گیل آوایی
روی سخنم به همه شمایانیست که بنوعی در جریان سرکوبها و خفقان و یورش حکومت اسلامی به ساده ترین و اساسی ترین حقوق انسانی مردم ایران قرار دارید و روزی نیست که از جنایت های حاکمیت اسلامی در ایران خبری نشنوید یا نبینید یا نخوانید.
سازمانهای مدافع حقوق بشر و بموازات آن احزاب و سازمانهای سیاسی هریک به انتشار بیانیه مطبوعاتی و اطلاعیه های بخشنامه ای اقدام و به این عمل آنطور که دیده می شود، بسنده می کنند.
جنایت در ایران هر روز ابعاد گسترده تر و لجام گسیخته تری بخود می گیرد. اعدامها علنی تر و بی پروا تر توسط حکومت جهل و جنایت در ایران صورت می گیرد. سنگسار و دست بریدن و احکام جنایتکارانه از این دست شدت یافته است.
حاکمان مالیخولیایی اسلامی برای زهر چشم گرفتن از مردم و عقب راندن اعتراضات و خیزشهای مردمی گستاخ تر از هروقت به جنایت های عریانی دست می زند. تمامی این جنایت ها بی توجه به قوانین بین المللی و بیانیه و محکوم کردنهای سازمانهای ذیربط ادامه دارد و عمامه بسر های جنایت کار هر روز فرزندان میهنمان را به خاک و خون می کشند. زنان مان را وحشیانه تر از هر وقت سرکوب می کنند.
بی پروا تر از هروقت سخن از مجازاتهای اسلامی که چیزی جز سنگسار، دست بریدنها و کورکردن ها و اعدامهای وحشیانه نیست، می گویند.
در زندانها با زندانیان بی دفاعمان وحشیانه برخورد می کنند. جانیان حاکم بر میهنمان از هیچ جنایتی رو گردان نیستند. مادر با چند فرزند را به سنگسار محکوم می کنند. دانشجویانمان را به غیرانسانی ترین وجه شکنجه و سرکوب می کنند. زندانها از زنان و مردان بی گناه میهنمان پر شده است.
مردم بجان آمده ما با همه این سرکوبها ی غیرانسانی همچنان به اعتراض و خیزشهای خود علیه حاکمیت جهل و جنون ادامه می دهند. ما چه می کنیم!؟
با توجه به حساسیت جهان نسبت به معضل اتمی اسلامی، همه دنیا گویی چشم برجنایتهای جاری حکومت اسلامی بسته است. مسئله جنگ نگاهها را بخود جلب کرده است و جنایتهای جاری در سطح جامعه و زندگی روزمره هم وطنان مان را به حاشیه رانده و صدایی از کسی در دفاع از مردم بجان آمده شنیده نمی شود.
اعتراضات و خیزشهای زنان و مردان در ایران بی همصدایی و همسویی و یاری رسانی های عملی از سوی دیگر نیروها بویژه خارج از کشور، سرکوب می شود.
در چنین آشفته روزگاری که فریب و نیرنگ و بده بستانهای سیاسی از سوی سیاستمداران جهان که بنوعی در بیدادی که در ایران می گذرد،گویی سهیم و همسویند، از سر گذشته است،
هیچ کس اگر خود نخواهیم گامی بر نخواهد داشت. بر ماست که فریاد مردممان را رساتر از هر وقت بگوش جهان برسانیم. از افکار عمومی جهان یاری بجوییم. احزاب مترقی جهان را به دفاع از خواسته ها و نیز علیه جنایتهای جاری در ایران، وا داریم.
اعتراضات خیابانی و تظاهرات در مقابل سازمانهای بین المللی و سفارتخانه های جانیان اسلامی حاکم بر میهن مان ایران را هر چه بیشتر و پر شورتر سازمان دهیم.
نسبت به جنایتها و یورش های وحشیانه حکومت اسلامی به زنان و مردان هم وطنمان در میدان عمل اعتراض کنیم. به میدان آییم.
به تمامی مقامات بین المللی از طریق نامه ، ای میل و تلفن و فاکس و هر وسیله ای که بتوانیم از جنایت های جاری در میهنمان بنویسیم و اعتراضمان را فریاد کنیم .
سکوت در مقابل جنایتهایی که به هم وطنمانمان روا می دارند، خیانت اگر نباشد، همسویی با جنایت کاران اسلامی است. از همه شما، حتی تو که این نوشتار را می خوانی ، می خواهم به هر وسیله ی ممکن صدای اعتراضت را رساتر از هروقت بگوش همه برسان و جنایتهای جاری در وطنمان را بگوش افکار عمومی و سازمانهای بین المللی برسان!
به سازمانهای حقوق بشر و حتی یان کی مون رییس سازمان ملل نسبت به این جنایت ها اعتراض کنید و از او بخواهید اقدام کند. به یاری ما بشتابد. به حکومت جنایتکار اسلامی اعتراض نماید.
فشار از سوی همه ایرانیان خازج از کشور گامی در جهت حمایت و یاری رسانی به هم وطنان داخل ایران است.
بی عملی و سکوت ما ایرانیان خارج از کشور، گذشته از گستاخ تر کردن حکومت جنایتکار اسلامی کمک می کند بلکه، بی مسئولیتی و بی تفاوتی نسبت به زنان و مردان هم وطن مان است که زیر خفقان و سرکوب و جنایت های حکومت اسلامی به جان آمده اند.
از هم اکنون به سازمان های بین المللی و افراد ذیربط و احزاب و سازمانهای مترقی جهان بنویسیم و بخواهیم نسبت به جنایت های جاری حکومت اسلامی خاموش ننشینند.
هر چه رساتر به مو جودیت و جنایتهای حکومت جهل و جنون اسلامی در ایران اعتراض کنیم.
با مهر
گیل آوایی
gilaavai@yahoo.com
2 جون 2007
نامه به آقای دکتر کریم لاهیجی نایب رییس فدراسیون بین المللی حقوق بشر و رئیس لیگ حقوق بشر ایران:
جناب دکتر لاهیجی
با درود و احترام، طی ماه های اخیر بویژه در پی اعتراضات و خیزشهای زنان، آموزگاران و کارگران و دانشجویان ایرانی، نسبت به سرکوبهای تازه حکومت اسلامی، بسیاری موارد اعدام، شکنجه، آدم ربایی و اعدام های زیر هیجده سال و نیز اعدام ها در ملاء عام، نیز سرکوبهای وحشیانه بدلایل حجاب و پوشش زنان و جوانان در ایران شدت بی سابقه و لجام گسیخته ای گرفته است. موضوع انرژی هسته ای ( شما بخوانید سلاح هسته ای ) تمامی دیگر عملکردهای حکومت اسلامی را تحت شعاع قرار داده و حتی لاپوشانی می کند. حکوکت اسلامی هار و لجام گسیخته به هیچ سازمان یا قانونی پاسخگو و پایبند نیست!
صدور اعلامیه و بیانیه های مطبوعاتی که برخی از آنها خود به فارسی برگردانده ام، نه تنها مشکلی حل نمی کند بلکه دولتها و سیاستمداران و سازمان های دیگر هم سو با حقوق بشر و مدافعان حقوق بشر بنوعی درمقابل این همه ناروایی و یورش به ساده ترین و اساسی ترین حقوق مردم در ایران تجاوز می شود.
مجازات های کور و غیر انسانی اسلامی با وقاحت هر چه بیشتر در ایران اجرا می شود.
خواهمشندم با توجه به جایگاه و نقش شما در دفاع از حقوق انسانی و نیز حضور محوری شما در این راستا که می تواند بسیاری راه گشا و موثرتر واقع شود، اقدام موثرتری به عمل آورید و کمک کنید تا گردهم آیی مشخصی در این زمینه شکل گیرد تا جدای از مسئله اتمی حکومت اسلامی و آنچه در منطقه می گذرد، به یاری مردم و آنانی که با تفکر و معیارهای مالیخولیایی و غیرانسانی اسلامی شکنجه و مجازات می شوند، برسیم.
از تلاشهای شما بسیار سپاسگزارم و به بعنوان یک انسان از نقش و حس مسئولیتتان بخود می بالم.
