خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



پنجشنبه، 12 مرداد ماه 1385 برابر با 2006 Thursday 03 August

سروها ایستاده می میرند - سیندخت پارسی

فاجعه ی جانگداز مرگ دلخراش اکبر محمدی همرزم دلاور رهروان راه آزادی را به خانواده ی ارجمند و دلسوخته ی محمدی به ویژه آزاد زن شریف و والا مادرمحمدی ها و پدرگرامی و رنج دیده شان جناب آقای محمدی و همچنین خانوا ده ی بزرگ ملت ایران از ژرفای درون تب آلود و قلب زخم خورده مان دل آرامی می دهیم. ارمغان بیکرانه ترین درودهای سرودگونه برروان پاکیزه ی اکبرمحمدی، که تمثیل راستین سروآزاده ای بود و خواهد بود که رسا و برومند، بلندبالا و آزاد، مغرور و استوار در برابر دشمنان آزادی و فروتن و متین، سبز و مهربان، پاک و بی غش در برابر مردم، دوستان، همرزمان و خانواده زیست و چون سرو، ایستاده و آزاد و بی هراس ،به نامیرایی و ابدیت پیوست.

مرگ اکبرمحمدی با همه ی ابعاد تکان دهنده ای که داشت و تاکنون هنوز زوایای پنهان و رازهای ناگشوده ی این جنایت رسوا آشکارنشده، همسان زندگانی کوتاه و پربارش سرشت و ماهیتی غرورانگیز وافتخارآفرین برای او وخانوا ده و همرزمانش و ملت ایران یافت و سیاه نامه ای دیگر،ننگین، فضاحت بار وسخت رذیلانه بر تومارعریض و طویل جنایات بی شمار حاکمان اسلامی افزوده گردید.

درکدامین سرای بیغوله، در کدامین ظلمتکده و درکدامین نیرنگستان تاکنون شنیده و یا دیده شده است که سروی زخم خورده از تبر دژخیمان را که به تاکید پزشکان معالج ومقامات قضایی حکومت در دوران مرخصی استعلاجی به سر می برده بدون هیچ برهان وحتی هیچ بهانه ومستمسکی مجددا بازداشت کنند، همه می دانستند که اکبر از بیماریها و نارسایی های بسیار در رنج بود. مسئولین تبهکار زندان اساسی ترین و ضروری ترین خواست و حقوق اکبرمحمدی را برای دریافت داروهایش نادیده انگاشتند و با آغاز اعتصاب غذای اکبرمحمدی برای درهم شکستن مقاومت او با خشونت و توحش لگام گسیخته ای او را زیرشکنجه گرفتند.

پدربزرگوار اکبر محمدی در یک گفتگوی رادیویی با رادیوی برون مرز مشاهدات خود را درباره ی دیدن پیکربی جان اکبرچنین توصیف می کند: آن که من دیدم اکبرنبود ، شبیه اکبر بود، بدن وصورت او سراسر کبود و متورم بود، بر روی او جسم خسته وآسیب دیده ی او کالبد شکافی نیز انجام گرفته بود.

به راستی در کدامین ویرانکده ای غیر از سرای اشغال شده ی ما که به تسخیر اقلیتی خونخواره، فاسد و جابر و بیدادگر وغارتگر و دروغزن و آزمند درآمده می توان به چنین توحش و بی آزرمی دست یازید. اقلیت حریص و سیری ناپذیری که آزمندی شان تنها با پرپرساختن گلهای میهن، و مکیدن و بلعیدن انگل واره ی شیره ی جان وسرمایه وآبرو و ناموس و شرافت اخلاقی یک ملت تهیدست، تسکین می یابد. این جرثومه ی عطشناک و نفرت آفرین، که می توان توصیفهای متعدد در باره ی او بیان داشت قدرت دوزخی یا قدرت جادویی با همه ی دلربایی و وسوسه انگیزی اش عجوزه ای است نفرین شده که عروس هزار داماد است ، چه سود که پند زمانه را ابلهان و مسخ شدگان قدرت در نیابند و به گوش نگیرند. همه روزه داس مرگ آفرین جمهوری اسلامی خرمن هستی اکبر و صدها هزار از فرزندان این مرزوبوم را درو می کند . اکبرمحمدی فرزند ایران است، اکبرمحمدی هرگزنمی میرد . اوآ رش زمانه گشت.

از جانش شراره های پایداری و مهری فروزان به آزادی چون تیر در کمان اراده نهاده شد و به سوی مرگی زندگی بخش راه گشود.

جهانیان و فرمانروایان و سلاطین مست از باده ی غرور و نادانی درحاکمیت اسلامی بدانند وآگاه باشند که گروههایی از مردم ایران که حقیقت زهرآگین را درباره ی مرگ اکبرمحمدی دریافته اند، بی خبران و بی تفاوتها را از این جنایت سهمگین و از خطر واقعی ماشین کشتار جمهوری اسلامی که با قساوتی بی پایان برای قتل عام گلهای عطرآگین ایران به حرکت درآمده است، آگاه می کنند.

تمام سازمانهای حقوق بشری درجهان وبه ویژه کمیسیون حقوق بشرسازمان ملل ، باید ازموجودیت وعملکرد ناکارا و سازشکارانه ی خود با دولتهای غاصب و سرکوبگر به عنوان نهادهایی پشتیبان و حافظ حقوق ا نسان ها شرم کنند. سزاوار است وجدان جامعه ی بشری ازآنچه براکبرمحمدی وهزاران زندانی بی نام ونشان و نا مدار در زندانهای فراوانی که تنها سازندگی جمهوری اسلامی درسالهای سیاه گذشته بوده ، می گذرد به لرزه درآ ید.

امروز یکایک ما مسئولیم. شمع وجود اکبربه خاموشی گرایید اما در گرامیداشت دلیرازدست رفته مان و بنابر وصیت اوهرشب شمعی می افروزیم. ما وظیفه داریم برای جبران اندکی از فداکاری ها وازخودگذشتگی های خانواده محمدی درراه آزادی، با آنچه در توان داریم نخست از پدر و مادراکبرمحمدی دلجویی نموده، پشتیبان و حافظ آنها باشیم واز خواست پدر ومادر اکبر محمدی برای اعزام هیئتی از پزشکان بین المللی برای کالبد شکافی مجدد پیکراکبرحمایت کنیم.

جمهوری اسلامی حکومتی که از پیکربی جان فرزندان ایران نیز هراسی مرگبار دارد، با اعزام مامورینی به همراهی پدر و مادری داغدیده ، شباهنگام وسرآسیمه پیکر در خون غنوده ی اکبررا در روستایی در50 کیلومتری آمل به خاک می سپارد بدون اینکه به پدر و مادر اکبر فرصتی داده شود تا با فرزند در خون خفته شان برای آخرین بار وداع کنند .

برای شادی روان اکبرمحمدی به آرمان او بیندیشیم، مشعل فروزا نی را که اوبا پیشکش جان خودددرراه آزادگی بر افروخت پاس بداریم . او خواستارآزادی تمامی زندانیان معترض و به گروگان گرفته شده در زندانهای هولناک حکومتگران فاسد و جابر، ویران گشتن دژ و باروها و دیوارها و حصارهای استبداد و ساختن ایرانی آزاد و دموکراتیک بوده است.

پیش ازآن که یک به یک شیران در زنجیرو گردان و دلاوران دربندهای اسارت با آغاز فصل تازه ای از پروژه ی قتلهای زنجیره ای واعدامهای گروهی ، درمسلخ جنون شیفتگان قدرت قربانی شوند ، برای آزادی تمام زندانیان سیا سی و لغواعدامها درایران بپاخیزیم. چشمهای جهان را بر جنایات سازمان یافته واعدامهای روزافزون در ایران بگشاییم . به زندانیان رجایی شهرکرج و دیگر زندا نها بیندیشیم . خالد حردا نی ، شهرام منصوری ، غلامحسین کلبی ، سعید ماسوری ، ولی الله فیض مهدوی و10 هم میهن خوزستانی به اتهام واهی بمب گذاری دراهواز درآستانه ی اعدام قرار دارند. برای نجات آنها که تاکنون از تاراج خزان مرگ درامان مانده اند کاری کنیم تا بیش ازاین به اندوه وحسرت تراژدی نوشداروی پس ازمرگ سهراب گرفتارنگردیم.

این سروده ارمغانی است پیشکش به روان جاویدان اکبرمحمدی و پدر ومادر دریا دل او.

"خبرمرگ تو ناقوس جهان آوا شد
تا به گوش فلک این نغمه ی بی پروا شد

زندگی ساز شد این مرگ دلیرانه ی تو
بربلندای زمان جلوه ی رخش آسا شد

خاطرآورد دگر بار به تاریخ بشر
آرشی را که خود ا سطوره ی یک دنیا شد

قامت خویش کمان ساختی و جان عزیز
درکف عشق نهادی، به هدف پیدا شد

مرگ تو زندگی آ موخت به هر خا موشی
یاد تو چون نفس باد صبا زیبا شد

تشنه ی خون تو در جام بلا چون نگریست
سوخت زین نقش، و زین باده لب رسوا شد

نام تو برشرف میهن من گشت نگین
این درفش هدفت، روح وزان معنا شد"




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved