دستگیری قبل از انفجار
برگردان از الاهه بقراط
گزارش دستگیری سه تروریست اسلامی را که امروز پنجم سپتامبر، کمی پس از ساعت پنج در رسانهها پخش شد، همراه با تحسین مقامات مسئول آلمان که ظاهرا حواسشان جمع است و بیش از آنچه انتظار میرود همه حرکات مشکوک از جمله رفت و آمدهای سفارتخانههای مسئلهدار را زیر نظر دارند، به نقل از اشپیگل آنلاین میخوانید:
تا جایی که ممکن است باید بیشتر آدم کشته شود. این هدف سه مظنونی بود که دستگیر شدند. آنها در پاکستان درس ترور آموختند و در آلمان میخواستند بمبهایی را با قدرت تخریبی وحشتناک منفجر کنند. در یکی از بزرگترین عملیات پلیس در تاریخ پس از جنگ، هدف این تروریستها با شکست روبرو شد.
خانهای که میبایست مرگ از آن به سوی مردم بیگناه پر کشد، از بیرون اصلا جلب توجه نمیکند. یک مخفیگاه عالیست. این خانه کوچک و نسبتا حقیر وسط خیابان آیشن (بلوط) در شهر شله دورن علیا در ایالت وستفالن قرار دارد. جلوی خانه چوب برای بخاری دیواری چیدهاند. هیچ چیز جلب توجه نمیکند. ساکنان خیابان به دیدن چهرههای بیگانه عادت دارند چرا که از سالها پیش این خانه به توریستها که عمدتا از هلند میآیند اجاره داده میشود.
به این ترتیب هیچ کس از اینکه چند روز پیش سه مرد جوان اتومبیلشان را جلوی خانه پارک کردند و وسایلشان را به درون آن بردند، تعجب نکرد. کسی هم ندید که آنها کمی بعد یک خمره آبی حامل مواد شیمیایی را به درون خانه بردند. شاید آنها محمولهای را که میتوانست جلب توجه کند، شبانه به درون خانه منتقل کردند.
تازه صبح امروز ساکنان شهر کوچک فهمیدند زیر گوششان چه خبر بود.
روز سهشنبه چهارم اوت ساعت دو و نیم بعد از ظهر بود که ناگهان چندین مأمور اداره جنایی آلمان با لباس شخصی و لشکری از واحد ویژه جی اس جی 9 بی سر و صدا با قرق کردن منطقه سه مرد جوان را دستگیر کردند. دلیل این حمله تا چند ساعت روشن نبود. ظهر چهارشنبه بود که مردم فهمیدند در همسایگی آنها چند اسلامیست افراطی قصد داشتند یک یا چند بمب برای عملیات تروریستی بسازند. امروز در خیابان آیشن هنوز میشد مأمورانی را دید که مشغول جمعآوری ردّ و نشانه بودند ولی آرامش به خیابان بازگشته بود و شهر کوچک احساس سبکی میکرد. مسئولان امنیتی آلمان یکی پس از دیگری با تحسین فراوان در برابر خبرنگاران حاضر شدند. یورگ تسیکر رییس اداره جنایی آلمان گفت: تنها با تلاش خستگیناپذیر صدها مأمور پلیس در طول بیش از شش ماه توانستیم از وقوع یک عملیات تروریستی سنگین در آلمان جلوگیری کنیم. و ولفگانگ شویبله وزیر کشور (حزب دمکرات مسیحی) امروز را «روز خوب امنیت» نامید.
یکی از مقامهای بلندپایه برلین که از کارشناسان باتجربه تعقیب تروریستهاست پیروزی این عملیات را به شکلی دیگر توصیف کرد: «ما در این مورد شانس آوردیم . حالا باید ببینیم آیا گروههای دیگری از این دست در آلمان وجود دارند یا نه».
آنچه در طول شش ماه گذشته روی داد، یکی از بزرگترین عملیات پلیس آلمان در دوران پس از جنگ بود. از زمانی که مأموران از طریق سازمانهای امنیتی آلمانی و خارجی از وجود گروه یک جوان آلمانی 28 ساله به نام فریتس گ. از شهر اولم که دین اسلام آورده است همراه با دوست آلمانی 22 سالهاش به نام دانیل اس. از شهر زاربروکن و یک همکار ترکشان به نام آدِم ی. از شهر لانگن با خبر شدند، برق از سرشان پرید چرا که هر سه به عنوان اسلامیست برای پلیس شناخته شده بودند. چرا که هر سه پیش از این در یک اردوگاه آموزشی در پاکستان بودند. وقتی که فریتس گ. در شب سال نو 2006 با یک مظنون دیگر با اتومبیلی پایگاه نظامی آمریکا را در شهر هاناو با دقت مورد شناسایی قرار میداد، این تردید شکل گرفت که امکان طراحی یک عملیات تروریستی وجود دارد.
از همان زمان پلیس گروه فریتس گ. را زیر نظر گرفت. در سال 2007 دادستانی آلمان پروندهای را علیه اعضای ناشناخته «اتحاد جهاد اسلامی» باز کرد.
سایه به سایه تروریستها
این سه نفر از طریق ای میل با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند. یک تیم تعقیب و مراقبت مرتب همه حرکات و مکالمات تلفنی و ای میلهای آنها را کنترل میکرد. این تیم مرتب تغییر میکرد تا کسی اعضای آن را کشف نکند. بعلاوه آنها با گروهی طرف بودند که به شدت یکپارچه عمل میکرد. آنها خیلی کم از تلفن استفاده میکردند و ای میلهایشان را به رمز مینوشتند.
کار تیم تعقیب و مراقبت بسیار مشکل بود. با این همه مأموران حواسشان حتی آن زمانی که آنها شروع کردند مواد شیمیایی مایع بخرند، جمع بود. آنها حالا دیگر میدانستند که سوءظن آنها درست بود. درست مانند دستورالعملهایی که آنها را در اینترنت به آسانی میتوان به دست آورد، این مردان میخواستند از ترکیب هیدروژن و اکسیژن بمب درست کنند.
مشابه این بمب پیش از این در لندن و مادرید توسط تروریستهایی که مواد را بطور قانونی از بازار تهیه کرده بودند، با موفقیت منفجر شده بود. در انفجار لندن در ژوئن 2006 هر یک از چهار تروریست چهار تا پنج کیلو از این ترکیب را در کوله پشتی خود داشت.
ولی فریتس گ. و گروهش ظاهرا نقشه بزرگتری در سر داشتند: آنها از یک عمده فروشی در هانوفر دوازده خمره آبی رنگ حاوی 730 کیلو مایع شیمیایی با ظرفیت 35 درصد تهیه کرده بودند. بمبی که آنها میخواستند بسازند، قدرت انفجاری 540 کیلو تی ان تی را میداشت.
مأموران حدس میزدند نقشه مرگبار این گروه تهیه چند بمب جاسازی شده در اتومبیل باشد. آنها چندین فتیله نظامی و لوازم آتشزنه از راه دور تهیه کردند و در ای میل هایشان درباره اهداف احتمالی حرف میزدند. گاهی از فرودگاه، گاهی از دیسکو و گاهی هم از تأسیسات آمریکایی مانند پایگاه نظامی آمریکا در شهر رامشتاین. به هر حال، آنها یا هنوز تصمیم واحدی نگرفته بودند و یا مأموران رمز تصمیم آنها را درست نفهمیدند.
سه مرد با پیگیری روی ساختن بمب کار میکردند. برای این کار گاراژی را در شوارتزوالد در جنوب آلمان اجاره کردند و خمرههای آبی را به آنجا بردند. هر سه جانب احتیاط را به شدت رعایت میکردند.
مأمورانی که آنها را زیر نظر داشتند از بیخیالی این هسته تروریستی تعجب میکردند. حتی در ماه مه همین امسال که روزنامهها درباره گروهی که از پاکستان آمده و تلاش مأموران آلمان برای یافتن آنها نوشتند، گروه فریتس واکنشی نشان نداده و کار خود را البته با رعایت بیشتر احتیاط دنبال کرد. حتی بازرسی محل سکونت فریتس گ. او را از نقشهاش باز نداشت. آنها با مسخرهبازی در ای میلهایی که فکر میکردند اصلا مشکوک نیست، درباره این حرف میزدند که پلیس هیچ چیزی علیه آنها در دست ندارد!
البته درست میگفتند. ولی مأموران تماشاگر بیعمل نبودند. گروه فریتس در ماه ژوییه مخفیانه خمرههای مواد شیمیایی را عوض کرد. آنها به جای ترکیب 35 درصدی اکسیژن و هیدروژن تنها یک ترکیب سه درصدی داشتند. جابجایی خطرناک آنها در شوارتزوالد کشف نشد و آنها به کار خود ادامه دادند. چندی پیش در ماه اوت آنها خانه کوچک را در خیابان آیشن در شهر کوچک شله دورن اجاره کردند و در دورتموند چند ابزار فنی دیگر برای آتشزنهها خریدند. مأموران اداره جنایی آلمان سایه به سایه با آنها بودند.
حتی چند روز پیش که آنها ظاهرا به تور یک گشت معمولی پلیس خوردند، اندکی شک نکردند. فقط وقتی که در خانه کوچک ساکن شدند و یکی از خمرههای آبی را به آنجا آوردند، گویا یکی از آنها به شک افتاد و گفت ممکن است کشف شده باشند. هسته تروریستی تصمیم گرفت محل خود را تغییر دهد. مأموران نگران شدند. خطر اینکه آنها را گم کنند زیاد بود و تصمیم به حمله گرفته شد.
مشروح ماجرا را باید بازجوییها روشن کنند. مأموران به دنبال افراد دیگر این گروه هستند که حدس زده میشود دست کم پنج مرد دیگر باشند. در روزهای آینده معلوم خواهد شد این افراد چه نقشی در این ماجرا باید بازی میکردند.
در کنار کشف این عملیات تروریستی سنگین که تشویق مسئولان را به همراه داشت، یکی از مقامات وزارت کشور مسئله را چنین تشریح میکند: «ما با گروهی سر و کار داشتیم که بسیار یکپارچه عمل میکرد. ولی چه اتفاقی میافتاد اگر ما آنها را از همان اول کشف نمیکردیم؟»
کارشناسان درباره کیفیت این نوع هسته تروریستی ابراز نگرانی میکنند. نام اعضای این گروه همگی در ردهبندی خطرناکها قرار داشت و از این ردهبندی در آلمان دست کم سیصد نفر وجود دارند! هر سه عضو این گروه در پاکستان آموزش دیده و مغزشویی شده بودند. مأموران به اندازه کافی از این افراد میشناسند. تنها در ماههای گذشته هفت نفر از اسلامیستهای آلمانی در پاکستان دستگیر شدند. بخشی از آنها به آلمان بازگردانده شدند و برخی همچنان در اسلام آباد در زندان بسر میبرند. در کنار این هفت نفر اما شش نفر دیگر هستند که راهی سفر شدند که در بازگشت به شدت زیر نظر پلیس قرار خواهند گرفت تا معلوم شود چه قصدی در آلمان دارند.