(( الف – بيقرار))
از روزيكه رژيم الهي وامام زماني جمهوري اسلامي قدم برعرصه سياسي اين سرزمين گذاشت ومتاع مذموم ومسمومي چون آميختگي دين وحكومت را برجامعه جهاني وملت ايران ارزاني داشت، حتي يك روز كه نه، يك ساعت راهم نميتوان سراغ داشت كه اين رژيم خشونت پرور و ضد بشر وضد فرهنگ وضد ايراني، برخلاف آنچه كه معمار وبنيان گذارش نويد آنرا ميداد، بدورازبحران آفريني ودشمن سازي ودشمن پروري، وفارغ ازشعارهاي مرگ براين وآن، وبدون دست كشيدن از وشكل دادن به تحركات تروريستي در درون وبيرون ازمملكت به حيات نكبت باروسياه خود ادامه داده باشد.
از اعدامها وترورهاي دهه نخستين استقراراين نظام بگيريد تا امروز كه كوس رسوائي اش عالمگير شده است. آنچه كه اخيرا "بعنوان خبرداغ روي تلكس خبرگزاريها ودر عرصه رسانه هاي مختلف مطرح است، يعني مبارزه با بد حجابي ومقابله بااراذل واوباش، خصوصا"آنطور كه در رسانه هاي برون مرزي اعم از ((فارسي زبان )) ورسانه هاي بين المللي داراي بخش فارسي بچشم ميخورد، اينطور عنوان ميشود كه مجموعه حماقتها وسركوبگريها منبعث ازدولت احمدي نژاد بوده ودوران پيش از اين دولت اينگونه تهاجمات ضد انساني رواج نداشته است.
گويا رسانه ها هم دراين دام گرفتار آمده و دانسته يا نادانسته اينگونه وحشي گريها را بگونه اي طرح مينمايند كه گوئي دوران سياه احمدي نژاد منتزع ازگذشته رژيم ميباشد، درصورتيكه چنين نيست ونبوده وشرايط امروزي جامعه ادامه همان روندي است كه طي سه دهه گذشته تداوم داشته و تا هست چنين خواهد بود. قدرمسلم اينست كه القاء چنين تبليغاتي ميتواند زمينه سازيك حركت ديگر مشابه آن چيزي بشودكه درخرداد 76 با عنوان اصلاح طلبي وميانه روي بر صحنه آمد.
اگرجهانيان، خصوصا"رهبران سياسي دنياي غرب، بويژه مناديان، وعلم وكتل بدستان خيمه شب بازي حقوق بشر فراموش كرده باشند، يا بخواهند كه تمامي جنايات وخباثتهاي رژيم جمهوري اسلامي را ناديده بگيرند وچشمانشان رابر تمامي مظالم اين رژيم ببندند كه بعضي عملكردها واظهار نظرات چنين استنباطي را موجب ميشود، مطبوعات داخلي خاصه آنهائيكه نزديك به صلاح طلبان هستند نيزهمگام با چنان تبليغاتي، همه نيروي خود را مصروف چنين موضوعي نموده ومدام برطبل اگرچنان شود چنين خواهد شد، ميكوبند.
ازباب نمونه: مصاحبه سعيد حجاريان در روزنامه شرق شماره 860 بتاريخ 29/2/86 ، مصاحبه محمد هاشمي رفسنجاني اخوي عاليجناب سرخپوش در روزنامه اعتماد شماره 1399 بتاريخ اول خرداد 86 – اظهار نظرفريبكارانه اخيرشيخ علي اكبر هاشمي رفسنجاني پيرامون تساوي (( ديه)) زن و مرد در ديدار با اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات آنهم بعد از29سال، وآنهم درشرايطي كه رژيم دربسياري ازعرصه ها با بن بست كامل مواجه شده، ودرج مقاله ((سوء تفاهم نشود)) در روزنامه كارگزاران (( ارگان حزب كارگزاران سازندگي)) به دبيركلي غلامحسين كرباسچي بازوي راست سردار سازندگي شماره 295 بتاريخ 29 ارديبهشت 86 و ... مجموعا"دلائلي براين مدعاست كه بايد روي تمامي آنها تامل وتعمق نمود.
