بالاخره بعد ازهمه خيمه شب بازيها ئي كه رژيم جمهوري اسلامي بر صحنه آورد تا بازهم براي چند روزي بزعم خود سرمردم را از موضوعا ت اصلي ومعضلات مملكت به سمت وسوي ديگري منحرف كند، سردار محمد باقرقاليبا ف بعنوان پنجاه وهشتمين شهردار تهران انتخاب گرد يد. تا قبل از اينكه ابقاي قاليبا ف محرض ومسلم بشود، با اينكه عام وخاص ميدانستند اين موش وگربه بازيها نمايشي بيش نيست، اما پس از تثبيت وابقاي قاليبا ف نه همه، كه بعضي صاحب نظران وتحليل گران سياسي وهمينطور آنانيكه مسائل اجتماعي اين سرزمين طاعون گرفته را تعقيب ورصد ميكنند، با علم به مجموعه رخدادها، وزد وبندهاي پشت پرده، انتخاب مجد د اين سردار بعنوان شهردار تهران را فارغ ازمسائل سياسي وجناحي وگروه بندهاي مافيائي داخلي بر ميشمرد ند وتلاش ميكردند تا با ارائه يكسري تحليل وتفسيرهاي فريبكارانه چنين القا نمايند كه قاليبا ف بعنوان فردي آگاه ومطلع به مديريت شهري وعنصري مطلع به مهندسي اجتماغي صرفا"بدليل لياقت وكارداني بر كرسي شهرداري ابقا گرديد.
درسوي ديگر اين معا دله بود ند افراد وشخصيتها وفعالين سياسي كه با ضرس قاطع معتقد بودند اين انتخاب وابقاء يك عمل صد درصد سياسي بوده وهركس چنين حقيقتي را ناديده بگيرد، جزخود فريبي وفريب دادن ديگران مسير ديگري را نپيموده و نمي پيمايد.
بدون شك انتخاب مجدد قاليبا ف بعنوان شهردارتهران ميتواند تا ثير شگرف وبي چون وچرائي برآينده سياسي كشور وهمينطور جابجا ئي وچيدن نيروهاي سياسي داشته باشد. اين تاثير گذاري قبل ازدرنظر گرقتن هرفرضيه اي، ناشي از شكست ائتلاف منسوبين دولت، يا افراد وتشكلهاي نزديك، و دم خور با احمدي نژاد درپروژه اي بود كه درپيوند با بركناري وحذف قاليبا ف برنامه ريزي مفصلي كرده بودند. مخالفان قاليبا ف كه عمد تا" درجرگه اصولگرايان وتشكل فعلا" با نفوذ ((رايحه خوش خدمت )) تجلي مي با يد، با تمام قدرت مي كوشيدند تا به هر نحو ممكن هركسي ولو رسول خا دم را بجاي سردار قاليبا ف بركرسي پر نفوذ شهرداري بد وزند، اما همراهي وهمدلي بخشهاي بزرگي ازاصلاح طلبان كه سه كرسي از پا نزده كرسي شوراي شهر را دردست دارند، اين نقشه را نقش برآب كردند وسهم بسزائي درانتخاب مجدد سردارايفا نمودند. درواقع ميتوان انتخاب مجدد قاليبا ف را به يك جنگ تشبيه نمود كه درهردو سوي آن بخشي از سرداران سپاه با حما يت ملايان حكومتي قرارگرفته وتوپخا نه آنها براي هرگونه شليك آماده است.
درپشت خاكريز جناح راست يا همان اصولگرايان كثيري ازنظاميان لباس سبزپوش وبسيجيان قرار دارند كه حامي شان احمدي نژاد وخامنه اي است با همه امكانات مالي ونظامي – امنيتي و... و در پشت خاكريز اصطلاحا"اپوزيسيون درون حاكميتي و قا ئل به ماندگاري رژيم، مثلث – خاتمي – رفسنجاني – كروبي هستند با انبوه اصلاح طلبان، گرچه بظاهر منسجم اما دربطن با هزارويك اما واگرروبرو، كه هنوز هم برسر يك ائتلاف پايدار هيچ يك از دوجناح حاضر نتوانسته اند به يك توافق اصولي دست يابند.
اصلاح طلبان كه دردوره هشت ساله زمامداريشان بي كفايتي وخيانت به راي مردم را دركارنامه سياه خود دارند، هنوز شوك شكست وارده در دوانتخابات گذشته را فراموش نكرده اند وبگفته بعضي سردمداران اصلاح طلبي شب و روزدرحال آسيب شناسي وعلت العلل رويگرداني مردم ازخودشان هستند، بدون اينكه كمترين توجهي برعملكرد گذشته خود نسبت به خواست ومطالبات اساسي مردم داشته باشند .اصولگرايان نيز با همين عملكرد دوساله نشان دادند كه دربسياري جهات دست كمي از اصلاح طلبان حكومتي نداشته ودرجهاتي نيز هزار بارعقب مانده تر ازياران اصلاح طلب خود ميباشند. شايد بهمين دليل است كه هر دو جناح مورد بحث تمامي هم وغم خود را معطوف به جذ ب عناصري مينمايند تا شايد بتوانند با سوارشدن بر امواج پوپوليستي وغوغا سالاري فريبكارانه به اهداف خود دست يابند. يكي از مهمترين اين اهداف زمينه سازي لازم براي حضور مردم در باصطلاح انتخابات مجلس هشتم وتصاحب كرسيهاي مجلس ميباشد كه بدين منظور با زدن طعمه اي خوشمزه قلاب خود را به سمت سردارسپاهي محمد باقر قاليبا ف پرتاپ كرده وآنرا طعمه خوبي درجهت نيات پليد خود ارزيابي نمودند. آنچه مسلم است اينكه هيچ تفاوت ماهوي وريشه اي بين طيفهاي درون حكومتي، چه اصلاح طلب وچه اصولگرا وجود ندارد وآنچه جاي هيچ انكار نسيت اينكه، اهم تلاشها برآن است تا با نمايش و بزرگنمايي هاي بي پايه واساس وارجح شمردن اين مهره برآن يكي، ومصلح دانستن اين گروه برآن گروه شرايطي را بوجود آورند كه ازآن طريق بتوانند با ترغيب مردم به جان آمده وكشاندن آنها به پاي صندوقهاي راي مشروعيت به باد رفته حكومت را بازيافته وبه تعبيري آب رفته را به جوي بازگردانند، اما دراين ميان هنوز يك پرسش اساسي ذهن صاحب نظران را بخود مشغول داشته وآن اينكه : چرا اصلاح طلبان كه ميدانند درانتخابات آينده رياست جمهوري (( درصورتيكه هنوز رژيم پاي برجا مانده باشد )) قاليبا ف يك رقيب سرسخت براي حضور كاند يداي آنها درعرصه انتخابات محسوب ميشود، ازقاليباف حمايت كردند وبه ابقاي سردار بركرسي شهرداري تهران رضايت دادند؟ آنچه كه درشرايط كنوني ميتواند پاسخ اين سئوال باشد اينكه: اگرچه اصلاح طلبان، واصولگرايان اصلاح طلب تازه تولد يافته يا اصولگرايان خلاق ويا اصولگرايان چه وچه يك رقيب ومخالف جدي بنام افراطيون دست راستي را درپيش رو دارند، اما تد بير وهوشمندي قاليبا ف ازيكسو والزامات دست يابي به قدرت با هر قيمت ازسوي ديگر، باعث نزديكي اصلاح طلبان به قاليبا ف گرديد كه حكا يت ازهمكاري گسترده بين دوطيف فكري را ميدهد كه درجريان رقابتهاي انتخاباتي آينده ميتوانند موجبات ظهور يك گروه نوظهور ديگر را بدهد تا خيمه شب بازي ديگري چون بازي اصلاح طلبي در دوم خرداد 76 را رقم بزند.
واقعيت امراين است كه اصولگرايان اصلاح طلب كه با همت و سركردگي سردار مرتضي طلائي ودر بحبوحه انتخابات شوراها متولد گرديد واصلاح طلبان سابق برهبري مثلث رفسنجاني – خاتمي – كروبي توامان دريافته اند كه الزامات سياسي واجتماعي براي نيل به اهداف شان، وهمينطور كليد قفل ماندگاري شان درحمايت ازسردار قاليبا ف بوده، ضمن اينكه هردوجناح بطورجداگانه موافقان ودوستان زيادي نيز دارند كه آنها را قادر ميسازد تا درهرمقطعي كه فضاي سياسي را مناسب تشخيص دهند براي درهم كوبيدن رقيب دست بهر اقدامي بزنند، كه شايد بتوان بازداشت وآزادي سيدحسين موسويان وبعد ازآنهم بازداشت بوترابي مديرسايت ((پرشن بلاگ)) را ازنخستين گامهاي عملي جناح احمدي نژاد وقدرت نمائي باند او درمقابل حريف برشمرد، وهيچ بعيد نمي نمايد كه با نزديك شدن بزمان انتخابات جنگ قدرت ميان جناحها منجمله اينگونه دستگيريها، ودرمقابل تجديد چاپ نشريات اصلاح طلب چون ((هم ميهن وشرق)) ازجمله مانورهائي باشد كه زمان براي قضاوت دراين موارد مقتضي نمي نمايد، اما بايد درهفته ها وماههاي آينده منتظرحوادثي باشيم كه گمانه زني درمورد آنها چندان ساده نمي نمايد.
