آزاد زمانی
مرداد ماه 1385
"آزادیخواهی مردم کردستان سرکوب می شود" این جمله ای است که دراخبار، روزنامه ها ، رسانه های جمعی ، خاطرات ناظران و در روایت مردم شهرهای دیگر بهنگام اوج گیری مبارزات مردم و بعد ازآن بطور معمول تکرارمی شود .
جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی مردم درکردستان تعطیل ناپذیر وغیر قابل انکاراست. این جنبش بی تاثیر از تحولات سیاسی ،اجتماعی واقتصادی جهان ومنطقه نیست همواره با افت و خیزهایی مواجه بوده است حافظه تاریخی مبارزاتی مردم کردستان حکایت از شکست ها وپیروزیهای بسیاری دارد که مملواز درس وتجربه است. مجموعه ای از تجارب تلخ وشیرین که می تواند راهنمای مبارزات امروز وفردا باشد . امروز مبارزات مردم در شهرهای کردستان وارد مرحله ای بسیار حساس شده است مرحله ای جدید از مبارزات متشکل و توده ای درجریان است نهادها و سازمانهای اجتماعی مورد استقبال توده مردم قرار گرفته اند.
اشکال متنوعی از مبارزه جمعی درجریان است. نهادهای مدنی در کارزار اجتماعی توده های وسیعی از مردم را رهبری وهدایت می کنند مبارزه نهادینه و توده ای یکی ازشیوه ها ی مقابله با دستگاه سرکوب وخشونت دولتی است تلاشهای سازمان یافته و مدنی امروزه یکی از ابزارهای رایج مردمان دنیا علیه خفقان حکومتی است مردم کردستان هم برای دخالت درسرنوشت خویش از این شیوه مبارزه بهره می گیرند. یکی ازحربه های دولت برای سرکوب اعتراضات مردم آزادیخواه درگذشته این بوده است که با فعالین سیاسی واجتماعی به تنهایی درافتاده است وانسانهای ازادیخواه را به بهانه های واهی به محاکمه می کشید.
اگر کسی می آمد و به یک مامور شهرداری می گفت بچه هایم نان برای خوردن ندارند، کوچه ما اسفالت می خواهد خانه ام رابرسرزن وبچه ام خراب نکنید بلافاصله دست بند می زدند متهم می کردند که ضد انقلاب هستی، محارب هستی، زبانت سرخ است، شورشی هستی وبدون هیچ حد وحسابی مفسد فی لارض ومحکوم به اعدام می شد . اما امروز مردم به میدان امده اند درسازمان ونهاد های اجدتماعی خود متشکل شده ومتحد می شوند خواشتهای مشترکی را دنبال می کنند،این پرونده سازیها و آدم کشیها به راحتی برای دولت امکان پذیر نیست هر اتفاقی از این نوع می تواند بساط بگیرو ببند شان را برهم زند، پروپاگنده های دولتی هم خریداری ندارد مردم به تنگ آمده اند همه جای جامعه صدای اعتراض مردم به گوش میرسد نارضایتی در دستگاههای حکومتی بالا گرفته است کارمند ان دولت هم قادر به تامین معیشت خانواده هایشان نیستند ازوعده و وعید مسولین اداری خسته اند امروز دیگر پاسدارزاده ها وآقازاده ها هم آزادی میخواهند، کارمی خواهند، اوقات فراغت می خواهند، بهداشت و درمان ومسکن می خواهند، حقوق انسانی خودرا مطالبه می کنند، جامعه آزاد وسالم می خواهند ، از دروغ و ریا بیزارند. به همین دلیل در اکثر اعتراضات توده ای جوانان متعلق به خانواده نیروهای حکومتی شرکت می کنند وبه ریش باباشون می خندند وتف می اندازند!