منتظر پاسخ شما هستم.
با مهر و احترام
گیل آوایی
هلند
2 جون 2007
لطفا به دو خبر بمثابه مشت نمونه خروار توجه فرمایید!
زنی با چهار فرزند در ایران در آستانه سنگسار قرار دارد
کميته بين المللي عليه سنگسار
کبرا. ن متولد سنندج است. او که مادر چهار فرزند است. زندگي پر از مرارت و بدبختي داشته و اکنون بدليل وجود يک حکومت فاشيست اسلامي در آستانه سنگسار شدن است.
زندگي کبرا ن. نمونه مجسم تحقير و فقر و بدبخت نمونه مجسم خشونت خانگي و خشونت دولتي عليه زنان و نمونه مجسم زندگي زنان در ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي است.
کبرا مجبور به ازدواج اجباري شده و سپس مجبور به تن فروشي توسط همسر معتادش ميشود.
او ميگويد : مشتريها را همسرم انتخاب ميکرد و خودش هميشه ناظر تجاوز مردان متعدد به من بود. اگر کاري را که از من ميخواستند نميکردم همسرم مرا تهديد ميکرد و ميگفت بچه ها را از من ميگيرد و يا به آنها آزار ميرساند.
اين زن که روزانه زير فشار اين رفتارهاي وحشيانه خرد ميشده در نهايت با يکي از مشتريها به اسم حبيب دوست ميشود و حبيب همسر او را به قتل ميرساند. حبيب با دادن ديه از زندان آزاد شده و اکنون کبرا به جرم رابطه جنسي خارج از ازدواج در آستانه سنگسار است.
به کمپين جهاني عليه سنگسار بپيونديد و کمک کنيد کبرا را نجات دهيم!
نامه ای از زندان رجایی شهر کرج:
حدود 4 سال پيش توسط پليس امنيت تهران در مترو دستگير شدم در بدو دستگيری اتهام من ارتباط با بيگانگان اعلام کردند وليکن بنده را در اختيار يک تيم از پليس آگاهی اصفهان متشکل از سرگرد امين الرعايا سرگرد مختاری ستوان کرم ويسی ستوان بهرامی قرار دادند و مرا مورد اتهامات گوناگونی قرار دادند از جمله قتل منوچهر رحيمی من بيش از 2 ماه با حضور فرزند مقتول بابک رحيمی مورد حمله قرار گرفتم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتم وحشيانه ترين شکنجه ها را بر روی من پياده کردند 4000 ضربه شلاق به من زدند من 6 بار توسط اورژنس اصفهان به هوش آمدم چند تا از دنده هايم زير شکنجه شکست شکنجه های شدم که از گفتن انها شرم دارم اما هيچ يک از اين اتهامات را نپذيرفتم چرا که روحم نيز از آنها خبر نداشت تا اينکه همسرم را بازداشت کردند و در حضور من چادر و روسری وی را برداشته و سرگرد مختاری شخصاً مبادرت به اين کار نمود و تهديد کرد که اگر زير برگه را امضاء نکنم همسرم را عريان ميکند من نيز که هتک حرمت همسرم که بسيار مومن بوده و مانند خودم از خانواده شهدا و جانبازان ميباشد را نميتوانستم تحمل کنم مجبور به امضاء اعتراف نامه گرديدم و پس از آن 23 ماه در سلول انفرادی بدون ملاقات و تلفن به سر بردم سپس 25 صفحه شکايت رسمی به مقامات کشور نوشتم ولی کو گوش شنوا در مدت اخير دادگاهی در تهران برای اينجانب برگذار گرديد و طی آن من به اتهّام ارتباط با بيگانگان افشای اسرار ملی توهين به مقامات کشور به 18 سال حبس محکوم شدم بدين وسيله اينجانب از تاريخ 5/3/86 برای چندمين بار دست به اعتصاب غذا زدم تا بدين وسيله مخالفت خود را اعلام نموده تا تکليفم مشخص گردد.
ناصر خيراللهي
ايران – كرج - زندان رجائي شهر
11/3/86