شایعه است جمهوری اسلامی با برخی «چپها» و «راستها» در خارج کشور تماس گرفته است. در این میان، اگر نام سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی قرار گیرد، با توجه به اینکه نه تنها آمریکا بلکه اروپا و اساسا سازمان ملل پس از واقعه یازده سپتامبر مبارزه با تروریسم را در صدر برنامه خود قرار داده اند، این «مخالفان» که می خواهند در برابر «دشمن خارجی» در کنار «دشمن داخلی قرار گیرند (تا بعدا آنهایی را که پشتیبانی کردند تا بمانند، براندازند) چه خواهند کرد؟ در برابر جامعه جهانی خواهند ایستاد؟
*****
کیهان لندن 30 اوت 07
الاهه بقراط
www.alefbe.com
www.elahe.de
سقوط کاملا آزاد
شایعه شده «کسانی» از جمهوری اسلامی با «کسانی» از «مخالفان چپ» در اروپا تماس گرفتهاند. شایعه شده «کسانی» از جمهوری اسلامی با «کسانی» از «مخالفان راست» در اروپا تماس گرفتهاند. «مخالفان چپ» شامل وابستگان حزب توده ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) است و «مخالفان راست» شامل آن بخش از مشروطه خواهان است که اعلام کردهاند در صورت وقوع جنگ در کنار جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت.
از آنجا که سیاست حزب توده و فداییان اکثریت یا از ابتدا و یا بعدا در کنار جمهوری اسلامی بوده است، و آن گروه مشروطهخواه هم در صورت جنگ قرار است در کنار جمهوری اسلامی قرار گیرد، می توان گمان کرد ظاهرا گروهی از خودیها که سر نخاش در دست مثلث رفسنجانی، خاتمی و کروبی است قصد دارد آن روشی را که از سوی «بنیاد مطالعات استراتژیک» رژیم در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی پیش برده شد و در عمل نیز مؤثر واقع افتاد، یک بار دیگر بیازماید. لیکن این بار از یک سو به دلیل خطر جدی که موجودیت جمهوری اسلامی را تهدید میکند، و از سوی دیگر به دلیل نقش مؤثر و تعیین کنندهای که نیروهای برانداز از جمله در میان مشروطهخواهان یافتهاند، دامنه آن را گسترش دادهاند بطوری که دست همکاری به سوی آن گروه از نیروهای برانداز دراز کردهاند که «عِرق وطن پرستی» و ناسیونالیستی ایشان بر دیگر «عرائق» آنها میچربد و از همین رو در صورت وقوع جنگ دیگر نه «برانداز» بلکه «پسانداز» خواهند بود و به زبان سیاست عامیانه در برابر «دشمن خارجی» در کنار «دشمن داخلی» قرار خواهند گرفت تا بعدا آنهایی را که پشتیبانی کردند تا بمانند، براندازند! درست مثل آنچه جبهه ملی و نهضت آزادی و حزب توده و مجاهد و فدایی در سال 57 در نظر داشتند!
شایعه است؟
البته این پرسش نیز مطرح است که با توجه به این که نه تنها آمریکا بلکه اروپا و اساسا سازمان ملل پس از واقعه یازده سپتامبر مبارزه با تروریسم را در صدر برنامه خود قرار دادهاند، اگر نام سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی قرار گیرد، آنگاه مبارزه با رژیم ایران منطقا در چهارچوب مبارزه با تروریسم قرار خواهد گرفت. در این صورت این «مخالفان» چه خواهند کرد؟ در برابر جامعه جهانی خواهند ایستاد و از رژیمی که بر اساس این تقسیم بندی نه پشتیبان تروریسم بلکه خودش تروریست به شمار میرود، دفاع خواهند کرد؟!
اینکه آیا در صورت وقوع یک جنگ الزاما باید در کنار رژیم یا آمریکا قرار گرفت، خود پرسش و بحثی دیگر است. و البته این پرسش نیز که پشتیبانی اینان در صورت وقوع جنگ به چه شکل خواهد بود خالی از تفریح نیست. آیا قرار است سربازهایشان را به جبهه (کدام جبهه؟!) بفرستند؟ و یا جنگندههای بمب افکن و ناوهای جنگی خود را به کار خواهند گرفت؟ اگرچه به نظر میرسد نه نیروی هوایی و زمینی و دریایی، بلکه بیش از هر چیز نیروی «زیرزمینی» آنهاست که مورد نیاز جمهوری اسلامی است! چرا که اگر این شایعات درست باشد، هدف از این تماس و همکاری جلوگیری از جنگ نیست چرا که خود خوب میدانند رژیم صدام حسین که نه غنیسازی اورانیوم داشت، نه در منطقه اخلال میکرد و نه روز و شب مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل میگفت حتی با تظاهرات ده میلیونی برای صلح در سراسر جهان نتوانست جان به در ببرد.
در عین حال روی آوردن به این سه گروه برای شرکت در جنگ و امید پیروزی بر آمریکا نیز خواب و خیال است. جمهوری اسلامی با همه ارتش و سپاه و بسیجاش در برابر همین نیروی نظامی آمریکا که با شرایط دشواری در عراق درگیر است، دوام نخواهد آورد چه برسد به سپاه و ارتش بی تفنگ و بی قمقمه تودهای و فدایی و سلطنتطلب!
برای تماس و احتمال همکاری این مخالفان با رژیم که فعلا به شکل شایعه پخش شده است، تنها یک گمان می تواند دست کم به مثابه هدف جمهوری اسلامی و آن بخشی از نیروهای سیاسی که موافق تغییر جمهوری اسلامی نیستند، به یقین نزدیک باشد و آن گمان چیزی نیست جز جلوگیری از شکل گرفتن و تکوین یک نیروی جایگزین که با بحرانی شدن اوضاع داخلی و خارجی رژیم، خود را تحمیل خواهد کرد حال میخواهد جنگی در گیرد و یا نگیرد. وقتی پای مرگ و زندگی به میان میآید (شرایط خطیر جمهوری اسلامی را رفسنجانی و خاتمی در هفتههای اخیر بارها تکرار کردهاند) چنگ انداختن به هر چیزی برای بقا، از چپ منتقد تا راست برانداز، یک واکنش غریزی و طبیعی است.
ولی اینکه رژیم مانند داستان آن روستایی «باهوش» چگونه میخواهد گرگ و علف و بره را با یک قایق از این سوی رود به آن سوی رود ببرد، خود سزاوار تأمل است به شرط آنکه «گرگ» درون «روستایی باهوش» را نیز فراموش نکنیم که تا به امروز دمار از روزگار تودهای و فدایی و سلطنتطلب یکجا در آورده است. البته این دیگر مشکل خودشان است که چگونه از پس یکدیگر برآیند. آنچه را اما باید به کسانی که دست همکاری به سوی جمهوری اسلامی دراز میکنند بطور جدی گوشزد کرد این است که لطف کرده و از خودشان مایه بگذارند چرا که تماس و تطمیع به همکاری بار اول نیست که مطرح میشود. پس از آنکه دکتر عبدالرحمن قاسملو با خیال خام «مذاکره» و رهانیدن «خلق کرد» از مصیبت و رنج به شکلی فجیع به قتل رسید، شاهد کشتار مخالفان رژیم (باز هم از کردها) در رستوران میکونوس برلین بودیم که کمی پس از «ابراز حسن نیت» فرستادگان رژیم جمهوری اسلامی به مخالفانش در اروپا انجام شد و دنباله آن به شکل قتلهای زنجیرهای با کشتار فعالان سیاسی و شاعران و نویسندگان در دوران حجت الاسلام خاتمی پی گرفته شد.
درست به همین دلیل باید از این نوع تماسها نگران بود به ویژه آنکه این روزها در کنار شایعات بالا یک شایعه دیگر هم پخش شد. گفته میشود افرادی برای ترور مخالفان در خارج کشور سازماندهی شدهاند که فعلا در یکی دو تا از کشورهای اروپای شرقی مستقر گشتهاند.
گفتنی است اگرچه در مورد قتل دکتر قاسملو به هیچ شکلی ننگ آن از دامن حکومت اسلامی و دولت حجت الاسلام رفسنجانی که با وعده مذاکره کمر به قتل وی بست پاک نشد، در مورد جنایت میکونوس اما ادعا شد یک «جناح» از جمهوری اسلامی که مخالف سیاست «جناح» دیگر بوده است، این ترور را انجام داده تا «مذاکره» با مخالفان به جایی نرسد! از همین رو باید از کسانی که برای جلوگیری از «جنگ» علیه «وطن» دست همکاری به نابودکنندگان «وطن» میدهند خواست که لطف کنند و جهت این همکاری و برخورداری از مواهب آن، از خودشان مایه بگذارند و هنگام بستن قرارداد همکاری، این شرط را نیز با وابستگان جمهوری اسلامی در میان بگذارند که این «جناح» قاتلان اجیرشده را توسط «جناح» دیگر به سراغ کسانی نفرستند که بی خبر از معاملات آنان باید قربانی همکاری و سیاستی شوند که آنها میخواهند پیش ببرند!
شایعه نیست!
در این دو هفته که از اعلام خبر امکان قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی میگذرد، مسئولان و وابستگان رژیم از اینکه سپاه یک نیروی محبوب مردمی است (از جمله حزب مشارکت و کارگزاران) سخن گفتند. کمتر کسی اما به ضرورت وجودی این ارگان در نظامی که ارتش منظم دارد پرداخت و نپرسید پس از نزدیک به سی سال که از «انقلاب» میگذرد، چه نیازی به «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» هست که نه تنها با استحکام نظام، تضعیف نشده، بلکه بیش از پیش قوی شده و نقش خود را به عنوان یک ارگان نظامی بیش از ارتش تثبیت کرده است؟
نگاهی به ساختار حکومتهای فاشیستی، از جمله رژیم هیتلری، نشان میدهد فاشیسم برای حفظ خود همواره به ارگانهای موازی، مغزشویی شده و سرسپرده نیاز دارد تا در صورت ناکارآمدی و یا سرکشی نهادهای منظم و کلاسیک بتواند از آنها برای سرکوب مخالفان و اعتراضات مردم استفاده کند. جمهوری اسلامی اگر از هیچ نظر به فاشیسم شباهت نداشته باشد (که دارد) دست کم از نظر ارگانهای موازی سرکوب عین فاشیسم است. بگذریم از اینکه فاشیسم دینی به تجربه بدترین نوع فاشیسم است و این را ایرانیان در زندگی روزانه با گوشت و پوست خویش احساس میکنند.
در شباهت دو رژیم ایران اسلامی و آلمان نازی بسیار میتوان سخن گفت. بیهوده نیست که نئونازیهای آلمان پرچم جمهوری اسلامی را در تظاهرات خود اینور و آنور میکشند. لیکن یک اختلاف بزرگ در مورد این دو وجود دارد که آن هم نه به خود این دو بلکه به مخالفانشان باز میگردد: شما امکان ندارد یک آلمانی مخالف رژیم هیتلری و یا تبعیدی آلمانی (که توماس مان و برتولت برشت از مشهورترینشان بودند) بیابید که در خارج از مرزهای آلمان نشسته باشد و برای رژیم هیتلری و یا «انتخابات» آن تبلیغ کرده باشد! در این مورد نیز ما روی دست فاشیسم بلند شدهایم! و این دیگر شایعه نیست.
به هر حال، شایعه همواره یا از یک زمینه خبری و واقعی برخوردار است یا میرود به خبر و واقعیت تبدیل شود. در این میان تردیدی نیست که جنگ و جمهوری اسلامی، هر دو، به زیان مردم ایرانند و با توجه به آنچه در ایران جریان دارد و آنچه در بیست و هشت سال گذشته روی داد، جنگ و رژیم کنونی ایران پیامدهای مشابه دارند. اما در خرد و هشیاری کسانی که به بهانه جنگ و به بهای پشت کردن به مخالفان دمکرات رژیم میخواهند در کنار حکومتی قرار گیرند که به این یا آن شکل به هر حال رفتنی است، بیتردید باید تردید کرد!
این هم نکتهای طنزآمیز که اگر این شایعه به واقعیت تبدیل شد، در این بازار مکاره سیاست کمی بخندید: من سالهاست برای اتحاد و ائتلاف دمکراتهای جمهوریخواه و مشروطهطلب اعم از چپ و راست قلم میزنم ولی فکرش را نمیکردم خود جمهوری اسلامی بانی این کار خیر شود!
21 اوت 2007