جمهوری اسلامی ازهمان ابتدای سرکار آمدنش مردم کردستان را مورد تعرض قرار داد، حقوق ابتدایی مردم را پایمال کرد، خانه های مردم را برسرشون ویران کرد، روستاها را به آتش کشید، شهروندان را به گلوله بست و با کشتار وزور خودش را به مردم کردستان تحمیل کرد، زنان ومردان ازادی خواه را به جوخه های اعدم سپرد،جوانان را زندانی کرد کودکان ونوجوانان را به بهانه های واهی اعدام وتیرباران کرد،معلمان وکارگران را از کاراخراج کرد، فعالین سیاسی ومدنی را اعدام و زندانی کرد تشکل های صنفی و اجتماعی را منحل کرد، شهر وروستاهای کردستان را به جولانگاه نیروهای نظامی و سرکوب گرتبدیل نمود، سپاه پاسدارن و دستگاههای امنیتی به فضای ترور و وحشت در کردستان دامن زدند وازهیچ توطئه ای برای سرکوب مردم آزادیخواه کردستان فروگذار نکرده اند.
مردم کردستان درمقابل یورش جمهوری اسلامی ایستادند دمکراتیک ترین روشها را برای مبارزه برگزیدند ودرفاع ا زخویش بناچار مسلح شدند اما دمکراتیک ترین ومترقی ترین روشهای مبارزه در کردستان همواره درجریان بوده است مبارزه مدنی وقانونی بخش مهمی از مبارزه مردم کردستان را در سالهای گذشته تشکیل داده است. درسالهای اخیر که خیزشهای توده ای وجنبش های مدنی در ایران اوج گرفت مردم شهر های کردستان پیش قدم شدند نهادهای مدنی وصنفی تشکیل دادند وبرای احقاق خواست ومطالبات خویش تلاش کردند.
تحصن 8 مرداد 84 سنندج تا اعتصاب سراسری16 مرداد در شهر های کردستان نقطه عطف این مبارزات دمکراتیک و توده ای است . مردم شهرهای کردستان به کشتار وشکنجه فعالین سیاسی و شهروندان اعتراض کردند . نیروهای انتظامی وامنیتی جمهوری اسلامی در ادامه سیاست سرکوب وکشتارمردم یک شهر وند مهابادی بنام شوانه قادری را بعد ازشکنجه وآزار به قتل رساندند مردم درمهاباد به اعتراض برخواستند عکسها منعکس کننده شکنجه وجنایت اعمال شده علیه شوانه سید قادری بودند ابعاد این جنایت بزودی ازطریق رسانه های عمومی دراختیار مردم قرارگرفت. مردم از این وحشیگری منزجرشدند احساسات مردم جریحه دار شده بود اعتراضات در مهاباد شهر زادگاهش بالا گرفت و سرکوب شد. مردم بشدت نگران بودند جو سرکوب وفضای نظام در شهر ها سکوتی معنادار را به مردم تحمیل میکرد. اما قلب این سکوت با فریاد می تپید .
بایستی از یک جایی این فضای سکوت و پراسترس را در هم می شکستیم با هیئت مدیره انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر جلسه تشکیل دادیم توافق شد به سازماندهی مدنی علیه این جنایت بپردازیم من به سقز وکامیاران ومریوان رفتم بسیاری از فعالین وشخصیتهای مدنی وسیاسی رادیدم قول وقرارهایی شد که بصورت سراسری دست به اعتراض وتحصن بزنیم به سنندج برگشتم 5 روز بطور مرتب با نهادها و شخصیتها ی مدنی ، فعالین حقوق زن ، حقوق بشر،کارگران خباز ، فعالین دانشجویی وبسیاری از فعالین سیاسی واجتماعی جلسه داشتیم ورایزنی کردیم . درروزپنجم ، ششم وهفتم مرداد ماه طوماری علیه نقض اشکار حقوق بشر و شکنجه وکشتن شوانه قادری تهیه کردیم در خانه تشکلها اکثریت اعضای حاضر از نهادها طومار را امضا کردند همانجا اعلام کردیم به طومار بسنده نمی کنیم وقرارجلساتی بانهادها ومردم برای ادامه اعتراض و تحصن گذاشتیم بعضی موافقت کردند وبعضی با انجام تحصن مخالف بودند اما اکثریت با ما بود همانجا اعلام کردم تحصن باید درجلو استانداری انجام شود تمام روز وشب پنجم مرداد با مردم و نهادها جلسه گرفتم امضا و صورت جلسه تهیه کردم روزهفتم تهدیدات ازطرف پلیس ونیروهای امنیتی بیشتر شد با تلفن تهدیدم کردند که بلایی بدتر از شوانه قادری سرت میاریم مرتب تهدید وتوهین میکردند ناچارا تلفن مبایلم را خاموش کردم تا فعالین ودوستان متوجه تهدیدات نشوند تا روحیه شون خراب نشود. اگرچه همزمان به دیگر دوستان هم تلفن کرده بودند و تهدید شده بودند و باخبر شدم که کار از اینها گذشته است.