آنچه كه طي دو – سه ماهه گذشته خصوصا" دركشاكش انتخابات شوراها جلوه نمود اينكه: اصلاح طلبان كه بعد از روي كارآمدن دولت نهم تمامي تلاش خودرا معطوف به ائتلاف وتجديد سازماندهي وپوست اندازي كرده بودند، ودرپناه چنين رويكردي دومين پيروزي نه چندان چشمگير خود با فرستادن سه نماينده به شوراي شهر سوم را جشن گرفتند، توانستند درتعامل با طيفي كه خودرا (( اصويگرايان اصلاح طلب)) مينامد طعم شيرين باهم بودن را نيزبچشند. صرفنظراز ابقاي قاليبا ف كه اصلاح طلبان در شكل گيري آن نقش اساسي داشتند، دريافتند كه اگر ظرفيتها وانرژي خودرا مصروف ائتلاف بنمايند، قا درخواهند بود تا بازهم وارد بازيها شده ودرتغيير بازيها وتعا د ل قوا نيز نقشي اساسي را ايفا نمايند. اصلاح طلبان ودر راس آنها دارو دسته اي كه به احزاب اصلاح طلب معروفند، بعد از چرخشي كه محافظه كاران درانتخابات رياست جمهوري نهم از قاليبا ف بسمت احمدي نژاد داشتند وتجربه دوساله اصولگرايان واقدامات جنون آميز احمدي نژاد را ديدند، هم اكنون به اين تحليل ونتيجه بسيار ساده رسيده اند كه براي موفقيت درانتخابات يا بازيهاي پيش رو، نه رقا بت حزبي وتشكيلاتي، كه رفاقتها پاسخگوي آنها خواهد بود. بدين معنا كه هم رفيق دزد باشند وهم شريك قافله، كه تجربه ثابت كرده اصلاح طلبان دراين نوع سازشها وهمگرائيها استا د ند. اصلاح طلبان اكنون دريافته اند كه طيف همراه ومقابل احمدي نژاد در اردو يا كمپين اصولگرايان، طيفي است كه درشعارها اعلام داشته حاضراست ازتصميمات ظاهرا" كارشناسانه حمايت نمايد. اين بدان معناست كه بسياري ازعناصر اين طيف آمادگي آنرا دارند تا با نخبگان ديگرطيفها كه منظورهمان اصلاح طلبان ميباشد، بمنظورحفظ موقعيت خود نيزهمكاري لازم را داشته باشد، ولو اينكه دست حمايت خود ازپشت احمدي نژادرا بردارد.بسياري ازعناصر اين طيف كه اكنون دربسياري ازنهادها وارگانهاي قدرت لانه دارند، ودرقوه مقننه نيزدست بالا را دارند، به اين حقيقت نيز دست يازيده كه براي جلب رضايت مردم وتصاحب افكار عمومي شعارهاي فريبنده وزيبا (( پوپوليستي)) ديگركارساز نخواهد بود، بهمين دليل است كه طي ماههاي اخيرمشاهده شده كه بسياريشان با پوست اندازي ونقد دولت احمدي نژاد بحث نه انشقاق نه ماندن، وهمراهي را مطرح كرده، درعين حاليكه با اعلام موجوديت تشكلهاي اصولگرا با پسوند وپيشوند دوري و رويگرداني اعلام ناشده خود از احمدي نژاد را اعلام رسمي ميكنند، تا ضمن دورشدن تدريجي وفاصله گرفتن از رئيس جمهورومحافظه كاران جايگاه خود درنزد افكار عمومي را تثبيت نمايند. در چنين شرايطي است كه اصلاح طلبان هم با درك اين واقعيت واينكه هيچ جناحي به تنهائي نميتواند پروژه اي را به پيش ببرد، تلاش نمودند تا با روي خوش نشان دادن به ابقاي قاليبا ف، ضمن اينكه برعملكرداو انتقا داتي داشتند، حاضرشدند تا براي تداوم دكترين جديد خود تن به يك سازش كاملا" مصلحتي بدهند، و برخلاف ميل باطني شان با فردي همراه وهمدل شوند كه ميدانند در چنين شرايطي نقش