خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



دوشنبه، 3 اردیبهشت ماه 1386 برابر با 2007 Monday 23 April

ًتعاملً همان ًمذاکرهً است روایتی بقلم آقای ًحسین باقرزادهً - کورش اعتمادی

ًتعاملً همان ًمذاکرهً است
روایتی بقلم آقای ًحسین باقرزادهً
koroush_etemadi@hotmail.com

پیشگفتار
بررسی هرپدیده و رویداد اجتماعی ابتداء با طرح فرضیه ای آغاز میشود که می کوشد خود را با واقعیت های بیرونی تعریف و اثبات کند. درصورت انطباق فرضیه با واقعیتهای خارجی فرضیه دیگر موضوع ذهنی نیست بلکه واقعیتی است عینی و قابل دفاع. گاه برای کشف حقایق به بنیاد های فلسفه ًپوزیتیویسم ً گریزمی زنیم که از قانونمندیهای علوم تجربی پیروی میکند. اگر چه بنیاد دستگاه فلسفی ًهیرمونوتیکً گفتمان چند سویه را علت کشف حقایق و زبان وسیله ارتباط ، تبادل اندیشه و سرچشمه انکشاف پدیده های نوین اجتماعی محسوب میشود. گاه تداخل قانونمندیهای این دو دستگاه فلسفی در یکدیگر بستر شناخت از جهان را هموارمیکند و فلسفه مقدمه شناخت و کشف واقعیت های زندگی میشود. اینبار نیز قصد دارم برای بازگشودن برخی دیگراز دوگانه گویی های آقای ً حسین باقرزادهً بر سرتعابیر واژه های ًتعامل ً و ًمذاکره ً، نگاهی عمیق تر به مقاله اخیر ایشان ًانگیزه ها و عملکردهاً داشته باشم . امید است اینبارباز بگونه ای غیر مستقیم این نقد در اختیارآقای ًحسین باقرزادهً قرار گیرد چرا که امکان نشرآزاد انتقاد ًناخودی ً ها درمرکز فعالیتهای فرهنگی ایشان ناممکن است. از این بابت بسیار شگفت زده ام که چگونه انسانهایی با چنین درک نازل از آزاد اندیشی سودای ساختن ایران چند صدایی را در سر دارند!!! در ضمن اینهم شگرد پسندیده ای نیست که ایشان بخواهند بنا به رسم عادت اغلب سیاست پیشه گان نقد همه جانبه به آثار خود را با نسبتهایی چون ًتئوری توطئه ً ازاعتبارساقط کنند. آنچه راکه بعنوان نقد اخیراً به نوشته های ایشان شد همگی مبتنی بر گفته هایی بود که در مقالات اخیرشان منعکس شده بود. جایز میبود برای رد هر بخش از این انتقادات ایشان در مقام پاسخگویی جانانه ای برمیامدند تا تخطئه آنها. بیگمان نقد منتقدین به تعابیر واژه های ًتعامل ً و یا ًمذاکره ً میتواند در ارتباط به شرح ناکافی از سوی ایشان باشد آنهم به یک دلیل که سیاست امرغامضی است.

از این رو باز برای روشن تر شدن هر چه بیشتر دیدگاه آقای ًباقرزادهً نسبت به رابطه ًاپوزیسیون ً با جمهوری اسلامی بر روی آخرین نوشته ایشان، ًانگیزه ها و عملکردها ً، تکیه میکنم که پاسخی است به نقد منتقدین شان به مفاهیم واژه های ًتعامل ً و یا ًمذاکره ً که به تعبیر ایشان هر دو واژه به لحاظ مفهومی یکسان بوده یعنی ًکنش متقابلً. و بازبه تعبیر ایشان این ًکنش متقابلً میتواند ًخصمانهً و یا ًمسالمت آمیزً باشد. انتقاد آقای ًباقرزادهً در این رابطه متوجه نقدی است که برداشتهای متفاوتی نسبت به دو واژه مزبور داشته که تلاش شده است از سویی با تعبیر آنها به مفاهیمی چون مصالحه، سازش، همکاری و معامله، ایشان را در مظان اتهام به کوشش جهت آشتی ًاپوزیسیون ً با جمهوری اسلامی قرار دهند( ًانگیزه ها و عملکردهاً، ایران امروز، 11 آوریل 2007 ). حال با نوشتن این مقاله قصد دارم درستی و نادرستی این اتهامات نسبت به ایشان را مورد بررسی قرار دهیم.

تأملی بر تعابیر سه گانه از واژه ًتعاملً
اخیراً مقاله ًانگیزه ها و عملکردهاً از سوی آقای ًحسین باقرزاده ً در پایگاه اینترنیتی که عمده فعالیت های فرهنگی و سیاسی ایشان در آن متمرکز است، منتشر شد. آقای ًحسین باقرزادهً در این مقاله کوشش میکنند به سوء تعبیرهایی که برخی منتقدین نسبت به واژه های ًتعامل ً و ًمذاکرهً داشته اند یکجا پاسخ دهند. در همین رابطه ایشان مینویسند: ً به روشنی در مقاله پیشین از ًتعاملً با جمهوری اسلامی و احیاناً ًمذاکره ً با آن یاد کرده ام که برخی روی واژه ًتعاملً تکیه زیادی کرده اند و هزار نکته باریکتر ز مو در آن جسته اند ( ًانگیزه ها و عملکردهاً، ایران امروز، 11 آوریل 2007 ). مفهوم عبارت پردازی آقای ًباقرزادهً در این بخش میتواند بدین معنا باشد که ایشان تعابیرمتفاوتی از دو واژه مزبور داشته و بیشتراین سوء برداشت برخی از منتقدین است که تلاش می کنند با همگن قرار دادن مفاهیم این دو واژه ایشان را به مصالحه، سازش، همکاری و حتی معامله با رژیم اسلامی متهم کنند. اگر چه آقای ًباقرزاده ً خود در بخش یکم مقاله مینویسند : ً مبارزه سیاسی نوعی از تعامل است. حتی جنگ نیز نوعی تعامل است. مذاکره هم نوعی تعامل است ( ًانگیزه ها و عملکردهاً، ایران امروز، 11 آوریل 2007 ). اگرقرار باشد این تعابیر سه گانه اخیر از واژه ًتعامل ً را از سوی ایشان بپذیریم ، پس چه ایرادی به منتقدین وارد است که نوشتند منظور آقای ًحسین باقرزادهً از واژه ًتعاملً همان ًمذاکره ً است. ظاهراً به نظر میرسد بازنده این جنگ واژه ها جناب ًباقرزادهً باشند که حال ناچارند برای گریز و توجیه آنها و یا قبولاندن تز ًمذاکرهً با رژیم اسلامی همچنان این در آن در بزنید. البته ناگفته نماند که در بسیاری از جاها در نوشته های شان آقای ًباقرزادهً می پذیرند که راهکار ًمذاکرهً برای حل بحران ًاپوزیسیون ً با جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست. اما از آنجائیکه قرار است ایشان ًاپوزیسیونً طرفدار ً مذاکره ً با رژیم را با اپوزیسیون طرفدار تغییررژیم در ایران را در ظرف یک کاسه در هم ریزند، میبایست برای جلب رضایت دو سوی این اندیشه ها گاه اینگونه تن به این دوگانه گویی های آشکار بدهند.

اما گفتار آقای ًباقرزادهً درباره مفهوم واژه ًتعامل ً را نمیشود یکباره به کنار گذاشت چرا که ایشان در بخش دوم مقاله خود با تکیه بر ترجمان ًمذاکرهً از واژه ًتعامل ً مینویسند: ً در خصوص آن ابهامی نیست و گفتگو با رژیم اسلامی را در شرایطی متصور دانسته ام، ولی برای این کار از دو پیشرط اساسی یاد کرده ام. اول اینکه اپوزیسیون توانسته باشد اتحاد وسیعی را شکل دهد که نه فقط مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی و بلکه مجموعه وسیعی ًناخودی ً های جامعه را نمایندگی کند. تنها در این صورت است که اپوزیسیون می تواند با استظهار به این نیروی بزرگ اجتماعی خواست های خود را به جمهوری اسلامی بقبولاند. به جز این، همان طور که برخی از دوستان مطرح کرده اند، ممکن است ًمذاکره کنندهً به سرنوشتی شبیه زنده یاد ًقاسملوً گرفتار شود. و پیش شرط دوم آن است که جمهوری اسلامی به خواست دموکراتیک مردم تن دهد و قانون اساسی آن را به کناری گذاشته شود ( به کنار گذاشتن فرهنگ خودی و نا خودی). در ادامه همین بخش آقای ًباقرزادهً با خوش بینی هر چه بیشتر به امر ًمذاکره ً با رژیم اسلامی عنوان میکنند: ً ولی بر آنم که عالم سیاست عالم امکان است، و نباید هیچ فرضی را مطلقاً منتفی دانست( ًانگیزه ها و عملکردهاً، ایران امروز، 11 آوریل 2007 ).