شب ششم مرداد ماه در پارک سپیدارمرکزشهرسنندج جلسه ای با فعالین دانشجویی و برخی از جوانان شهروفعالین نهادها مدنی تشکیل دادیم دراین جلسه به اتفاق ارا ء بعنوان نماینده وسخنگوی کمیته انتخاب شدم روزهفتم هم رایزنی و تدارک وتدابیرلازم دردستورکار قرار گرفت و کمیته وارد فعالیت شد کارها تقسیم شدند یک واحد برای تهیه وارسال خبر به رسانه ها انتخاب شدند یک واحد هم اطلاع رسانی به مردم شهر و دیگر شهرهارا به عهده گرفتند تمام روزبا دوستان به تشکیل جلسه و گفتگو برسر چندوچون و چگونگی اعتراض وتحصن پرداختیم .
شب هفتم در پارک ابیدر ودرپشت سینما امیریه آخرین جلسه را تشکیل دادیم یک ساعت از جلسه گذشته بود من باتعدادی از دوستان صحبت کردم که باید کمیته به یک کمیته نیرومند ومردمی تبدیل شود وپیشنهاد کردم که کسانی که تاکنون درجلسات شرکت نکرده اند باردیگر با آنها تماس بگیریم تا ازهمه نهادها و گرایشات اجتماعی در کمیته حضور داشته باشند. به رویا طلوعی زنگ زدم ایشان استقبال کردند وبعد از نیم ساعت با وجود اینکه هوا هم روبه تاریکی بود آمدند من سخنرانی کردم همه ابعاد را بازکردم وگفتم باید کمیته علنی باشد باید چند نفر دیگر بعنوان سخنگو انتخاب شوند که اگر هرکدام دستگیر شدیم دیگری بتواند کارهاومسولیت ها را ادامه دهد رای گیری شد پنج نفر بعنوان سخنگو انتخاب شدند : ازاد لطفی پور-هیوایوسفی – خسروالهی – رویا طلوعی – ازاد زمانی.
بعد از تقسیم کار و تعییین یک کمیته 19 نفره مرکب از همه فعالین وشخصیتها اکثریت رای دادن که تحصن در استانداری برگزار بشود تدوین بیانیه تحصن را به عهده من گذاشتند. جلسه باروحیه بالای به اتمام رسید. میخواستم به خانه برم که ازطریق تلفن همراه برای چندمین بار تهدید شدم وگفتند حالاسراغت میاییم من به خانه نرفتم و مکانی دیگر برگزیدم که بتونم کارها راانجام بدم آن شب نخوابیدم بیانیه و تراکتها را تهیه کردم صبح ساعت هفت ونیم با وجود خستگی زیاد به خیابان صلاح الدین ایوبی محل خانه تشکلها رفتم تعدادی از بروبچه ها آمده بودند. خیلی روحیه شون بالا بود من انرژی گرفتم اعضای اصلی خانه تشکلها به اتفاق غیبت کرده بودند! ولی دیگر فعالین همه آمدند اوراق تکثیرشد تراکتها توسط دوستان روی تابلو ها چسپانده شدند یکی دونفرآمدند وگفتند چرا ما را دعوت نکردی ما مراسم تحصن را بهم می زنیم ، حدود نیم ساعت وقتم را گرفتند تا نیم بند قانعشون کردم اصلا خودشون هم حالیشون نبود چی می خواهند هر لحظه چیزی می گفتند، ازحرفهاشون برداشت کردم که به کاراجتماعی هیچ اعتقادی ندارند.یکی دوتا ازبچه ها هم گیر دادن به بیانیه که چرا نوشتی حقوق ابتدایی مردم زحمتکش درکردستان یکی از انها میگفت کلمه "زحمتکش" را حذف کنیم ودیگری میگفت" کردستان" راحذف کنیم! من خیلی خسته بودم به دونفر دیگر از اعضای کمیته گفتم سعی کن یک جوری این یکی دونفر را قانع کنی تا وقتمان رانگیرند حالا وقت اینها نیست نباید انرژی ما رابگیرند ما هنوز ابتدای کار هستیم ونباید با این بحث های بی حاصل سرگرم بشیم، دیگر نمی دانم چه جور قانعشون کردند یا چی شد فقط میدانم دوستان همه باهم گفتندآماده ایم، بریم به استانداری. من هم همراه جمعی بطرف استانداری حرکت کردم ، بقیه هم دسته دسته راهی استانداری شدند.
حدفاصل خانه تشکل ها تا استانداری همه ش یک ربع ساعت بود اونجا که رسیدیم تا پلیس خودش راجنباند ما مستقر شدیم و جلواستانداری راقرق کردیم و پلاکاردها بالا رفت ." اعدام وکشتارشهروندان رامحکوم می کنیم" سرکوب شهروندان را متوقف کنید" زندانی سیاسی آزاد باید گردد" قاتلین وآمرین قتل شوانه باید دردادگاه علنی محاکمه شوند"......
تحصن شروع شد کشمکش میان پلیس و شرکت کننده گان بالا گرفت تمام تلاش براین بود که فضا متشنج نشود وشیرازه کار ازدستمان خارج نشود وبتونیم کارها را مرتب انجام بدیم حدود یک ساعت از تحصن گذشته بود که ناگهان یک نفر از آن ور خیابان یک پاره اجر دردست داشت وبه طرف درب استانداری و تجمع حمله کرد من دویدم جلوش راگرفتم و آجر را ازش گرفتم وهدایتش کردم به میان متحصنین. مشخصا تحریکش کرده بودند فرد مهاجم یک نفر کم توان ذهنی بود که پول بهش داده بودند تا تعرض کند وفضارا برای تهاجم پلیس آماده کنند به من گفت هزارتومان بهم دادن. ...
نیروهای امنیتی وانتظامی دسته دسته می آمدند یکی با تندی برخورد میکرد وشمشیرکورکورانه می چرخاند، دیگری قانونی ورسمی صحبت می کرد باید به هرکدوم جوابی مناسب میدادیم پی درپی تهدید می شدیم بازجوهای اطلاعات ومزدوران اطلاعاتی همه درمحل حاضرشدند مرتب ازما ومتحصنیین عکس می گرفتند هرکاری کردند که تجمع رابرهم بزنند نتوانستند.
ما اعلام کردیم باید به خواست های متحصنین رسیدگی شود کشمکش میان نیروهای امنیتی با ما شدت گرفت از خبرنگاران خواستم که همه برخوردها را ثبت و ظبط کنند نیروهای انتظامی مانع تهیه خبروفیلم توسط مردم وخبرنگاران می شدند ولی مردم اعتنایی نکردند مسولین انتظامی روی اینکه تجمع غیر قانونی است وباید متفرق شوید متمرکز شده بودند ما هم آماده هر عکس العملی بودیم وقبلا پیش بینی کرده بودیم برای هراتفاقی چه بایدکرد،با درایت ودقت حراکات نیروهای امنیتی وانتظامی را زیر نظر داشتیم برعکس تمام اقداماتشان ماآنها را در حالتی دفاعی قرادادیم واعلام کردم که تجمع ما برحق است بعد ازسه ساعت استانداری اعلام کرد یکی از نمایندگان می تواند داخل استانداری بیاید و خواستها رامطرح کند ولی ما گفتیم هیئت نمایندگان همه باهم و به اتفاق خبرنگاران داخل استانداری می آییم اعلام کردم که همه کارهای ما باید علنی باشد هرگونه مذاکره ای باید علنی باشد هر بحثی باید علنی باشد و مردم در جریان مذاکرات قراربگیرند گفتم هیچ موردی نداریم که از مردم مخفی بماند بعد ازنیم ساعت جروبحث برسر چگونگی مذاکره 5 نفر نماینده داخل استانداری شدیم در سالن اجتماعات استانداری معاون امنیتی و اجتماعی به اتفاق فرماندهان نیروی انتظامی ومسولین اطلاعاتی سر میزمذاکره حاضر شدند اول آقای هیوا یوسفی درمورد تجمع و خواستهای متحصنین صحبت کرد جرو بحث بالا گرفت نیروهای امنیتی مدعی شدند که این تحصن غیر قانونی است اشوب است و شوانه قادری یک شهروند عادی نبوده بلکه فردی شرور وخرابکار بوده است من جواب دادم که مگر نیروی انتظامی وامنیتی حق دارد که هرمتهمی راخودش مستقیمادر خیابان محاکمه کند وبافجیع ترین شیوه وشکنجه وی را بکشد کجای دنیا این قانون اچرا می شود غیر از این مملکت هیچ جایی از دنیا قانون جنگل حاکم نیست. نیروهای امنیتی سکوت کردند رویا طلوعی به اصل بیست وچهار تا بیست وهفت قانون اساسی اشاره کرد که هر تجمعی بدون سلاح درکشور مانعی ندارد و تچمع ما براساس این اصل قانونی است رویا طلوعی جزوه قانون اساسی را بازکرد و برای استناد بند های مذکور را به مسولین دولتی نشان داد جمشیدی یکی از مسولین امنیتی واجتماعی استانداری گفت ما می دانیم برخوردی شده است شوانه را کشته اند ولی نمی دانیم توسط چه کسانی ویا چه کسی کشته شده است به همین خاطر به مسولین این استان ربطی ندارد و باید پرونده از کانال استان اذربایجان غربی دنبال شود من هم درمورد اینکه همه شهرها وضع مشابهی دارند وحقوق شهروندان پایمال می شود شکنجه وسرکوب شهروندان دردستور کار نیروهای امنیتی است به مورد کشتن حبیب تنهایی گلین اشاره کردم که شب هنگام توسط نیروهای امنیتی دستگیر وبعد ازدو روز کتک کاری وشکنجه جانش را ازدست می دهد . نیروهای امنیتی کمتر صحبت می کردند ولی بغض گلویشان راگرفته بود غضب وقصاوت از چشمانشان می بارید ما به دفاع قاطعانه از تحصن ادامه دادیم بیانیه را بعنوان یک دادخواست جلو دستشان گذاشتیم ودرمورد بند بند آن من توضیح دادم وخواستارآزادی فوری دستگیر شده گان اعتراضات شهرها شدیم مسولین دولتی سعی می کردند با وعده و وعید تحصن به پایان برسد درآخرین لحظات مذاکره اعلام کردم اگرخواستهای مطرح شده در بیانیه تامین نشود متحصنین با اتفاق مردم شهرهای کردستان دست به اعتصاب عمومی خواهند زد وگفتم این نظر همه متحصنین هست وگفتم درصورت هرگونه برخورد با مردم ومتحصنین اعتصاب عمومی ابزار ماست. درپایان مذاکربه اتفاق همه نمایندگان سالن را ترک کردیم .
عین مذاکرات انجام شده را درحضور رسانه های خبری محلی وسراسری برای متحصنین بازگو کردیم وگفتیم درصورت هرگونه برخورد با مردم و متحصنیین به اعتراضات خود ادامه می دهیم واعلام شد کمیته متحصنین تا اطلاع بعدی به فعالیت خود ادامه میدهد . تحصن بعد اظهر هما ن روز با موفقیت به پایان رسید.
یک ساعت بعد از تحصن کنفراس خبری در سالن خانه تشکلها برگزار شد دراین کنفرانس به غیر از خبرنگاران و نویسندگان تعدادی از شهروندان متحصن شرکت کردند و ابعاد حرکت و مطالبات و مذاکره با مسولین دولتی برای رسانه های جمعی تشریح شد.
اخبار این تحصن خیلی سریع به گوش مردم رسید مردم از طریق تلفن وحضوری با ما تماس می گرفتند و اعلام همبستگی می کردند نیروهای دولتی هم عصبانی بودند وتهدیات شروع شد همان روز بعد از تحصن من تهدید به مرگ شدم دیگردوستان اعضای کمیته هم تهدیدشده بودند خودنیروهای دولتی سعی می کردند با توطئه و نیرنگ فضا را برای سرکوب این حرکت متشکل ومترقی فراهم کنند برخی افراد و گروهها هم درواقع مستقیم وغیر مستقیم آب به اسیاب این وضعیت متشنج ریختند ومردم را درگیر یک جنگ نابرابر کردند دو روز بعد از تحصن شهرهای کردستان صحنه زدو خورد هایی شدیدی شد که دست نیروهای سرکوبگر را برای کشتار مردم باز کرد پلیس از این فضا نهایت استفاده را برد. آمد ورفت وزندگی مردم دچاراختلال شد،پلیس به تعقیب جوانان می پرداخت ودر مواردی آنها را به گلوله بست یک حکومت نظامی اعلام نشده به مردم تحمیل شد، دستگیری ها وبازدید ها از منازل آغاز شد فعالین تحصن ومبارزین شهرها مورد تعقیب و بازادشت قرارگرفتند هلی کوپترها برفراز شهرها پرواز درآمدند فضا کاملا نظامی شد.
فضای میلیتانتی وپلیسی برزندگی مردم سنگینی می کرد خود دستگاههای امنیتی و انتظامی به ادامه این وضعیت نا امن علاقمند بودند زیرا در لوای شعار ناامنی در شهرهای کردستان براحتی می توانستند به سرکوب و سربه نیست کردن شهروندان وفعالین سیاسی واجتماعی بپردازند این فرصتی بود که نیروهای سرکوبگر مردم ونهادهای مدنی و مبارزین شهر ها را نفله کنندو این نوع از مبارزه متشکل وسازمان یافته اجتماعی را برای همیشه به قهقراه برانند.
از روز هشت مرداد تا شانزده مرداد شهرهای کردستان هشت روز مقاومت و نبرد اجتماعی را تجربه کرد تحصن، تظاهرات وسرانجام اعتصاب عمومی درشهرها .
اعتصاب عمومی حلقه این تحرکات توده ای وسازمان یافته را تکمیل کرد جنبش اعتراضی توده مردم کردستان را عمیق تر کرد باور واعتماد به این جنبش را در همه جریانات سیاسی واجتماعی قوی تر کرد جمهوری اسلامی را یک گام به عقب تر برد روحیه اجتماعی برای اعتراض ومبارزه جمعی درمیان تودها ی مردم زحمتکش کردستان تقویت شد مردم ومبارزه متشکل وتوده ای،درکانون توجه احزاب و نیروهای دخیل در سرنوشت سیاسی جامعه قرارگرفت . تحرکات توده مردم زحمتکش پاشنه اشیل هرجهت گیری سیاسی واجتماعی شد .این جنبش قدرتمند اجتماعی نیروهای حاشیه ای را به صحنه نبرد اجتماعی فراخواند.
جمهوری اسلامی در برابر این اعتراضات توده ای شکست خورد چهره خشن وسرکوبگرش برای توده وسیع مردم برملاشد بخشهایی ازپس مانده های دو خردادی ، جریانات متزلزل ومماشات جوی که سر در آغل جمهوری اسلامی قبل ازاین تحرکات تلاش میکردند شاخ وبرگ های درخت خاردار وبی ثمرش را هرس کنند وپیوندزده واصلاح شده اش را به خورد مردم بدهند دستشان رو شد ودرمقابل مردم قرار گرفتند وبرخی ازآنها دراین وضعیت سکوت را اختیارکردند که مورد بازخواست مردم معترض قرارنگیرند وهنوز هم دلشون به ساخت وپاخت هاخوش است!
از آن روزهایی پرالتهاب اعتراضی تا کنون یک سال میگذرد بسیاری شخصیتها و شهروندان معترض تحت تعقیب، بازداشت وزندانی شده اند برای تعدادی احکام سنگین صادر گردیده است بسیاری از فعالیتهای مدنی واجتماعی محدود و با مانع مواجه شده اند محدودیتها ی بیشتر شده است اما این فشارها و اقدامات مقامات دولتی نمی تواند در اراده اجتماعی مردم برای آزادی وعدالت اجتماعی خللی وارد کند.
دولت در برابر نیروی اجتماعی وسازمان یافته مردم زانو می زند قدرت مردم آزادیخواه تنها نیرویی است که می تواند سرکوب وخشونت حکومتی را عقب ببرد
مردم باید متحد ومتشکل شویم باید بانیروی متحد خویش آزادیهای فردی واجتماعی را متحقق کنیم باید علیه خشونت واستبداد علیه ستم وبیحقوقی متحد ویکپارچه مبارزه کنیم .
16 مرداد ماه 1385
آزاد زمانی