سایت كانون زنان ايراني: «اتاقي كه مرگ زهرا در آن رخ داده ، فقط يك متر و نيم با دفتر رييس ستاد منكرات همدان فاصله داشت. پرسش من اين است كه آيا هيچكس آنجا حضور نداشته كه متوجه مرگ زهرا شود.»
اين را رحيم، برادر زهرا، پزشک مقتول در همدان ميگويد که به تازگی از صحنه مرگ خواهرش دیدن کرده است .او اضافه ميكند: «در سفر به همدان، محل حادثه را به همراه پدرم ديديم؛ فرض كنيد آپارتماني است دو طبقه كه اتاقهاي زیاد و نزديك به هم دارد و سالن پذيرايياش حدود شش متر است. آيا در چنين فضايي خواهرم ميتوانست خودكشي كند.»
رحيم در توضيح محل مرگ خواهرش ميگويد: «ادعا ميكنند مرگ خواهرم در چارچوب يكي از ورودي درها اتفاق افتاده و در نيز بسته بوده است. حال من سوال ميكنم آيا ممكن است، دري بسته باشد و فردي بتواند در چارچوب آن خود را حلقآويز كند؟»
او اضافه ميكند: «گفتند ميله چند سانتيمتر جلوتر از در قرار داشته است. اما روزي كه من و پدرم آنجا بوديم، ميله را هم كنده بودند. یعنی همان میله ای که مسوولان ستاد امر به معروف ادعا می کنند که زهرا با استفاده از آن خودش را حلق آویز کرده است»
رحيم اضافه ميكند: «به فرض درست بودن همة اين ادعاها آيا حتي يك نفر آن جا نبوده كه متوجه خودكشي خواهرم شود.»
پدر دكتر زهرا هم در همدان به ديدار قاضي پرونده رفته است: «قول همكاري دادند. پرونده را هم ديدم. در پرونده، روز دستگيري دخترم 21 مهر ذكر شده است. در حالي كه از همان ابتدا، عنوان ميشد كه 20 مهر دستگير شده است. به نظر می رسد که مدارک مربوط به بازداشت را دستکاری کرده اند.»
او اضافه ميكند: «يك روز تاخير در دستگيري يعني توجيه بازداشت 48 ساعته. يعني او فقط 24 ساعت در بازداشت بوده است.»
پدر دكتر زهرا ميافزايد: «با اين اوصاف، نميتوانيم چندان به حرفهاي آنها اعتماد كنيم. نميتوانم ادعاي آنها را مبني بر نشنيدن صداي زهرا در هنگام مرگ باور كنيم.»
او نكتة ديگري را هم عنوان ميكند: «فردي كه دخترم را دستگير كرده بود، یک فرد کم سواد است و به صورت تمام وقت با ستاد امر به معروف همکاری نمی کرده است. یعنی شغل دیگری دارد و عصرها به صورت نیمه وقت با ستاد همکاری می کرده است آيا او در حدي هست كه يك دكتر را در پارك دستگير كند.»