خــانه | شنيداری و ديداری | پيامهای خوانندگان | نظرسنجی | جوان | زنان | اقتصادی اجتماعی










دريافت خبرهای سايت با ايميل

لطفا آدرس ايميل خود را وارد کنيد

يا از ايميل خودتان به آدرس زير ايميل بفرستيد:
IranPressNews-subscribe@googlegroups.com

هر زمان که بخواهيد می توانيد عضويت خود را لغو کنيد:
IranPressNews-UNsubscribe@googlegroups.com

تازه ترين اخبار ما را در سايت يا وبلاگ خودتان بگذاريد


به علت برخی تغییرات برای چند ساعت امکان به روز کردن سایت نیست. با پوزش از خوانندگان

پنجشنبه، 21 تیر ماه 1386 برابر با 2007 Thursday 12 July

سنگسار تاکستان

بهزاد مهرانی

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی

گفتا شیخا ، هر آنچه گویی هستم
اما تو چنان که می نمایی هستی؟

"عاقلان ذوفنونی" * که خون تاک حرام می شمرند و خون کسان مباح و در میکده ها را گل گرفته اند تا دکان زهد ریایی شان گل کند،در تاکستان ، انسانی را در گل کردند و بر او سنگ زدند تا جان او را بستانند.سنگسار.

اینجا سخن از بزه و گناه نیست که " آن کس که گنه نکرد چون زیست؟بگو".سخن از کرامت انسان است.سخن از شیوه مجازات است.مجازاتی که دل هر انسانی را به درد می آورد،و من در شگفتم از آن قاضی القضاتی که ردای شوم مرگ بر تن می کند و بی درایت و انصاف ، بر سر و صورت یک انسان سنگ می اندازد تا او را از پا در آورد و در شگفتم از آنانی که این سنگدلی را به نظاره می ایستند،حتا اگر سنگی نمی پرانند.

آری دل هر انسانی به درد می آید.دل هر انسانی ، جز شیخان شهر که از بس لقمه شبهه خورده اند،رسم انسانی از یاد برده اند.

صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می خورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

تنها سخن از کالبدی نیست که در زیر خروارها سنگ له می شود،بلکه سخن از حرمت آدمی است که مدفون می شود.سخن از بکارت روح است که به آن تجاوز می شود.سخن از جان آدمی است.همین گوشت و پوست و استخوانی که برتر از هر عقیده ای است. برتر از هر عقیده ناکجا آبادی.والاتر و عزیزتر از عقایدی که می خواهند بهشت موعود را در زمین بسازند و ما را در جهنمی گدازان،سنگ باران می کنند.

سنگسار یک انسان فقط سنگسار یک فرد نیست.سنگسار انسانیت است.فراموش کردن آن است که یک انسان مجرم و یا گناهکار ،ابتدا یک انسان است و بعد گناهکار و هیچ انسانی را نسزد که او را سنگ زنیم تا جانش را بگیریم،حتا اگر آن انسان،قاضی سنگ فکر ­وسنگ دل و سنگ پرانی باشد که به باور خود صد هزاران فضل و کراکت نزد خداوند جبار و منتقم و شیر نر خونخواره ** خود دارد.

صد هزاران فضل داند از علوم
جان خود را می نداند آن ظلوم

داند او خاصیت هر جوهری
در بیان جوهر خود چون خری

آری او را نیز سنگ زدن سزاوار نیست.زیرا هر سنگساری،سنگسار "ولقد کرمنا بنی آدم" است.

او را نیز سنگ نمی زنیم،اما:

"کاش کی کاش کی کاش کی

داوری داوری داوری

درکار درکار درکار درکار..."

*مولانا در طعنه به فقیهان می گوید:
از پی این عاقلان ذو فنون / گفت ایزد در نبی لایعلمون

** در کف شیر نر خونخواره ای / غیر تسلیم و رضا کو چاره ای

بهزاد مهرانی
تیرماه ۱۳۸۶
www.behzadmehrani.blogfa.com




© copyright 2004 - 2008 IranPressNews.com All Rights Reserved