خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



چهارشنبه، 5 اردیبهشت ماه 1386 برابر با 2007 Wednesday 25 April

در اوضاع حساس کنونی ، باعث شادی دشمن مشترک خود نشویم!

ناصر مستشار

دشمن مشترک همه ما حکومت اسلامی می باشد، این دشمن حتی در قبل از انقلاب اسلامی وارتجاعی 1357 خورشیدی نیز دشمن مشترک همگان بود. در دورانی که هنوز شاه در اریکه قدرت بود ، این ملایان بودند که دشمن ترقی خواهی ودمکراسی و مدرنیته بودند و آنها همواره بانی همه عقب ماندگی های سده های گذشته بودند. ناصر الدین شاه قاجار سه بار به خارج سفر کرد تا از پیشرفت های اروپا در عصر خود با خبر شود، او در سفر هایش به اروپا از ترقیات آنها در حیرت فرو می رفت و عزم آن می کرد که همه آن پیشرفت ها را به ایران بیاورد اما در برگشت از سفر فرنگ ، آخوند ها همه آرزوهایش را نقش بر آب می کردند و از اقدام هرگونه نوسازی جلوگیری می کردند.عصر قاجار بدان سان گذشت وانقلاب مشروطیت که حامل پیام پیشرفت وترقی بود اما به شکست انجامید. با ادامه جامعه عقب مانده که همواره آرزوی ملایان بوده است تا بر شانه های انسانهای گرفتار آمده به دین اسلام و باورهای قرون وسطائی ، همچنان فرمانروائی کنند ، طبیعی است که سرزمین ما شاه عقب مانده و کمونیست عقب مانده هم خواهد داشت. این برهان را که گفتم اصل تغییر ناپذیر نمی باشد ، بلکه در نقاطی از تاریخ جهان ، شاهانی هم بوده اند که بطور استثنائی با یک جهش تاریخی باعث تحول شگرفی در جامعه گردیده اند که کارل مارکس از آنها بعنوان جوامع استثنائی یاد می کند؟ جامعه هائی مانند ژاپن ، آلمان، انگلستان در تاریخ با اراده شاهان از مرحله فئودالی به دوران سرمایه داری هدایت گردیدند که بنیاگذار کشورهای قدرتمند و متحول در راه رسیدن به دمکراسی گردیدند.همین روند می توانست در دوران امیرکبیر و شاهان قاجار به واقعیت بپیوندد که آخوندها مانع عظیمی در راه رسیدن به آن گردیدند و امیر کبیر جان خود را نیز در این راه از دست داد.یکی از تلاشهائی که می توانست همواره سنگ بنای خوبی برای تحول باشد همانا پیشرفت علمی و پژوهشی وتحقیق وشناخت وسیاحت جهان و مبارزه با جهالت دینی و پیشرفت هنر وسینما و ورزش که می توانست جامعه را در بازشناسی توانا گرداند که طبعا شاه در این مواقع مانعی ایجاد نمی کرد. جامعه علیرغم استبداد پادشاهی می توانست ره آوردهای علمی را به ایران بیاورد که فقدان آن تا کنون احساس می شود. آیا اثر اقدامات احمد شاملو در همکاری با خانم فرح دیبا در راه اندازی کانون پرورش فکری و ایجاد کتابخانه ونشر وتوسعه کتاب های علمی بیشتر بود یا مبارزه چریکی ؟ در روزهائی که دکتر مصطفی رحیمی در رد نظریه مبارزه مسلحانه مطلب کوتاهی نوشت ، چریک ها آنچنان برخورد زشتی با آن انسان فرهیخته از خود بروز دادند که شباهت زیادی با برخورد های انصار حزب الله کنونی را می توانست داشته باشد!! تا کنون هیچ برخورد علمی وصادقانه با آسیب های مشی چریکی بعمل نیامده است. مشی چریکی هم مبارزه برای دمکراسی را به عقب انداخت و هم مغزها را تهی نمود و دستگاه سرکوب وشکنجه را به سیستم تبدیل نمود و تمام نیروهائی که به مبارزه مسلحانه اعتقادی نداشتند نیز در آتش سرکوب به مانند هیزم خیس وخشک سوختند وخاکستر شدند و تنها آخوند که به مبارزه مسلحانه هم اعتقادی نداشت در مساجد وتکایا وحسینه ها در کنار مردم ماند وقدرت را مثل حلوا از آن خویش نمود!! باری همه ما تکالیف خود را بدرستی انجام ندادیم و حالا با همه حالت طلبکارانه برخورد می کنیم.اگر دکتر داریوش همایون که یکی از سیاست گذاران زمان شاه نیز بوده به کنگره سازمان اکثریت پیام می فرستد وچریک وزندانی سیاسی دوره شاه جمشید طاهری پور از آن بعنوان آغاز گفتمان سوسیال دمکراسی استقبال می کند، پس خود نشانه روند تفاهم وآشتی ومعذرت خواهی از رفتاری های گذشته می باشد ونباید به زبان عامیانه" مته در خشخاش "بگذاریم واز یک انسان بخواهیم که نامه کتبی و توبه نامه بنویسد. در افغانستان کمونیست ها با سیاست های حزب توده ایران به این فاجعه دچار شده اند که تا صد سال دیگر به روزهای خوش و آرام ظاهر شاه نخواهند رسید. یکبار برای همیشه باید بپذیریم که کمونیست ها در همکاری با آخوند ها در انقلاب ارتجاعی واسلامی 1357 خورشیدی به یک " دمل کهنه وچرکین نیشدر زدند وازدرون آن دمل سرطان زا تا به امروز همچنان چرکهای کهنه از قرون واعصار گذشته بیرون می آید"!! در حال حاضر کار ما به جائی رسیده است که باید با سنگسار کردن مبارزه کنیم!! در دوره شاه چه کسی تصورش را می کرد که کار به اینجا کشیده شود؟ سئوال اساسی از همه مبارزان در راه آزادی در اینجاست که آیا در دوره مبارزه علیه استبداد شاه آیا هنوز علیه خاندان قاجار هم مبارزه می کردیم یا نه؟ طبیعی بود که دیگر کسی علیه شاهان قاجار مبارزه نمی کرد علیرغم اینکه بقایای خاندان قاجار هنوز در خارج کشور ادعای سلطنت وبرگشت به حکومت قانونی خود را تبلیغ می نمودند، چرا که سلسله شاهان قاجار دیگر منقرض شده بود واین خاندان پهلوی بود که مانع دمکراسی وآزدای سیاسی شده بود و طبیعی بود که مبارزه برای آزادی با شخص شاه روبروشده بود نه خاندان قاجار که دیگر در حاکمیت نبودند.در حال حاضر نیز این جمهوری اسلامی است که ایران را به پنجاه سال یا بیشتر و عقب تر رانده است نه حکومت پهلوی!! چشمهایمان را باز کنیم و بدون آنکه گذشته را فراموش نمائیم با تمام نیرو با دژخیم حاکم بر میهنمان به کارزار بپردازیم وفراموش ننمائیم که مبارزه با این رژیم در این اوضاع بین المللی به سادگی مبارزه دوران شاه نیست این دوره،، دوره دیگریست که باید هوشیار باشیم . باید قبول کنیم که شاه بسیار محترمانه قدرت را تحویل داد ورفت ولی این دیوانگان تاریخ تا منطقه را به آتش نکشند دست بردار نخواهند بود پس نیروهایمان را فشرده کنیم و با یاد آوری از روزهای سخت و دلخراش گذشته مانع مبارزه کنونی خود نشویم . من می گویم همه ما در پیشگاه تاریخ پاسخگو هستیم نه فقط شاه!! از جلال آل احمد تزویر کار که از غرق شدن صمد بهرنگی در رود ارس گرفته تا یک حماسه ساخته شود تا شاه را نابود سازد تا خونریزی درونی سازمان مجاهدین خلق که سازمان چریکهای فدائی خلق از آن پرولتریزه شدن نوید بخش یاد نمود که همه اینها مثنوی هفتاد من می شود.شایان توجه اینجاست که صمد بهرنگی علیرغم اینکه از نام وغرق شدنش سوء استفاده نمودند همچنان انسان شریف و بزرگی برای ما است واو خود در این توطئه مزورانه بی تقصیر می باشد . باری تمام سخنم در این نکته خود را متجلی می کتد که از دوران شاه طوری سخن نگوئیم که رژیم اسلامی برای مشروعیت خود استفاده ببرد، چراکه این رژیم بارها به ملت بی پناه ایران گفته است که به حکومت رسیدن آخوندها به حاکمیت ایران یک " موهبت الاهی " است که نسیب ملت ایران شده است وملت ایران باید همیشه شکر گذار باشند که آنها ملت ایران را از دست رژیم شاه برای همیشه نجات داده اند. من خود یک جمهور یخواه پارلمانتاریسم هستم اما از همکاری با هر ایرانی که در راه محو کامل رژیم اسلامی ، تضمین حقوق اقوام در ایران، تامین حقوق شهروندی برای مردم ایران ، اجرای تمام و کمال حقوق بشر وکنوانسیونهای الحاقی آن در ایران، آزادی بیان ونشر وآزادی دمکراسی با هر مرام ونظام فکری آماده رایزنی و کار پردازی می باشم واینکه آن شخص بدنبال نظام مشروطه می باشد به بنده سرایت نخواهد کرد .اما در یک مورد باید با آن شخص به توافق اصولی برسم که نظام آتی ایران را نه من تعیین می نمایم نه ایشان!! بلکه این مردم ایران هستند که با هوش و ذکاوت وخرد جمعی خود شکل نظام آینده ایران را تعین خواهند کرد.ما تنها ماموریت داریم تا مردم را اتحاد ببخشیم تا رژیم را به پائین بکشند و زمینه برگزاری یک همه پرسی همگانی زیر نظر مراجع ذی صلاح را فراهم بیاوریم نه بیشتر!! به امید آنروز




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved