مقاله ای از:
Kenneth R. Timmerman
FrontPageMagazine.com& June 15.2007
ترجمه از: کورش اعتمادی
وقتی که شما سطوح این مقاله را میخوانید من در کنفرانسی شرکت دارم که رویدادی تاریخی محسوب میشود که در آن جمعی از گروههای اپوزیسیون ایرانی در پاریس گردهم آمده اند تا از جنبش دمکراسیخواهی در داخل ایران دفاع کنند.
این اجتماع خود را جنبش ًهمبستگی ً ایران مینامد که یادآور جنبش ًهمبستگی ً لهستان است که عامل پایان یافتن جنگ سرد شد.
رهبر جنبش ًهمبستگی ً لهستان آقای ًلخ والساً پس از پیروزی این جنبش از سوی مردم لهستان به عنوان نخستین رئیس جمهورآزاد این کشور انتخاب شد، در حالیکه جنبش ًهمبستگی ً ایران قصد ندارد در شرایط کنونی از میان خود یک رهبری فردی برگزیند. آنها در پی آن میباشند یک شورا رهبری انتخاب کنند که این شورا با سفربه دور دنیا و تماس با ایرانیان حرکت انسجام یافته ای را در دفاع از مبارزات آزادیخواهی مردم در داخل کشوربوجود آورند.
چرا این حرکت تاریخی است؟ مدت 28 سال است شوربختانه اپوزیسیون ایران از هم پاشیده و قادر نبوده است که یک جبهه متحدی را معرفی کند.
چند تلاش جهت یک اتحاد ساده در سالهای اخیر انجام شد که همگی با شکست مواجه شدند. 28 سال است که گروههای گوناگون اپوزیسیون انرژی خود را صرف مبارزه علیه یکدیگر کردند بجای مبارزه علیه رژیم اسلامی در ایران. هنوز هم برخی از این گروهها این کار را ادامه میدهند. در همین رابطه یکی از افرادی که سخت به همکاری اپوزیسیون بدبین است به من گفت ً این نزاع در وجود ما نهفته استً.
برخی از رهبران اپوزیسیون هم چسبیده اند که برای ملت درمانده ایران سلطنت پهلوی را به ایران بازگردانند که در اداره مملکت ناموفق و ناشایست بود که بدین سبب انقلاب سال 1979 رخ داد( ًجیمی کارترً و بریتانیا تلاش سیاسی بسیاری کردند تا رژیم گذشته را حفظ کنند، مادامیکه شوروی و جنبش فلسطینی ً فتحً کمک های مادی فراوانی به تروریست های هوادار خمینی کردند تا وزرای رژیم گذشته را اعدام کنند و سفارت آمریکا در تهران را به اشغال خود درآورند).
نظام سلطنتی که این عده هوادار آن میباشند تا به ایران بازگردانند از سوی رضا پهلوی نفی شده است و او بارها اعلام کرده است قصد بازسازی آن را در ایران ندارد، چرا که او خواهان یک نظام پادشاهی مشروطه در قالب نظام پادشاهی که در اسپانیا توسط ًخوان کارلوسً بوجود آمده است که میبایست از سوی ایرانیان آزادانه این نظام دولتی برگزیده شود.
اپوزیسون ایران فاقد غرور، رهبری واحد و سازماندهی متشکل است. صد ها سازمان گوناگون اپوزیسیونال ازلس آنجلس گرفته تا هستون، واز برلین گرفته تا پاریس وجود دارند که همگی ادعا میکنند نمایندگی مردم ایران را بعهده دارند. بهتر این است که همگی آنها این گاو آهنی که ساخته شده است با یکدیگر به حرکت در آورند، چه آنهائیکه دستی به قلم دارند چه آنهائیکه دست به جیب، و از اهداف این جنبش ًهمبستگی ً حمایت کنند.
اگر رژیم اسلامی موفق شود توانائیهای اتمی خود را سرعت ببخشد یک اندیشه ما را وا میدارد که کمک کنیم تا جنبش ًهمبستگی ً ایران هر چه زودتر سامان یابد. آنها میدانند زمان دو تا سه سالی بیشتر در پیش رو ندارند که یک جنبش عمومی را سازمان بدهند آنهم در حالیکه جمهوری اسلامی میخواهد با حمایت روسیه، چین و کره شمالی به یک قدرت اتمی تبدیل بشود و دمکراسی های غربی هم آماده میشوند با رعایت احترام متقابل در مقابل ًصلحً سیاستهای اتمی رژیم اسلامی را تغییر بدهند .
اما تلاشهای بسیار انجام شده است. دو کنفرانس با گروههای کوچکتر در ماه سپتامبر در برلین (2005) و در لندن در ماه ژوئن گذشته برگزار شد تا اصول پایه ای برای تشکیل یک اپوزیسیون دمکراتیک را تدوین کنند.
در همین رابطه آقای ًحسین باقرزاده ً یکی از بنیانگذاران این حرکت میگوید :ً این ابتکار استثنائی و بیسابقه در صحنه سیاسی ایران بوده است. جامعه سیاسی ایرانیان بشدت درهم ریخته است و فعالیت های سیاسی معمولاً در چارچوب تشکل های سیاسی انجام میگیرد وتلاش برای اتحاد اپوزیسیون همیشه محدود شده است به تأسیس کلوبهای ایدئولوژیکی و سیاسی ً.
در جایی دیگر آقای ًباقرزاده ً اشاره میکنند: ًجنبش ًهمبستگی ً ایران امیدوار است این اخلاق سیاسی را با تدوین پرنسیپ های سیاسی که در کنفرانس برلین تصویب شد به کناری گذاشته شود، آنهم با قبول اصل استقرار دمکراسی و منشور حقوق بشر جهانی بعنوان خواستی نهائی و برسمیت شناختن این حق که ایرانیان خود با روشی دمکراتیک ساختار سیستم دولتی در ایران را انتخاب کنندً.
در همین رابطه آقای ًباقرزاده ً یکبار دیگر تأکید میکنند که : ً کنفرانس برلین هر فرم از حاکمیت سیاسی که بشکل پادشاهی و یا دینی باشد مردود دانسته است ً.
دولت آمریکا این تلاش اخیر ایرانیان را با علاقه، هم از طریق وزارت امور خارجه آمریکا و هم از طریق کاخ سفید دنبال کرده است. و از سال 1995 دولت آمریکا هر تشکل اپوزیسیونال ایرانی را جهت به وحشت انداختن رژیم تهران تأیید نکرد آنهم به دلیل پراکندگی اپوزیسیون .
ایرانیان همیشه در پی کسب حمایت دولت آمریکا بودند و دوستان آنها در دولت میگفت که آنها نیازمند کمک های دولت آمریکا هستند. در حالیکه آمریکا های در پاسخ میگفتند شما اول میبایست اختلافات سیاسی خود را حل کنید.
در حال حاضر جنبش ًهمبستگی ً ایران تلاشی است برای درهم شکستن این فضای بسته. این حرکت یک حزب سیاسی نیست. این تلاشی است برای ایجاد یک چتر بزرگ سیاسی برای اتحاد همه فعالین سیاسی با گذشته ها و باورهای سیاسی متفاوت که میتوانند بصورت یک گروه اپوزیسیونال قوی علیه رژیم اسلامی با یکدیگر متحد شوند، بدون اینکه به باورهای سیاسی خود پشت پا زنند.
ًشهریار آهیً یکی دیگر از برگزارکنندگان کنفرانس پاریس میگوید: ً ما بوسیله جنبش ًهمبستگیً قصد داریم حمایتهای گسترده ای را جهت دفاع از جنبش مدنی در ایران سازمان دهیم، تا توجه جهانیان را به موضوع مبارزه مردم برای پایه ترین حقوق انسانی در ایران جلب کنیمً.
ًآهی ً و کمیته منتخب کنفرانس پاریس میخواهند پلی بین گروههای شهری (مدنی ) و اتحادیه های صنفی در خارج از ایران و مشابهات این تشکل ها در داخل ایران بوجود آورند. در همین رابطه آقای ًآهی ً میگویند :ً جامعه مدنی در جهان میتواند کمک های بسیاری را به جنبش های داخل ایران بکند. بطوریکه سازمانهای زنان میتوانند به مبارزه خواهران خود در ایران در مبارزه علیه رژیم اسلامی یاری برسانند که مشکلات فراوانی را در این رابطه دارند. و اتحادیه های صنفی، سازمان های صنفی معلمین و دانشجویان میتوانند به سازمانهای مشابه خود در ایران کمک کنند.ً
آن چیز مهمی که در پاریس رخ داد این بود که سازمانها و شخصیت های مخالف رژیم اسلامی یکبار دیگر در کنار هم نشستند تا با همکاری یکدیگر و با یک هدف مشترک به ستیز علیه دیکتاتوری دینی بروند.
آنچه که در مورد آقای ًآهیً میبایست اضافه کنم این است که ایشان در گذشته برای مدت طولانی مشاور سیاسی رضا پهلوی و سیروس آموزگار یکی از وزرای دوران رژیم گذشته بود که در دوران انقلاب متعلق به فراکسیون چپ بودند و در آغاز از انقلاب سال 57 استقبال کردند.
نمایندگانی از جنبش دانشجویی جولای 1999 در تهران باضافه معاون سیاسی حزب ًمرزپرگهرً ًروزبه فراهانی پورً در این کنفرانس شرکت داشتند. آنها میخواهند در کنار شخصیت سیاسی دیگر چون ًمحسن سازگاراً بنشینند که یکی از بنیانگذاران سپاه پاسداران بود که بعدها به دفعات از سوی رژیم در دهه 90 میلادی به زندان افتاده بود.