روزنامه اعتماد ملی طی خبری روز 19 آّبان نوشت پزشکی قانونی وجود دوکبودی را روی بدن زهرابنی يعقوب پزشک جوانی که مدعی شدند در زندان همدان خودکشی کرد، تاييد کرده است. خانواده زهرا در خودکشی او ترديد دارند.
هنوز جزئيات ,تکنيکی, قتل زهرا روشن نيست. اما عاملان جنايت به يک چيز اعتراف کرده اند: زهرا در چهارچوب طرح موسوم به ,امنيت اجتماعی, گرفتار دژخيمان شده است. طرح ضد امنيتی رژيم بارديگر ناامنی زن ايرانی تحت حاکميت جمهوری اسلامی را به نمايش گذارده است.
در خبر آفتاب آمده است که وکيل داوطلب پرونده زهرا داوطلبانه کنار رفته و خانم شيرين عبادی وکالت پرونده را پذيرفته است. وکلای اين پرونده حداکثر کاری که ميتوانند بکنند افشای جنايت است، وگرنه در چارچوب اين رژيم ماموران بيدادگري، جنايت را ماستمالی کرده و همان بلايی را بر سر پرونده زهرا بنی يعقوب خواهند آورد که بر سر پرونده زهرا کاظمی.
دادخواه، دادستان، و وکيل پرونده زهرا کاظمي، زهرا بنی يعقوب و همه زهراهای ديگر، زنان ايرانند و زمان دادخواهی و دادرسی آنها وقتی فرا ميرسد که آمران و عاملان اين جنايات و تجاوز به حقوق و امنيت زنان و همه شهروندان ايران در صندلی دادگاه مردم نشسته و مجبور به پاسخگويی باشند.
گزارش اعتماد ملى
پزشکيقانونى وجود دو مورد كبودى را بر بدن پزشك جوانى كه 21 مهرماه در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهى از منكر همدان فوت كرد، تاييد كرده است، بدين ترتيب پرونده شكايت خانواده وي، وارد مرحله جديدى شده است.
<هنوز پرونده در مرحله مقدماتى و تحقيق است و ماموران نيروى انتظامى همدان در حال پيگيرى موضوع هستند. ما نيز در كنار دو وكيل پرونده، خانمها شيرين عبادى و مهرنوش نجفى منتظر پايان تحقيقات و اعلام نتيجه آن هستيم. با تكميل تحقيقات ما شكايت خود در مورد مشكوك بودن مرگ زهرا در بازداشتگاه را پيگيرى خواهيم كرد.> اين گفتههاى پدر مرحومه زهرا - ب است كه هنوز پيراهن مشكى بر تن دارد و موقع بردن نام وى اشك ميريزد.
وى روز حادثه را چنين شرح ميدهد: ساعت 30/11 دقيقه روز 21 مهرماه،شخصى با من تماس گرفت و بدون اينكه سلام و عليكى بكند، گفت: آنجا كجاست؟ گفتم: شما از گوشى دختر من تماس گرفتيد، حالا از من ميپرسيد؟ گوشى دختر من دست شما چه ميكند؟ او تصادف كرده؟ پاسخ داد: دختر شما را با فردى كه از اراذل و اوباش است در پارك گرفتهايم. ايشان از اراذل و اوباش همدان است.گفتم: ميشود با بچهام حرف بزنم؟ گفت: امكان ندارد.
طبق گفتههاى مهرنوش نجفى وكيل خانواده پزشك جوان، اين تماس تلفنى پس از تحويل زهرا به اداره امر به معروف و نهى از منكر با پدر او گرفته شده است.
زهرا يك روز قبل در پارك بوعلى همدان بازداشت شده و 24 ساعت نخست را در اداره امنيت اخلاقى بازداشت بوده و 24 ساعت دوم به ستاد امر به معروف منتقل ميشود، اداره امنيت اخلاقى بازداشتگاهى دارد و زنان و دخترانى كه برايشان بازداشت موقت يا قرار تحت نظر صادر ميشود به آنجا منتقل ميشوند و زيرنظر نيروى انتظامى است.
برادر زهرا نيز در تكميل سخنان پدرش ميگويد: ساعت 45/8 دقيقه شب، زهرا با من تماس گرفت. صدا قطع و وصل ميشد. احوالپرسى كرديم. از او پرسيدم كه راست است او را با پسرى در همدان گرفتهاند؟ گفت: بله، كمابيش در جريان ارتباط او بودم. براى همين پرسوجوى بيشترى نكردم. از او پرسيدم: اذيتت نكردهاند؟ گفت: نه، كسى بالاى سرم ايستاده و بايد بروم و تماس را قطع كرد. او در برابر اين پرسش كه آيا بازداشت زهرا مسالهاى ناموسى در خانواده او تلقى ميشده يا خير ميگويد: برويد از آن پسر بپرسيد كه وقتى او را ديدم چه كردم؟ آيا با او دست دادم يا توى گوشش زدم؟ زهرا دختر بالغ و رشيدى بود كه ميتوانست براى زندگى خودش تصميم بگيرد. پدرم نيز همين احترام را براى او و تصميماتش قائل بود. او كه خود فارغالتحصيل دانشگاه پليتكنيك تهران است، هرگونه برخورد خشونتآميز با زهرا در مورد بازداشتش را رد كرد.
<به ما عكس يك صندلى را نشان دادند كه جاى دو پا مثل يك مهر بر آن ثبت شده بود. گفتند اين صندلياى است كه زهرا روى آن رفت و خودش را دار زد و عكس پارچه باريكى را نشان دادند كه زهراى 80 كيلويى با 170 سانت قد، خود را از آن آويخته بود. من اصلا نميدانم كه آيا زهرا توان آن را داشت كه گرهاى بزند كه بتواند وزن خودش را تاب بياورد؟> اينها را پدر زهرا ميگويد و اشك ميريزد. مادر زهرا كه در حال حاضر تحت نظر پزشك است، هيچ نميگويد و فقط هقهق گريهاش اتاق كوچك زهرا را پر ميكند. اتاقى كوچك در كوچهاى باريك كه جوى آبى از ميان آن ميگذرد، در يكى از محلات اصيل جنوب تهران.
پزشكيقانونى همدان در گزارش خود، وجود دو كبودى را بر بدن زهرا تاييد كرده است. يك كبودى در قسمت يكسوم فوقانى ران پاى راست و ديگرى كبودى در قسمت جلوى ساق پاى چپ. علت مرگ فشار بر عناصر حياتى گردن توسط جسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشى از آن تعيين شده است. ساعت معاينه جسد 9 صبح روز يك شنبه 22 مهرماه و زمان فوت ساعت 9 شب شنبه 21 مهرماه تعيين شده است.
مادر زهرا ميگويد: دخترم تيزهوش بود. او از سال اول راهنمايى به مدرسه تيزهوشان ميرفت. اولين سالى كه كنكور شركت كرد، با رتبه 21 وارد دانشگاه تهران شد. او ميخواست خود را براى امتحان تخصصى آماده كند.
دوست داشت اورولوژيست شود. سال پيش درسش را تمام كرد و براى گذراندن طرح به همدان رفت. اما چند ماه قبل محل كار خود را تغيير داد. او به روستاى سس از توابه قروه كردستان رفته بود. روزى كه براى جمع كردن وسايلش به روستا رفتم، همه زنان ده جمع شده بودند و برايش عزادارى ميكردند. دخترم عزيز همه بود.
گزارش آفتاب
خروج وکلای انتخابی از پرونده مرگ مشکوک پزشک جوان
وکيل داوطلب پرونده مرگ مشکوک ,دکتر زهرا بنييعقوب,، اعلام کرد با ورود شيرين عبادی به اين پرونده وکالت داوطلبانه او لغو، و پرونده به ايشان واگذار شده است.
به دنبال مرگ مشکوک زهرا بنييعقوب، که گفته ميشود در بازداشتگاه نيروی مقاومت بسيج در همدان خودکشی کرده است، ,مهرنوش نجفيراغب,، عضو شورای شهر همدان به همراه يکی از همکارانش وکالت داوطلبانه اين پزشک جوان را بر عهده گرفتند. اما به دنبال اظهار تمايل شيرين عبادی برای پذيرفتن وکالت اين پرونده، خانواده بنييعقوب ،وی را به عنوان وکيل انتخابی خود برگزيدند.
نجفيراغب ضمن اعلام اين خبر توضيح داد: ,بر اساس قانون هرگاه وکلای انتخابی به خدمت گرفته شوند، وکلای داوطلب خود به خود از پرونده خارج ميشوند و با توجه به اينکه خانواده بنييعقوب خانم عبادی را انتخاب کردند ديگر من در اين پرونده نقشی نخواهم داشت,.
عضو شورای شهر همدان، در پاسخ به اين پرسش که با توجه به حضور خانم عبادی در خارج از کشور ايشان چگونه ميخواهند پيگير پرونده باشند؟ گفت: ,من هم از اين مسئله بياطلاع هستم، تنها ميتوانم بگويم سخنانی که خانم عبادی به تازگی در مورد اين پرونده ايراد کردهاند کاملا غير کارشناسانه بوده است، زيرا ايشان به هيچ وجه پرونده را مطالعه نکردهاند و سخنانشان بر اساس مستندات پرونده نيست,.
خانم عبادی در حال حاضر در خارج از کشور حضور داشته و قرار است روز دوشنبه، 21آبانماه به کشور باز گردند.
در برخی از اخبار منتشر شده نام خانوادگی زهرا، بنی عامری ذکر شده است.