خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



چهارشنبه، 6 تیر ماه 1386 برابر با 2007 Wednesday 27 June

در درون حكومت چه خبراست، و ما كجا قرار داريم! - الف – بيقرار

آنچه كه از شواهد و قرائن استنباط ميشود وآنچه كه از رخدادهاي آشكار و نهان ميتوان استنتاج كرد، اينكه: هر روز كه صحابه ضد ايراني رژيم اسلامي به موعد انتخابات و خيمه شب بازي مجلس هشتم وبه تبع آن به انتخابات دهم رياست جمهوري نزديك و نزديكتر ميشوند، هرآنچه را كه در چنته دارند رو ميكنند تا شايد بتوانند فريب ديگري را رقم بزنند و چندسالي بيش از اينكه بوده اند بر اريكه قدرت اهريمني شان باقي بمانند. دراين ميان هم چهره واقعي تر رژيم بهتر و بيشتر از گذشته عريان و شفاف ميشود، هم نقاب از چهره كريه سردمداران و مهره هاي ريز و درشت اين مافياي مذهبي فرو مي افتد.

اين رخدادها باعث ميگردد تا اوراق تاريخ تمام پليدي ها و خباثت هاي بي حد و حصر رژيم و اعوان وانصارش را در صفحات خود ثبت و ضبط نمايد. طبيعي است كه بموازات اين عريان شدنها، كنش و واكنشهائي نيز از سوي عناصر و كوتوله هاي رژيم رخ مينمايد كه بخشي از اين چالشها و منازعات با تمامي موانع و سدبنديها و سانسور گسترده اي كه برعرصه رسانه ها ومطبوعات نيم بند و زير تبغ سانسور وجود دارد، راه يافته و نشان ميدهد كه در آنسوي پرده قدرت و در ميان زنجيره پليد سردمداران مافيا چه غوغائي برپاست و چه تلاشهائي درجريان است تا شايد از متلاشي شدن و فروريزي اين عمارت سراپا خيانت و خباثت و تقيه و دزدي و غارتگري جلوگيري بعمل بيايد.

نمونه هاي فرواني وجود دارد كه پرداختن به تمامي آنها مستلزم صرف وقت و حوصله بسيار است، اما ناگفته پيداست كه در چنين وضعيت پرپيچ و خم واسفباري كه بحق ميتوان آنرا دوران وانفسا بمفهوم واقعي ترجمه نمود، خصوصا "در بعد معيشتي واقتصادي آنهم نه با ديده آينده نگري كه درشرايط روزمره گي و روزمردگي كه جود دارد، براي بسياري از مبارزين و فعالين سياسي غيروابسته وآشتي ناپذير با رژيم ميسر كه نه، اصلا "مقدور نيست تا به اين مهم آنطور كه شايد و بايد است بپردازند. نميدانم كه اين گفته براي هم وطنان عمدتا "خارج نشين، خصوصا "آن گروه يا جماعتي كه درعرصه اپوزيسيون فعال هستند تا چه حد قابل هضم و تا چه ميزان قابل درك ميباشد، اما آنچه مسلم است اينكه، حقيقت تلخ و دوران دشواريست كه وجود دارد و هر يك ازمبارزين و فعالين سياسي درهر جايگاه و هرانديشه و طرز تفكري كه دارند با مشكلات ومعضلات فراواني مواجهند واين امربطورطبيعي ميتواند در روند مبارزات و بازتاب رويدادها تاثيرات ناخواسته ومنفي اي را رقم بزند كه متاسفانه اين مهم كمتر مورد توجه قراردشته است.

از آن مهمتراينكه: زندگي يك مبارز يا فعال سياسي كه سابقه بازداشت و زندان و بگيروببند را هم درپرونده خود داشته باشد در زير چترحكومتي چون حكومت اسلامي با تمامي بيرحمي ها مزيد بر واقعيتي است كه شايد درك آن براي بسياري مشكل وبراي بسياري ديگرغيرممكن باشد. اما با همه اين احوال هيچكدام ازاين دلائل باعث نشده و نخواهد شد كه فعالين ومبارزين راه آزادي در درون كشوراز مسيري كه انتخاب كرده بازبمانند ودرحد بضاعت شان لحظه اي ازواقعيات جامعه خود غفلت بورزند.

پرواضح است كه دامنه منازعات در درون هيات حاكمه آخوندي چنان عميق وگسترده است كه اگرهريك ازاين تنش ها درزمان مناسب مورد كند وكاو دقيق وهمه جانبه قرارنگيرد، قطعا "رژيم را قادر ميسازد تا بر بسياري از چالشها سرپوش گذاشته واذهان عمومي را بهر سمت وسوئي كه بخواهند سوق داده وبا عوام فريبي كه شگرد چندين صده اي ملايان بوده است، بازهم مردم را بفريبند. بالعكس اگراين رويدادها مورد توجه دقيق محافل سياسي مستقل و جداي از بدنه حكومت خصوصا "در داخل كشور قراربگيرد وبدان پرداخته شود، بنحويكه توجه محافل سياسي دربرون مرز را معطوف به اين قضايا بنمايد بطورحتم ميتوان آنها را بمثابه ضربه هائي تلقي نمود كه ميتواند پيكرپوسيده رژيم و ساختارآن را بيش از آنچه كه هست بلرزه درآورد.

بايد پرسيد، اين وظيفه خطير درعرصه مبارزات خاصه در درون مرز بعهده چه كس يا كساني است، وسپس اينكه سازوكار و ابزار لازم جهت ادامه اين جدال نابرابر بايد چگونه فراهم گردد؟؟ تا كي بايد به شعاردادن وقيل وقال اكتفا نمود؟ تا چه زماني بايد شاهد برنامه هاي سرگرم كننده و وقت كشي و داستان سرائي مجريان و برنامه سازان رسانه هاي برون مرزي خودي و بعضي مجريان دوپهلوي آنها نشست و خون و جگرخورد؟؟ حالا كار بجائي رسيده است كه مشاهده ميكنيم بعضي برنامه سازان تلويزيونهاي لوس آنجلسي دارند براي آقاي سردارمرتضي طلائي بعنوان اينكه در سركوب جريان آيت الله بروجردي شركت نداشته وقبل ازآن تهديد به استعفا نموده بود وچنين نيز كرد اعتبار و جايگاهي ميسازند! واز آنطرف هم مشغول كسب حيثيت براي بروجردي ميشوند. براستي بايد قسم حضرت عباس را باوركرد يا دم خروس را؟؟ آقايان بروند از كيانوش سنجري سئوال كنند كه حالا درعراق است و امنيتش هم برقرار. بپرسند كه فرماندهي سركوبي بعهده چه كسي بود. خود را نميگويم كه در چند ده متري آن حادثه بودم. كيانوش را ميگويم كه درخانه آيت الله بروجردي بود و بازداشت هم شد و حدود 5 ماه را نيز بهمين خاطر در209 گذراند.

اين بازيها، اين ظاهرسازيها و كرديت دادنها به سردار طلائي واين وآن چه معنا ومفهومي دارد؟؟ چرا حضرات دارند بوق را از سرگشادش ميزنند. آقاي سردار طلائي دقيقا "پاداش همان سركوب را دريافت كرد كه به اواجازه دادند تا وارد شوراي شهر سوم بشود و دركنار سردارقاليباف قرار بگيرد تا براي روزهاي مبادا كه حتما و قطعا در پيش است اين زوج امنيتي - نظامي اگر بتوانند دوش بدوش يكديگر بازهم به سركوب مردم ايران بپردازند.

از اين كه بگذريم بايد به آنچه كه اينروزها برعرصه مطبوعات حكومتي حاكم است توجه داشت. خوب دقت كنيم و ببينيم ازمجموعه مطالب ومقالاتي كه در داخل كشور برشته تحرير درميايد و توامان در بعضي سايتهاي بين المللي مثل سايت بي بي سي و... انتشارمي يابد، چه تعداد از اين مطالب ومقالات در راستاي خواست ومطالبات حقيقي اكثريت مردم ايران قراردارند؟؟ به تعبير ديگر، رژيم به چه كسي اجازه ميدهد تا برخلاف معيارهاي تعيين وتبيين شده توسط شوراي امنيت آخوندي و نهادهاي امنيتي آن مطلبي منتشر نمايد كه كلمه اي ازآن مغاير با سياستهاي رژيم باشد و بعدهم راست راست وبا خيال راحت درخيابانهاي تهران يا... قدم بردارد؟؟ شما را بخداوند سوگند برويد ببينيد و بعد ازآن بيانديشيد كه پرتقال فروشها دركدامين سوراخ خزيده وچه دستهائي دركاراست كه بار ديگر بازي ديگري را برصحنه بياورند.

مقالات آقاي مسعود ... همزمان با سايت بي بي سي در روزنامه هاي تهران هم چاپ ميشود، اما مقالات و مطالب ديگر نويسندگان وروزنامه نگاران كه دردهاي بي درمان اين ملت و مملكت را بازتاب ميدهند نه در نشريات تهران، كه در بسياري ازهمين سايتهاي خبري جهاني وبين المللي وبرون مرزي اجازه يا شجاعت انتشار نمي يابند. البته كه اين يك نمونه بود. صدها نمونه ديگرهست كه مغز هرانسان با شرفي را تكان ميدهد. امروز حتي يك تن ازمبارزين وفعالين سياسي داخل حق ندارد تا فريادگر صداي اين مردم در بند باشد، ولو اينكه نوشته هاشان در عين بيطرفي وحتي رعايت محافظه كاري، اما بدور از تملق گوئي و حمايت ضمني و مستقيم از رژيم باشد.

مبارزين و فعالين سياسي درون مرزي بايد دركجا فرياد بزنند؟؟ آيا جاي ديگري بجزمعدود سايتهاي اينترنتي چون سايت ((ايران پرس نيوز)) با آنهمه محدوديت مالي و نيروي انساني و تكنولوژيكي وغيرو و سايتهاي مشابه كه تعدادشان به تعداد انگشتان يك دست هم نميرسد وجود دارد تا بعنوان پايگاه مبارزاتي وبيطرف فريادگراين ملت باشند وبيدادي را كه براين ملت ميرود را بازتاب دهند؟؟ يقينا "جواب منفي است. چراكه امروزاز منظر حكومت جمهوري اسلامي بيش از85درصد ملت ايران غيرخودي وبيگانه با رژيم ميباشند تا چه رسد به معدود و محدود افراد و شخصيتهائي كه علم مبارزه بااين رژيم فاسد و جبار را دردست گرفته و رودر روي رژيم ايستاده اند. بديهيست كه مبارزين و فعالين سياسي راديكال مشوش كننده افكارعمومي واقدام كننده عليه امنيت كشور بحساب ميايند، ولي آقاي مسعود ... وآقاي برنامه ساز وغيروذالك بايد كه داراي حاشيه امن باشند تا براي اصلاح طلبان و مقوله اصلاح طلبي و در نهايت براي طول عمراين رژيم فاسد و ضدايراني بازهم بگويند و بنويسند.

به مسافرين سياسي خارج از كشور نگاهي بيندازيد، و ببينيد چه خبراست. هواداران اصلاحات گروه گروه، گله گله در آمد و شد به كشورهاي اروپائي و در اوج اشتياق ديدار با مسئولين سرزمين شيطان بزرگ هستند. طبق شنيده ها و بررسيهاي انجام شده گويا براي ملاقات با مسئولين آمريكائي دارند سرودست ميشكنند تا پيام رسان گروگان گيران ديروز واصلاح طلبان امروزي باشند. ماموريت دارند تا به آمريكائيها تفهيم نمايند، اگر بار ديگر بقدرت باز گردند براي آنها و نه ملت ايران، تخم دوزرده خواهند گذاشت، وهمه هم وغم شا ن هم اينست كه تلاش كنند تا حمايت دولتمردان آمريكائي براي تحقق اين آرزو را كسب نمايند تا اين امرمحقق گردد و لابد قول خواهند داد كه با حمايت آمريكائيان آنقدر روي تخمها بخوابند كه جوجه هاي آينده، جوجه هائي متفاوت از احمدي نژاد از تخم بيرون بياورند، حالا اينكه دراين ميان چه برسر اين ملت فقير و تهيدست شده و گرفتار خواهدآمد، و چه بر جوانان و نوجوانان اين سرزمين ميرود مشكلي خواهد بود كه كمترين هزينه اي براي حضرات و جهان غرب نخواهد داشت.

حالا ديگر پليدي وخباثت هيچ حدومرزي نميشناسد. حالا ديگر بسياري از اصولگرايان و محافظه كاران سنتي و مدرن هم اصلاح طلب و طرفدار مدرنيته و رفرم و تغييرات شده و صحبت ازائتلاف ملي و حداكثري مينمايند، اما براي حفظ نظام و نه براي تامين آتيه اي بهتر براي نسل جوان و نوجوان و در نهايت روزگاري بهتر براي ملت ايران!!!

در مقابل بايد ديد كه نيروهاي مخالف اين رژيم در كجا قرار دارند. بايد ديد كه در ميان مجموعه، وآشفته بازاري بنام اپوزيسيون خارج از كشور چند نفررا ميتوان يافت كه درد اين ملت و نياز امروزي اين مبارزه نابرابر را درك كنند، و براي پيشبرد واهداف والاي آن قدمي هرچند كوچك برداشته وميخواهند كه بردارند؟؟؟
آنچه در داخل به عين مشهود است اينكه: رژيم دريافته كه با توجه به بي توجهي مجامع بين المللي نسبت به رويدادهاي داخلي خاصه در زمينه نقض مستمر حقوق بشراز يكسو، و توجه بيش ازحد بموضوع هسته اي در محافل بين المللي از سوي ديگر، رژيم قادراست تا هر حركت اعتراضي و هر تجمعي ولو صنفي را بسادگي سركوب نمايد تا از غليان و خشم عمومي در داخل كشور بهر نحوممكن پيشگيري بنمايد، و بموازات آن نيز ملاحظه ميشود كه بسياري از انديشمندان و صاحبان قلم وجلوس كنندگان در پشت دروبين هاي تلويزيوني و ميكرفن هاي راديوئي نيز خواسته و ناخواسته آب به آسياب اين بي وطنان ريخته و ملتي اين چنين بيرحمانه در مصيبت و سرگرداني، درفقر وفساد وفحشا، در نابسامانيهاي متعدد با دورنمائي كه هيچ افق روشني برآن متصور نيست گرفتار بماند.

طبيعي است در چنين شرايطي كه تصوير و تصور آن مشكل نمي نمايد، سردمداران رژيم اسلامي چون 29سال گذشته اصلا "مايل نبوده و نيستند تا مقوله هاي مهمي چون گراني سرسام آور، پديده شومي چون فساد و فحشا واعتياد، و دلائل آن، كه نهايتا "بمفهوم بر كشيدن نقاب از چهره واقعي جامعه تلقي ميشود كه مظهري تمام عيار از بي لياقتي وعملكرد ضدبشري و ضدملي رژيم محسوب ميشود، ازطرف مبارزين و فعالين سياسي، و يا كنشگران حقوق بشري به رسانه ها راه يابد، چرا كه خوب ميدانند راه يافتن اين قبيل موضوعات به گستره رسانه ها نهايتا "منجر به شفاف شدن بيش از پيش ناهنجاريهاي موجود در جامعه شده و سر درآوردن آنها از جاي ديگر بمثابه مرگ زودرس براي هيات حاكمه ومجموعه حاكميت خواهد بود. بهمين دليل است كه ميبينيم بسياري از مطالب اساسي مرتبط با موضوعات مورد اشاره وشرايط كنوني مملكت عمدتا "در لابلاي موضوعات و مقالات دوپهلو و بيشتر حاشيه اي و مبهم گم ميشود، و ضمن اينكه هيچ جائي براي انعكاس آنها درمطبوعات داخلي ندارد، د رمحافل سياسي برون مرزي وبين المللي هم جائي براي بازتاب نمي يابند. اما در پاره اي موارد همين مطالب بحث انگيز و پنهان مانده از چشم مردم راميتوان در سايتهائي چون بي بي سي ملاحظه نمود كه با همين اشاره مختصر ميتوان دريافت هدف از اين يك بام و دو هوا بودن چه ميتواند باشد.

رخدادهاي داخلي در گستره جمهوري اسلامي و اتفاقاتي كه در كريدورهاي تودرتوي اين نظام بي نظام ميگذرد، صرفنظر از ابعاد جهاني كه عمده ترين آن همين موضوعات خسته كننده اتمي، كه بهتراست اسم آنرا لاسيدنهاي اتمي جهان غرب با جمهوري اسلامي بگذاريم، آنچنان عميق ومتنوع وگسترده است كه خود سردمداران رژيم هم براي رصدكردن دوستان حكومتي خودشان اقدام به تاسيس دهها خبرگزاري نموده تا مبادا ازآنچه كه در گستره حكومت خودشان ميگذرد غافل بمانند. با اين توضيح چند كلمه اي بايد دريافت و تصورنمود كه در درون حكومت چه خبراست و ما دركجا قرارداريم. درهمين جاست كه بايد دريافت دستيابي و بررسي حداقلي انبوه رخدادهائي كه ميتواند با توفيق و شكست، يا توقف و كماكان درجازدن اين اپوزيسيون هزار تكه و منجمد و كم تحمل و بي رمق و... ولو از زبان مطبوعات رژيم و كسب خبر از منابع و محافل داخلي مرتبط باشد داراي چه اهميتي است. از سوي ديگر ارزيابي شود كه اين جدال ملي و رهائي بخش مستحق و مستلزم چه الزامات وامكانات و ابزارهاي فراواني است كه فقط يك نگرش واقع بين وبا درايت ميتواند عمق چنين نيازي را تشخيص داده و بمدد آن بشتابند.

با اينكه زمان مثل برق وباد ميگذرد و مملكت درلبه خطراتي بالقوه وجدي قراردارد، هيچ معلوم نيست كه اين اپوزيسيون درب و داغان، وافراد و شخصيتهاي فعال و دخيل درآن در كجا ايستاده و چه ميكنند؟؟ اينطور كه مشاهده ميشود گويا بسياري از هموطنان ومبارزين برون مرزي كه نام اپوزيسيون هم برخود نهاده اند منتظر معجزه اي هستند كه بايد از راه برسد وآنها را با سلام وصلوات وبا خنچه و طبق، وهمچون سرداران جنگ نديده اما فاتح وارد مملكت نمايند وكليد فرمانروائي را تحويل شان بنمايند، والا اگرغيرازاين ميبود بايد فكري اساسي ميكردند و درمقابل دشمنان اين سرزمين كه همانا ملايان حاكم بر ايران هستند دست به يك صف آرائي يكپارچه و منسجم ميزدند ودر يك كلام واحد كه همانا آزادي اين سرزمين از چنگال اهريمنان لباده پوش ميباشد پيام واحدي را بمردم ميفرستادند ودرعمل هم دريك هم آوائي ملي راه وچاره اي پيدا ميكردند. اگر نميدانند بايد هنرهم آوائي مشترك برسريك موضوع واحد، يعني ((حفظ نظام)) را ازهمين ملايان عمامه دار و بدون عمامه بياموزند كه بنظر ميرسد چنين ديدگاهي در ميان سياسيون ومتمولين، خاصه سياسيون متمكن وهم وطنان برون مرزي انتظاري بعيد وعبث مينمايد.

يك نمونه ازهزاران نمونه اي كه بمثابه مشت نمونه خرواراست، همين جنب وجوش مهره هاي رژيم، وشكل گيري مثلثها وچند ضلعي ها ي سياسي در درون حاكميت است كه با تمامي توش وتوان مشغول شكلگيري و تبليغات گسترده شده اند. آيا اين اپوزيسيون از خود پرسيده است كه شكلگيري اين اشكال هندسي سياسي آنهم با رئوس شخصيتهاي بنا بگفته فاطمه رجبي رذيلت پيشه كه خود وهمسرش غلامحسين الهام نيز در جرگه فاسدان و رذيلت پيشه گان قرار دارند، براي چيست؟؟ اينها براي چه منظوري اين چنين پر تلاطم و پرجوش و خروش به تلاش و تقلا افتاه اند؟ با اينكه بسياري از اين عناصر درطي 29 سال گذشته درمكيدن خون مردم گوي سبقت از يكديگر ربوده و در جهاتي چشم يكديگر را ندارند، اما حالا كه ميبينند چاره اي جز سازش با يكديگر ندارند، پذيرفته اند كه در يك نقطه يعني حفظ نظام يكديگر را تحمل كنند و بزير يك سقف جمع شوند.

