کوروش اعتمادی
Koroush_etemadi@hotmail.com
کوفتن بر طبل جنگی و به مصاف طلبیدن بزرگترین ابر قدرت نظامی جهان به جبهه جنگی ویرانگر آنهم علیه مردمی که طی 29 سال صیانت سیاه حکومت اسلامی همه توان و سرمایه های ملی خود را از کف داده است، جنایت علیه بشریت وآخرین ترفند ملایان است تا بدین شکل بقای حکومت الله بر زمین را چند صباحی دیگر تمدید کنند. جنگ با وسعتی که طرح ریزی شده است به معنای نابودی ایران و سقوط جامعه شهروندی ایران است. اینکه راه حل چیست و چگونه میشود این تهدید بزرگ را از سر مردم و مملکت بدور ساخت نخست میبایست سرنگونی بیدرنگ جمهوری اسلامی را پی گیر شویم و سپس با فرستادن ملایان به مراکز مذهبی شان و باز پس گرفتن حق دخالت آنها در امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور بنیاد ایرانی مدرن را پی افکنیم.
جمهوری اسلامی بدون بحران، سرکوب، زندان، ترور و ایجاد وحشت در دل مردم مفهوم خارجی ندارد و از سرشت دیگری است. و اینکه عرصه مقاومت و مبارزه مردم تا چه حد موجودیت جمهوری اسلامی را بزیر سئوال خواهد برد همه از یک سو بستگی به درایت اپوزیسیونی دارد که با پیوستگی گسترده به یکدیگر بدون هرگونه چمشداشت و در نظر گرفتن تعلقات ایدئولوژیکی ابتداء نابودی جمهوری اسلامی را خواستار باشد و سپس برای برپایی نظمی مدرن و دمکراتیک در ایران تلاش کند. ولی اگر درهم ریختگی کنونی اپوزیسیون و تشتت در صفوف مبارزات مردم همچنان بقوت خود باقی بمانند پس میبایست در انتظار روزهای سیاه تراز امروز بود که کشور بواسطه آماج توطئه ملایان و توطئه گران بین المللی موجودیت اش به خطر افتد. در همین رابطه در بحبویه بحران جنگی اخیردر منطقه، روزنامه ًلوس آنجلس تایمزً مینویسد اگر ادعای رئیس جمهور رژیم اسلامی، محمود احمدی نژاد، مبنی بر براه افتادن 3000 دستگاه سانتریفوژ در نیروگاه اتمی نطنز صحت داشته باشد پس میبایست منتظر ماند جمهوری اسلامی در ظرف یکسال آینده به میزان مواد هسته ای که برای تولید یک بمب اتم کفایت میکند دست یابد. اینهم یکی از ده ها پیش بینی های بی اساس نشریات غربی است که همانند رئیس جمهور رژیم ملایان باور دارند کشوری با ظرفیت های تکنیکی و علمی جمهوری اسلامی با در اختیار داشتن 3000 دستگاه سانتریفوژ بزودی تبدیل به یک قدرت اتمی خواهد شد!
اما از سویی دیگر میدانیم اعلام راه اندازی 3000 دستگاه سانتریفوژ در نیروگاه اتمی نطنزاز سوی احمدی نژاد بر خلاف گزارش هفته گذشته آقای ًمحمد البرادعی ً است که گفته بود؛ مامورین آژانس بین المللی انرژی اتمی در هنگام بازدید از نیروگاه اتمی نطنزتنها 1968 دستگاه سانتریفوژ را مشاهد کرده اند که فعال میبودند. با حل یک معادله ساده ریاضی و با انتصاب ادعای احمدی نژاد متوجه میشویم پس از بازگشت کارمندان آژانس بین المللی انرژی اتمی از ایران، دولت جمهوری اسلامی موفق میگردد بلافاصله تعداد 1034 دستگاه سانتریفوژ دیگر را به کل سانتریفوژهای قبلی در این مرکز اتمی بیافزاید تا ظریفت غنی سازی اورانیوم در نیروی گاه اتمی نطنز را به حدود 50 در صد افزایش دهد. اما همانطور که اشاره شد با وجود فعال بودن 3000 دستگاه سانتریوفوژ در مرکز اتمی نطنز بنا به اظهارات متخصصین امور اتمی هنوز جمهوری اسلامی به لحاظ ظرفیت پایین تولید مواد هسته ای از تبدیل شدن به یک قدرت هسته ای در جهان بسیار فاصله دارد. چرا که یک کشور زمانی یک قدرت هسته ای محسوب می شود که حداقل میبایست در مراکز اتمی خود حدود 56000 دستگاه سانتریفوژ فعال داشته باشد. اما چرا اینکه احمدی نژاد و برخی از محافل سیاسی در غرب و خاورمیانه اصرار میورزند جمهوری اسلامی را با این ظرفیت نازل از امکانات تکنیکی و علمی یک قدرت هسته ای معرفی کنند، خود حدیث مفصلی است.
ولی از سویی دیگر میبایست بپذیریم این رجزخوانی ها و بلوفهای احمدی نژاد و سران حکومت اسلامی بطور جدی با توجه با وجود بحران جنگی در منطقه امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را سخت بمخاطره انداخته است. همگان واقف هستند جمهوری اسلامی به تنهایی فاقد امکانات فنی و علمی لازم است که قادر باشد خط تولید بمب اتم را در ایران براه بیاندازد. اما از آنجائیکه قرار است جهان خاورمیانه در آینده در صورت امکان دستخوش تغییر و تحولات ژئوپلیتیک جدید شود، پس پشتک وارو زدنهای دولتمرد مضحکی چون احمدی نژاد میبایست جدی قلمداد شود. همچنین به این واقعیت دردناک هم واقف هستیم جمهوری اسلامی مصمم است تا با نیرنگ و ادعاهای دورغین خود آمریکائیان را به جبهه جنگی دیگر در منطقه وارد کند تا با انگیزه ایجاد چند ویتنام در خاورمیانه بالاخره این ابرقدرت بزرگ جهانی را از پای در آورد. ولی هیچگاه جمهوری اسلامی در اجرای این طرح توطئه آمیز تنها نبوده است بلکه هم پیمانان مرئی و نامرئی رژیم اسلامی در منطقه و در غرب در پیشبرد بحران جنگی در خاورمیانه و وارد کردن مردم ایران در جنگی ناخواسته و نابرابر از هیچ تلاش ناجوانمردانه ای دریغ نورزیده اند. روسها خوب میدانند ویتنام افغانستان در دهه 80 میلادی زمینه های مادی سقوط امپرطوری شوروی سابق بربخشی از جهان را موجب شد و حال با آگاهی و تجربه از این فاجعه انسانی به همیاری ملایان شتافته اند تا شاید با ایجاد ویتنام عراق و احتمالاً ویتنام ایران ، آمریکا این رقیب دیرینه و بزرگترین ابر قدرت جهان را بدین شکل از گردونه رقابتهای جهانی حذف کنند. چینیها هم چندان از این وضعیت بحرانی در منطقه نه تنها ناخشنود نیستند بلکه خود را از هم اکنون برنده نهائی این میدان نبرد میدانند، آنهم هنگامیکه آمریکا با شکست خود ناچار شود به سود چینها منطقه را ترک کند. در همین رابطه میبینیم علاوه بر سلاحهای کشتار جمعی روسی که در بازار داغ جمهوری اسلامی دست به دست میگردند چینیها هم از غافله باز نمانده اند و از طریق کانالهای نظامی خود در جمهوری اسلامی طالبان در افغانستان، حزب الله و حماس در لبنان و فلسطین و شورشیان شیعه در عراق را تا گلو مسلح کرده اند. در همین جا لازم است نکته ای را هم یادآور شویم از دیرباز برخی از قدرتهای بزرگ منطقه از وجود ایرانی بزرگ، قدرتمند و مستقل در خاورمیانه ناخشنود بودند و همیشه چه دیروز و چه امروز در صدد بوده اند با طرح توطئه های گوناگون مرزهای جغرافیای کنونی ایران را دگرگون سازند. حال با وجود همه ی این بدخواهی هانسبت به سرنوشت کشور ما میبینیم سران حکومت اسلامی با توسعه سیاست جنگی خود به یاری این خیل توطئه گران جهانی آمده است تا به بهانه تهدید های پوچ احمدی نژاد خاک ایران را آماج حملات برق آسای نظامی قوای بیگانگان قرار دهند. و دردناکتر از هر چیز در این شرایط خطیر روان شدن بخشی از ًاپوزیسیون ً چپ و راست بدنبال ًناسیونالیسم ایرانی ً است که احمدی نژاد و سپاه پاسداران مبلغ آن میباشند تا با قرار گرفتن در صفوف جبهه جنگ افروزی های آنها همگی کمر به قتل و عام مردم و نابودی کشور ببندند.
اما بگذارید یکبار دیگر تأکید کنیم عرض اندام های آقای احمدی نژاد مبنی بر پیشرفته های شایان توجه هسته ای جمهوری اسلامی و تهدید موقعیت سیاسی و نظامی آمریکا در عراق صرفاً یک توطئه داخلی و بین المللی است تا بدین شکل ایران و مردم ایران را وارد جنگی خانمانسوز و یرانگر کنند. بیشک آمریکائیان تحت هیچ شرایطی بسادگی خاورمیانه را ترک نخواهند کرد. میبایست این واقعیت را پذیرفت امروز منابع انرژی خاورمیانه سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور آمریکا در آینده را رقم میزند. اگر چه امروز آمریکائیان سهم اندکی از منابع انرژی خاورمیانه را بخود اختصاص داده اند اما بخوبی آگاه هستند در صورت شکست و ترک منطقه، چین این بزرگترین ابر قدرت اقتصادی جهان موفق خواهد شد با تصاحب منابع غنی انرژی خاورمیانه در ظرف مدت کمتر از 10 سال بزرگترین ابر قدرت نظامی جهان شود. پس رقابت امروز قدرتهای بزرگ جهانی در خاورمیانه رقابت مرگ و زندگی در آینده است. جمهوری اسلامی هم بخوبی از رقابت های این قدرتها بزرگ جهت تصاحب منابع انرژی خاورمیانه آگاه میباشد ولی به خیال خام خود میخواهد با بهره جستن از این تضادهای بین المللی به مقاصد شوم توسعه طلبی خود در منطقه دست یابد، غافل از آنکه ورود ایران به این نوع رقابتهای بین المللی بسیار مهلک و خطرناک برای موجودیت آینده کشور خواهد بود.
تبدیل شدن جمهوری اسلامی به یک قدرت هسته ای یک شوخی مضحکی است که ملایان آنرا در ایران و در سطح جهانی در بوق و کرنا کرده اند. همانگونه که اشاره کردم همه ی دنیا میدانند ادعای های دولتمردان جمهوری اسلامی مبنی بر ورود جمهوری اسلامی به کلوب کشورهای هسته ای یک بلوف بیش نیست. اما اگر قرار است در این آشفته بازار هر کس در پی دست یافتن به اهداف سیاسی خود در پی توطئه ای باشد پس میبایست نبود را بود و بود را نبود نشان دهد. تحریکات هسته ای و نظامی جمهوری اسلامی در منطقه چه غیر واقعی و چه جدی یک هدف مشخص را دنبال میکند رو در روی مستقیم نظامی با آمریکا را. آمریکائیان هم ناچارند از هر بهانه ای در کوران این بحران سود جویند تا در آینده موقعیت برتر خود در خاورمیانه در مقابل دو قدرت دیگر جهانی ، چین و روسیه، را حفظ کنند. در هفته ایکه گذشت پس از اظهارات احمدی نژاد که دیگر جمهوری اسلامی یک قدرت هسته ای در جهان است آقای بوش سریعاً ً واکنش نشان دادند که آمریکا هرگز ًهولوکاست اتمی ً جمهوری اسلامی در منطقه را تحمل نخواهد کرد. همچنین برخی منابع خبری بین المللی گفته اند پس از کشف شبکه های سپاه پاسداران که برای سازماندهی و آموزش نیروهای شورشی در عراق فعال میباشند مجدداً ًدفترامنیت ملی آمریکا با همکاری سه جانبه پنتاگون، وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید در جوار دفتر کار آقای بوش در کاخ سفید مستقر شد تا در صورت امکان طرح اجرای گزینه نظامی علیه رژیم اسلامی در دستور کار دولت آمریکا قرار گیرد. در همین رابطه ًساندی تایمز ً در گزارشی جدید از احتمال حمله برق آسای نیروهای هوائی آمریکا به 1200 هدف نظامی در خاک ایران در ظرف سه روز صحبت میکند که بنا به ارزیابی بسیاری از کارشناسان این میزان حملات هوائی تمامی توان نظامی و هوائی جمهوری اسلامی را نابود خواهد کرد. ًساندی تایمز ً از قول آقای ًآلکسیس دیبات ً مدیر بخش تروریسم و امنیت در مرکز نیکسون مینویسد هدف امریکا از حمله نظامی نه به قصد ترساندن جمهوری اسلامی بلکه به قصد نابودی کامل نیروی نظامی جمهوری اسلامی انجام میگیرد. در همین رابطه سخنرانی شدیداللحن آقای بوش علیه ًهولوکاست اتمی ً جمهوری اسلامی هشدار دیگری است به شورای امنیت سازمان ملل متحد که در قبال برنامه های هسته ای رژیم اسلامی قطعنامه شدیدتری را علیه تهران صادر کند. اما برخی از کارشناسان سیاسی معتقدند گفته های تند هفته گذشته آقای بوش علیه ادعاهای محمود احمدی نژاد که اگر آمریکا عراق را ترک کند جمهوری اسلامی آمادگی دارد جای این خلاء سیاسی را پر کند، مقدمه آن حمله بزرگ هوائی میتواند باشد که در نهایت نابودی ایران را در پی خواهد داشت.
جایگزین کردن ًمحمدی علی جعفری ً بجای ًرحیم صفویً بعنوان فرمانده جدید سپاه پاسداران توسط رهبر بیانگر این واقعیت است که رژیم اسلامی در صدد بر آمده است تا با گزینه تاکتیهای نظامی متفاوت تر نسبت به گذشته یک آرایش جدید جنگی در کشور را تدارک ببیند. گفته میشود فرمانده جدید سپاه پاسداران ًمحمد علی جعفریً از متخصصین ًجنگ با دشمن در خانه بیگانه و آماده شدن با جنگ نامنظم با مهاجم در داخل کشورً است. این تحول در رأس فرماندهی سپاه به نشانه آگاهی دستگاه رهبری جمهوری اسلامی از خطر حمله گسترده نظامی آمریکا به مراکز نظامی و هسته ای رژیم و یا اشغال بخشی از خاک ایران توسط نظامیان آمریکایی میباشد که از هر زمان دیگر جدی تر بنظر است.
درهم ریختگی هر چه گسترده تر اپوزیسیون به سران جمهوری اسلامی، توطئه گران بین المللی و ًاپوزیسیونً خود باخته چپ و راست کمک میکند تا با یاری یکدیگرو با براه انداختن ماشین جنگی ملایان کشور را به سراشیبی یک سقوط حتمی سوق دهند. بدون یک همبستگی ملی فارغ از باورهای سیاسی و ایدئوژیکی قادر نخواهیم بود در این دوران سرنوشت ساز مانع وقوع جنگ و خنثی کردن توطئه های جهانی علیه ایران شویم. خطر حمله نظامی به ایران را جدی بگیرد این حمله بیش از آنکه منافع ملایان و سران چپاولگر جمهوری اسلامی را به خطر بیاندازد موجودیت ایران را به زیر سئوال خواهد برد. پس برای نجات ایران متحد شویم.
کوروش اعتمادی
استهکلم 6 سپتامبر 2007