خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



سه شنبه، 3 مرداد ماه 1385 برابر با 2006 Tuesday 25 July

هیاهوی بسیار برای هیچ - بصیر نصیبی

به گفته بهنود اعتصاب غذای لندن با استقبال جوانان! مواجه شد( متن را بخوانید) اگر پلاکات ها را هم در شمارش تعداد دخالت دهیم شاید ده تا بشوند.

شما رهبر "مقاومت" هستید و در حقیقت "رهبر" هستید در یکی کردن مردم ایران. چون فکر نمی کنم غیر از شما فعلا کسی در این وضعیت باشد که مخالفان رادیکال و مخالفان غیررادیکال را بتواند در یکجا جمع کند. ( نسرین بصیری گزارشگر در گفتگو با اکبر گنجی برای سایت اخبار روز مرتبط با سازمان اکثریت)

حالا ببینید م. چشمه در همان سایت چگونه می نویسد:

اما به باور من با در نظر گرفتن موقعیت استثنائی حضور استوره مقاومت آقای اکبر گنجی در خارج کشور، و در شرایط حساسی که جامعه ایران در آن قرار گرفته است، دامنه و میزان حمایت از این فراخوان میتوانست بسیار گسترده تر از این باشد. در داخل کشور باستثنای حمایت چند صد تن از شخصیتهای سیاسی—که همواره چنین بیانیه هائی را امضاء میکنند— و باستثنای حمایت سازمانهای دانشجوئی و حمایت نه چندان پرشور حزب ملت ایران و جبهه ملی، سایر نیروها و نهادهای مدنی از جمله نیروهای اصلاح طلب حکومتی، ملی- مذهبی ها و حتی کانون نویسندگان از این فراخوان حمایت نکردند.

و حتا بهروز خلیق از کادر مرکزی اکثریت در همان سایت می گوید:

تعدادی از احزاب و سازمانهای سیاسی در داخل و خارج از کشور در این کارزار حضور دارند. از جریانهای داخل کشور: سازمان ادوار تحکیم وحدت، جبهه ملی، حزب ملت ایران، حزب دمکرات ایران و از جریانهای خارج از کشور: سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد جمهوریخواهان ایران و نهضت مقاومت ملی، کومله و جنبش رفراندوم ایران. اما نهضت آزادی، جمهوریخواهان دمکرات و لائیک، حزب توده ایران، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، راه کارگر، حزب دمکرات کردستان ایران و مجامع اسلامی ایرانیان و سازمان مجاهدین خلق ایران تاکنون از این حرکت اعلام حمایت نکرده اند.

این اظهار نظر زمانی ابراز شد که هنوز اعتصاب آغاز نشده بود وکسی تصور نمی کرد که دکان اسلام دمکراتیک آقای گنجی تا این حد کساد باشد.

اما در همین لیستی که بهروز خلیق ارایه می دهد مشخص می شود اظهارنظر خانم نسرین بصیری بیشتر جنبه چاپلوسی و بازار گرمی داشته وگرنه کسی که به ادعای این خانم خبرنگار تا آن حد محبوبیتش گسترده باشد که رادیکال و غیر رادیکال را بهم پیوند داده باشد که با اعتصاب غذای پیشنهادی اش نباید این چنین به سردی برخورد شود و جلساتش با اعتراض شدید و تشنج همراه شود.

اما خود آقای بهروز خلیق هم نتوانسته یک لیست صحیح از حامیان پروژه گنجی ارایه دهد. برای نمونه ایشان علی اشرف درویشیان را از نویسندگان پیوسته به این جمع می داند درصورتیکه آقای درویشان در یادداشت کوتاه و تندی که نوشته از جعل نامش پای اطلاعیه خبر می دهد و اما سایت اخبار روز اطلاعیه او را منعکس نمی کند. کانون نویسندگان ایران که در رادیو فردا حامی این بساط معرفی شده به تندی با خبر جعلی رادیو فردا برخورد می کند و به صراحت اعلام می نماید که هیچگاه امضاء کننده ا ین حمایت نیست- این یاداشت اعتراض آمیز هم در سایت های حامی گنجی منعکس نمی شود. حتا احمد باطبی* با وجود اینکه امضایش زیر متن فراخوان آورده شده. نسبت به متن و حمایت فقط از 3 زندانی، به شدت انتقاد می کند او لیستی از زندانیان جمهوری اسلامی ارایه می دهد که این مطلب هم در سایت های حامی دوم خرداد منعکس نمی شود. خانم مهرانگیز کار هم که خود متن را امضاء کرده اما از تقسیم بندی خودی وغیر خودی و بی اعتنایی گنجی به سرنوشت دردناک سیامک پورزند در اطلاعیه اش به سختی انتقاد می کند. در کلن چند نفر که پیرامون محافل دوم خردادی می پلکند یک جلسه خصوصی برای گنجی تشکیل میدهند اما گزارش این جلسه را عمومی میکند. پژوهشگر آبرو دار آرامش دوستدار را هم به جلسه می کشانند و برای سوء استفاده از حضورش عکسی از او در کنار گنجی را درسایت گویا منتشرمی کنند که آرامش آقای دوستدار را بر هم میزنند واقعا چطور می شود که جناب دوستدار از داشتن عکسی کنار رهبر مقاومت نتنها به خود نمی بالد بلکه به نوعی احساس ندامت هم به او دست می دهد؟

اما آقای خلیق همچنین در آغار مطلب می نویسند:

فراخوان برای آزادی زندانیان سیاسی که توسط اکبر گنجی پیشنهاد شده، بیک کارزار گسترده در سطح جهان تبدیل شده، به تحرک نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور منجر گشته و هزاران نفر داوطلبانه به این کارزار پیوسته اند.

اما آیا آقای گنجی توانسته اند به موقعیتی که آقای خلیق ادعا می کنند دست یابند؟ چون آقای گنجی علاقمند به نماد سازی شده اند ما شهر لندن را که یکی از مراکز برگذاری اعتصاب غذا است برای نمونه انتخاب می کنیم . این شهر نبایداز 20000 ایرانی کمتر داشته باشد. تازه چرا فقط ایرانیان و چرا فقط از لندن باید با گنجی قهرمان همراه شوند_ یک شخصیت جهانی با موقعیت گنجی که 1700 نویسنده در مسکو به افتخارش کف زده اند و اینهه سازمان مدافع حقوق بشر برایش غش و ریسه رفته اند و به چنان موقعیتی رسیده که رژِیم می ترسد به او اجازه خروج ندهد و آقای چامسکی برای دیدارش دقیقه شماری می کند (معلوم نیست شانس بیاورد و به چنین فیضی برسد) کلید طلایی شهرها را یکی پس از دیگری در جیبش می گذارند و وقتی برگذارکنندگان ادعا کرده بودند حتا کسانی که توانایی و یا قصد روزه سیاسی ( یادم نبود در خارج از ایران باید بگوییم اعتصاب غذا) را ندارند به این حرکت خواهند پیوست . خوب این انتظار بجائیست که ده ها هزار نفر نه فقط از شهر 15 ملیونی لندن. بلکه از شهرهای دیگر انگلستان در این جمع حاضر باشند(آقای خلیق هم پیش بینی حضور هزاران نفر را می کند) اما یکی ازعکس هایی که خودشان مخابره کرده اند یک گردهم آیی 7 یا 8 نفره را نشان می دهد که بساطشان را روی زمین پهن کرده اند و آقای مسعود بهنود *هم کنارشان روی صندلی به شکلی که یک جلسه روضه خوانی را تداعی می کند نشسته است ( البته روضه خوان بی عمامه، شیک وخوش تیب) حتا اگر سازمان های مدافع حقوق بشر و خبرنگاران بدون مرز اکبر آقا را واقعا جدی گرفته بودند می بایست صدها نفر در ارتباط با این سازمانها به ایرانیان همراه گنجی اضافه شوند. اما دریغ از یک آدم مستقل که اعتنایی به این بساط کرده باشد. چرا همان مشتریان همیشگی کانون سخن آقای نگهدار هم غیب شدند. بهنود که می بیند کار پروژه شان نگرفته می گوید چون این کار مستقل از سازمانها بوده پس طبیعی است که کم بیایند ! ( نقل به معنا)

مگر خود آقای گنجی نمی گوید که جمهوریخواهان همراه اعتصاب بوده اند؟ مگر جمهوریخواهان همان سازمان سیاسی اکثریت وهمفکرانشان نبودند؟ ( بازوی خارج از کشور شبه اصلاح طلبان ) که چند سال پیش با حضور مسعود بهنود و خانباباتهرانی با چه سر و صدایی با کمک حزب سبزهای آلمان که در دولت شرودر شرکت داشت و برای حفظ جمهوری اسلامی پول خرج می کرد- بساطی را در برلین گشودند، شش ماهی هم برای خودشان سرگرمی درست کردند و دیگر هیچ. و چند سازمان سیاسی دیگر هم که اعلام همبستگی کرده بودند .پس ادعای آقای بهنود که این اعتصاب را مستقل از سازمانها مینمایاند بی اساس است . و دیگر اینکه آیا کانال های تلویزیونی این اعتصاب را بازتاب دادند. آیا مطبوعات اروپایی اعتنایی به این رویداد مهم کردند؟

البته آقای بهنود ادعا می کند که برنامه لندن با استقبال جوان ها مواجه شده چرا که 80% شرکت کنندگان کنندگان جوان هستند !!! عجب ! وقتی جمعی شکل نگرفته دیگر درصد گیری از جمعیت از آن کارهای با مزه است - آقای بهنود که در تمام عمرش صداقت! در کار سیاسی داشته است- حالا هم آدم صادقی است، عکس چند جوان خوش فرم را هم همراه با گزارش کرده اند که نشانگر استقبال جوانان از اعتصاب غذاست (راستی تا یادم نرفته بگویم در پاریس 15 ملیونی 8نفر به همراه علی کشتگر برای اعتصاب جمع شده بودند) حرکتی مترقی که رهبری نستوه گاندی گونه هم دارد، کل پیوستگان به خواستش و در سراسر جهان به 300 نفر هم نمی رسد! در نیویورک که 200000 هزار ایرانی ساکن آنند و از لوس آنجلس و مناطق دیگر امریکا هم نیرو آورده اند. 60 تا 70 نفر بیشتر جمع نشده اند. آقای رضا علامه زاده در ویرجینای امریکا یکی از مشتاقان است که برای آموزش تکنیک سینما به جوانان محروم! امریکایی به ویرجینا آمده است وی می نویسد: « اعتصاب غذا به تنهائی در دانشگاهی که نه یک استاد و نه یک دانشجوی ایرانی در آن است، و نه هیچکس خبری در این مورد شنیده است، باید برای همه سخت غریب باشد. به این می‌اندیشم که بلیتی بگیرم و به نیویورک پرواز کنم تا در کنار هموطنان دیگرم باشم. حتی امکان پرواز را هم از طریق همین رفیق روی زانویم چک کردم (منظور آقای علامه زاده کمپیوتر دستی است) نغمه‌ی مرخصی را هم با رئیس دپارتمان فیلم سردادم، البته غیر مستقیم، چون خودم تردید دارم که ترک دانشگاه در روزهائی که دانشجویانم در حال فیلمبرداری و مونتاژ هشت فیلم داستانی کوتاه، به طور همزمان زیر نظر من هستند، و هر ساعت به من نیازمندند، اصلا منطقی باشد...»

آدم در وهله اول فکر می کنند که آقای علامه زاده در یک گوشه دور افتاده در یکی از دهات ورامین است نه در محیطی دانشگاهی در آمریکا. یعنی صدای این شخصیت جهانی نتوانسته حتا به فضای دانشگاها برسد ـ آنهم دپارتمان فیلم، اگر این چنین باشد باید بپذیریم ادعا در باره موقعیت جهانی جناب رهبر گنجی پوچ وتو خالی بوده است. آقای علامه زاده از محل اعتصاب دور بودند و عذرشان قابل پذیرش، چرا ایرانیان نیویورک حتا برای ارضاء حس کنجکاوی از آن حوالی عبور هم نکردند؟ آیا همه شان استاد سینما بودند و شاگردانشان در حال مونتاژ فيلم؟ گردهمآیی 70 و یا 80 نفر در خیابان و در نیویورک یعنی هیچ. چون برنامه ریزان و خانواده شان و دوستانشان اگر میخواستند به پیک نیک آخر هفته بروند باید قاعدتا بیش از این تعداد باشند. آقایان حسن ماسالی، محمد امینی که کلی ادعا دارند و برای خودشان پایگاه اجتماعی می شناسند و جزء لیست بلندبالای برنامه ریزان هم بوده اند چطور نتوانسته اند کسی را جذب کنند؟ ( گفته شده هوشنگ امیر احمدی از پیوستگان جمهوری اسلامی که پول شرکت های نفتی را در اختیار دارد نیز از همراهان این برنامه بوده اند مبارک است) انگار خود برنامه ریزان هم بعد از مدتی یواشکی محل اعتصاب را ترک کرده اند و در چلوکبابی مجاور به وظایف ملی/ مذهبیشان عمل کرده اند.

من در نوشتاری با عنوان سرنگونی طلبان رهبرمقاومتتان مبارک ، اعلام کردم که قصد رژیم از اجازه خروج برای گنجی نه از ترس انعکاس جهانی بلکه بدلیل نفعی است که تصور می کند از این سفر عایدش می شود. هر چند شکستن جوی که ایجاد شده بود و هوشیاری مخالفان جدی ج. اسلامی - مقاله های تند و قاطع مستدلی که در این ارتباط نگاشته شد. امکان بهره برداری آخوندها را محدود کرد. من در پایان مطلبم به چند مورد که قصد ج.ا از اجازه سفر به قهرمان کبیر را شفاف می کند. اشاره ای مختصر می کنم .

1/با اینکه اتحاد جمهوری خواهان ( سازمان اکثریت، فرخ نگهدار و...) به همراه بهنود و نبوي ، به هنگام بست نشینی نمایندگان مجلس شبه اصلاحات دوره ششم مردم را فراخواندند که به روزه سیاسی مفت خور های دوره ششم بپیوندند. اما با بی اعتنایی مردم مواجه شدند - اما اینان تنبیه نشدند و بار دیگر ارگانیزه برنامه اعتصاب غذا را بعهده گرفتند- اما اگر حتا همفکران خودشان هم به این فراخوان وقعی می گذاشتند باید دکانهایشان در شهرهایی مثل پاریس چند مشتری را جلب می کرد. (اتفاقا اگر چهره برنامه ریزان مخفی میماند ممکن بود چند تائی بی اطلاع گول بخورند و به اینها بپیوندند) رژیم جمهوری اسلامی هم دانست قدرت خارج از کشوری اینگونه سازمانها در همان محدوده نوشته ها در سایت های اخبار روز و ایران امروز و میهن و پیک نت محسور مانده است .

2/ مردم نقش مسعود بهنود را می شناسند از مشاورت هویدا در رژیم گذشته و در گروه جعفریان و نیکخواه و... در اطلاعات و اخبار تلویزیون ملی ایران تا روزهای نزدیک به پایان رژیم گذشته/ اعلام جرم علیه آن دو به قصد رهایی خودش( کیهان 4 شنبه 5 مهر1357) بعد ممنوع الخروج شدن، و بعد نفوذ در دستگاه آخوندها و دفتر رفسنجانی/ ماموریت برای کنترل ماهنامه آدینه (کتاب یاس و داس از فرج سرکوهی ) بعد زندان عاقبت ساز، و خروج مجاز از کشور و نفوذ بیشتر در بی، بی، سی، و ایجاد سایت روز/، سرانجام یکی از مجریان پروژه گنجی و اعتصاب غذای ناکام ( اما چرا در این 27 سال آقای بهنود علیه تئورسین های ج. اسلامی که در خدمت سانسور و اختناق رژیم ولایت فقیه بوده اند نتنها اعلام جرم نکرده بلکه با قلم مخملینش حامیشان هم بوده است؟) بهر حال رژیم اگر هم شک داشت الان به خوبی می داند اینان به دروغ شایع می کردند محبوبیتی دارند.

3/سازمان های ریز و درشت باعنوان مدافع حقوق بشر، خبرنگاران بدون مرز، ونظایرشان سالهاست حکومت اسلامی را بابت رفتار هایش ملامت می کنند بی آنکه کوچکترین تاثیری در رفتار های رژیم داشته باشند- همه این سازمانها در اطلاعیه هایشان مدافع گنجی واعتصاب عذای او شدند . اما یک نفر هم در این ارتباط به جمع معدود حامیان گنجی نپیوست. ایا اینان در اجتماع نیرویی همراه خود ندارند ؟یا عمدا به یک حمایت ظاهری سنده کردند(تجربه ای مهم برای اپوزیسیونی که سالهاست فعالیت سیاسی اش خلاصه شده به طومارنویسی به اینگونه سازمانها)

4/اعلام شد جریانهای داخل کشور: سازمان ادوار تحکیم وحدت، جبهه ملی، حزب ملت ایران، حزب دمکرات ایران و از جریانهای خارج از کشور: سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد جمهوریخواهان ایران و نهضت مقاومت ملی، کومله و جنبش رفراندوم ایران . اعلام پیوستگی کردند/ من اضافه می کنم- در داخل ایران همه کسانی که در بافت حکومت بودند مورد خشم و نفرت زخم خوردگان حکومت هستند. و این 500ویا 600 نفر که از داخل این اطلاعیه های ریز ودرشت بی اثر را امضاء می کنند مربوط به جریان بسته روشنفکری در جمهوری اسلامی هستند و با مردم کوچکترین ارتباطی ندارند - خطری هم برای رژیم ندارند .هفته گذشته هم واواک بدون کوچکترین مزاحمت امکان داد جلسه علنی با شعارهای تند در تهران برگذار کنند / جنبش دانشجویی ایران به تحکیم وحدتی ها که جنبش دانشجویی را به انحراف کشاندند اعتمادی ندارد و رژیم به عمد دست تحکیم وحدتی ها را برای اعتصاب غذا باز گذاشت اما کسی به جمع ده / بیست نفره آنان نپیوست. حالا اگر بگوئیم ترس از توحش رژِیم اعتصاب غذای داخل را بی رونق کرد. در مورد خارج از ایران چی میگوئید ؟ 3سازمان سیاسی با سازمان ائتلافی! (اتحاد جمهوریخواهان) یک حزب در کردستان (کوموله) و یک نهصت ( مقاومت ملی ) و جنبش رفراندوم (معلوم نمی کنند کدام دوره رفراندوم اعلام همبستگی کرده اند. رفراندوم با محس سازگارا و یا رفراندوم نشست بروکسل و یا ...)و رویهم قادر نشدند لااقل در پاریس یک نفر را جلب این اعتصاب کنند. یا اینکه اینها هم نمایشی اعلام همبستگی کردند؟ 8 نفر اعتصابیون پاریسی که همان دارودسته علی کشتگر و سایت میهن باید باشند .

اعتصاب غذا البته زیر عنوان حمایت از زندانیان سیاسی انجام شد - طراحان امید داشتند که مخالفان حضور گنجی و طرح اسلام دمکراتیکش، از ترس اینکه مخالفت با گنجی مخالفت با آزادی زندانیان سیاسی تلقی شود، سکوت کنند تا مسایل باز و شکافته نشود. اما این اتفاق نیفتاد، و میزان مقالاتی که در رد تفکر گنجی ، سروش ، منتظری، مهاجرانی، حجاریان و...نگاشته شد؛ بسیار فراتر از مقالات یکنواخت حمایت از گنجی بود . حتا بخشی از آنها که نامه اولیه را امضاء کردند در نوشته های بعدی با نکات منفی سخنان او ایراد می گرفتند. بله کارخانه اسطوره سازی دوم خردادی ها- بعد از رسوایی سید خندان بعد از برملا شدن پروژه شیرین عبادی وب عد از مردود شدن پروژه اصلاح پذیری رژیم بار دیگر خواست با چسبیدن به اکبر گنجی راهی برای بازگشت دوران خاتمی بیابد تا شاید با حذف خامنه ای ولایت فقیه را به منتظری بسپارند و راهی برای تداوم حکومتی اسلامی گشوده شود( مردم چند بار دیگر باید فریب شبه اصلاح طلبان و شکل های متفاوتی که از اسلام راستین ارایه می دهد را بخورند) آقای گنجی می تواند به ملاقات هایش ادامه دهد به شیوه شیرین عبادی و با بودجه آمریکای جهانخوار با همکاری همان چرخانندگان خانم عبادی ( عباس میلانی و..) از این دانشگاه به آن دانشگاه دعوت شود و انشاهای خاتمی گونه اش را بخواند* و برایش کف بزنند به توصیه بهنود با بوش هم ملاقات بکند یا نکند فرقی ندارد، پروژه گنجی سوخت و تمام شد، بعد از گنجی نوبت رهبری کیست؟

بصیر نصیبی24 یولی 2006. زاربروکن / آلمان
www.cinemayeazad.blogspot.com cinema-ye-azad@t-online.de

*آقای گنجی قصدش همان سه زندانی بود، اما وقتی خانم سیمین بهبهانی هم به حمایت ار اعتصاب غذا روی آورد از این 3 زندانی بعنوان نماد نام برد ودر حقیقت در جواب نامه فیلسوفانه ای که گنجی برای جشن تولد او ارسال کرد، خانم بهبهانی راه گریز از بن بست را نشان اکبر گنجی داد، واز آن پس بود که آقای گنجی هم نماد سازی کرد.

آقای فریبرز رئیس دانا هم در گفتگو با سهیل آصفی به همین مسئله اشاره دارد:
س: آقای دکتر، يک چيز هم بايد بگوييم که خود گنجی چندين بار وقتی از او درباره غيبت نام های ديگر در اين کمپين پرسيده شد، گفت نام اين سه نفر نمادين است و هر يک، جريانی در داخل کشور را نمايندگی می کنند. يک چيز ديگر هم گفته و اينکه احکام اين سه نفر هنوز صادر نشده است. يعنی چون مثلا ديگران و خصوصا دکتر ناصر زرافشان با حکم قطعی در زندان هستند قضيه شان جداست... اين تا آنجا که من فهميدم استدلال گنجی است.رئیس دانا جواب می دهد: اين که ايشان می گويد رياکاری است. خودش هم می داند رياکاری است. زمانی که من فريبرز رئيس دانا را در آستانه شصت سالگی جلوی دانشجويانم و جلوی دانشگاه تهران خواباندند و کتک زدند به خاطر اکبر گنجی بود. آن زمان حکم اکبر گنجی قطعی شده بود! آن زمان که حکم خودش قطعی شده بود، دست به اعتصاب غذا زد و انتظار حمايت داشت می خواست بگويد حکم من قطعی شده کاری برای من نکنيد. وقتی نوبت ناصر زرافشان می رسد، حکم قطعی دليل حذف می شود. خب خودشان و خودمانی هايشان در سال شصت و شصت و يک در نابود کردن چپ دخالت داشتند.
* با توچه به حضور ودخالت مستقیم بهنود / سید ابراهیم نبوی در این برنامه (می دانیم این دو به رفسنجانی پیوسته بودندوتحریم کنندگان انتخابات را سرزش کرده ودشمن مردم قلمداد کردند وبا افتخار در سفارت جمهوری اسلامی هم حاضر ودر رای گیری شرکت کردند ) همراه شدن اینان با دشمن مردم یعنی اکبر گنجی که انتخابات !اخیر را تحریم کرد( مگر آنچه برای گنجی شهرت آورد به قول خودشان نور تاباندن بر چهره خاکستری پوشان وسرخ پوشان نبود) چه معنایی تواند داشت؟ چگونه این دو آغوش برای رسواکننده سردار گشوده اند؟وآقای گنجی چطور دست دردست حامیان سردار می گذارد؟ البته می دانیم که گنجی از هنگام اعتصاب غذایش وبعد ،خارج از ایران دیگر کوچکترین اشاره ای به نقش رفسنجانی دزد وفاسد وقاتل در بقای این جانیان نمیکند وچرا؟

* س:ايشان مرتب می گويند روشنفکران و چپ ها و احزاب و فعالين سياسی و.... انگار طيف وسيعی را هم "چپ" می داند! نه؟*
ج:بله، ايشان مرتب می گويد روشنفکران و چپ ها و احزاب و فعالين سياسی. اولا آقای خاتمی را هم چپ می داند! از نام و اعتبار و شرافت تاريخی چپ ايشان هم دارند سواستفاده می کنند. خاتمی و اينها هيچ کدام چپ نيستند. چپ ها از سال شصت به اين طرف در گلزار خاوران و... زير خاکند. و آقای گنجی در مورد آنها در واقع دارد سکوت می کند... (گفتگو ی سهیل آصفی با فریبرز رئیس دانا)




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved