35 نفر از حدود صد نفر شرکت کننده همایش سوم الف. جیم. (اتحاد جمهوریخواهان) موظف شده اند «تدارک ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان ایران به منظور شرکت مستقل در انتخابات همزمان ریاست جمهوری و مجلس هشتم» جیم.الف (جمهوری اسلامی) را «بلافاصله» آغاز نمایند. اگر از برخی «نکات کوچک و بی اهمیت» بگذریم، معلوم نیست گروهی که در طول سه چهار سال از هفتصد نفر به صد نفر کاهش یافته است چگونه میخواهد محور ائتلاف قرار گیرد. با این همه باید پرسید این «ائتلاف» چقدر «بزرگ» است؟ آیا...
*****
کیهان لندن/ 12 ژوییه 07
الاهه بقراط
www.alefbe.com
www.elahe.de
دمکراسی چیست؟
حتما از خواندن این تیتر تعجب میکنید. مگر نه اینکه مدتهاست گویا همه میدانند دمکراسی چیست؟ ولی اصلا اینطور نیست. میپرسید به چه دلیل چنین ادعا میکنم؟ میگویم به این دلیل که وقتی سیدعلی خامنهای همزمان با سرکوب و بگیر و ببند و توقیف حتی روزنامههای مجاز، از گسترش دمکراسی در جمهوری اسلامی سخن میگوید و سید محمد خاتمی پسوند «دینی» به دمکراسی میافزاید و از راست و چپ خروار خروار کلام درباره ربط دادن مراسم رأیگیری جمهوری اسلامی به دمکراسی و قواعد آن حرام میشود، نمیتوان به نتیجه دیگری جز این رسید که دمکراسی هنوز در ایران آن تعریف رایج در جهان آزاد را ندارد. هر کس عقیده و سیاست مورد علاقه خود را عین دمکراسی میشمارد. مصلحت و منفعت نیز در این نوع تعریف از دمکراسی جای خود را دارد.
در خوشبینانهترین حالت، دمکراسی ایرانیان یا به انتخابات که حتی در آزادانهترین و سالمترین شرایط فقط یکی از ابزار تحقق دمکراسی است کاهش مییابد و یا با مراسم رأیگیری در جمهوری اسلامی که چند سال یکبار برگزار میگردد، عوضی گرفته میشود.
اگر در حالت نخست به دلیل شرایط آزاد و سالم بتوان این امکان را یافت که از برگزاری انتخابات فراتر رفت تا دیگر ابزار تحقق دمکراسی را به کار انداخت، در حالت دوم اما دست و دهان در داخل کشور بسته است. فقط به آنهایی اجازه داده میشود عمل کنند و حرف بزنند که به نوعی مستقیم یا نامستقیم برای شرکت در مراسم رأیگیری تبلیغ میکنند. البته گاهی هم زمامداران را تهدید میکنند اگر «آزاد» نباشد، در آن شرکت نمیکنند! ولی دیدید که! در تمام رأیگیریهای پیشین همین تهدید مضحک را تکرار کردند و دست از پا درازتر سر جای خود نشستند و به امید خرابکاری رقیبان و البته به بهای سرکوب مردم و تشدید نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی برای رأیگیری بعدی که قرار است روز 24 اسفند برگزار شود، به نقشه کشیدن پرداختند.
تا رسیدن زمان رأیگیری اما فرصت هست که علاقمندان به منطق و ریاضی سیاسی به این مسئله فکر کنند: اگر از دولت «اصلاحات» که مسئول و برگزار کننده مراسم رأیگیریهای پیشین بود، این مجلس هفتم و این رییس جمهوری بیرون بیاید، حساب کنید از دولت احمدی نژاد که مسئول و برگزار کننده مراسم رأیگیری بعدیست چه مجلس و دولتی در خواهد آمد؟ راهنمایی: پادگانی، نظامی، امنیتی، طالبانی، فاشیستی و عناوین مشابه صفاتی است که طرفداران «اصلاحات» به دولت کنونی دادهاند. فراموش نکنید که مصطفی پورمحمدی هم وزیر کشور (وزارتخانه مسئول برگزاری رأیگیری) است. برای کمک بیشتر جهت حل این مسئله در نسخه فارسی «ویکی پدیا» نام پورمحمدی را تایپ کنید و آنچه را زیر عنوان «اتهامات» وی آمده است بخوانید.
لاف دمکراسی
امروز بسیاری از کشورهای جهان بطور دمکراتیک اداره میشوند و در بقیه نیز لاف دمکراسی زده میشود. با این همه تنها پس از تجربه خونین نازیسم آلمان و فاشیسم ایتالیا و جنگ جهانی دوم و از میان رفتن پنجاه میلیون انسان بود که دمکراسی توانست با پذیرفتن یک اصل جای هرگونه سوء استفاده را بر قدرتطلبان ببندد: در دمکراسی برای افراد و احزاب ضد دمکراسی جایی وجود ندارد! نمی توان به کسانی که مخالف آزادی و دمکراسی هستند آزادی داد که با سوء استفاده از شرایط دمکراتیک یک بار برای همیشه به قدرت برسند تا دمار از روزگار دیگران در آورند.
از همین رو قانون اساسی تمامی جوامع آزاد و کشورهای دمکراتیک بر اساس مسئولیتی که در قبال حفظ و حمایت دمکراسی دارند، به شکلی این اصل را در خود جای دادهاند. بحث بر سر آزادی فعالیت نئونازیها، فاشیستها و اخیرا نیز گروههای اسلامیست بر اساس همین اصل صورت میگیرد. چرا که شرایط دمکراتیک به گونهای متناقض این امکان را به گروههای انحصارطلب و ضددمکراسی میدهد تا با استفاده از امکانات جوامع آزاد، رشد کرده و سپس علیه آن اقدام کنند. دور نگاهداشتن مخالفان دمکراسی از قدرت نه با حذف و سرکوب بلکه علاوه بر تدابیر حقوقی به ویژه در قانون اساسی، با روشنگری مداوم در افکار عمومی و هم چنین تلاش برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی انجام میشود تا زمینه برای تبلیغات عوامفریبانه گروههای افراطی به وجود نیاید.
و اما تا آنجا که به رأیگیریهای جمهوری اسلامی باز میگردد، باید گفت در نظام کنونی ایران سیاست از بار اصلی خود تهی شده و به یک سلسله سخنان پوچ و توخالی از سوی زمامداران و وعدههای دروغین از سوی رقبای قدرت سیاسی و اقتصادی و دم جنباندن از سوی برخی به اصطلاح مخالفان کاهش یافته است. برای درک عمق تحریف مفاهیم سیاسی که هم حکومت و هم بسیاری از مخالفانش تا گلو در آن فرو رفتهاند، کافیست به سخنان محمد خاتمی در دیدار با «اعضای شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس دانش آموزی» (13 تیر) توجه کنید که در حالیکه به تفاوت مبانی فلسفی اسلام و لیبرالیسم اشاره میکند (اینکه این مقایسه اساسا بی معناست و اصولا فلسفه سیاسی و لیبرالیسم چه ربطی به دین و اسلام دارد، بماند) چگونه لیبرالیسم را تحریف میکند. آیا میتوان اندکی دمکراسی در این تفکر یافت که تلاش میکند دین اقلیتی از مردم جهان را تنها راه نجات بشریت قلمداد کند که راه حل تمامی مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در آن نهفته است؟
گزاف جمهوریخواهی
بر اساس تجربه عملی و درک رایج جهانی از دمکراسی بود که هفته پیش نوشتم: «تن دادن به شعبدهبازی سیاسی و همکاری با قاببازان جمهوری اسلامی اگر به قول آن جانباز مرزهای ایران «خریت» نباشد، قطعا تمرین دمکراسی نیز نیست بلکه تحمل سرکوب و تطهیر و تلطیف آنست. همدستی با سرکوبگران است. توجیه سرکوب همه آن کسانیست که نه تنها به خشنترین شکل ممکن از صحنه سیاست ایران به بیرون رانده شدند بلکه اساسا از زندگی سیاسی جامعه حذف گشتند» و هنوز نمیدانستم برخی از این حذفشدگان پاشنه را ور کشیده و میروند تا یک بار دیگر به نام «جمهوریخواهی» به «دفاع غیرقانونی» از آنچه بپردازند که نه تنها جمهوری نیست، نه تنها دمکراسی نیست، بلکه تحریف و ابتدال بیسابقه هر دو است که نظیرش را تنها میتوان در مثلا سوریه دید که رییس جمهوریاش شاد و خندان در برابر دوربین ظاهر میشود تا در رفراندومی که تنها نامزدش خودش است، به بقای خود در مقام ریاست جمهوری «رأی» بدهد! آیا ابتذال «رأی» از این بیشتر ممکن است؟
اینگونه است که الف. جیم. (اتحاد جمهوریخواهان) خود را «به منظور شرکت مستقل در انتخابات همزمان ریاست جمهوری و مجلس هشتم» جیم. الف. (جمهوری اسلامی) آماده میکند (همزمانی این دو رأیگیری تا کنون رد شده است). الف. جیم. در گزارشی به تاریخ دوم ژوئن مینویسد: «همایش سوم هیئت سیاسی (شورای هماهنگی) منتخب را موظف میسازد که تدارک ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان ایران به منظور شرکت مستقل در انتخابات همزمان ریاست جمهوری و مجلس هشتم را بلافاصله آغاز نماید».
این «هیئت سیاسی» یا «شورای هماهنگی» یا هر چیز دیگر، که 35 نفر از مجموعا حدود صد نفر شرکت کننده در «سومین همایش جمهوریخواهان» هستند، یک معجون درهم جوش از سینهچاکان «اصلاح طلبان» و مخالفانِ موافق را که در سالهای گذشته بطور غیرقانونی به سرکوب کنندگان مردم ایران رأی دادهاند تا طرفداران سرنگونی جمهوری اسلامی که فقط در مبارزه با رژیم پیشین با آنها نقطه اشتراک دارند در بر میگیرد. بگذریم از برخی نکات «کوچک و بیاهمیت» که فقط برای کسانی که برخی از اینها را خوب و از نزدیک میشناسند، نسبت به اعتبار و خوشنامی الف.جیم. به شدت شک و تردید به وجود میآورد چه برسد به اینکه سنگ بزرگی مانند «تدارک ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان ایران» را هم برداشته باشند که معلوم نیست گروهی که در طول سه چهار سال از هفتصد نفر به صد نفر کاهش یافته است، و تک و توک میتوان افراد خوشنام یا کمی تا قسمتی خوشنام درمیانشان یافت، چگونه میخواهد محور ائتلاف قرار گیرد. با این همه باید پرسید این «ائتلاف» چقدر «بزرگ» است؟ آیا جمهوریخواهانی مانند «رهبر» یا اصولگرایان و کارگزاران، یا «ائتلاف گسترده اصلاح طلبان» برای «انتخابات» و یا گروههای متنوع چپ و راست و احزاب و سازمانهای قومی در این «ائتلاف بزرگ» جای میگیرند؟ «جمهوریخواهان دمکرات و لائیک» چطور؟ آن جمهوریخواهانی که معتقدند باید شکل نظام را به رأی مردم سپرد چی؟ یا اینکه همه اول باید با این صد نفر و «جناح» معینی از نظام «بیعت» کنند تا بعد به این «ائتلاف بزرگ» پذیرفته شوند؟ اگر بخشی از آن «شورای هماهنگی» موافق و بخشی مخالف شرکت در مراسم رأیگیری باشند، تکلیف «هماهنگی» و تدارک «ائتلاف بزرگ جمهوریخواهان ایران» که حتما بخشی از آنها موافق و بخشی مخالف همکاری با جمهوری اسلامی هستند، چه میشود؟
پاسخ این پرسشها هر چه باشد یک چیز روشن است: مفهوم دمکراسی زیر فشار اختلافات به شدت ایدئولوژیک، فرقهای، گروهی و شخصی که برای برخی حتی جنبه حیثیتی (بخوانید: ناموسی) پیدا کرده است، رنگ میبازد. بر این اساس در بازار مکاره سیاسی موجود نمیتوان به توافق رسید که دمکراسی چیست. از همین رو، شاید برهان خُلف شیوه بهتری باشد تا دست کم بتوان بر سر اینکه چه چیز دمکراسی نیست به توافق رسید!
03 ژوییه 2007