البته این امربدیهی است که عالم سیاست ایران بیشترعالم خوش خیالی است تا عالم واقعی بینی و گاه این خوش باوری به خود فریبی تبدیل میشود که صرفاً بارمنفی بر جذبه و علاقه مردم نسبت به دنیای سیاست میگذارد. اما اینبار خوشحال هستیم که آقای ًباقرزاده ً به صراحت باور خود به اصل ًمذاکره ً با رژیم اسلامی را آنهم با رعایت دو پیش شرط اعلام میدارند. این اقدام شجاعانه ایشان تنها از یک سو قابل تقدیر است که حداقل تبرئه آن دسته از منتقدین ایشان که پیشتر گفته بودند جناب ًباقرزادهً به راهکار ًمذاکرهً با جمهوری اسلامی باور دارند،موجب میشود. و اما همانگونه که آقای ًباقرزادهً در مقاله ًانگیزه ها و عملکردهاً تأکید دارند میبایست برای آغاز گفتگو با جمهوری اسلامی ابتدا یک ًاجماع وسیع از اپوزیسیون ً شکل گیرد که نه فقط مخالفان جمهوری اسلامی بلکه ًناخودیً های جامعه را نیز نمایندگی کنند. البته بازایشان در اینجا درپرده ابهام صحبت میکنند و صریحاً اعلام نمیدارند که منظور از ًناخودی ً های جامعه چه کسانی هستند؟ شاید منظور از ًناخودی ً های جامعه آن بخش از حکومتی های سابق میباشند که روزگارانی با هم پیمانی با ملایان در ویران سازی ایران مشارکت داشته اند؟ منظورم همان ً مشارکتی ً ها که هرگز نه با اساس جمهوری اسلامی مشکلی داشتند و نه سرنا سازگاری با آن دارند. بواقع مرد میدان میخواهد که با صراحت اعلام دارد که اپوزیسیون جمهوری اسلامی کیست و چه نام و نشانی دارد. اما اگر منظوراز ًاجماع اپوزیسیون وسیع ً همه ی گرایشهای سیاسی ایرانی است که بخشی از آنها تغییر رژیم در ایران را خواستار میباشند و بخشی دیگربرای ماندگار شدن رژیم اسلامی راه ًمذاکرهً را پیشنهاد میکنند، میبایست صریحاً اذعان دارم این ًاجماع ً با چنین ترکیبی غیر ممکن است. این یک واقعیت غیر قابل کتمان است که بخش بزرگی از اپوزیسیون هرگز موجودیت رژیم اسلامی را بعنوان یک حکومت و دولت متعارف به رسمیت نمیشناسند چه برسد به اینکه با نشستن با مشتی جانی بالفطره بر سر یک میز مذاکره خط بطلانی بر همه ی ویرانگریها ی رژیم در طی این سالها بکشند. درست است به قول آقای ًباقرزادهً در عالم سیاست همه چیز ممکن است اما گزینه ایجاد ائتلاف ًمنتقدینً به رژیم بامخالفان جدی رژیم در یک جبهه واحد سیاسی نه تنها عملی نیست بلکه بیهوده وقت تلاف کردن است. بود و یا نبود جمهوری اسلامی خط قرمزهمکاری ونخستین محورائتلاف بخشهای گوناگون اپوزیسیون با یکدیگر محسوب میشود. آقای ًباقرزادهً ، شما و دوستانتان بایستی بپذیرید جمهوری اسلامی به علت سوابق و عملکردهای سیاسی اش درگذشته و حال اساساً رژیمی نیست که بشود به او اعتماد کرد و او را رسماً با آغاز مذاکره ای به رسمیت شناخت. جمهوری اسلامی چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی متهم به نسل کشی و زیر پا گذاشتن حق زیست بشریت است. قصد ندارم در اینجا از آمار قتل و ویرانگریهای جمهوری اسلامی در طی این بیست و هشت سال برای شما و دوستانتان سخن بگویم،اما شما خود بعنوان یکی از فعالین حقوق بشرخوب میدانید همین رهبران کنونی جمهوری اسلامی در خارج از کشور به سبب دست داشتن درقتل بیشمارانسانهای بیگناه فله ای تحت تعقیب پلیس بین الملل میباشند. انسان واقعاً حیرت زده میماند که چطور ممکن است شخصیتی سیاسی و اهل حقوق بشر چون شما حاضرشود با قاتلین زنده یاد ًعبدالرحمان قاسملوً یکجا بر سر یک میز مذاکره بنشیند!؟ یقیناً پاسخ خواهید داد که برای منافع ملی کشورتان اینکار را خواهید کرد!!! اما یقین بدانید منافع ملی مردم ایران بیش از هر چیز در گرو رفتن جمهوری اسلامی است که اساس موجودیت کشوررا به سبب آشوب آفرینی هایش در جهان سخت به مخاطره انداخته است. جناب ًباقرزادهًً، ًمذاکره ً با رژیم اسلامی بیشتر ازعهده کسانی برخواهد آمد که روزگاری خود از مشوقین آقای ًقاسملوً بودند که جهت حل مسائل ملی کردستان او را به مذاکره با سران حکومت اسلامی ترغیب کردند. ولی دیدیم که چگونه پس از ترور آقای ًقاسملوً همین آقایان جهت ثروت اندوزی چگونه بی مهابا با امران و عاملین قتل ًقاسملوً به گفتگو نشستند و با آنها از در تجارت فرش، مبل و کامپیوتر درآمدند. یقین بدانید علیرغم همه مشورتهایی که شما با ًدوستانتان ً در این زمینه داشته اید هیچ تضمینی هم برای شما وجود ندارد که روزی در حین انجام ًًمذاکره ً احتمالی با جمهوری اسلامی به سرنوشت ًقاسملوً دچار نشوید. آقای ًباقرزاده ً، این یک ارزیابی غلط از روز اول بود که شما و بسیاری دیگر تصورمیکردید که میشود همه ی بخش ًاپوزیسیون ً را در یک کاسه با یکدیگر هم پیاله کرد. اگرچه تردیدی نیست روزی شرایط بین المللی آنگونه بغرنج خواهد شد که بسیاری از ما را وا خواهد داشت در پیمانهای مشترکی با یکدیگر به ستیز علیه جمهوری اسلامی برخیزیم. اما این هم پیمانی به معنای ًهمه با همً نیست. آن ًهمه با هم ًتنها در شرایطی ممکن است که تمامی رهروان آن آرمان مشترکی برای ایران و ملت ایران داشته باشند که همانا رهائی و تحقق دمکراسی نوین در ایران است.

این را هم در اینجا یاد آور شوم که مبادا شما و دوستانتان کسانی را که به تغییر رژیم در ایران معتقدند به امر شورشگری توأم به خشونت متهم کنید. این فقط میتواند یک اتهام بیش نباشد اگر اینگونه بیاندیشید. بارها گفته ایم در شرایط کنونی برای تغییر نظام سیاسی در ایران میبایست از هر روش مبارزاتی خشونت آمیز پرهیز کرد که این امر میتواند به طور جدی موجودیت و امنیت ملی ایران را به خطر بیاندازد. ما در این مقطع حساس از حیاط سیاسی کشورمان که تهدیدهای گوناگون بین المللی استقلال ایران را تهدید میکند بارها گفته ایم بیشتر ازطریق یک نافرمانی مدنی گسترده و تحت یک رهبری انسجام یافته میبایست به مصاف رژیم اسلامی برویم. اما بی تردید ما هواخواه آن ًنافرمانی مدنی ً که امثال آقایان ًگنجی ً و یارا نشان مبلغ آن میباشند نیستیم که میخواهند آن را محدود به یک اعتراض صنفی کنند. ما خواهان برپایی آن جنبش های مدنی هستیم که سمت و سوی مترقیانه ای داشته باشد و خواستار دمکراتیزه شدن همه ی ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران باشد. بیشک برای نیل رسیدن به این هدف بزرگ ابتدا میبایست جمهوری اسلامی را از پای درآوریم که عامل خشونت، قتل و به مخاطره انداختن موجودیت ایران است. تردیدی هم وجود ندارد که ملت ایران برای دستیابی به آزادی میبایست بابت آن ًهزینه های سنگینی ً را هم بپردازد اما این هزینه ها بیشتر از آن چیزی نخواهد بود که امروز می پردازیم و کمتر از آنی نخواهد شد که میبایست ازکانال ًمذاکره ً با جمهوری اسلامی بپردازیم. آقای ًباقرزادهً، باز در همین رابطه به این بخش از نوشته خود توجه بفرمایید که برای توجیه روش ًمذاکرهً با جمهوری اسلامی مینویسید: ً ولی اپوزیسیون با پیشنهاد مذاکره میتواند چنان عمل کند که مسئولیت این هزینه ها مستقیماً به حساب حاکمیت گذاشته شود. این به نفع مردم ایران و آینده دمکراسی در کشور است که تحول دمکراتیک در ایران با حداقل هزینه صورت گیرد – و اپوزیسیون وظیفه اخلاقی بسیار سنگینی در این رابطه به عهده دارد ( ًانگیزه ها و عملکردهاً، ایران امروز، 11 آوریل 2007 ).ً

بیگمان یکی از مسائلی که تا به حال اپوزیسیون و جامعه سیاسی ایران در خصوص آن کمتر صحبت کرده است موضوع اخلاقیات است که برخی به آن سخت پایبند هستند و برخی دیگر مطلقاً نه. ماهیت و عملکرد رژیم اسلامی در مدت نزدیک به سه دهه در ایران و جهان هیچگاه مبتنی بر اخلاقیات انسانی و بشردوستانه نبوده است. مشتی جانی و آدم کش های حرفه ای درطی بیست و هشت سال کشور را از هر سو به یک سراشیبی سقوط حتمی سوق داده اند. این واقعیت را همگان خوب بدان آگاه هستند که سران حکومت اسلامی به سبب ارتکاب به جرایم جنائی بیشمار در سطح جهان و داخل کشور در نزد افکار عمومی داخلی منزوی و از سوی مراکز قضائی بین المللی تحت تعقیب میباشند. قتل مخالفان در خارج از کشور و کشتار جمعی فرزندان مردم در داخل کشور از جمله اقدامات جنایتکارانه سران رژیم اسلامی بوده است که بی وفقه در طی بیست و هشت سال ادامه داشته است. بیشک یک اپوزیسیون واقعی در هر برخورد خود با جمهوری اسلامی میبایست در درجه نخست اصول اخلاقی و جنایات شرم آور رژیم را در نظر گیرد. فراموش نکنید درهمین دمکراسی های غربی که برخی از ما منتقد و شیفته آن میباشیم، اندیشه و ایدئولوژی ضد انسانی ًفاشیسمً و ًنازیسمً جهت فعالیت و تبلیغات ممنوع است چه برسد به اینکه سیاستمداران رسمی این کشور ها بخواهند برای حل برخی از بحرانهای کشورهای خود با گروه های منتسب به این تفکرات وارد گفتگو و سازش شوند. همین غربیهایی که در بسیاری از اوقات سخت مورد انتقادات من و شما قرار میگیرند حداقل در رابطه با مسائل کشوری خود پایبند به یک سری اصول اخلاقی میباشند حتی اگر جنبه تظاهر داشته باشد. آقای ًباقرزادهً ، قصدم از توضیح این مقدمه کوتاه در این خصوص این بود که به شما خاطر نشان سازم تحت هیچ شرایطی نمی بایست جمهوری اسلامی را به لحاظ بیشمار جرائم جنائی که در سرتاسر ایران و جهان علیه شهروندان ایرانی و غیر ایرانی مرتکب شده است با آغاز گفتگویی به رسمیت شناخت و با این حکومت از در ًتعامل ً و یا احیاناً ًمذاکره ً در آمد. مذاکره در هر سطحی و در هر شکلی با این رژیم ایجاد توهم در افکار عمومی و مخدوش کردن ارزشهای انسانی با ارزشهای غیر انسانی است . در حوزه علوم سیاسی مبحث بسیارگسترده ای تحت عنوان ًاخلاقیات ً وجود دارد که تلاش می کند با نفی سیاست آلوده به توطئه، مانع سیاست گریزی مردم از عالم سیاست شود. چرا که بسیاری از فلا سفه دنیای سیاست امروزمعتقدند هر چه حضور مردم در صحنه سیاست بواسطه ناخالص گریهای سیاستمداران کاهش یابد، پایه های دمکراسی که مبتنی بر دخالتگریهای آحاد مردم است تضعیف خواهد شد. منهم اعتقاد دارم تا بامروز بسیاری ازاهل سیاست ایران با رفتارهای نسنجیده و غیر خرد گرایانه خود موجب سرخوردگی مردم از سیاست شده اند. حال بیاید برای یکبار هم شده مسئله قدرت را به باد فراموشی بسپاریم از دوستداران واقعی مردم دعوت بعمل آوریم تا در کنار یکدیگر یک اجماع واقعی اپوزیسیونال بوجود آورند. حتی اگر این اقدام به درازا کشد و زمان تبعید ما در خارج از کشورچند سال دیگر تمدید شود.

کورش اعتمادی
23 آوریل 2007




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved