سایت كانون زنان ايراني : در شلوغي و همهمه سالن داخلي دادگاه انقلاب آواهايي مكرر تكرار مي شود:« هنوز تفهيم اتهام نشدهايم. جرم فرزندان ما چيست. مگر نوشتن هم جرم است. چرا كسي پاسخ نمي دهد. اين وثيقه هاي سنگين در توان مالي ما نيست.»
داخل سالن كه ميشوي چهرهها يك به يك آشنا مي شوند. عدهاي موضوع دستگيري دانشجويان را پيگيري ميكنند. خانواده فعالان جنبش كارگري دم باجه ديگري ايستاده اند و از آدمهاي پشت گيشه مي پرسند كه بايد اين موضوع دستگيري اخير پارك چيتگر را از كجا پيگيري كنند. فعالان جنبش زنان نيز عده اي در داخل سالن و گروهي هم در مقابل دادگاه انقلاب حكم دو فعال زن در بند را پگيري مي كنند.
عده اي ديگر هم مات و مبهوت اند و مشخص است ورود به فضاي يك دادگاه و پيگيري هاي قضايي حسابي گيجشان كردهاست.
در حدود 50 دانشجو طي روزها 12 تا 18 آذر دستگير و به زندان اوين منتقل شدند. البته خيلي از خانوادهها نيز درباره اينكه آيا فرزندانشان در اويناند يا نه هنوز مطمئن نيستند.
شب گذشته خانواده دانشجويان دربند يلدا را در مقابل اوين برگزار كردند تا اينكه دست كم در فاصله نزديكي با فرزندانشان اين شب ملي را جشن بگيرند. اما نيروهاي امنيتي اين اقدامها را غيرقانوني و براي آينده پرونده فرزندانشان دشوار خواندند.
دادگاه انقلاب اين روزها شلوغ است. در شلوغياش از هر قشري و فعالان هر جنبشي افرادي ديده ميشوند . افرادي كه مدام سوالهاي تكراري ميپرسند و در تلاش اند تا راه به جايي ببرند اما در مقابل گيشههاي پاسخگويي مات ميشوند و ناخودآگاه افراد پراكنده در اين سو و آن سوي سالن به هم مي پيوندند تا از تنهايي سالن دادگاه انقلاب رها شوند. خانواده دانشجويان از خانوده كارگران مي پرسند و خانوداه معلمان دربند هم احوال پرس فعالان جنبش زنان اند.
حدود سي نفر از خانواده فعالان دانشجويي داخل سالن اين سو آن سو در حال حركتند. يكي بعد از 18 روز بي خبري از فرزندش توانسته يك دقيقه با دخترش صحبت كند و كلي هم خوشحال است و ديگري يكي ، دو هفته است كه با پسرش صحبت نكرده است.
مادر علي كلايي چادر مشكي اش را از پس سرش جلوتر مي كشد و تا مي خواهد سر صحبت را باز كند گريه مجالش نميدهد.
آرامتر كه مي شود مي گويد:« علي دو بار كليه اش را عمل كرده و از همان روز دستگيري كه 13 آذر بود تا امروز هيچ اطلاعي از او ندارم . حتي نمي دانم كه زنده است يا نه؟ به آنهايي هم كه آمدند به خانه مان و كامپيوترش را بردند. گفتم كه پسرم را اذيت نكنيد او بيمار است و حال جسمي اش هم اصلا خوب نيست.»
اشك در پهناي صورت مادر علي پايين مي آيد :" خودمان اشتباه كرديم ؛ من و پدرش. هم پدر علي و هم من جزو فعالان سياسي در دوره انقلاب بوديم و در انجمن اسلامي معلمان و پزشكان فعاليت مي كرديم . علي هم هميشه درمباحث سياسي وارد مي شد. شايد اشتباه از ما بود كه فرزندمان را نسبت به مسايل جامعه آگاه بار آورديم.»
او به فعاليت هاي پسرش اشاره مي كند:«علي در انجمن كار كودك فعاليت مي كرد و همه حقوش را براي كودكان بي بضاعت هزينه مي كرد. حالا همين پسر بايد برود پشت ميله هاي زندان. آخر اين چه عدالتي است.»
پدر كيوان اميري الياسي با موهاي يك دست سپيد هم از كرج به تهران آمده تا پيگير پرونده پسرش باشد:« او از 12 آذر دستگير شده و هنوز هم اطلاعي از وضعيت اش نداريم. كيوان در دانشگاه شريف مهندسي صنايع ميخواند و به خاطر معدلش هم بدون كنكور وارد مقطع كارشناسي ارشد شده است. از همان مقطع راهنمايي هم در مدرسه تيزهوشان درس مي خواند. حالا نمي فهمم چرا بايد سراغ پسرم را از دادگاه انقلاب بگيرم."
كاوه مظفري، زارا امجديان، نيلوفر گلكار، پروين اردلان و شهاب ميرزايي هم در دادگاه انقلاب پيگير موضع فعالان زن هستند.
مظفري مي گويد:« دادگاه جلوه امروز بدون حضور وكيل برگزار شد . در حالي كه در 28 آذر كه براي رسيدگي به پرونده 13 اسفند او هماهنگ شده بود هم قاضي و دادستان حضور داشتند و هم وكيل اما جلسه برگزار نشد و يكهو امروز و بدون اطلاع قبلي دادگاه برگزار مي شود.»
مادر نسيم سلطان بيگي هم در ميان جمع ايستاده و در تلاش است كه خانوادهها را آرام كند. او درباره پيگيريهاي تا كنون انجام گرفته مي گويد :«خانواده دانشجويان دربند با كميسيون اصل 90، كميسيون امنيت ملي و نمايندگان مجلس، ديدار داشته اند و البته همه قول همكاري دادند اما در نهايت هنوز هيچ خبري از آزادي نيست.»
مادر نسيم همانطور كه همه را به آرامش فرا مي خواند دادگاه را ترك مي كند تا به دانشگاه برود و براي حذف اين ترم تحصيلي نسيم اقدام كند.
آنسوتر از سي انسان نگران براي دانشجويان دربند ، زنان و مرداني هم ايستاده اند تا ببينند دليل دستگيري همسرو پدرشان در جنبش كارگري چه بوده است.
منيژه گازراني، همسر محمود حكيمي، فعال كارگري و نويسنده و مترجم از احتمال تشديد حكم همسرش خبر مي دهد :« در ديدار با قاضي حداد او به ما اعلام كرد كه احتمال دارد حكم همسرم تشديد شود و دليل آن را هم اطلاعاتي دانست كه اخيرا درباره همسرم در سايت ها به دست آمده است.»
ساعت از 12 و 30 دقيقه هم گذشته است و وقت رسيدگي به پروندههاي صبح حدود اين ساعت به اتمام ميرسد و خانواده ها همگي به سمت در خروجي رهسپار شده اند.
مادران معتقدند كه بايد هر روز آمد و سراغ بچه ها را گرفت. اين كه دادگاه و مسوولاان بدانند كه آنها مي خواهند از وضعيت فرزندانشان آگاه باشند.
آنها همانطور كه برنامه هاي آينده شان را هماهنگ مي كنند در تدارك تحصني مقابل مجلس شوراي اسلامي هستند تا به اين وسيله اعتراض خودشان را به بازداشت طولاني مدت فرزندانشان بي هيچ دليل بازگو شده اي عنوان كنند.