جنبش دانشجويي پس از دو دهه رنج سياستورزي و پيشاهنگي در تحولات به سوي يك دگرگوني در سازمان و سلوك خود آغوش گشوده است. قصهي تحول و پيوستاندازي جنبش دانشجويي، ماجراي پنهان و رمزآلودي است كه از سران حكومت تا طايفهي احزاب و از روشنفكران تا اصحاب رسانه كه به صد زبان اين تحول را مخابره ميكنند و گوش و چشم شهروندان نيز نغمههاي اين تحول را از فصلي به فصل ديگر حس ميكنند.
پيدايش و نشر نشريات متنوع دانشجويي از نشانههاي بارز تحول در اين جنبش است اما به موازات اين تكثر و رنگارنگي بايد گفت:
1ـ بيشك يكي از مهمترين لوازم تحقق دموكراسي در جوامع، تثبيت نهادهاي مدني ميباشد. نهادهايي كه بتوانند به طور دقيق و خارج از گود، قدرت را نقد كنند، ميتوانند رسيدن به مردمسالاري و حاكميت قانون بر جامعه را تسريع كنند. اطلاعرساني آزاد و دقيق در قالب نشريات مستقل، ميتواند به عنوان يكي از لوازم تحقق جامعهي مدني و مردم سالاري نقش آفريني كند.
2ـ دانشجو با همهي شاخصها و ويژگيهايي كه در ذهن ميتوان براي آن متصور شد، هميشه به عنوان پيشرو در تمام تحولات جامعه نقش داشته است نقشي كه ايفاي آن گاه با هزينههاي فراوان روبرو بوده است.
اما شاخصه تحول خواهي و آرمانگرايي آنان سبب گرديده كه هيچگاه جنبش دانشجويي در هيچ تحولي دنبالهرو جريان هدايتگري نباشد و به عنوان جريان مستقل و پويا منشإ تحولات بزرگ اجتماعي و سياسي باشد. همچنين كليهي تجربههاي تاريخي ثابت كرده است كه هرگاه اين جنبش دنبالهرو جرياني بوده است (بدون سنجش ويژگيهاي نهادهاي مرتبط با يكديگر) متحمل صدمات و لطمات جبرانناپذيري گرديده است.
3ـ در ميان نشريات دانشجويي كه برگرفته از دو مؤلفهي مهم «نشريات» و «دانشجو» ميباشند، رسالت بزرگي را بر عهده دارند. شايد فعاليت در نشريات دانشجويي به دليل وجود مؤلفه دانشجو (همراه با در نظر گرفتن تمام ويژگيهاي تاريخي، اجتماعي و فردي آن) بسي مشكلتر و حساستر از ديگر نشريات باشد؛ دشواريهايي كه نيز معلول بسياري از عوامل مؤثر در شكلگيري و احيا نشريات ميباشد.
4ـ تحليل و بررسي وقايع گذشته بر جنبش دانشجويي، تعيين جايگاه اجتماعي نشريات دانشجويي و تعريف رابطه و خاستگاه آن با ساير نهادها ميتواند به عنوان يك عنصر مهم در تعريف ماهيت نشريات به آنان ياري رساند.
نشريات دانشجويي كه به عنوان قلب تپنده جنبش دانشجويي، منعكسكننده آلام و آرزوهاي نسل جوان و فرهيخته است، اينك لازم است به تعريف رابطه و جايگاه خويش بپردازد. جايگاهي كه هر چند آسان به دست نيامده ولي اينك با نظر به ابعاد مختلف آن بايد مورد بازبيني و آسيبشناسي قرار گيرد تا بتواند به يك معرفه مشخص، ثابت و تعيينكننده تبديل شود.
اميد است نشريات دانشجويي بتوانند با به كار بستن تجربيات گذشته همراه با درك كامل واقعيتهاي موجود در جامعه آيندهاي بس روشن را براي خويش تصويرگر باشند.