اضافه برآنچه كه بدان اشارت رفت، برگزاري ميز گردهائي ازجنس رياكاري جناحهاي حاكميت ((اصولگرايان واصلاح طلبان)) وبا حضور مهره هاي موثر آنها مثل آنچه كه بين امير محبيان و مصطفي تاج زاده صورت ميگيرد، يا ميز گردهاي دانشگاهي با حضور موثر ومداوم جلائي پور وعلوي تبار و ربيعي و تاجيك درسطح دانشگاهها بعنوان مكمل اقداماتي كه سركردگان اصلي مثل خاتمي وكروبي وهاشمي رفسنجاني انجام ميدهند، وازآنسوهم ياران قديمي جبهه اصلاحات دربيرون از مرزها ست كه همه وهمه حكايت از داستاني مينمايد كه سعيد حجاريان در گفتگو با شرق بيان نموده كه با نگاهي هرچند گذرا به كنه رويدادها وآنچه كه امروز برجامعه ميگذرد ميتوان دريافت كه جناحين حاكميت، همانطور كه محمد هاشمي رفسنجاني نيز درگفتگو با اعتماد بدان اشاره داشته جز به ((منافع ملي نظام )) وحفظ وماندگاري نظام بهرقيمت نمي انديشند.
با چنين برداشتي است كه مي بينيم بعضي عناصر بظاهر بيطرف ومدعي دگرگوني كه درآنسوي مرزها جا خوش كرده اند و ميدان دار رسانه اي نيز هستند، اهم تبليغات خود، چه تفسيري وچه تحليلي وخبري را معطوف بدان نموده اند كه رويدادهاي اخير يعني سبعيت رژيم درپيوند با موضوع حجاب ومقوله من درآوردي اراذل واوباش امريست كه فقط در دوران احمدي نژاد بوقوع مي پيوندد واز پرداختن به پيشينه سياه اينگونه سركوبها وسبعيت ها در دوران قبل ازاحمدي نژاد، تعمدا" يا سهوا" اجتناب مي ورزند.
مگر حضرات مفسر وتحليلگر ونويسنده، دوران بظاهر تابناك سيد محمد خاتمي و درباطن هزاربار بدتر از دوران كنوني را از ياد برده اند؟؟؟ مباد كه رويدادهاي خونين دوران خاتمي وهاشمي رفسنجاني ودوران پيش ازآنها از اذهان خانمها وآقايان پاك شده باشد. هنوز گفته هاي سيد محمد خاتمي كه فرياد برمياورد جناح مقابل براي دولتش هر 9 روز يك حادثه مي آفريند درگوش مردم زنگ ميزند. براستي حاصل آن بي كفايتي وبي لياقتي، وازهمه مهمتر نتيجه آن مماشات وسازش، وخيانت به آراء مردم چه بود وبكجا ختم شد؟
آيا بجزآْنست كه نتيجه آن درظهور پديده احمدي نژاد متجلي گرديده است؟ طبيعي است كه حالا بازيها بگونه ديگريست وآن بحران آفريني ها و سركوبها بوسيله گروهها وجناح ديگرحاكميت باشكل وشمايل ديگري دارد تكرارميشود تا شايد جاده صاف كن خيمه شب بازي ديگري باشند. اگردرزمان زمامداري اصلاح طلبان وقبل ازآن در دوران كارگزاران سازندگي شيوه هاي سركوب حكومت بر مدار قتل وترور وسربريدن وسلاخي مخالفين ميچرخيد، امروز بازيها تغييرشكل داده وبحران آفريني ها درقالب سركوب زنان و درآويختن آفتابه برگردن جوانان تجلي ميبايد. والاهمانطوريكه بارها وبارها تكرار و موكد شده، اين رژيم في النفسه حكومتي فاسد وبحران ْآفرين وحيات سياه آن لزوما"درسايه سركوب وسركوبگري وبحان آفريني وآشوب گري ميسراست وهيچ شيوه اصلاحي يا استحاله دروني برساختارآن متصورنيست و نخواهد بود.
حال اينكه چرا بعضي از روزنامه نگاران وبرنامه سازان وطني در رسانه هاي بين المللي نقش تخريبي وويرانگراحمدي نژاد را برجسته ميكنند، وتيغ تيزانتقاد خودرا متوجه قبل ازدولت كنوني نمي نمايند، يا اگرهم اشاره اي دارند چندان با آب وتاب نيست كه بر احمدي نژاد ودولت اوميتازند، واگرهم شرايط اقتضا نمايد بگونه اي زيركانه آبي هم به آسياب پيشينيان احمدي نژاد (( هاشمي و خاتمي) ميريزند. اين موضوع نكته ظريفي است كه بايد قالبندي آنرا دريك سناريوي نوشته شده جستجو نمود كه تبيين وتكوين آن از مدتها پيش مطرح بوده وسكانس اول آن درانتخابات شوراها به صحنه آمد وادامه آنرا ميتوان بمثابه جاده سازي وهموار نمودن پستي وبلنديهاي صحنه سياسي براي بازيهائي آتي برشمرد كه نزديكترين آن انتخابات مجلس هشتم است كه ازهم اكنون (( ابر و باد و مه و خورشيد وفلك)) بصورت عيان وپنهان مشغول شده اند تا شايد يك فريب بزرگ ديگر ويك دوره چهارساله يا هشت ساله را براي اين ملت بستوه آمده رقم بزنند.
بهمين دليل است كه بايد هوشيار بود وتلاش نمود تااز بروزچنين بازي خطرناك و ويرانگري قويا"پيشگيري شود.
آنچه مسلم مينمايد اينكه: اين نقيصه بزرگ خبري وتحليلي وبه تعبيري تاريخي نه چنان است كه شامل امروزباشد، بلكه 29 سال است كه اين ملت اضافه برلاسيدنهائي كه جهان غرب با رژيم داشته، چوب سازشها ومماشات سياسيون خودفروخته، برنامه سازان مغرض وياران پنهان رژيم وبعضي ازهمين رسانه چي ها و روشنفكران وتحليل گران وطني را خورده است. طبيعي است كه دراين گفتار روي سخن با ياران روشنفكرنماي رژيم نيست، چرا كه آنها همواره چنگال شيطاني وخون آلود خودرا برپيكرخونين اين مردم كشيده اند وپا به پاي ملايان خون اين ملت را مكيده اند، كه ديريا زود بايد پاسخگوي تمامي جنايات وخيانتهاي خود درپيشگاه اين ملت باشند.
روي سخن با آناني است كه درهرمقطعي ازحيات اين حكومت فاسد بدون اينكه به ريشه و بن مايه اين سيه روزي ملي وتاريخي بپردازند، ازطرح واقعيات بهرصورت ممكن طفره رفته و موجبات چركين شدن زخمهاي اين ملت را فراهم نموده اند، كه درشرايط كنوني نيزچنين استنباط ميشود كه گويا هنوزهم با شارلاتانيزم تبليغي ورسانه اي وبا ارائه مرزبندي خوب وبد بين اصلاح طلبان و واصولگرايان، درصدد هستند تا ازنمد سركوبهاي اخيرچه درمواجهه با بد حجابي وچه در زمينه مقابله با مقوله اراذل واوباش براي اصلاح طلبان كلاهي طراحي نمايند. درحقيقت اين كسان دارند بنزين روي آتشي ميريزند كه ملت ايران دارد درآن ميسوزد.
اگربه بطن تحليلها ووجوه تمايزها توجه شود ميتوان دريافت كه درسخنان وتحليلها شان اينگونه شيطنتها حرف اول را ميزند، واصلاح طلبان بعنوان امامزاده اي معجزه گروشفا بخش معرفي ميشوند.
شايد ما نسل اوليها، يا به تعريف وتعبير ديگر وبدون بلا نسبت نسل انقلاب سازان وقلم بدستان انقلاب ساز و نظاره گران ومغلوبين فتنه 57 كه بسياري به هجرت كنندگان وتبعيديان خود خواسته وناخواسته، وبه پستوخانه نشينان ونان بنرخ روز بخورها تبديل شده ايم، وبعضي رسانه اي ها وشخصيتهاي اپوزيسيون نيز در زمره اين قوم بحساب ميايند، يادشان رفته است كه خشت اول اين سركوبها و زن ستيزيها ازچه زماني نهاده شد، وبذراين پدر كشتن وتخم كين كاشتن، وتحقيرواستحمار مردمان بوسيله چه كسي پاشيده شد وبوسيله چه عوامل وعناصري آبياري ومحافظت گرديد، وميوه چينيان اين بازيها درطول سه دهه گذشته چه كشورها وچه كساني بوده اند.
اگر شرف و وجداني دركار باشد كه درجهاتي شك بسياروجود دارد، بايد بپذيريم كه اين وظيفه خطير وملي بر دوش نسل اوليهاي مسئول و وطن پرست است كه حقايق اين وطن گرفتار وآنچه كه امروز گريبان گير نسل دوميها وسوميها وچهارميها شده را بدون كمترين كم وكا ست و بدور از هرگونه محافظه كاري ومنفعت طلبي شخصي و گروهي جلوي چشم اين نسلها بگذارند.
نسل دوميها وسوميها وچهارميها بايد از زبان ما نسل اوليها بشنوند كه خشت اول آنچه كه امروز با عنوان مبارزه با بد حجابي وبالا بردن ضريب امنيت اخلاقي بچشم ميخورد، نه ارمغان دولت احمدي نژاد، بلكه ازهمان زماني نهاده شد كه اراذل واوباش رژيم با عناويني چون انصارحزب الله و كميته چي و سپاهي وغيرو با رضايت وچراغ سبز بنيانگذار جمهوري اسلامي با چوب وچماق وچاقو، با قمه وكارد وپنجه بوكس، وبا اسيد پاشي بر چهره معصوم دختركان وزنان اين سرزمين درخيابانها جولان ميدادند وبا عربده كشي وضرب وشتم آنها شعار ((يا روسري يا توسري )) سردادند وامروز هم ميخواهند با بگير وببند زنان وبا آويختن آفتابه بر گردن جوانان پديده شومي بنام ((چادر ملي )) را بر سرزنان، اين شيران غرنده وبي باك بيندازند.
نكته جالب توجه درقدرت نمائي جاهلا نه وتازي مآبانه اخيرملايان اين است كه همان اراذل واوباشي كه سالها پيش با چاقو وپنجه بوكس وچماق عربده ((يا روسري يا توسري )) سر ميدادند، امروز درلباس سرداران رشيد اسلام ظاهر شده و با درجات سرتيپي وسرلشگري وچه وچه ، نوچه ها ومزدوران نقابدار خود را بهمراه مشتي زنان چادر بسر كه ماهيت شان با هزارويك اما واگر مواجه است به خيابانها ميفرستند تا با توسل به هرنوع عمل غير انساني اهداف قرون وسطائي رژيم را جامعيت ببخشند وآنرمحقق نمايند، غافل ازاينكه اين نامردمي ها، اين بازيهاي ضد بشري ضمن اينكه درتعارض آشكاربا حقوق اوليه انساني ومغاير با حرمت و كرامت دختران وزنان اين مرز و بوم ميباشد، بلاترديد ميتواند شعله هاي خشم وآتش انتقامجوئي را در روح و روان جواناني كه امروز بر گردن آنها آفتابه مي آويزند برافروزد و شعله ور نمايد كه درصورت شعله ور شدن چنين شعله هاي فروزان وسوزاننده اي هيچ جنبنده اي را فرصت خلاصي ازآن نخواهد بود.
مضافا " اينكه هردوجناح حاكميت وياران دروني وبيروني آنها نيز بايد براين حقيقت تلخ وقوف يابند كه تحركاتي ازاين دست راه بجائي نخواهد برد وهيچ تضميني وجود ندارد كه آنها بتوانند ازاينگونه بازيهاي خطرناك وضد بشري بهره برده وخيمه شب بازي ديگري را بنفع خود بصحنه بياورند. اگرباور نداريد وقادربه گرفتن پند از تاريخ نيستيد، اندكي منتظربمانيد، اما فراموش نشود كه شايد فردا خيلي دير باشد.
تهران 7 خرداد 86