افرادي كه نام فرد فردشان با انقلاب اسلامي و شكلگيري وتداوم اين رژيم منحوس گره خورده و درنهايت هم هيچ تفاوت بنيادي وماهوي با يكديگر نداشته و ندارند. براستي چه تفاوتي است بين هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد. چه فرقي است بين محسني اژه اي با علي فلاحيان يا با وزير اطلاعات باصطلاح اصلاح طلب، علي يونسي و ... ؟ فردي چون سيد محمد خاتمي كه بزعم بسياري از روشنفكران و نويسندگان و روزنامه نگاران و ... متمايز از رفسنجاني يا خامنه اي يا كه و كه ارزيابي ميشود، در چيست؟ چرا اين وجه تمايز را بيان نميكنند؟؟ محمد خاتمي هشت سال و رفسنجاني نيز قبل از او بمدت هشت سال بر كرسي رياست جمهوري اين رژيم تكيه داشتند، كدام معجزه يا كدام خدمت و قدم قابل دفاعي از دوران زمامداري اين حضرات و كابينه هاي شانزده ساله شان رخ نمود كه بتوان در مقام حمايت و پشتيباني از آنها برخاست؟ آيا روشنفكران و سياسيون و روزنامه نگاراني كه امروز مشغول مرزبندي و طبقه بندي بين هاشمي رفسنجاني و خاتمي با محمود احمدي نژاد هستند فراموش كرده اند كه پديده شومي چون رانت خواري؛، ايجاد شكاف طبقاتي گسترده ، زايش و ترويج موج آقاها واقازاده ها، و مولتي ميليارد شدن صدها صادق محصولي و شهرداران سابق و وزيران و وكيلان و ياران برج ساز آنها درچه زماني متولد گرديدند؟

مبلغين اصلاحات توضيح بدهند كه شيخ مهدي كروبي كيست؟ مگر فراموش شده است كه اين مردك درهمان آغازين روزهاي شروع بكارمجلس ششم يا همان مجلس اصلاحات چه خيانتي را بر آرائ مردم وارد آورد؟ مگر فراموش كرده اند كه اين عنصر پليد با فرمانبري محض از حكم حكومتي رهبر معظمش چه خاك ذلتي را بر سرمجلس ونمايندگان آن ريخت، و چه دهان كجي بزرگي را بر مردم روا داشت؟ كجايند آنانيكه براي اصلاح طلبان يقه چاك ميدادند و سينه پاره ميكردند؟ متاسفانه امروز هم همانها باز قلم بدست گرفته و مشغول ترسيم و تبليغ مثلث و مربع و كثيراضلاع و چه وچه با محوريت همين فاسدان و رذيلت پيشگان شده اند.

چه شده است كه بازهم آقايان وخانمهاي داخل وخارج نشين طرفداراصلاحات واصلاح طلبان حكومتي دارند گروه و اركستر تشكيل ميدهند تا سمفوني ديگري از نوع سمفوني اصلاحات خاتمي و حجاريان و گنجي وعلوي تبار وربيعي و تاجيك و ... را بر صحنه بياورند؟ اپوزيسيون درمقابل اينهمه اقدامات فريبكارانه كه بي محابا و بدون وقفه در كليه عرصه ها از مطبوعات داخلي بگيريد تا رسانه هاي بين المللي ولوس آنجلسي چه ميكند؟ اصلا "اپوزيسيون كيست وچه تعريفي براي خود قائل است؟ اگر اپوزيسيوني هست، پس چرا به بيماري آسم گرفتارآمده و درمقابل اينهمه اقدامات اصحاب رژيم دست روي دست گذاشته اند وهيچ برنامه اي براي مقابله با اين بازيها ارائه نميكند؟؟ مگر پيش فرضها، نظريه پردازيها، و چندو چون بازي اصلاحات دردوم خرداد 76 را فراموش كرده اند؟؟ آن تراژدي هم بهمين سادگي شكل گرفت كه حالا دارد رقم ميخورد. گروهي روشنفكر و استاد دانشگاه و متفكر و محقق و مفسر دورهم جمع شدند ودست در دست هاشمي رفسنجاني و خاتمي و كروبي و غيرو آن كلاهبرداري تاريخي را به صحنه آوردند، كه تاوان آن همين وضعيتي است كه پيش روي ما قرار دارد. اگر بازهم غفلت بورزيم هيچ بعيد وغيرممكن نمي نمايد كه اين آمد وشدها واين ائتلاف هائي كه درحال شكل گرفتن هستند و در سطور پيشين بدان اشارت رفت كلاهبرداري ديگري را رقم بزنند.

اين روزها مطبوعات رژيم بهمراه بعضي سايتهاي خبري بين المللي و تارنماهاي چپ سنتي ومدرن، چپ توده اي و فدائي و چپ اسلامي و راستهائي از همين جنس كه همه جور متاعي بجز متاع وطن پرستي در بساط شان يافت ميشود، همراه و همگام با اصلاح طلبان واصولگرايان واعتماد ملي ومجموعه باران وغيرومشغول كوك كردن سازهاي خودشان هستند تا شايد از ميان سيمهاي زنگ زده وسازهاي شكسته شان صداي دلنشيني بيرون بياورند. گرچه كه دوران پوپوليسم اسلامي، از نوع آيت الهي وحجت الاسلامي واحمدي نژادي سرآمده و به سياستي نخ نما شده و منفور بدل گرديده، اما نبايد فراموش شود كه امروز مردم ايران، ملتي بستوه آمده و درحال انفجار و درعين حال هنوز احساسي است كه اگراين اپوزيسيون نتواند از چنين فرصتي بنحو مطلوب بهره برداري بنمايد، ممكن است كه هر حادثه و رويكردي سرنوشت اين ملت را رقم بزند.

آنانيكه با عنوان روشنفكر و نويسنده وچه وچه با سياست نان بنرخ روز خوردن وذلت زيرعلم وكتل هركسي كه پول داد بايد قلم زد وسينه چاك داد زندگي كرده وميكنند، حتي اگر شرايط اقتضا نمايد چون فرهنگ وثوق الدوله اي از قمه زدن قلمي هم هيچ اكراه وابائي ندارند، بازهم مشغول نوشتن و فريبكاري هستند تا شايد بتوانند اين رژيم چون ... درگل مانده را نجات دهند. درمقابل بايد ديد اپوزيسيون بظاهرعريض وطويل اين حكومت كه شامل دوبخش ميشود، كه بخش اعظم وسرگشته ودرمانده آن در داخل كشور بسرميبرد، و آه ندارد كه با ناله سودا كند، و بخش ديگرآن در آنسوي آبها واقيانوسها با حداكثر امكانات لميده وهيچ مراوده و تعامل مبارزاتي و ياريهائي كه لازمه اين مبارزه ميباشد درميان شان نيست، چگونه ميتوان انتظار داشت كه اپوزيسيوني با چنين ويژگي ومختصاتي دربرابر اين رژيم و لشكر از هر حيص مجهزش صف آرائي نمايد تا در مواقع مناسب و مقتضي چون اين روزها بگونه اي موثر و با برنامه و درعين حال سازماندهي شده بمقابله برخيزد؟؟ بايد گفت هيچ. ((هيچ بمفهوم حقيقي)) . واينكه چنين وضعيت ناهنجار و بلاتكليفي آذاردهنده اي تا چه زماني بايد تداوم يابد، سئواليست كه اپوزيسيون سرگشته و معطل مانده در داخل هنوز پاسخي براي آن پيدا نكرده، واپوزيسيون درهم وبرهم آنسوي آبها هم هيچ پاسخي بدان نداده است.

ايران – تهران
6/ تير/1386




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved