاصل شدم از دست اين گرفتاري ! يعني "تبعيض بين خودي و غير خودي". جواب من بدينصورت بود:
آقا و يا خانم "م چشمه" ضمن حمله به منتقدين اكبر گنجي در پاراگراف پاياني مقاله خود چنين نوشته اند: در خاتمه از آقای گنجی خواهش دارم که حملات ناجوانمردانه افرادی را که در مورد سفر ایشان به خارج شبهه ایجاد میکنند نادیده بگیرند. این جماعت زمانی در مورد فروهرها، سیرجانی، طبرزدی و ... شبهه ایجاد میکردند. پاره ای از اینان اگر ریگی در کفش نداشته و از زاویه فرقه گرائی و یا خود بزرگ بینی و حسادت چنین نمیکنند، میبایست در زمینه عوارض تئوری توطئه و پارانویا خود را به روانکاو نشان دهند."
از آنجائي كه اخيرا بنده صادقانه از پاره اي از مواضع آقاي گنجي بنا به درخواست خودشان "بيرحمانه انتقاد" كرده بودم و لحن آقا و يا خانم م. چشمه شايد اين توهم را ايجاد كند كه ناخوشنودي ايشان متوجه مقاله بنده و تا حدي موضع من مي باشد، ناچار ديدم كه براي شفاف شدن آب گل آلود در ذهن چشمه توضيحي كوتاهي را خدمت ايشان و خوانندگان محترم سايت ارائه كنم. اولا بر خلاف چشمه عزيز كه هويت واقعي ايشان حداقل براي من مشخص نيست، مقاله اين حقير با نام و ايميل و عكس در اكثر سايت ها ظاهر شده است. ثانيا آن زمان كه من و دوستانمان در حمد و ثناي گنجي مقاله مي نوشتيم و يا اعلاميه صادر مي كرديم و يا به دول، پارلمانها و سازمانهاي بين المللي نامه مي نوشتيم ( بسياري از اين مدارك در اينترنت و حتي در همين سايت موجود است كه لينك آن در زير آمده است)، م چشمه حتي يك مقاله در مورد گنجي ننوشت ( من با جستجو در اينتر نت مقالات فراواني از ايشان با نام م چشمه بخصوص در سايت اتحاد جمهوريخواهان پيدا كردم) ولي در مورد گنجي چيزي نديدم.
همانگونه كه در مصاحبه راديوي خود (بسوي ايران، آرشيو راديو صداي ايران؛ 12 ژولاي) تشريح كرده ام، من با توجه به شناختي كه تا كنون از گنجي دارم، به پايداري و صداقت گنجي براي تغيير رژيم جمهوري اسلامي ايمان دارم؛ و در اين كه گنجي واقعا خواهان برچيدن بساط ولي فقيه است شكي ندارم. من شك ندارم كه گنجي يك مبارز شجاعي است كه ما بايد از خواسته هاي ضد استبدادي او با عزم و جزم استوار اما با هوشياري و چشماني باز حمايت كنيم. شك و ترديد من و يا بهتر است كه بگويم ياس من از ماهيت دروني و عملي نظام "جمهوري دمكراتيك اسلامي" كه گنجي بهمراه مسلمانان دمكراتي نظير آيت الله منتظري، سروش،و حجاريان در آينده خواهان برقراري آن هستند ، مي باشد. ياس من از اين است كه گنجي هنوز از انديشه "خودي و غير خودي" رهايي كامل نيافته است. بيست و هفت سال تجربه تلخ ثابت كرده است كه نه تنها اينگونه تفكر و انديشه بسيار مهلك و خطرناك مي باشد، بلكه 27 قرن تاريخ ما نيز ثابت كرده است كه چاپلوسي و بت سازي ريشه اصلي مشكلات جامعه ما است. اعتراف مي كنم كه بعضي از سوالات من بيرحمانه بوده است. اما بر خلاف ادعاي م. چشمه هدفم نه حمله به شخصيت نستوه گنجي بوده و نه تهديدي به جايگاه سياسي ايشان؛ بلكه هدفم فراهم نمودن فرصتي بوده است تا گنجي بتواند اين شبهات را بر طرف كند.
من در اطلاعيه اي كه در روز دوشنبه 18 مهر 1384 صادر كردم و در سايت ها چاپ شد ( لينك اول در پائين اين صفحه) در مورد گنجي اينگونه نوشتم: براي ملت در بند ايران، گنجي اين ستاره درخشان مظهر نور و آزادگي و انسانيت بوده و است , و به همين دليل نيز براي خفاشان كور دل و شب پرست گنجي خورشيدي است بس فروزان و آزار دهنده و لهذا او را در سلول انفرادي حبس نمودند. ولي جمهوري اسلامي بايد بداند كه نمي تواند نور را در سياه چالهاي اوين زنداني كرد.". مقالات ، اطلاعيه ها و نوشتجات من در دفاع و حمايت از گنجي در طي ساليان در سايت هاي مختلف موجود است و هموطنان مي توانند با تايپ " دوشوكي و گنجي" در جستجوگر اينترنتي نظير "گوگل" ببينند كه موضع من براي دفاع تمام عيار از گنجي چه بوده و است. تصور من از گنجي خورشيدي بود بس فروزان، خورشيدي كه مي توانست مظهر نور و آزادگي براي همه ايرانيان از همه جناح ها و طيف هاي سياسي عقيدتي باشد. دريغم مي آيد كه گنجي را همانند فانوسي ببينم كه دزدان شب او را ربوده و فقط براي روشن كردن كلبه كوچك جناح خويش مي خواهند و بس! درد من و علت فرياد من اينجاست! آيا گنجي را براي همه خواستن گناه است؟ وانگهي انتظار من از گنجي اين بود كه او چون كاوه آهنگر درفش آزادي و دمكراسي خواهي را بدست گيرد. اما افسوس كه او بجاي برافراشتن پرچم دمكراسي خواهي در كشورمان و متحد نمودن همه اپوزيسيون، خود را در بيرق داري پرچم سفيد صلح خلاصه كرد كه به جاي خود قابل تقدير و تحسين است اما كافي نيست. ضرورت شرايط بحراني ما بيشتر از اينها مي طلبد. همه ما شديدا مخالف جنگ و مخالف هرنوع حمله نظامي به كشورمان هستيم. مخالفت با جنگ بخشي از رسالت آزاديخواهي و دمكراسي خواهي ماست.
بنده در يكي ديگر از مقالاتت خودم بنام "از ترس نيش عقرب جرار با دامن اژدها پناه ببريد" كه حدود يك سال پيش نوشته و چاپ شده بود ( لينك دوم در پائين اين صفحه) به اشخاصي كه بر خلاف درخواست گنجي مبني بر تحريم انتخابات در آن زمان در همين لندن و پاريس به پاي صندوق هاي راي رقتند و به معين و يا رفسنجاني راي دادند، اشاره مستقيم كرده بودم. امروزه همين افراد يار غار گنجي شده اند. آن زمان من و امثال من بودند كه از گنجي اطاعت مي كردند و در مدح و ثنايش مقاله و اعلاميه و نامه مي نوشتند، و انتخابات را تحريم مي كردند. در همان مقاله از آنها پرسيدم: اگر با راي شما( دغل دوستان كه امروز مي بيني) عاليجناب سرخ پوش مجددا رئيس جمهور شود، من چه جوابي به گنجي بدهم؟ چرا از خود نمي پرسيم که اکبر گنجي دقيقا براي چه و به چه دليلي در زندان است؟ اگر اين ملت نجيب و شريف اکبر رفسنجاني را بر تخت رياست جمهوري نشاندند ، بنده بدينوسيله از اکبر گنجي عذرخواهي مي کنم." من در مقاله هاي ديگر از گنجي در بند بعنوان يك قهرمان ملي ياد كرده ام ( لينك سوم پائين اين صفحه).
گفتني ها بسياري است، اما افسوس كه نشايد گفتن، همانگونه كه نان را به نرخ روز نبايد خوردن. م. چشمه در پايان مقاله خود نوشته اند كه اينگونه افراد ( منتقدين گنجي) بايد خود را به روانكاو ( يا روانپزشك) نشان دهند. چطور شد ؟ يكسال پيش كه بنده در نوشته هايم گنجي را به عرش اعلاء برده بودم و او را خورشيدي فروزان و مظهر نور و آزادگي قلمداد مي كردم، احتياجي به روانپزشك نداشتم. اما امروز كه ايشان در غرب و آزاد است؛ و تمامي رسانه ها از قبيل بي بي سي، صداي آمريكا، راديو فرانسه و آلمان و راديو فردا و غيره برايش سر و دست مي شكنند، و مي تواند آزادانه هر انتقاد ي را پاسخ دهد؛ منتقدين بايد به روانكاو مراجعه داده شوند؟ راستي ! رفيق م. چشمه ء مبارز ، آيا مي توانم از شما بپرسم كه اين سياست ارجاع منتقدين و مخالفين به روانكاو و تيمارستان هاي اجباري را از كجا آموخته ايد؟
بنده نمي توانم تعجب و ياس خود را پنهان كنم. زيرا كه با چشمان خود مي بينم افرادي كه تا ديروز ( وقتي گنجي در زندان بود) او را نفي و طرد مي كردند، اينك چون پروانه هاي عاشق به دور شمع وجود ايشان حلقه زده اند. افراد و مسائلي كه اينك دور و بر گنجي را در خارج و داخل ايران احاطه كرده اند و مطالبي را كه مطرح مي كنند مرا به حالت نوعي "د ژاء ووء" يا "آشنا پنداري حافظه اي" فرو مي برد. بياد دارم كه قبل از قيام بهمن 57 من و بعضي از دوستان نوجوان و جوان در شهر چابهار تبليغ رويت عكس خميني در ماه را مي كرديم و از خطر گذشته به نفع خميني شعار مي نوشتيم. در مقابل ما عده اي كه ما آنان را "فريب خورده" مي ناميديم سوار بر ماشين هاي شهرباني و ژاندارمري شعار ضد خميني و حتي توهين آميز مي دادند. چند ماه بعد از قيام 22 بهمن اكثر اين "فريب خوردگان" رئيس و مسئول وعضو كميته انقلاب و جهاد سازندگي شدند. آنها سوار بر ماشين هاي كميته و جهاد سازندگي در شهر ويراژ مي دادند و بر عليه ما "ضد انقلاب وابسته" شعار مي دادند. بد عهدي روزگار و افتضاح آن اوضاع در اوايل سال 58 به حدي رسيد كه ما به لقب "ضد انقلاب" افتخار مي كرديم. حال كه گنجي عزيز از ما مي خواهد كه صلح جو و " ضد انقلاب" باشيم، بايد بگويم كه: برادر ! ما اين لقب افتخاري را قريب به بيست و هفت سال است كه يدك مي كشيم.
به قول شاملو روزگار غريبي است نازنين ! در مورد رجوع به روانكاو ، من شايد با م. چشمه موافق باشم زيرا كه واقعا سياست عروسي است كه از بهر بسي داماد است ؛ و با اين اوضاع و احوال و اتفاقات ، تعجب آور نخواهد بود اگر روزي دير يا زود من و امثال من بجاي جستجوي درمان دردهاي خود در گنجي و امثالهم، دست به دامان روانكاو و روانپزشك در غربت بشويم.
دكتر عبدالستار دوشوكي
ad@balochfront.org
http://news.gooya.com/politics/archives/037248.php
http://asre-nou.net/1384/khordad/31/m-doshouki.html
http://raha.gooya.name/politics/archives/030556.php
http://www.panahjoo.com/viewtopic.php?t=1003