(( الف – بيقرار))
حاج شيخ علي اكبرهاشمي رفسنجاني هم همانند محمود احمدي نژاد رقيب بظاهرتشنه بخونش، بدليل نزديك شدن موعد انتخابات مجلس هشتم (( البته اگرتا آنموقع رژيم پابرجا باشد)) سفرهاي استاني وپوپوليستس را چاره كارتشخيص داده است. شيخ شياد كه بخوبي ميداند كليت نظام اسلامي، وبتبع آن خودش كمترين وجاهت ومقبوليت ومشروعيتي درنزد اكثريت مردم ايران ندارد، درتلاش وتقلاست تا بهمراه دوستان وياران درون حكومتي خود شايد بتواند بارديگروبهرطريق ممكن دستان خودرا بطناب قدرت برساند. شيخ ويارانش كه چاره كاررا درسفرهاي استاني وروستائي يافته اند، بهمين دليل درسفراخيرش به استان گيلان اولين گام را برداشت و درجمع جيره خواران رژيم كه تحت عنوان احزاب استان گيلان بدوراوحلقه زده بودند، لاطائلات تكراري ودروغين هميشگي را برزبان رانده كه جزء بجزء وكلمه به كلمه آن نه درخورنقد، كه درخوربدترين ناسزاهاست.
اينطوركه ازرويدادها واظهارنظرات قوم اصلاح طلب ودرمقابل ازواكنشهاي تند اصولگرايان خاصه احمدي نژادبرميايد، چنين بنظرميرسد كه مثلث هاشمي – كروبي – خاتمي كه محوريت وكانون جريان اصلاح طلبان حكومتي براي حضوردرانتخابات هشتم مجلس را هدف گرفته اند دريك برنامه ريزي واستراتژي صددرصد پوپوليستي مصمم هستند تا ازآنچه كه حاصل پديده وعارضه احمدي نژاد نام نهاده اند، نهايت بهره برداري را بنمايند. ازطرف ديگرهم نوچه هاشان چون مصطفي معين - غلامحسين كرباسچي - حسين مرعشي وديگران نيزمشغولند تا بابلند كردن علم وكتل حقوق بشرودمكراسي محوريت اين جريان را با تمام قدرت ياري نمايند. هدف اين مثلث وياران ريزودرشت آن براين مبنا قرارگرفته تا يك مجموعه رايزني هاي فشرده وهمه جانبه را شكل بدهند، وبا سودبردن ازامكانات مطبوعاتي كه دراختيارشان قراردارد ((كارگزاران – اعتماد ملي – شرق)) وبعضي نشريات ديگركه همواره منتظروزش بادميمانند تا خط وخطوط خودرا تعيين نمايند، با براه انداختن يك موج تبليغي وسيع (( اگررقيب مجالشان بدهد)) فريب ديگري را رقم زده ونمايش ديگري رابصحنه بياورند.
حسب رصدهائي كه ازمحافل پنهان وآشكاراصلاح طلبان صورت گرفته وخواهد گرفت، وآنچه كه از زبان مجموعه عناصراصلاح طلبان با عنوان تحليل واظهارنظردرمحافل دانشگاهي وسياسي مطرح ميشود وبخشي ارآنها خواسته وناخواسته بعرصه مطبوعات خودي وجناح مقابل كشيده ميشود، گويا يكي ازاستراتژيهاي بسيارمهم وكارساز، رويكرد اصلاح طلبان به سفرهاي استاني وشهرستاني تعيين گرديده كه روي آن سرمايه گذاري ويژه اي صورت گرفته وهزينه گزافي نيزبراي آن درنظرگرفته شده، وهمانطوريكه قبلا" اشاره شد صحنه گردان اين سفرها نيزعمدتا" بعهده شيخ اكبرهاشمي ميباشد.
آنطوركه ازعملكردچند ماهه گذشته وموضع گيريهاي دوجناح حاكميت استنباط ميشود: ظاهرا"سردمداران هردوجناح با توجه بامكانات وسازوكارهائي كه دراختيار دارند،قويا"درتلاش وتقلاي بي وقفه هستند تا اگرشده حتي يكنفرازعناصرجناح مقابل را جذب خودبنمايند. اينطوركه ازحمله وهجومها ودفاعيات طرفين برمي آيد اين تاكتيك درون حاكميتي بايد بهرصورت وباهرهزينه اي صورت بپذيرد، چراكه طرفين مخاصمه براين حقيقت وقوف دارند كه چون هيچكدام ازجناحين حاكميت شانسي براي خود ازطرف مردم متصورنمي بينند، لذا چون جنگ، جنگ درون حكومتي تمام عيارميباشد، نظريه پردازان دوجناح به اين نتيجه رسيده اند كه بايد روي ريزش نيروها يا فاصله گرفتن وجذب آنها بنفع خودشان كاربشود. درچنين وضعيتي است كه گروهي ازعناصراصولگرا كه اخيرا"با عنوان اصولگرايان خلاق ونوانديش راه خودازاصولگرايان سنتي را جدا كرده ودرمواردي نيزبه نقد اصولگرايان حاكم، درمجلس وقوه اجرائيه پرداخته اند، درعين حال براين واقعيت نيزوقوف دارند كه بايد براي چنين اقداماتي هزينه هائي را بپردازند، همانطوريكه ديدند قاليباف با همه محبوبيتي كه بظاهرنزد ولايت مطلقه داشت، درسال 84 فقط براثريك اشتباه كوچك وبكاربردن يك واژه كه جسم وجان هرملا ئي را بلرزه مي اندازد، كرسي پرطمطراق رياست جمهوري را بعنوان هزينه آن اشتباه محاسبه پرداخت نمود.
بهمين دليل وبنا به دلائل ديگري كه پرداختن به تمامي آنها ازحوصله اين نوشتار خارج وموجب اطاله كلام ميشود، حالا ديگرشكل كاروعملكردهريك ازجناحها كاملا"متفاوت شده وهريك ازجناحها با تعيين يك استراتژي كه ازنظرمحتوافريب مردم را هدف گرفته است وبلحاظ شكلي با يكديگر متفاوتند، به تناسب امكانات واهرمهائي كه دراختياردارند، تلاش دارند تا درطي مدتيكه بزمان انتخابات باقي مانده استراتژي خودشان را به پيش ببرند وتكميل نمايند.
جناح اصولگرا يا باند حاكم كه حمايت خامنه اي را درپشت خوداحساس ميكند، وچنين حمايتي نيزبصورت علني درسخنان اخيرولايت مطلقه فقيه كاملا"ملموس مينمود، وبه تبع آن نهاد قدرتمندي چون شوراي نگهبان نيزبعنوان نهادي مطيع امررهبركه حمايت خودازاين جناح را پنهان نمينمايد، نشانگراين واقعيت است كه درحال حاضراصولگرايان دست بالا راداشته وازهمين حالا نقشه حذف رقيبان را بهرشكلي كشيده اند، بنحويكه عباسعلي كدخدائي درمصاحبه با رسانه ها با قاطعيت اعلام داشته كه ملاك ارزشيابي وروش بررسي صلاحيتها همان روشي است كه درسنوات گذشته ودرزمان برگزاري مجلس هفتم صورت پذيرفت. اين اظهارنظرعباسعلي كدخدائي بعنوان سخنگوي شوراي نگهبان، ناظران ساسي درداخل را به اين نيتجه سوق داده است كه تائيد صلاحيتها درانتخابات پيش رو با توجه به رهنمود وسخناني كه خامنه اي درسخنراني اخيرش بيان نمود بسيارحادترازآن چيزي خواهد شد كه درانتخابات هفتم صورت پذيرفت، بدين معنا كه اين بارحتي افرادي مثل اكبراعلمي يا عرب سرخي وافرادي ازاين جنس نيز با ردصلاحيت وشايد پرونده سازي هائي مشابه موسويان مواجه گردند.
ازاينسومجموعه اصلاح طلبان كه ازهم اكنون شرايط تيره وتارآينده را بخوبي درك كرده وخودرا درمعرض تهاجمات جناح مقابل احساس ميكنند، با تمام توش وتوان دست بكارشده وبا گشودن چند جبهه درداخل وخارج پاتكهاي خودرا ازهم اكنون وازمنظرهاي مختلف خاصه مخاطب قراردادن مردم وتوجه بمطالبات آنها با طرح شعارهاي تند وانتقادي ازدولت احمدي نژاد وحتي باطرح اين موضوع كه چرا دركشوري كه روي نفت خوابيده بايد بنزين جيره بندي شود و... حركتهاي خودرا آغازكرده اند.
يكي ازخاكريزهائي كه اصلاح طلبان برروي آن حساب زيادي بازكرده اند، همان چند سايت اينترنتي ونشرياتي است كه دردوران اصلاحات شكل گرفتند. البته هنوزازيادها نرفته است كه بسياري ازآن مطبوعات درهمان زمانيكه آقايان اصلاح طلبان براريكه قدرت سواربودند وخط خود را خيلي زود ازمردم جدا كردند، يكشبه وبصورت فله اي تعطيل شدند وهرگز نيز اجازه نيافتند تا بارديگر حتي براي گردگيري هم كه شده كركره خود را بالا بزنند.
همين چندروز پيش يعني درهمان آخرين شماره هم ميهن كه توقيف گرديد، درصفحه 6 همان روزنامه اعلام گرديد كه محمد رضا خاتمي كه مديريت روزنامه مشاركت را بعهده داشت به جريمه نقدي محكوم وامتيازاين روزنامه مشاركت نيزلغوپروانه گرديد. اما با اين اوصا ف هنوزمعدودي ازنشريات نزديك به اصلاح طلبان بهردليلي كه گمانه زدن درموردآنها چندان مشكل نمي نمايد، اين بخت واقبال، يا اين فرصت رايافتند كه با تمامي تنگناها تاامروز بهرشكل ممكن اززيرتيغ خفقان رقيبان نه جان سالم، كه با هزارويك مشكل بتوانند تنفس نمايند، كه بعدازتجديد چاپ هم ميهن وبفاصله كوتاهي بعدازانتشارمجدد بابهانه اي مضحك به محاف توقيف گرفتارآمد كه آن اندك اميدواري هم بسيار كمرنگ گرديده، بنحويكه هرلحظه انتظارميرود كه مابقي نشريات نيزبا دلائلي مشابه بهمان سرنوشتي دچارآيند كه هم ميهن بدان گرفتارآمد.
اضافه برآن خبرگزاري ايلنا هم كه درزمان اصلاح طلبان تولديافته بود با يك توپ وتشرقاضي سعيد مرتضوي دربش تخته شد، وهيچ بعيد نمي نمايد كه مابقي ابزاركار اصلاح طلبان، چون روزنامه اعتماد ملي وشرق وتوسعه، وحتي اعتماد الياس حضرتي كه درابن الوقت بودن دست هرفرصت طلبي راازپشت مي بندد نيزتعطيل شود كه درچنين حالتي علي خواهد ماندوحوضي خالي ازآب با حريفي قدر قدرت وصاحب همه امكانات.
اضافه برتمامي اينها هيچ بعيد نمينمايد كه سايتهائي چون آفتاب وكارگزاران وادوارتحكيم، وحتي خبرگزاري ايسنا هم به محاق توقيف درآيد تا اينكه اصولگرايان وملايان دست راستي، ازاين طريق همپالگي هاي ديروزين خودراچنان درمنگنه قراردهند كه بناچارمجبوربشوند تا بهرسازي كه حريف مينوازند برقصند.
شايد برهمين اساس است كه يدالله اسلامي ديبركل مجمع نمايندگان ادوارمجلس درگفتگوبا خبرنگاران گفته است: درجامعه اي كه احزاب وگروههاي سياسي دراستفاده ازامكانات رسانه اي با محدوديتهاي زيادي مواجه هستند، بهترين راه ارتباط بامردم، گفتگوهاي رو در رو وبرگزاري نشستها وجلسات گوناگون است. اسلامي ادامه ميدهد: اين ارتباط گيري بامردم براساس تفسيرايشان بمثابه تقويت نيروي انساني وبنا به تعبيرمخالفين رژيم همان پوپوليسم وسياهي لشكربراي پيروزي درانتخابات است كه فضاي سياسي كشور رابرله يا عليه يك جناح سياسي يا هراقدام ديگري حاكم ميسازد. باچنين انديشه وپيش بيني هائي است كه يدالله اسلامي بعنوان يك ازسرشاخه هاي مجموعه اصلاح طلبان همصدا با بسياري ديگرازياران خوددرجبهه اصلاحات ميگويد: باتوجه باينكه برخي احزاب بامشكلات وموانع فراوان مواجه ميباشند، ضرورت دارد كه براي افزايش آگاهي مردم روشهاي ديگري چون بحثهاي عمومي ومردمي را مبناي ساماندهي اقدامات وانديشه هاي روشنگرانه وآگاه سازي وانتقال تجربيات خودقراردهيم، و بايد تلاش كنيم كه درانتقال داده ها وتجربيات ازروشهاي رودررو با مردم درشهرها وروستاهاي مختلف دراقصي نقاط كشورسودببريم وموجبات بهبود روابط وانتقال ديدگاهها راازاين طريق موردتوجه قراربدهيم. يا درجاي ديگراززبان كاظم انبارلوئي رئيس مركز سياسي موتلفه اسلامي درمورد ائتلاف بزرگ دوجناح چنين ميخوانيم: طبق شواهد وقرائن شرايط وآمادگي لازم براي دستيابي بيك ائتلاف بزرگ دردوجناح اصلاح طلبان واصولگرايان وجود دارد، كه اين همگرائي يا همصدائي براي حفظ نظام بعهده دوگروه يازده نفره ازسوي اصولگرايان ويك گروه 21نفره ازسوي اصلاح طلبان سپرده خواهد شد تا درتعامل ورايزني با يكديگرراهكارهاي لازم براي رسيدن به ائتلاف بگفته حكومتيان ملي ويكپارچه رامورد بررسي قراردهند.
انبارلوئي درگفتگوبا ايسنا اذعان نموده است كه گروه 21نفره مرجع تصميم گيري براي فعاليتهاي انتخاباتي اصلاح طلبان خواهد بود كه تكليف همگرائي دراردوگاه آنان با محوريت سيد محمدخاتمي را مشخص خواهد نمود. درهمين راستا سيد مصطفي تاج زاده ازاعضاي ارشد مجاهدين انقلاب اسلامي وعضوشوراي مركزي جبهه مشاركت با عنوان ((مثلث اصلاحات))، درگفتگوبا ايلنا مورخه 12/4/86 اظهارداشته: ما اصلاح طلبان با وجود سيدمحمدخاتمي مشروعيت مردمي خودرا كسب شده ميدانيم، وادامه ميدهد: با پيوستن مهدي كروبي انسجام اصلاح طلبان كاملتر، وبا حمايت هاشمي رفسنجاني، هم ميتوانيم انتخابات سالم وعادلا نه را تجربه نمائيم، وهم پيش بيني ميكنيم كه فضاي انتخابات بنفع اصلاح طلبان باشد.
اين نظريه پردازاصلاح طلب معتقد است كه اصلاح طلبان با محوريت خاتمي بميدان مبارزات خواهند آمد وتا امروزهم همسوئي وهمگرائي خوبي داشته اند، اومعتقد واميدواراست كه با حضورهاشمي رفسنجاني درعرصه وتلاشي كه ميكند وخواهد نمود، سلامت انتخابات تضمين شود. گويا آقاي تاج زاده وديگران انتخابات تيرماه84 را فراموش كرده، ويادشان رفته همين آقائي كه قراراست ازسلامت انتخابات حمايت كند، بعدازشكست مفتضحانه ازمحمود احمدي نژاد، درانتخابات گذشته باآنهمه تقلاباتي كه درآن رخ داد چه گفت؟؟؟
اينروزها مطبوعات دوجناح بميداني براي قدرت نمائي جناحين حكومتي بدل گرديده وسرشاراست ازضدونقيص گوئيها وحملات وهتاكي واتهام زني. كاربه آنجارسيده است كه روزنامه كارگزاران شماره324با چاپ عكس بزرگي ازمحمدهاشمي رفسنجاني بعنوان دبيركميته سياسي حزب كارگزاران، تيتراولش رابگفته برادر شيخ اكبر، خطاب به بزرگان نظام اختصاص داده ونوشته است: جلوتخريب شخصيتها كه مرادش تخريب برادرش ميباشد رابگيريد. ودرصفحه اول شرق شماره877تيتراول هراس اصولگرايان ازمثلث اصلاحات بچشم مييايد. درمردم سالاري شماره 1544تيتراول ائتلاف حداكثري اصلاح طلبان براي تقويت نظام درج شده است و...!!
اما ازآنچه كه بدان اشارت رفت بگذريم كه بنظرنگارنده بعنوان نيازاوليه يا شايد بن مايه اين نوشتارلازم مينمود تا به نمونه اي ازخرواراشاره شود، موضوع مهمتردراين بازي كه شايد بتوان بنا بدلائلي اسم آنرا بازي حكومتي ناميد، وبادرنظرگرفتن بعضي اظهارنظرها ي دوپهلو، منجمله اظهارنظرانبارلوئي، ميتوان آنرا سناريوي نوشته شده قلمداد نمود كه جناحين حاكميت با نزديك شدن بزمان نمايش انتخابات، باعلم واطلاع ازآنچه كه درجريان ميباشد، هريك بسهم خود مشغول ايفاي نقش ميباشند، وآنچه كه بعنوان سئوال يا كنشگري سياسي مطرح ميشود اينكه: ملت ايران دراين نمايشهاي مضحك وتكراري چه نقشي دارند، وچه نقشي ميتوانند داشته باشند وازنظرحاكميت جاي مردم دراين بازيها كجاست؟؟ وديگراينكه شخصيتهاي اپوزيسيون ورسانه هاي ايراني برون مرزي درمقابله با تاكتيكهاي اين رژيم فاسد وضدايراني تا چه حد نسبت به مسائل داخلي ورويكردي كه ميتوانند درپيوند با اين بازيها داشته باشند، پيگيررخدادها بوده وچه برنامه واستراتژي اي براي بهره گيري ازاين بازيها ومنازعات ساختگي يا جدي دردست دارند؟؟
اگرنظرات يدالله اسلامي – كاظم انبارلوئي – مصطفي تاج زاده ومحمد هاشمي رفسنجاني ومجموعه اتفاقاتي كه درهمين نوشتاربدان اشارت رفت رامدنظرقرار بدهيم، صرفنظرازآنچه كه رژيم جمهوري اسلامي درعرصه جهاني باآن مواجه است، بدون ترديد هرايراني انديشمند ودلسوزي بلافاصله به اين نتيجه دست مييابد كه مجموعه عناصراين رژيم برخلاف تمامي اختلافات ومناقشاتي كه بين آنها جاري وساريست، مجموعا"برسريك نقطه اساسي واصولي ومشترك، كه همانا بقاي رژيم ميباشد درهرشرايطي حاضربه سازش بوده، وتجربه سه دهه گذشته نشان داده است كه درصورت احساس خطرجدي كه دراين لحظات همه كارگزاران رژيم بروزآنرا با گوشت وپوست واستخوان لمس مينمايند، هريك ازعناصردرون حاكميت درهرپايگاه وجايگاهي ولوبرخلاف ميل باطني وسلايق شخصي ونه ايدولوژيكي، وهمينطوربراي حفظ منافعي كه دربستراين حاكميت ضدايراني دارند نهايتا"تن بهرسازشي خواهند داد كه نمونه هاي آن درطي ساليان گذشته بكرات ديده شده است. شايد بهمين دليل است كه هريك ازجناحين رژيم باعلم كردن گروه شيخوخيت ومرجعيت برآن شده اند تاشايد بتوانند بانوعي سازش وسهم خواهي وسهم دهي اين رژيم فاقد مشروعيت وضدبشري را بهرشكل ممكن ازبا تلاق وچالشهائي كه گريبان آنرا گرفته برهانند.
يكي ازنكات جالب توجه، يا شايد بهتراست بگوئيم يكي ازمهمترين نكات مهم درمناقشات رژيم بحث شكلگيري مثلث هاشمي – خاتمي – كروبي است كه بسياري ازباصطلاح ميانه روها يا همان اصلاح طلبان حكومتي بدان چنگ انداخته وهريك ازعناصريا تشكلهاي وابسته به اين مثلث درتلاشند تا اين بادكنك هاي پنچررا با هزاردوز وكلك ترميم كرده وبادكنند وچنين وانمود كنند كه با كمك چندبادكنك سوراخ شده هم ميتوان بالوني را بهوا فرستاد. جالبتراينكه مجموعه عنا صراين مثلث شيطاني ودزد وبي كفايت، مخصوصا"دوراس ديگريعني خاتمي وكروبي هم پذيرفته اند كه هاشمي رفسنجاني قادراست تا با رقيبان قدرقدرت خود دربيفتد، ونتايج بازي را بنفع مثلث موردبحث تغييربدهد. بهمين دليل است كه اينروزها اكثريت قريب باتفاق آنها خيلي بيشترازهميشه بربوق رفسنجاني ميدمند وبرطبل توخالي او ميكوبند، بنحويكه شيخ رياكارهم دچارخوش باوري شده وحرفهاي گنده گنده برزبان ميراند. يكي ازآن گنده گوئيها سخناني است كه درسفرهفته قبل به استان گيلان بيان كرده، وتيتراول روزنامه كارگزاران شماره 337مورخه19تير/86 قرارگرفت.
(( نگراني هاشمي رفسنجاني ازتشديد اختلافات است))
فراخوان اتحاد ملي براي برگزاري انتخابات سالم!!!!!
1 - كمك كنيد، كشورازنگرانيها عبوركند 2 – اگراختلافات تشديد شود، مهارناپذير خواهد شد 3 – مراقب باشيم كه كشور تعادل خودرا حفظ كند 4 – به برگزاري انتخابات سالم كمك ميكنم.
اينها شعارها يا شاخصه هاي خبري بود كه اززبان آقاي رفسنجاني جاري گرديده وبعنوان تيتراصلي برصفحه اول روزنامه كارگزاران شماره مورد اشاره نقش بسته بود.
درمشروح خبربنقل ازايسنا آمده است : رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام درجمع احزاب سياسي استان گيلان كه خيلي مضحك مينمايد، افاضه فرموده ووعده داده اند كه اگرتمام جريانهاي وفادار به انقلاب با همه امكانات وارد ميدان انتخابات بشوند تا انتخابات خوبي برگزارشود، من نيزكمك خواهم نمود تا انتخابات سالمي داشته باشيم. آيا اين گفته هاشمي مسخره وطنزنيست؟؟ همانطوريكه قبلا"اشاره كردم گويا ايشان جداي ازجنون دزدي وخيانت وجنايت وثروت اندوزي، دچاربيماري آلزايمرهم شده است، وفراموش نموده است كه درانتخابات رياست جمهوري نهم كه آنهمه بدكرداري وخباثت راازياران حكومتي خودكه معتقد بودحقوقش را ضايع كردند، ديد. خفقان گرفت ودم برنياورد، ازترس اينكه مباد پرونده كثافت كاريهاي خودوفرزندانش ازپرده برون افتد گرچه كه فقط خواجه حافظ شيرازي سات كه ازدزديها وكثافت كاريهاي اين خاندان بي اطلاع مانده باشد. چون ميدانست كه هنوزخطري جدي حكومت فاسد اسلامي را تهديد نميكند وياران اروپائي چون شيراك فرانسوي وجك استروانگليسي وصدراعظم پيشين آلمان وغيروهنوزفرصتي براي لاسيدن با رژيم دارند، دست ازهمه عدالت خواهي ها شست، واعلام نمود كه شكايتم را به پيشگاه خداوند خواهم برد. اما حالا كه ميبيند رژيم درسرازيري سقوط قرارگرفته ومردم براي نابودي ومتلاشي شدنش لحظه شماري ميكنند، آمده است ودم ازسالم بودن انتخابات وحمايت ازسلامت انتخاب ميكند. آيا اين گفتاررا نميتوان عوامفريبي وحقه بازي وكلاشي تعريف وترجمه نمود، وهمه آنچه را كه مردم را سرگرم نموده يك نمايش تلقي كرد؟؟؟ مهمتراينكه بازهم مردم ايران را رهاكرده وميگويد: اگرجريانهاي وفاداربه انقلاب بميدان بيايند، چنين وچنان خواهد كرد. مردك بحدي بي شرم است كه حتي دراين شرايط هم مردم را بحساب نميياورد!! عجبا به اين بي شرمي وپليدي.
ميگويد: مراقب باشيم كه كشور تعادل خودرا حفظ كند. مفهوم اين گفتارچيست؟ آيا بجزآنست كه دوجناح حاكم به نسبت موقعيت وظرفيتهاي شان درتلاش هستند تا دريك موازنه سهم خواهي به سهم مطلوب دست يابند وتعادل را برقرار نمايند؟؟ هرچه با خودانديشيدم تا براي اين گفته مفهومي بجزسازش وسهم خواهي بيابم، عقلم بجائي نرسيد ونتوانستم براي عبارت تعادل ترجماني جزسازش وسهم خواهي پيدا كنم.
شيخ شيطان صفت درفرازي ازسخنان خود درميان مزدوران وجيره خواران رژيم ميگويد: درشرايط كنوني تنها راهكارمناسب انتخابات است، وخطاب به پامنبري ها ميگويد: نگرانيهاي شما را درك ميكنم ودرآن سهيمم، ولي ملاحظاتي نيز وجود دارد. كدام ملاحظات است كه بيان آن مشكل مينمايد؟؟ آيا ملاحظات موردنظرشيخ بجزآنست كه براثرآلودگيهاي بي حدوحصربايد درمقابل مردم ورقباي خودسكوت نمايد وبه اندك سهمي كه براي خود وياران بدترازخودش درنظرگرفته شده اكتفا نمايد؟؟؟ ميفرمايند اگراختلافات تشديد شود، مهارناپذيرخواهد شد. اختلافات موجوددرميان شما ورقباي سياسي درون حاكميتي، اختلاف برسرتقسيم ثروتهاي ملي ودامنه قدرت است. اما اختلافات شما با مردم بستوه آمده ايران تحت هيچ شرايطي فروكش نخواهد كرد، وتازمانيكه مردم جنازه آلوده تك تك شما وجسد درهم شكسته وبوي ناك حكومتتان را به گورستان تاريخ نسپارد، اختلافات بين مردم وشم وحكومتتان برطرف نخواهدشد.
ميگويد كمك كنيد تا كشور ازنگراني عبوركند. چه كسي بايد كمك كند تا كشورازبحران عبوركند؟؟ بايدازشيخ مكارو ديگرسردمداران اين نظام تا بن دندان بيماروفاسد پرسيد كه باكدام پشتوانه ومشروعيت چنين درخواستي را مطرح ميكند؟؟ خوداين جانوربهترازهركسي ميداند كه اگرنخواهيم بگوئيم 98درصد، ولي ميتوانيم ادعا كنيم كه بيش از90درمردم ايران در داخل كشورچشم ديدن اين رژيم را ندارند. براستي مرادشيخ ازكمك، چه كساني را شامل ميشود؟؟ درثاني چگونه متصوراست رژيمي كه ازهمان روزنخستين ظهورش بابحران وبحران آفريني زندگي كرده، ميتواند ازبحران عبورنمايد. حالا ديگردنيا هم به اين واقعيت وقوف يافته است كه رژيم جمهوري اسلامي بعنوان حكومتي بحران سازوچالش آفرين حتي براي يك روزهم قادرنيست تا بدون بحران بحيات ننگين خود ادامه دهد.
حال بعدازاينهمه گفتن ونوشتن، بايد ديد كه اين تلاش وتقلاها براي چيست وچه چيزي عايد ملت ايران خواهد شد؟ پاسخ اين سئوال روشن، واظهرومن الشمس است. هيچ ، هيچ ، هيچ.
تا آنجا كه تجربه 29 ساله نشان ميدهد،آنچه كه درشرف تكوين واجراست را ميتوان نوعي تقسيم كارحكومتي تعبيرنمود كه درگستره حاكميت رژيم اسلامي داراي سابقه بوده وميتوان آنراحاصل كاراطاقهاي فكرومراكزاستراتژيكي اين نظام برشمرد كه لزوما" وظيفه بقاي رژيم و تضمين حيات نظام را بعهده دارد. تقسيم كاريست كه درآن نقش هريك ازجناحين رژيم ترسيم گرديده وهنرپيشگان وسياست بازان بايدآنرا مو بمو به اجرا بگذارند. دراين ميان ملت ايران است كه بايد با پند ازگذشته وبا چشماني باز رويدادها را بادقت دنبال كند ودريابد كه هاشمي وخاتمي وكروبي همانقدربراي بقاي رژيم نگران ومضطربند كه خامنه اي و احمدي نژاد وغيرو. ملت ايران بايد دريك رويكرد كاملا"خردمندانه وبازنگري منطقي گذشته نه چندان دور، يعني دوران اصلاح طلبان وآنچه كه موجبات ظهورچنان پديده اي را فراهم آورد تاهشت سال برحيات اين حاكميت بيافزود رابيادبياورند.
پديده اصلاحات وظهورشيادي چون محمد خاتمي ودارودسته اوحاصل فضاي رعب انگيز وفساد دامنه داري بود كه دولت هاشمي رفسنجاني درشكلگيري وزايش آن نقشي انكارناپذير داشت. دقيقا"درشرايطي كه كليت نظام درمعرض تلاش وفروپاشي قرارگرفته بود، جنگ وجدالي مشابه همين بازيهائي كه حالا جريان دارد شكل گرفت كه دريك تقسيم كارحساب شده اكبرگنجي نقش خودش را ايفا كرد. حجاريان وجلائي پور وپورنجاتي وعلوي تبار ومهاجراني وربيعي وكه و كه،، نقش خودشان ايفا نمودند. نتيجه آن شد كه 70ميليون ايراني فريب آن بازيها وتقسيم كارها را خوردند كه هنوزهم دارند هزينه آن فريب بزرگ راميپردازند. حالا هم دولت احمدي نژاد است كه دارد نقش دولت هاشمي دردهه هفتاد را ايفا ميكند وتقسيم كارها نيزبشكل ديگري با همان عناصرومهره ها ئي كه درآنزمان برنده شدند وحالا شكست خورده و رانده شكل گرفته ودرحال اجراست.
تقسيم كار وتبليغات وسيع وحساب شده اي كه مركز ثقل آن بازهم دردست اصلاح طلبان قرارگرفته است. دراين تقسيم وظايف واستراتژي پيش رو سفرهاي بين المللي بعهده بنياد باران يا همان موسسه گفتگوي تمدنها قرارگرفته كه مسئوليت مستقيم آن بعهده محمد خاتمي وياران دروني وبيروني او قرار گرفته، وهرگاه كه صحبت ازمهدي كروبي بميان مي آيد، بلافاصله چند نهاد مذهبي ازقبيل جامعه روحانيت مبارز، بخشي ازمجمع روحانيون مبارزوعناصري از شخصيتهاي حوزه ودانشگاه، باضافه حزب اعتماد ملي وآبادگران واعتدال وتوسعه وچه وچه در كنارشيخ مهدي كروبي مطرح ميشوند كه هريك بتناسب موقعيت ونفوذشان بعنوان شاخه هاي فرعي درحوزه اي كه بعهده كروبي گذاشته شده عمل مينمايند، كه يك بخش عمده ازمسئوليت آنها ايجاد ارتباط نزديك وبلا وقفه با دانشجويان وكارگران ومعلمان وديگر لايه هاي صنفي است كه در وضعيت كنوني ازحاكميت روي برتافته ومواضع راديكال اتخاذ نموده اند.
بخش مهم ديگردراين تقسيم بندي بحث يارگيري وقرارومداربرون مرزي، ولابي كردن واقداماتيست كه درراستاي اين استراتژي بايد درخارج صورت بپذيرد. دنبال كردن اين بخش حساس ازاستراتژي اصلاح طلبان همانطوريكه اشاره شد بعهده سيد محمد خاتمي است كه بنا بدلائل روشن نيازي به توضيح ندارد، تا با همراهي وهمگامي مجموعه اي ازعناصرشناخته شده، وهمينطوروطن فروشان پنهان ونيمه پنهان برون مرزي كه درحوزه هاي مختلف ازرسانه ها بگيريم تا دانشگاهها ومحافل سياسي برون مرزي وبنيادها دستي درآتش دارند، موظفند تا بعنوان بازوهاي خاتمي عمل نمايند، كه ازهم اكنون وخيلي پيشترازاين پيگيراهداف اين تقسيم بندي بوده كه بااندكي دقت ميتوان آثارآنرا دربسياري از مصاحبه ها واظهارنظرها ومقالات آنها درسابتها ورسانه هاي بين المللي جستجو نمود.
چيزي كه درحال حاضرموجبات نگراني بسياري ازناظرين سياسي برون ازحاكميت وتكدرخاطرمبارزين وفعالين سياسي دردرون كشوررا فراهم نموده، اينست كه مبادا مردم خسته وبستوه آمده، بدليل شرايط خردكننده اقتصادي كه هم اكنون گريبان ملت را گرفته و روزبروزهم تشديد ميشود، تحت تاثيرشعارها و وعده و وعيد هاي بكلي بي پايه واساسي اين مزدوران قراربگيرند كه دراين روزها ازسوي شيخ علي اكبررفسنجاني وكروبي وخاتمي ونوچه هاي اصلاح طلب آنها مطرح ميشود.
دليل طرح اين موضوع بدين خاطراست كه چند روزيست اصحاب ريزودرشت اصلاح طلب باشناخت عميقي كه ازآلام ورنج مردم دارند، وبراساس ارزيابي هاي دقيق ازآنچه كه برمردم ميگذرد، وهمينطور مطا لعات همه جانبه اي كه انجام داده وميدهند، با درك ودستيابي اين حقيقت كه چه موضوعاتي ميتواند موجبات تهييج فكري مردم را فراهم نمايد، وقراردادن هرآنچه كه قابل بهره برداريست دردستورهم تلاش ميكنندكه اگربتوانند خشم مردم را كنترل وفروبنشانند، وهم بزعم خودشان افق روشني را براي مردم ترسيم نمايند تا زمينه لازم براي جلب نظرمردمان درمانده وتهيدست بطرف خودرا مهيا نمايند. آنچه كه اينروزها بعنوان سيبل انتخاب كرده وآنراهدف گرفته اند، موضوع مهمي چون بنزين است كه درحال حاضر بموضوع روزبدل شده، وميتوان اذعان نمود كه بدليل فقرگسترده وبيكاري مزمني كه پيكرجامعه را فراگرفته، متاسفانه فضائي فراهم آمده است كه اصلاح طلبان دارند ازآن بنحومطلوب درجهت اهداف واستراتژي خود عاليترين بهره را ازاين معضل مينمايند. مدام درحا ل دميدن براين بوق هستند كه چرابايداين نيازاساسي مردم جيره بندي شود، با اينكه اكثريت قريب باتفاق مردم ودركنارآنها ناظرين وكارشناسان ومبارزين وفعالين سياسي ميدانند مثلت كروبي – خاتمي – رفسنجاني، علل الخصوص هاشمي رفسنجاني ازعاملين ومتهمين اصلي دربروزچنين مصيبتي هستند، اما نبايد فراموش شود كه درشرايط كنوني كه بحق ميتوان آنرا يكي ازسياه ترين واسفبارترين دوران اقتصادي ومعيشتي كشورحداقل در30سال گذشته قلمداد نمود، شايد فرصتي دست نميدهد كه يك اكثريت بزرگ ازملت ايران كه مشغول دست وپنجه نرم كردن با گرسنگي ودرماندگي تمام عياربسرميبرند، فرصت اينرا بيابند كه به اساس وعاملين اين مصيبت وهزاران درد بي درمان ديگربيانديشند.
مضاف براين آنكه: درچنين اوضاع واحوالي مردم با تمامي مشكلات وعصبيتي كه ازاين رژيم دارند، شاهد آن نيزميباشند كه جامعه جهاني وكشورهاي اروپائي وآمريكا هم باعلم واطلاع ازاينكه اين رژيم دارد چه برسراين ملت مياورد، كماكان مشغول لاسيدن وفرصت دادن ومجال به اين رژيم هستند تا تسمه ازگرده اين ملت خسته وبي پشت وپناه بكشد.
درمقابل شاهد اين واقعيت تلخ وجانكاه هستيم كه عوامل وعناصراين رژيم منفورضمن استقبال ازاينگونه لاسيدنها وموش وگربه بازيها مشغول پيشبرد اهداف واقدامات خودبوده وضمن انتقادات شديد ونمايشي ازاجراي طرح جيره بندي بنزين، مدام مشغول فريب مردم بوده واينگونه مطرح مينمايند كه اگريك ائتلاف ملي صورت بگيرد كه منجربه پيروزي اصلاح طلبان گردد، مردم ميتوانند اميدوارباشند كه شرايط كنوني دگرگون، وتلاش خواهدشد كه توزيع بنزين بصورت گذشته صورت بپذيرد.
درآنسو نيز بازيگران وصحنه گردانان اردوگاه اصولگرايان ودرراس آنها محمود احمدي نژاد نيز در واكنش به چنين انتقاداتي كه بخوبي ميداند نه ازباب حمابت ازمردم، بلكه با چه نيات واهدافي مطرح ميشود باصراحت اعلام ميدارد كه بازگشت بوضعيت قبلي تحت هيچ شرايطي ميسرنخواهدبود. چراكه اووهمراهان تشكيلاتي اش به ابن واقعيت وقوف دارد كه طرح موضوعات انتقادي ازسوي افراد وگروههائي كه درشكل گيري وظهوراين ناهنجاري ملي واقتصادي نقش غيرقابل انكاري دارند ازچه روست وعقبه اينگونه اقدامات با چه اهدافي صورت ميپذيرد. آنگونه كه درسطح جامعه وحسب زمزمه هائي كه ازپنجره كانون اصولگرايان به بيرون درز كرده وبعنوان شايعه زبان بزبان ميچرخد، اصولگرايان هم بيكارننشسته وآنها نيزدرصددند تا درمقابل انتقادات وتبليغات گسترده وبدون وقفه جناح مقابل، چگونه ازسناريوي جيره بندي بنزين درآستانه انتخابات پيش روكه خود برنامه ريزومجري آن بوده اند بهره برداري مناسب رابنمايند وبا سودبردن ازسياست (( بمرگ بگيريم تا به تب راضي شوند)) چگونه درآستانه انتخابات حريف خودرا بايكوت نمايند. درحقيقت هردوجناح حاكميت كه درطي مدت 3دهه گذشته با روشهاي پوپوليستي كارهاي خودرا بپيش برده اند، بخوبي براين حقيقت وثوق دارند كه درچنين بازيهائي چه زماني برگهاي خودرا روكرده وطرف مقابل را بجا رفتن وسازش مجبورنمايند.
آنچه كه حالا براي هردوجناح حكومت بعنوان يك اصل صددرصد حتمي ومحتوم مطرح است اينكه : هردوجناح حكومت بخوبي وبدون كمترين شك وترديد ازرويگرداني گسترده وتنفرعميق مردم نسبت به مجموعه حاكميت وبيزاري اي مردم ازعملكرد29ساله اش مطلع هستند وهرلحظه براي انقراض ونابودي آن ثانيه شماري ميكنند آگاه بوده وبهمين دليل است كه هريك به تناسب امكانات واهرمهائي كه دراختيار دارند مصممند تا آنجا كه برايشان ميسراست اين رويگرداني وانقراض را بتعويق بيندازند. بلاترديد همانگنه كه درسطورپيشين بدان اشاره شد هيچ بعيد، وبدورازمنطق نمي نمايد كه هردوجناح باعلم واطلاع ازچنان آينده محتومي بفكرافتاده اند كه چاره اي بيانديشند ودرپي چاره انديشي وراهكارمناسب يراي برون رفت ازچنين مهلكه اي درپشت پنجره هاي فولادي واطاقهاي فكرطرح جدال ساختگي چنين جنگ ماهرانه اي را برنمه ريزي به بمرحله اجرا بگذارند تا ازاينطريق موجبات شكل گيري بستوه آمدن مردم ازيك جناح وحمايت ازجناح ديگررابه خوراك سياسي مردم تبديل نمايند. اينكه ايرانيان وهموطنان عاليقدربرون مرزي جيره بندي بنزين وآنچه كه بعدازاجراي اين طرح چه ديدگاه وتحليل وتفسيري دارند براي ما ايرانياني كه دركانون بحران قرارداريم وموضوعات را از طرق مختلف دنبال ميكنيم روشن نيست، چراكه تجربه نشان داده است كه اكثرهموطنان ما درآنسوي آبها بهردليلي بيشتروقت وانديشه خودرا معطوف به بحرانهاي جهان خارج با جمهوري اسلامي نموده وبندرت مسائل داخلي وآنچه را كه درگستره اين نظام فاسد درجريان است را درمرحله دوم وسوم، يا شايد بعنوان رويدادهاي فاقداهميت تلقي كرده وازبحث كردن پيرامون رويدادهاي داخلي بهردليلي امتناع نموده يا توجه درخوري ازسوي آنها ملاحظه نميشود، كه بنظر نگرنده ويسياري ازناظرين وفعالين سياسي داخل كشوراين تعلل عمدي يا سهوي يك ضعف بزرگ درعرصه مبارزات محسوب ميشود. مامعتقديم كه درشرايط كنوني وآنچه كه درعرصه داخلي جريان دارد مشكل اساسي ملت ايران بوده ولازم وضروريست كه هموطنان ما درخارج ازكشور خاصه افراد وشخثيتهاي اپوزيسيون ومهينطور رسانه هاي سياسي ومبارزاتي برون مرزي بايد بموازات آنچه كه درجهان خارج وعرصه هاي جهاني ميگذرد،رويدادهاي داخلي را نيزبا حساسيت وتيزبيني دقيقتري مورد كند وكاو وكنشگري خاص قراردهند تا ازاين راه بتوانند با روشنگري بموقع مردم ازبروزهراقدامي كه ميتواند موجبات فريب ديگري را رقم بزند آگاه نمايند.
آنچه كه مورد حيرت است اينكه: مشاهده ميشود درچنين وضعيت بسيارحساسي كه كشورما دربرگرفته وهروزنيزبرتيرگي وافق تاريك آن افزوده ميشود، متاسفانه كثيري ازهموطنان ما كه بروايتي آمارشان ازمرزپنج ميليون عبورنموده وچنين حجم جمعيتي قادراست كه درپناه يك اتحاد وانسجام ملي وتاريخي بربسياري ازسياستهاي جهاني تاثيربسزائي داشته باشد، يا بي تفاوت بوده، ويا اينكه آزادي ورهائي اين سرزمين مقدس واهورائي را منوط بردخالت ديگركشورها دانسته وچنين ميپندارند كه آزادي اين سرزمين بدون دخالت يا حمله نظامي خارجي امري غيرممكن مينمايد.
نگارنده بعنوان يك فعال ومبارزسياسي كه دراين مسير چون ديگرهمرزمان خود هزينه هاي فراواني را پرداخته وبازهم حاضرم تا درراستاي اين هدف والا ومقدس يعني آزادي ايران ازچنگال ملايان اهريمن هرهزينه ديگري را بپردازم، با تمام وجود وبا ضرس قاطع عرض ميكنم كه، اگرهمت وغيرتي درميان باشد كه هست، همين جيره بندي بنزين ولو اينكه ناشي از اعمال تحريمها باشد، يا نمايشي ازسوي رژيم درآستانه انتخابات، ميتواند ستونهاي پوسيده اين رژيم را بلرزه درآورد وچنانچه دولتهاي غربي خصوصا" دولت آمريكا با صداقت وبدورازهرگونه سياست ورزي وسازشكاري پشت پرده بحمايت از تداوم اين طرح ادامه دهد وكانالها ومجاري ورود وخروج غيرقانوني وقاچاق آنرا بواقع مسدود نمايد، ودرجهات ديگرنيزبتواند مانع دستيابي رژيم اسلامي به دلار ها ويورو هاي نفتي بشود، اين رژيم در مدتي بسياركوتاه، كوتاه تر از آنكه قابل تصورباشد ازهم فروخواهد پاشيد، وبدون اينكه حتي يك تير ازلوله تفنگ ويا يك موشك ازعرشه فلان كشتي شليك شود بدست تواناي همين ملت خسته وگرسنه ودرمانده وتهيدست، اما مصمم واستوار واميدوار فروخواهد ريخت و جنازه بوي ناك كليت وعناصرپليدآن درگورستان تاريخ دفن خواهد گرديد.
وبراي تحقق اين هدف مقدس لازم وضروريست كه اپوزيسيون خارج ازكشور(( البته اگر اپوزيسيوني وجودداشته باشد)) بيش ازاينكه هم وغم خودرا مصروف يكسري گفتگوها ونشستهاي بيحاصل ودرعين حال همه توجه خود را معطوف به جريانات خارج بنمايد، وقت آنست كه توجه خود را متوجه موضوعات داخل نمايد. فراموش نشود كه رويدادهاي كنوني كشور دردرون كشور بحدي فشرده وپيچيده وپرشتاب حركت ميكند كه لحظه اي غفلت از آن ميتواند ترازدي ديگري چون تراژدي دوم خرداد را رقم بزند كه درآنصورت همه ما مدعيان اپوزيسيون، چه مرده، وچه زنده بايد پاسخگوي تعلل وغفلت ورزيهاي خودمان درمقابل نسلهاي آينده باشيم.
ايران – تهران