خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی | پيامک به سران رژيم










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

برای لغو عضويت از خبرنامه لطفا به آدرس زير ايميل بفرستيد
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد



آدينه، 15 تیر ماه 1386 برابر با 2007 Friday 06 July

در فاصله تصویر و واقعیت - الاهه بقراط

تنها یک راه وجود دارد که «اصلاح طلبان» و طرفدارانشان ادعای دمکراسی و حقوق بشر خود را به اثبات برسانند: برای تأیید صلاحیت نهضت آزادی و حزب ملت ایران و دیگر احزاب قانونی و نیمه قانونی در ایران فعالیت کنند. برای شرکت و تأیید صلاحیت حزب توده ایران، سازمان‌های فداییان، چپها و راست‌های دمکرات فعالیت کنند (حالا از مشروطه خواهان هم نام نمی‌بریم). از شرکت و تأیید صلاحیت حزب دمکرات کردستان و دیگر احزاب و سازمان‌های قومی دفاع کنند. مگر نمی‌گویند مدافع دمکراسی و حقوق بشر هستند؟ بسیار خوب، نخستین گام این است که از حق موجودیت و فعالیت دیگر احزاب سیاسی در ایران حمایت کنند.
*****

کیهان لندن/ 05 ژوییه 07
الاهه بقراط
www.alefbe.com

در فاصله تصویر و واقعیت

فکر می‌کنید اگر همین فردا مردم ایران اطمینان داشته باشند بدون هراس از پیگرد و دستگیری و هم چنین دست درازی باندهای مافیایی و اقتصادی رژیم می‌توانند نظرات خود را بیان کنند و به فعالیت‌های متنوع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و هم چنین فعالیت اقتصادی بپردازند، شاهد چه واقعیتی خواهیم بود؟ گمان می‌کنید آیا در چنان شرایطی کسانی که مثلا دیروز مردم را به انتخاب خاتمی و معین و و یا رفسنجانی و ناطق نوری و امروز نیز مردم را به اضافه یک نسل تازه نفس به «انتخاب» همان افراد و همان «محافظه کاران» و «اصلاح طلبان» موجود (در واقع باید گفت «همیشه موجود» چرا که از سی سال پیش خودشان هستند و خودشان!) تشویق می‌کنند، باز هم بر روی استدلال‌ها و تحلیل‌های کنونی خود اصرار خواهند ورزید؟ اگر قرار باشد تحلیل و استدلال نه بر واقعیت بلکه بر تصویری متکی باشد که یک جامعه بدان تظاهر می‌کند چگونه می‌توان به این تصویر رهنمود داد؟ و چگونه می‌توان بر روی این تصویر در شرایط متفاوت حساب باز کرد؟!

قاب‌بازی سیاسی
ایران وضعیت غم‌انگیزی دارد. نه تنها به دلیل گسترش فقر و بیکاری و اعتیاد و خشونت و یا اساسا ناهنجاری‌های اجتماعی و نابسامانی‌های اقتصادی و یا تحریم و خطر جنگ و انزوای بین‌المللی، بلکه به دلیل بسته بودن دست و پای یک نیروی پویا و جوان که با چنگ و دندان جای خود را در جهان امروز می‌جوید و آن را نمی‌یابد چرا که از هر سو با مانع روبرو می‌شود. دستی بزرگ با خشونت وی را پس می‌زند. سر جایش می‌نشاند و به او تحمیل می‌کند به آنچه خشنود باشد که به گذشته تعلق دارد.
در چنین شرایطی دولت احمدی نژاد همزمان با سهمیه‌بندی بنزین (که اهمیتی به اندازه نان شب دارد) در آمار و ارقام دست می‌برد و گزارش اقتصادی دروغین می‌دهد و محمدرضا خاتمی از رهبران «جبهه مشارکت اسلامی» و برادر «رییس جمهوری اصلاحات» استراتژی انتخاباتی جبهه مشارکت را «ائتلاف حداکثری و خواست‌های حداقلی» اعلام می‌کند. وی بدون آنکه سرکوب خشن جامعه را به روی خود بیاورد، یک بار دیگر با اعلام اینکه دین اسلام برنامه‌های اجتماعی برای زندگی مردم دارد و ضمن وفاداری به قانون اساسی نظام (که البته کسانی که انتظار دارند وی خلاف این بگوید و عمل کند توقع بیجا دارند) همچون برادرش خواهان مشارکت فعال در «انتخابات پرشور و البته آزاد» شد که قرار است اواخر امسال برگزار شود. آیا واقعا مشارکتی‌ها نمی‌دانند تا آن زمان شرایط داخلی و خارجی ایران بی تردید بحرانی‌تر از اینکه هست خواهد شد؟ و اگر می‌دانند، آیا نمی‌دانند در این صورت باید یک برنامه همه جانبه عملی داشته باشند تا بتوانند بر آن وضعیت غلبه کنند؟
اساسا این مردم به چه چیز آنها، چه اصلاح طلبان، چه اصولگرایان، چه آبادگران، چه کارگزاران و چه غیره باید رأی بدهند؟ از سوی دیگر، اگر قرار است این بار باز هم «اصلاح طلبان» با ورود به مجلس اسلامی مثلا «قانونگذار» شوند، از چه کسی «خواست‌های حداقلی» می‌خواهند؟! نکند معنای قوه مقننه را نمی‌دانند؟ آیا واقعا نمی‌دانند این آنها هستند که باید به «خواست‌ها»ی حداقلی یا حداکثری پاسخ دهند! حتی اگر این اشتباه یا ابهام را نادیده بگیریم، چگونه می‌خواهند با «خواست‌های حداقلی» به مشکلات «حداکثری» جامعه پاسخ مناسب دهند؟!
به هر حال این یک یا آن یک مانند تمام این سالها دوباره به مجلس اسلامی راه خواهند یافت. بعد چه؟ هر یک چه خواهد کرد که آن دیگری از پس آن بر نخواهد آمد؟! نه، آقایان شعبده بازی می‌کنند! درست مانند قاب‌بازها که چند نفر از خودشان هم با هیجان خود را وسط می‌اندازند که دیگران را تشویق به فریب خوردن کنند، با همکاری یکدیگر روی قدرت سیاسی چمباتمه زده‌اند و تردستی می‌کنند. قاب‌بازی سیاسی سالهاست کسب و کار آنانست. فریبکاری آنها را جانباز آن جنگی که آنان به طمع کربلا و قدس و صدور انقلاب اسلامی ادامه‌اش دادند در یک جمله خلاصه کرده است: من خر بودم!

فرض محال
تن دادن به شعبده‌بازی سیاسی و همکاری با قاب‌بازان جمهوری اسلامی اگر به قول آن جانباز مرزهای ایران «خریت» نباشد قطعا تمرین دمکراسی نیز نیست بلکه تحمل سرکوب و تطهیر و تلطیف آنست.همدستی با سرکوبگران است. توجیه سرکوب همه آن کسانیست که نه تنها به خشن‌ترین شکل ممکن از صحنه سیاست ایران به بیرون رانده شدند بلکه اساسا از زندگی سیاسی جامعه حذف گشتند. نه اینکه وجود نداشته باشند. وجود دارند و هنگامی که فاصله تصویر و واقعیت از میان برداشته شود، همه آنها که گمان می‌رفت از میانشان برداشته‌‌اند، با نیرویی به مراتب بیشتر از گذشته و در کنار تشکل‌های جدید به میدان خواهند آمد.
در عین حال حتی اگر اعتقاد «اپوزیسیون قانونی» به حکومت دینی و التزام آنها به قانون اساسی اسلامی را که جایی برای حاکمیت مردم در آن نیست، و آنها همین را شرط شرکت در «جبهه دمکراسی و حقوق بشر» خود قرار داده‌اند، و اگر هم چنین نظارت استصوابی و نقش شورای نگهبان را نادیده بگیریم (که البته فرضی محال است ولی می‌گویند فرض محال، محال نیست) در این صورت تنها یک راه وجود دارد تا «اصلاح طلبان» ادعای دمکراسی و حقوق بشر خود را به اثبات برسانند: برای تأیید صلاحیت نهضت آزادی و حزب ملت ایران و دیگر احزاب قانونی و نیمه قانونی در ایران فعالیت کنند. همان گونه که برای رد صلاحیت خود در رأی‌گیری مجلس اسلامی هفتم کردند، برایش تحصن کنند. بدون اینکه فرض محال را فراموش کنیم، برای شرکت و تأیید صلاحیت حزب توده ایران، سازمان‌های فداییان، چپها و راست‌های دمکرات فعالیت کنند (حالا از مشروطه خواهان هم نام نمی‌بریم). از شرکت و تأیید صلاحیت حزب دمکرات کردستان و دیگر احزاب و سازمان‌های قومی دفاع کنند. اعلامیه و بیانیه بدهند. تحصن کنند. مگر نمی‌گویند مدافع دمکراسی و حقوق بشر هستند؟ بسیار خوب، نخستین گام این است که از حق موجودیت و فعالیت دیگر احزاب سیاسی در ایران حمایت کنند. آیا منظورشان از دمکراسی و حقوق بشر همان آزادی و حقوق خودشان است؟ تمام جامعه و بشر به آنها محدود می‌شود؟ از کدام دمکراسی و حقوق بشر سخن می‌گویند هنگامی که جمع بی‌خطر و بی‌آزاری مانند نهضت آزادی که به هر ذلتی تن می‌دهد نمی‌تواند در «انتخابات پر شور و البته آزاد» آنها شرکت کند؟ یا اینکه دمکراسی و حقوق بشر یعنی اینکه همه از حقوق خود بگذرند و در یک تکرار خسته کننده هر بار خودیهای قبیله حاکم را به جاه و مقام برسانند (از مسئولیت که خبری نیست) و یا اینکه آنها وجود این همه گروه سیاسی را نادیده می‌گیرند که با وجود خطاهایی که مرتکب شده‌اند، یک سر و گردن از آنها بلندترند؟ (خوشبختانه تاریخ به آنها فرصت نداد تا خطاهای بزرگتری مرتکب شوند). آیا این احزاب وجود ندارند؟ یا دارند؟ اگر دارند و شما هم «جبهه دفاع از دمکراسی و حقوق بشر» تشکیل داده‌اید، از حقوق آنها، از موجودیت و حق فعالیت آنها دفاع کنید!
ولی نه می‌خواهید و نه می توانید! نظام و قانون اساسی‌تان به شما این اجازه را نمی‌دهد، حتی اگر همه آنها سخنی از براندازی و سرنگونی نگویند (که خیلی‌هاشان نمی‌گویند). حتی اگر آنها تمامی محدودیت‌های نظام شما را نادیده بگیرند و حتی اگر به ولایت فقیه نیز التزام بدهند (برخی از این احزاب که در تمام این سالها در رأی‌گیریها شرکت کردند، در واقع چیزی جز این نکرده‌اند!) حتی همان دوستان شما، که شیفته تئوری‌های بی سر و ته خویش برای فریب رهگذران میان جمعیت قاطی شده‌اند، نمی‌توانند از آزادی احزاب و سازمان‌های ممنوعه دفاع کنند. زیرا درک شما از دمکراسی و حقوق بشر درک محدود و کوچک جمهوری اسلامی است. یک درک بسته و «حداقلی» که هرگز نمی‌تواند «مشارکت حداکثری» را در ساختار سیاسی کشور تأمین کند.
با این همه، از حق نباید گذشت آن به اصطلاح اپوزیسیونی که با وجود اینکه غیرقانونیست هر بار حتی از خارج کشور «پرشور و فعال» در «انتخابات غیرآزاد» شرکت می‌کند (با اینکه جمهوری اسلامی از لندن و بروکسل و برلین و پاریس و واشنگتن و نیویورک و نیوجرسی نماینده‌ای در مجلس‌اش ندارد) از شما «اپوزیسیون قانونی» فلکزده‌تر است چرا که شما صادقانه به نظام خود خدمت می‌کنید ولی این «اپوزیسیون» به نظامی خدمت می‌کند که بیرحمانه سرکوبش کرده است. در واقع اینان بطور غیرقانونی از نظام شما دفاع می‌کنند! این تلخ‌ترین بخش آن واقعیتی است که تصویر دروغین مردم بر زمینه آن نقش می‌بندد. تصویری که همزمان با شکستن کمر سیاست ناتوان جمهوری اسلامی زیر فشار سنگین نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی سرانجام جای خود را به واقعیتی خواهد داد که گاه تنها یک بند انگشت با آن فاصله دارد.
27 ژوئن 07




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved