مهدی، یکی از خوانندگان سایت
با افزایش فشارهای بین المللی به رژیم اسلامی و محدود شدن تدریجی رژیم در عرصه های اقتصادی و سیاسی و همسو بودن اجماع جهانی و مطالبات ملت ایران در زمینه حقوق بشر، معضلات اقتصادی و مسئله هسته ای موجب اعتراضاتی در داخل کشور شده که از جمله مهمترین این اعتراضات که اخیرا روی داده شامل صنف معلمین و زنان جامعه بوده که خود بیش از نیمی از ملت ایران را تشکیل میدهند.
این اعتراضات و اعتراضات آینده توسط سردمداران رژیم پیش بینی شده بود و در مصاحبه ها و سخنرانیهای مختلف خود اشاراتی در این مورد می نمودند و معترضین را متهم به همراهی با "استکبار جهانی" می کردند. اما بستن اتهام کافی نبود و نیاز به سرکوب مخالفین قبل از اقدام آنان برای اعتراض بود که از شگردهای کهنه نظام برای ایجاد خفقان و سرکوب است.
مهمترین مزیت این نوع برخورد با اقشار حقمند جامعه در بازی آمار است. یعنی فردی که قرار است چند ماه دیگر به اتهام فعالیت برای حقوق زنان بازداشت شود و بر آمار زندانیان سیاسی بیافزاید امروز به اتهام "بدحجابی" بازداشت شده و گوشمالی میشود و شاید هم در این بین مقاومتی انجام دهد و توسط مزدوران رژیم کشته شود. بدین ترتیب با تدبیری موزیانه بجای پاسخگویی به مطالبات زنان آنان را به نام "بدحجاب" و نه معترض سرکوب می کنند.
مزیت دیگر این برخود در نظامی کردن جو جامعه است. حضور نظامیان در سطح شهر به نام پلیس و ایجاد ایستهای بازرسی سیار در سطح شهر و بازداشت مردان و زنان به بهانه پوشیدن پیراهن آستین کوتاه و یا فلان مدل روپوش و مو، موجب ایجاد رعب و وحشت شده و حس امنیت را از افراد عادی گرفته و ذهن آنان را از احیای حقوق خود به فرار از دست ماموران مبارزه با "بدحجابی" معطوف می کند.
بدین ترتیب موج جدید سرکوب از آغاز اردیبهشت ماه در ایران از سر گرفته شده و مردم ناراضی از مشکلات روز افزون اقتصادی و بودجه مملکتی که تکلیف آن هنوز مشخص نشده و موج جدید گرانی و افزایش نجومی تورم که در خرداد ماه با سهمیه بندی بنزین صورت جدیدی به خود میگیرد را با تهدید و ارعاب در نوع پوشش به خود مشغول کنند.
این سیاست که توسط رژیم عوام فریب اسلامی مدتهاست که به اشکال مختلف به اجرا در می آید، نوعی کودتای دولتی است که زمانی که مردم روی به رفتارهای دموکراتیک برای مطرح کردن خواستهای خود می آورند و نوعی اجماع و همبستگی در اقشار مختلف جامعه ایرانی مشاهده می شود، به سرعت جو جامعه نظامی شده و با برخوردهای تند سلیقه ای تا جایی که فرمانده نیروی بی شرم انتظامی تهران حق تیر به مزدوران خود میدهد به مبارزه با خواست و میل و آزادی فردی ایرانیان بر می خیزند تا شاید چند روزی بیشتر بر عمر زمامداری خود بیافزایند.