خودرا بخوبي ايفا ميكند، ودرپي آن اميدوار به همگرائي وائتلافي باشند كه درتعاملات بعدي بدردشان بخورد. درحقيقت انتخاب مجدد قاليبا ف را ميتوان بمثا به سنگ محكي براي اصلاح طلبان واصولگرايان دانست كه هم تجربه ائتلاف را درپرونده هاي خوددارند وهم باور كردند كه براي تداوم حيات رژيم ولاجرم ماندگاري خودشان برعرصه سياسي كشور بايد با دشمنان قدر قدرت خود نيز تن به سازشي بدهند كه نمونه آن درطي 29 سال گذشته كمتر بچشم خورده بود، وميتوان ادعا نمود كه سازشهائي از اين دست درپهنه جمهوري اسلامي بمعناي آنچه كه درابقاي قاليباف روي داد چندان مفهومي نداشت. پرواضح است كه ازسوي ديگرسردار قاليبا ف هم نيز دريافت كه بدون حمايت وهمگرائي اصلاح طلبان ابقاي او بركرسي پرنفوذ شهرداري تهران با آنهمه امكانات مالي ولجستيكي وفرهنگ سراها وارتباط با قطبهاي مالي وسرمايه گذاري غيرممكن، وبهمين خاطرميتوان پيش بيني نمود كه نتيجه اين همگرائي ناموزون وشكننده، اما اجباري واستراتژيك اصلاح طلبان واصولگرايان با هرپسوند وپيشوندي درمقابل طيف حاميان دولت كه به رايحه خوش خدمت واصولگرايان سنتي معروفند، وحمايت رهبري نظام رانيزدرپشت خود احساس ميكنند بدان معناست كه احتمال شكست حاميان دولت درانتخابات آتي اعم ازمجلس هشتم ورياست جمهوري دهم وازهمه مهمترفريب مردم درسايه مشتي تبليغات وبزرگنمائي اقدامات قاليبا ف براي تصاحب كرسي رياست جمهوري يكي از نتايج مورد انتظار وحتمي آن باشد.
اما آنچه كه دراين ميان مطرح است وهدف غائي ونهائي نگارش اين سطور نيزميباشد اينكه: چرا رهبران وشخصيتهاي خوشنام و وطنپرست اپوزيسيون چه درداخل وچه درخارج غافل از اينگونه همگرائي هاي صد درصد مصلحتي و مملو ازچالشهاي دروني كه هيچ تناسب و انطباقي با منافع ملي وآينده كشور ندارد ولزوم شكلگيري آن درطي سه دهه گذشته بارها به اثبات رسيده ومبين آن بوده كه همواره حيات رژيم مد نظر حاكمان بوده ولاغير، ونتا يج حاصل ازآن هما ني است كه امروز پيش روي ما ايرانيان دراينسو وآنسو قرار دارد، درس نميگيرند و نمي توانند، يا نمي خواهند، ويا شا يد دستها ئي دركار است كه نميگذارند اين اپوزيسيون هزارتكه ودستخوش تشتت بيك توافق اصولي ولو موقتي، اما منطبق با خواست ومطالبات اكثريت ملت ايران باشد، دست يابند؟؟؟
براستي تا كي وتا چه زماني بايد درانتظار يك همگرائي وهمسوئي، يا همفكري معقول اپوزيسيون بمانيم كه بتواند دربر دارنده خواستهاي اصولي ملت ايران با محوريت(( سكولاريزم – مباني وميثاقهاي اعلاميه جهاني حقوق بشر – و معتقد به استقرار دمكراسي )) باشيم، وتا چه مرحله اي بايد شاهد و ناظرسازشهاي حكومتي باشيم كه هيچ نتيجه اي بجز روند قهقرائي براي اين ملك وملت نداشته، ودرآنسو هم نظاره گر منم زد نهاي بيهوده اپوزيسيوني باشيم كه هيچيكدامشان ازمنظر ملت ايران داراي وجاحت اخلاقي وملي و انساني نبوده، و تداوم آن نيزميتواند عقبه وتبعات خرد كننده و ويرانگري براي مردم بستوه آمده ايران داشته باشد.
ايران – تهران
26/2/86